تبليغاتX
گنگ خواب دیده

 

محل دیوار بانک ملی ایران !

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت؟

بیانیه محمدرضا شجریان درباره پرویز مشکاتیان


رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه
دلی از ما ولی خراب ببرد

خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمه‌های بسیار پرداخت و یاد آن سال‌ها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.
موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادی‌های ما شادی ‌و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را می‌توان شنید که برای وطن و آزادی می‌تپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنج‌ها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و‌ترجمه‌ی صادق و راستین زمانه خود باشد.پرویز یکی از این اندک‌شماران است، موسیقی‌دانی که ذوق تصنیف‌سازی‌اش، مهارت گروه‌نوازی‌اش،لطافت شاعرانه‌اش و تعهدش به آرمان‌های مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.

محمد‌رضا شجریان
اول مهرماه ۱۳۸۸ - آمستردام

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 عکسی از استاد محمدرضا شجریان به‌همراه استاد هوشنگ ابتهاج در آلمان     

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 2:34 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 2:12 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور به پرسش زير پاسخ دهيد :

كدام فيلسوف ، براي نخستين بار از نسبت زبان و انديشه سخن گفت ؟

منبع

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

"ادوارد مونش" یکی از نقاشان شهير نروژى پيشرو در سبك اكسپرسيونيسم است .

یکی از مشهورترین اثر او "جیغ " یا " فریاد " است . در بیشتر کارهای مونش غم زدگی ، رنج و درد جهان به تصور کشید شده . تابلو جیغ نمادی از انسانی مضطرب ، قرن را به وحشت و ناتوانی فریاد می زند . وفریاد رسی را طلب می کند  .

منبع                                                                                                                                                           

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

بعد از ۳۰ سال انقلاب ومرگ بر این و مرگ بر آن حالا نوبت به مرگ سیب زمینی رسیده توی این کشور مرگ گفتن تمام بشو نیست با مرگ سیب زمینی این هم از طرف دانشگاه هنر چه ایده را می توان رواج داد  درست حرفت را بزن سیب زمینی چه گناهی کرده ؟  این هم هنری از دانشگاه هنراست

امیدوارم بعد از ۳۰ سال مرگ گفتن دیگر سراغ میوه جات نرویم

عزیزی در کامنت آورده

مرگ برسیب زمینی درواقع مرگ بر یک فریب تبلیغاتی است.این بومرنگی است که پس از سی سال به سوی خودشان حمله ور شده است.

سخن من این است چقدر مرگ گفتن درست بشینیم همدیگر را نقد کنیم می دانم مرگ بر سیب زمینی یک المان است ولی تا کی مرگ مرگ مرگ

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

هر چند خشن است ولی …  شاید مرگ اینگونه  سایه وار به دنبال ما هم باشد کمی فکر کنیم از خداوند بزرگ بخواهیم که عاقبت به خیر باشیم

ازخداوند بزرگ بخواهیم که بی موقع نباشد هر چند موقع آن راما تعین نمی کنیم واز خداوند بزرگ بخواهیم که ما را مشمول رحمت واسعه خودش قرار  دهد  

منبع عکس                                                                                              

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

در ماه جمادی الثانی سال 1263 قمری در شهر تبریز حادثه ای اتفاق افتاد که اگر عقل و درایت امیرنظام نبود، شاید آن حادثه ابعاد هولناکی به خود می گرفت و در جهان آبرویی برای مسلمانان و ایرانیان باقی نمی ماند.

قضیه از این قرار بود که سگی از قنسولخانه روس مفقود شد. کارمندان قونسولخانه به محمد خان بیگلر بیگی که مسوول امنیت تبریز بود شکایت کردند. بیگلر بیگی به کاری نابخردانه دست زد و آن دستگیری چند نفر از اهالی تبریز بود.

بعضی از عوامفریبان به جای شکایت به امیر نظام، به تحریک عوام پرداختند و گفتند که حبس چند مسلمان به خاطر یک سگ متعلق به مسیحیان توهین به مسلمانان است و مردم باید به خاطر این توهین به محله های ارامنه حمله کرده، خانه های آنان را تاراج کنند. با این مقدمات بود که ناگهان عده زیادی از مردم به رهبری اشرار تبریز به محله ارامنه آن شهر حمله کردند. امیر نظام با شنیدن این خبر سخت خشمناک شد و گفت: "باید هر چه زودتر جلوی این فتنه گرفته شود. سپاهیان دولتی باید جلوی مردم را بگیرند" و آنگاه خود بر اسبی سوار شد و به همراه محمد خان بیگلر بیگی و عده ای سپاه به سوی محله ارامنه حرکت کرد. مردم عوام فریاد می کشیدند و قصد غارت خانه های ارامنه را داشتند. امیر با خشم فراوان به بیگلر بیگی گفت: می بینی که نابخردی تو چه اوضاعی پیش آورده است؟ اشرار و الواط شعارهای مقدس را وسیله غارت مردم بی گناه ساخته اند.

البته تا رسیدن سپاهیان به محله ارامنه چند خانه ای غارت شد؛ اما امیرکبیر با رسیدن به آنجا دستور داد به مهاجمان اعلام کنند  که هر کس به یک ارمنی حمله ور شود و یا خانه ای را غارت کند با مجازاتی سخت روبه رو خواهد شد. مهاجمان با شنیدن این اخطار به سرعت عقب کشیدند و متفرق شدند. آنگاه به دستور امیرنظام مسلمانان زندانی آزاد شدند و غائله با همت و درایت او پایان یافت.

نادر میرزا مولف کتاب تاریخ تبریز که خود شاهد آن واقعه بوده است، ماجرا را چنین نقل می کند:

"اشرار و الواط تبریز بهانه ای به دست کرده، به کوی ارامنه تاختند و شورش درانداختند و به غارت سراهای مسیحیان پرداختند. هنوز چند خانه به تاراج نرفته بود که میرزا تقی خان وزیر نظام و محمد خان بیگلربیگی و کدخدایان و بسی از سپاهیان به کوی ارمنیان شتافتند و با هزاران زحمت مردم را از برزن های آن کوی برگرداندند. و آن غوغایی بس بزرگ بود که اگر نه اهتمام وزیر نظام و نرمی  دستور ملک نصیرالملک بود، کار به جایی می کشیدی که نامی زشت برای ایران بماندی."

نادر میرزا وحشت و ترس ناصرالدین میرزای ولیعهد را اینگونه بیان می کند:

"من در آن هنگامه به درگاه شدم که شنیدم بدانجای مردمان غوغا انبوهند. آنجا رسیدم، میدان و دفترخانه و صحن دیوانخانه پر از اشرار و عوام بود. شاهنشاه به دیوان نشسته و رنگ رخان پریده، عامه هر یک به کاری مشغول. تنی از آبگیر آب می نوشیدند؛ برخی چپق همی کشیدند؛ تنی چند به سایه نشسته بودند و فریاد همی کردند که باید ما را ماذون سازی که امروز همه مسیحیان را پاره کنم! کجا آن گوش که استماع کند؟ تا نزدیک غروب این فتنه فرو نشست و بیست باب سرای ارامنه به تاراج رفت. پس وزیر نظام را دیدم که دامنها به کمر زده، دبوسی (گرزی) به دست داشت و سواره همی تاخت."

سیاست امیرکبیر در زمان صدارت بر پایه "مدارای مذهبی و حق آزادی پرستش" قرار داشت. در سال 1265 قمری چون شنید که عده ای از اشرار یزد به خانه زرتشتیان ریخته و اموال آنها را غارت کرده اند در نامه ای که در ذیحجه همان سال برای نایب الحکومه یزد فرستاد نوشت: "از آنجا که رفاهیت طایفه مزبوره را اینجانب طالب است، می باید آن عالیجاه در هر باب مراقب و مواظب باشد که احدی به ملا رستم و کسان او به هیچوجه من الوجوه متعرض و مزاحم نشود، که در کمال آسودگی و فراغت مشغول رعیتی و کاسبی خود باشند." در همان نامه وی به نایب الحکومه یزد فرمان می دهد که "[چون] مبالغی اسباب و اموال آنها را به نهب و غارت برده اند، لهذا به آن عالیجاه قلمی می شود (نوشته می شود) که در این باب نهایت اهتمام به عمل آورده، اموال آنها را تمام و کمال از مرتکبین گرفته، به آنها برساند."
 
امیرکبیر و مسیحیان

امیر در آغاز سال 1266 قمری شنید که عده ای در ارومیه مسیحیان را به زور و فشار به تغییر مذهب وادار می سازند. ابتدا شخصی را برای تحقیق کافی به ارومیه فرستاد و چون بر واقعی بودن آن گزارشها اطمینان یافت در نامه ای که در صفر 1266 برای محمد رضاخان وزیر آذربایجان فرستاد، نوشت:

"... از قراری که مذکور شد از خوانین افشار ارومیه و بعضی از اهالی آنجا نسبت به طایفه نصرانیه ارومیه، بیحسابی و ظلم می رسد و آنها را تکلیف به تغییر مذهب می نمایند. از اینکه هر یک از ملل متنوعه و مذاهب مختلفه که در ممالک پادشاهی هستند باید در عین فراغت و آسودگی زندگی کنند و به دوام دولت قاهره بپردازند، لهذا به آن مخدوم اظهار می شود که به مباشرین امور دیوانی ارومیه غدقن نمایند که در هر باب مراقب احوال طایفه مزبوره بوده، نگذارند که از کسی نسبت به آنها تعدی و بیحسابی برسد و آنها را تکلیف به تغییر مذهب نماید."

امیر و طایفه صابی

امیر دررمضان سال 1266 قمری در نامه ای که برای اردشیر میرزا حکمران خوزستان فرستاد به وی اطلاع داد: "... طایفه صابی که معتقد به مذهب حضرت [زکریا] هستند و در شوشتر سکنی دارند، بعضی از اعیان و اشراف آنجا، آنها را آزار و اذیت زیاد نموده، به جبر و عنف آنها را از کیشی که دارند دعوت به اسلامی می نمایند و به این سبب همه به اطراف و جوانب آنجا متفرق شده اند."

امیر از این حادثه اظهار نگرانی می کند و به حکمران خوزستان فرمان می دهد ".... هر قدر از طایفه مزبوره که به اطراف و جوانب متفرق شده اند جمع آوری کرده، در همان شوشتر سکنی دهند. و در هر حال مراقب احوال آنها بوده، نگذارند آنها را کسی از کیش خود به جبر و عنف به دین مبین اسلام تکلیف نماید، یا آزار و اذیتی به آنها برساند، مگر اینکه خود به رضای خود دین مبین اسلام را قبول کنند."

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 در وبلاگ نعل وارونه می زند این عکس به عنوان عکس فانتزی برچسب خورده است پایِ عکس نوشته : «عکس ِ فانتزی» و در توضیح‌اش گفته: «عکسی که به عنوانِ مزاح گرفته شده است»

و در این بین، چنین عکسی به ما می‌خندد، چراکه لابد یک عکس ِ فانتزی ست. صورتِ هیچ کس در آن پیدا نیست. می‌شود حدس زد که مدّت زمانی صرف شده تا آن‌ها کنار ِ هم چیده شوند، و در این هنگام مُدام مزه می‌ریخته‌اند و شکلک در می‌آوردند. آن خنده‌یِ گم‌شده در تاریخ، مثل ِ یک پقّ‌ ِ آنی بیرون پریده و پیدا شده و ما را تکان می‌دهد

کمی بیشتر دقت می کنیم این عکس یک مزاح است ؟ یا یک تکان بزرگ. شاید می خواهد حرفی را بزند . نه شاید اصلا یک شوخی باشد. اصلا پیامی ندارد ؟
به همه نگاه کنید از بالا کسانی که به معنی اشراف و انسان های بالا تر هستند در ردیف بالا روی   سکویی ایستادن و بعد کسانی که روی زمین ایستاده و بعدی ها که روی زانو ها نشسته و حتی کسانی که روی زمین دراز کشیدن و اندکی سر بلند کردن تا چیزی را ببیند ...

. اما حتی عکاس‌باشی هم که انگار بیرون از داستان و کمی اشرافی‌تر از همه، کُل ِ این ماجرا را ثبت کرده، هیچ چیز بیرون از این اتفاق نمی‌داند. سویِ صورتِ او نیز، هم‌راستا با دیگران است، هم‌راستا با ما. همه به او که خواسته ثبت کند پشت کرده‌اند، به آینده‌ای که ما باشیم پشت شده است، هر کس همان‌جا، سَر ِ جایِ خودش، بی‌چهره‌ ‌و‌ ‌سیما، بدونِ نشانه‌ای واضح که شرم یا خشم، یا حتی خنده را در صورت‌شان بازنمایی کند، در بی‌خبری و انزوایِ مطلق، خیره به اتاقکی تاریک، پشت به اسلحه‌ای که سمتِ چپِ تصویر، تنها و بی‌خیال و راست به لبه‌یِ طاق تکیه داده؛ مردمانی همه پُشت، مردمانی همه خیره، مردمانی همه بی‌خبر.

اما من زیاد به عکس فکر کردم نمیدانم چرا این در ذهنم می آید؟که این عکس خیلی حرف برای گفتن دارد

یک ذهنیتِ خیره و مقیّد، که پُشت به همه کرده، دست به کمر زده، خم شده، دراز کشیده، یا ایستاده. یک ذهنیتِ بسته‌یِ طبقاتی، وبیشتر آنکه نعل وارونه می زند یک حرف گم شده در تاریخ که می گوید ما گم شده ایم نمی دانم باید بیشتر فکر کرد

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 11:54 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

مسابقات تیرکمون ایران

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

عکس زیر ویرایش و دستکاری نشده. عکس زیر یک عکس واقعی است:

این یکی از شعرهای سهراب سپهری است که روی یک تکه چوب نوشته شده و در آرامگاه سهراب سپهری در مشهد اردهال نگهداری می‌شود (دست کم تا زمان گرفته شدن این عکس). نکته این‌جاست که این شعر سان..سور شده است. دقت کنید، در آن قسمت که می‌گوید: «نسبم شاید به زنی …. در شهر بخارا برسد».

قسمت اصلی « نسبم شاید به زنی فا حشه در شهر بخارا برسد »

منبع

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

فهرستهاي ده تايي در ادبيات و ژورناليسم دنياي مدرن،نماد ليستي از بهترينها و برترينها است و كمتر پيش آمده كه به بدترين ها بپردازد،از جمله فهرست جديد رويترز براي 10 نقطه از عالم كه شما را از رفتن به آنجا نهي مي كند!!.

مقام اول متعلق است به بندر مورثبي در گينه نو ،كه به طور متوسط 115 مورد جديد از ابتلا به ايدز را ماهيانه گزارش مي كند!، بيكاري،دزدي و آدم ربايي در پايتخت گينه نو بيداد مي كند!.

مقام دوم به شهر لينفن در چين ميرسد با بيشترين آلودگي هوا، در جوار صنايع غير اصولي و معادن بزرگ ذغال سنگ كه ابري از غبار مسموم كك و آلاينده هاي هوا آسمانش را هميشه تيره نگاه داشته است!.

مقام سوم به شهر بوجمبورا درجمهوري برونئي؟! در شرق آفريقا تعلق دارد،كه فساد و وضع نابسامان اقتصادي آن،پايين ترين نرخ رشد اقتصادي جهان را برايش به ارمغان آورده است و شهره به نسل كشي و كشتارهاي دسته جمعي است!.

هفت شهر افتضاح ديگر در ادامه

مقام چهارم متعلق است به يكي از رئوس محور شرارت!، پيونگ يانگ در كره شمالي بعنوان شهري كه عليرغم ظاهرش در باطن رژيم مديريتي و حكومتي استبدادي داشته و فقط يك شبكه راديو و تلوزيون تحت مراقبتهاي شديد حكومتي دارد و حتي دوچرخه سواري نيز در اين شهر به دلايل سياسي !ممنوع است!

مقام پنجم در كمال ناباوري متعلق است به اوكلاهما در ايلات متحده! و به خاطر بيشترين مخاطرات بلاياي طبيعي!،اين شهر در كريدور معروفي كه بيشترين گردبادهاي موسمي در آن مي وزد، در ماههاي مارس تا آگوست بيشترين ريسك مسافرت را دارد!.

شهر چرنوبيل در اوكراين هنوز تبعات آلودگيهاي راديواكتيويته در دهه نود قرن بيستم را به دوش مي كشد و با مناطق خالي از سكنه و رودخانه ها و درياچه هاي آلوده اش مقام ششم را به خود اختصاص داده است.

موگاديشو در سومالي بعنوان بي قانونترين شهر هرت جهان!،پس از فروپاشي قدرت مركزي در دهه پاياني هزاره دوم،و استقرار واحدهاي حافظ صلح مدتهاي مديدي است كه در رتبه هفتم، از همه برشورهاي توريستي و مسافرتي حذف شده است.

ياكوتسك در روسيه با طبيعتي سرد و منجمد كننده و فاصله اي بعيد با مسكو(شش قاچ ساعتي در معيار ساعت جهاني) در تمامي طول سال با دمايي در حدود 32 درجه زير صفر!! به درستي سردترين منطقه مسكوني جهان لقب گرفته و در مقام هشتم،فقط در صورت افت دما به كمتر از ميزان ياد شده كودكانش مجاز به تعطيل مدارس هستند!!.

داكا در بنگلادش گرفتار تبعات جنگهاي داخلي،عدم ثبات سياسي و بلاياي طبيعي بوده است ولي فقط به خاطر حد بالاي آلايندگي هوا و محيط زيست در اثر توسعه نابسنده صنعتي مقام نهم را به خود اختصاص داده است!

بغداد، پايتختي در همسايگي كه روزي مثل آبادي و امارت نشيني بود،اكنون در آتش تعارضات قومي-مذهبي-قبيله اي مي سوزد،پس از جنگ خليج فارس و به زانو درآمدن ديكتاتور معروفش اين شهر به بالاترين آمار سرقت،آدم ربايي و تجاوز به عنف دست يافته است و در اين ليست نيز مقام آخر و دهم را پيدا كرده است.

پي نوشت : حالا هي بگيد ايران افتضاح! آدم با ديدن اينها به اين فكر مي افته كه شكر گزاري هم چيزه خوبيه …

مثل اينكه اين جمله من باعث سو تفاهماتي واسه دوستان شده!

منبع

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

یاران دبستانی مدرسه ابتدایی ۲۵ شهریور آران و بیدگل -سال ۱۳۵۴شمسی

معلمین محترم                                                                                             

از راست آقایان خادم-محمد کاظمی-جواد استادیان-برای من نا شناس

وان پسر خندان با موی کوتاه که سری تو سرها در اورده من هستم

در این عکس ۳۴ ساله جای چند نفر در میان ما خالیست یادشان به خیر و روحشان شاد

 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 
 
فتحعلي شاه، پادشاه دوران قاجار ايران كه در بين ايرانيان به عنوان شاهي تن‌پرور و بي‌عرضه و عامل از دست رفتن بخش عظيمي از خاك ايران شناخته مي‌شود، خوش‌تيپ‌ترين چهره موزه لوور پاريس شناخته شده است!
 
بنا بر اين گزارش، 35 هزار قطعه هنري در مساحتي به اندازه 5600 متر مربع كه سال گذشته 3/8 ميليون نفر بازديدكننده داشته و در مجموع بيش از جمعيت كشور سوئيس و دانمارك بوده است. 
در واقع، اين موزه آنقدر گسترده است كه مي‌تواند براي خود يك كشور به شمار رود.

همچنين به تازگي، سه نويسنده كتابي را درباره سرزمين لوور نوشته‌اند؛ اين كتاب غيررسمي به بهترين شكل به تقسيم‌بندي موزه و بيان نكات جالبي از آن پرداخته است.

در اين كتاب همچنين موزه لوور به عنوان سرزميني از خشونت، عياشي و دولتمندي معرفي شده است. از نگاه بازديدكنندگان از اين موزه، صبحانه‌ها، برگزاري كنسرت و بخش‌هاي ويژه بزرگسالان از نكات جذاب آن بوده است.

كتاب سرزمين لوور همچنين به انتخاب مرد و زن برتر اين موزه در ميان آثار هنري پرداخته، به گونه‌اي كه «مونا ليزا» به عنوان زن برتر لوور و در ميان مردان، پادشاه ايراني با ريش‌هاي بلند و كتي طلايي به عنوان آقاي لوور برگزيده شدند.
 
باز یک هنر داشت ان بدبخت
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

            تعارف غذای نذری از سوی یک جوان عراقی به سربازان آمریکایی

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:44 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

خود کشی مدرن وپیشرفته امروزی

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 1:55 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

چه کاپشني، چه لبخندي، حقا که رئيس‌جمهور 20 سال ديگه‌اي

همه دختران ایران لیلی منند..........سید محمد خاتمی

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 5:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 اين‌هم يكي از اقدامات پوپو  لیستی رئيس‌جمهور ونزوئلا!

توی ایران چفیه گردن می کند توی انگلیس بوسه به دستان خانم ها

با تأمين مالي و نيروي انساني توسط دولت نهم، هشت هزار واحد مسكوني در ونزوئلا ساخته مي‌شود.

 در حالي كه بنا بر اعلام دولت، سالانه به طور متوسط، هفت هزار واحد مسكوني در هر يك از استان‌ها توسط دولت ساخته مي‌شود، به زودي براي رفع مشكل مسكن در ونزوئلا، پروژه ساخت هشت هزار واحد مسكوني در اين كشور كليد مي‌خورد.
بنا بر اين گزارش، بودجه اين پروژه بزرگ از سوي دولت نهم تأمين شده و نيروي انساني مجري اين پروژه نيز از ايران به ونزوئلا اعزام مي‌شود.

چندي پيش نيز خبرگزاري «رويترز»، از امضاي قرارداد ساخت ده هزار واحد مسكوني در نيكاراگوئه توسط دولت نهم به ارزش صدها ميليون دلار خبر داده بود.
اين در حالي است كه بنا بر اعلام وزارت مسكن و شهرسازي، قيمت مسكن در تهران نسبت به سال گذشته، نزديك به 46 درصد رشد داشته كه يكي از دلايل آن، كمبود عرضه به نسبت تقاضا اعلام شده است.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

صندلی مصدق نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

تصوير عارف كامل شيخ جعفر مجتهدي

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

http://majidphoto.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:36 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

          

 

 

کوچک که بودیم می گفتیم:

 

"آن مرد در باران آمد..."

 

بزگتر که شدیم دانستیم

 

تا آن مرد نیاید باران نمی بارد

و

 

باران نگاه خسته را تا مرز فردا می برد

 

فردایی شسته و بارانی....

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

در همايش دكترين مهدويت از يك بانوي فرهيخته تقدير شد.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 9:32 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

کتیبه ی بیستون، هشتمین اثر جهانی ایران.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

"این وری"، هامانه وزیر برکنار شده نفت  - "اون وری" ، نوذری جانشین او

 

"این وری"، هامانه وزیر برکنار شده نفت  - "اون وری" ، نوذری جانشین او
شرح هم ندارد! وسطی هم رزرو....................

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

زندان ماه
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 7:56 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

هاله اسفندیاری

اعترافات هاله اسفندیاری از تلویزیون پخش شد


هاله اسفندیاری: من هاله واقعی نیستم ، اون فقط تو سازمان ملل دیده شده !

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

مرحوم ميرزا ابوالقاسم كدخدايي

روز پدر بر همه پدران فداکار مبارک ویاد پدر بزرگوارمان مرحوم میرزا ابوالقاسم کدخدایی

که سینه ای پر از محبت داشت را گرامی می داریم.

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

اگر ازدلبستگي هادل بكنيم سبكبال و راحت خواهيم رفت [هنر]
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:25 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

بلندقدترين مرد جهان با كوتاه‌قدترين مرد جهان ديدار كردند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

در نتيجه،  اين قهرمان بسكتبال به رئيس‌جمهور رأي نداده!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد |

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد |

این خواهر عزیز رو اگر کسی می شناسه از ایشون بپرسه چرا صورتش رو پوشونده. به ایشون بی زحمت یادآوری کنید که در تظاهرات ضد دولتی آدمها صورتشون رو می پوشانند برای اینکه نظامدمار از روزگارشون درنیاره. خیلی از شرکت کننده های راهپیمایی های نظیر امروز اتفاقا شخصا عکسشون رو می برند پایگاه براشون کارت هم صادر بشه.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

+ نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

دو رئیس جمهور کاپشن پوش در یک مراسم رسمی!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب |

چرا یک بار اوشین و بار دیگر یانگوم مگر خودمان قهرمان ملی نداریم؟

 

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

12خرداد روز  kamkendex 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

    و از کرامات شیخ محمود یکی راه رفتن بر روی هوا بودی!


 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

اگر اين طوري پيش برويم فردا این شکل را هم در تهران مي ببینید.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 5:12 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

برای من خیلی جای تعجب است این تصویر بیشترین بازدید کننده از طریق

 

جستجو در گوگل در وبلاگم  داشته  دلیلش را  نمی دانم . شاید این تصویر

 

یک شاهکار است و من نمیدانم شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

  

  پروردگار محترم ؛ نظر به اينکه طبق بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب ، عليرغم تمام

نعمات و الطاف حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير ، به هيچ جايي نرسيده و

موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده ام ،  لذا خواهشمند است پيرو تبصره سوم بند

اول قرارداد آفرينش، مورخ1/1/1 ، منعقده فيمابين ابر جد اينجانب مشهور به «آدم» و

«حضرتعالي» استعفاي اين حقير را از مقام «انسانيت»بپذيريد.

                                    با تقدیم احترام-  ما و بسیار زیادی از مسئولین                     

متن از وبلاگ ندای درون

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب |

برگرفته از اتاق روشن

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب |

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 آخر دنياي ما كجاست؟

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

پير زن عراقي با چتر آمريكايي ها نان مي خورد

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

اين تصوير يک صخره در برمه است.اين عکس فقط در يک روز خاص از سال ميتواند گرفته شود.در اين روز اشعه خورشيد با زاويه خاصي بر اين صخره مي تابد :

 



چيزي متوجه شديد؟دوباره نگاه کنيد:



اگر هنوز اعجاز اين تصوير را درک نکرده ايد تصوير را بچرخانيد:

 

ديدني است
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:55 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

              معلم در کنار تخته سیاه نامه اعمالش را سپید می کند.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد |

+ نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب |

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:20 بعد از ظهر توسط |

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:18 قبل از ظهر توسط |

شباهت /عكاس فرامرز عامل بردبار / روزنامه قدس


 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط |


+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

سفر استاني رييس جمهور به استان گيلان /عكاس آرش خاموشي/ ايسنا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 10:31 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط |

نميدونم... واقعا داشتم شاخ در ميآوردم. پشت گوشي كه تعريف ميكرد هنگِ هنگ بودم.خلاصه براي عكس گرفتن از اين مهم راهي روستا شديم.تازه وقتي مخم به اوج هنگي خودش رسيد كه متوجه شدم اين پسره ۱۶ سالشم بيشتر نبوده كه دو تا عروس هم سن و سال خودشو با هم و تو يك عروسي به خونه ي بخت مي بره. تا يك زندگي تاريخي رو در كتاب تاريخ ايران ثبت كنه . هر كاري ميكردم كه با دوربينم از اين داماد و دوتا عروس كنارش عكس بگيرم مغزم فرمان نميداد...

 يك چمدان عكس كهنه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 1:37 بعد از ظهر توسط |

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 توی این کشور چاپلوسی تمام بشو نیست همیشه بوده

+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

                  تصاویری تکان دهنده از تضاد طبقاتی در دنیای بی رحم

حتما ببینید ونظر بدهید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 4:56 قبل از ظهر توسط |

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 4:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط |

 

  شهادت سلطان سریر ارتضا علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد   

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط |