تبليغاتX
گنگ خواب دیده

 

خدایش بیامُرزد، روضه خوانی که چند سال پیش، آن موقع که دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی بودم، مرحوم حاج سید محمد بلادیان پدر شهید بلادیان را می گویم که هر سال به خانه ی ما می آمد و روزهای ابتدایی ماه محرم را برای مردم محل روضه خوانی می کرد، دست بر قضا یک شب بالای منبر در حال وعظ بود که خانمی از میان حاضرین در تکیه ای که بدین منظور بر پا شده بود برخاست و با صدای بلند فریاد زد که: آقا، این درست است که همسرم تنها فرش مندرس باقیمانده در منزلمان را که زیرانداز بچه هایم بوده است را به این محل آورده برای عزاداری امام حسین (ع) بخشیده است و هم اکنون فرزندانم اجباراً باید روی زمین سرد بنشینند؟ در میان سکوتی که حاضرین را فرا گرفت، سید روضه خوان موضوع بحث خود را نادیده گرفت و با صدایی رسا فریاد برآورد که این عمل هرگز مورد پسند خداوند متعال و صاحب این عزا نمی باشد و هر کس این گونه کارها را انجام دهد نه تنها خیری نخواهد دید بلکه بر گناهانش نیز افزوده خواهد شد، زیرا طبق فرمایش بزرگان دین اسلام چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و همان شب پس از اینکه روضه خوانی تمام شد فرش اهدایی را به خانه ی صاحبش بردند و فرزندان آن زن معترض را زیراندازی نصیب شد.

جدول کمک های کمیته امداد امام خمینی به کشورهای محروم(واحد تومان)
از نشريه حاكميت ملت شماره 113
 

سال

سوریه

آذربایجان

تاجیکستان

افغانستان

عراق

78

477,685,40

303,727,84

087,540,154

__

__

79

092,505,630

250,174,177

552,278,107

__

__

80

591,545,73

313,297,151

593,799,208

752,977,785,2

__

81

600,305,234

228,056,383

176,887,253

813,853,380,1

__

82

600,885,503

600,045,551

400,490,429

966,293,536

900,597,629,1

83

830,765,661

440,934,564

165,225,627

108,521,811

718,095,431

84

102,434,819

913,894,698

293,402,801

620,411,626

224,443,610

85

019,184,880

954,388,324,1

170,135,111,1

580,094,760

732,312,435,1

86

__

644,028,048,2

415,656,227,1

770,679,146,1

__

 
حال حکایت ما این است که با این دست و دل بازی دولت ایران چگونه باید برخورد کرد, دولتی که مردمان کشورش در برخی از نقاط جغرافیایی حکومتی اش در بدترین شرایط به سر می برند و از ابتدایی ترین وسیله ی زندگی محروم هستند چگونه به خود این اجازه را می دهد تا حق این بیچارگان بخت برگشته را به اقصی نقاط جهان برده و بذل و بخشش نماید و این عمل خود را در چارچوب مسایل شرعی درست می داند و هر روز هم به استناد همین استدلال خود به میزان این حاتم بخشی ها می افزاید، در شرایطی که در سرزمین ایران هنوز بر اساس آمار منتشر شده از سوی آموزش و پرورش تعداد قابل توجهی دانش آموز زیر کپرها مشغول تحصیل هستند و بسیاری از خانواده ها توانایی تأمین وسایل اولیه تحصیل فرزندانشان را ندارند و دختران و پسران دانش آموز لباس های فورم مدرسه را اگر داشته باشند مربوط به سال های گذشته است که همچنان مورد استفاده آنان قرار می گیرد و دیده شده است که در همین تهران -  در مناطق جنوبی شهر - حتی دانش آموزان به علت نداشتن کفش از دمپایی استفاده می نمایند و آن هم به صورت نوبتی صبح و عصر و بسیاری از خانواده ها حتی نمی توانند وعده های غذایی فرزندان خود را تأمین نمایند تا بتوانند سر کلاس های درس دچار ضعف جسمی که نتیجه اش ضعف مغزی نیز می باشد نشوند. بسیاری از روستاهای میهن ما به سبب نداشتن امکانات اولیه زیستی عمدتاً از سکنه خالی شده اند و مردمی که روزگاری به کار کشاورزی و دامپروری مشغول بودند شغل خود را رها ساخته و حاشیه نشین شهرهای بزرگ شده و هر روز بر تعداد حلبی آبادها که محل و مرکز اصلی پرورش و اشاعه ی اعمال خلاف و غیر انسانی و فساد اخلاقی می باشند افزوده می شود و فراوان از این قبیل معضلات در جامعه ی ایرانی به دنبال بی تدبیری و بی توجهی مقامات مسؤول به وجود آمده است که برای جامعه ی ایرانی بی نهایت خطرناک می باشد، آن گاه در چنین شرایطی شاهد هستیم که کمک های بی دریغ کمیته امداد در ناکجا آبادها هم برده شده و در میان مردمان آنجا توزیع می شود، حال با مراجعه به سایت ویژه ی کمیته امداد آماری را ارائه خواهیم داد که مربوط است به سال های 1378 تا 1386 و بر همین اساس با یاری گرفتن از هفته نامه ی 40 چراغ شماره 336 مورخ 29/1/1388 گزارش مبسوطی از این کمک های انسان دوستانه به نیازمندان آن سوی مرزها را جهت آگاهی خوانندگان ارجمند درج می نمائیم
منبع
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

در سال ۷۸در استان ایلام معلم بودم مدیری در دبیرستان روستای ارمو دره شهر  داشتم  که یک بار به من گفت فریدون من هر وقت مهران مدیری را در تلویزیون می بینم یاد تو می افتم چهره ات تقریبا شبیه به اوست بعد از ۱۰ سال این روزها در این فکرم که شاید من هم مثل مدیری اشتباهی ام در مباحث دینی وقتی با لائیک ها صحبت می کنم می گویند تو متحجری با متشرعین که بحث می کنم می گویند تو دین نداری نمی دانم شاید من اشتباهی ام چند سال است توفیق نصیبم شده است در ۳ دبیرستان آران وبیدگل درس می دهم

هفته گذشته دکتر رمضانی اولین دانش آموخته دکترای فیزیک در منطقه مان جهت سخنرانی برای دانش اموزان دبیرستان شهید خدمتی دعوت شده بود وداشت از فیزیک صحبت می کرد دکتر رضا رمضانی حقا وانصافا افتخار بزرگی برای منطقه ماست ایشان را از نزدیک می شناسم ودر منش و اخلاق و تواضع گوی سبقت را از بسیاری از اساتید ما ربوده است در بین سخنان دکتر یکی از دانش اموزان سوم از من پرسید آقا ایشان آرانی است یا بیدگلی ؟ ومن گفتم آرانی صورت دانش آموز در اخم فرو رفت و سرش را بر گردان و فکر می کنم تا آخر به دکتر رمضانی گوش نداد در فکر فرو رفتم چرا این جوان این قدر باید متعصب باشد ؟!

رمضان هر سال با معلمین یک مدرسه به قرائت قران می روم در پایان قرائت در موارد مختلف بحث می شود یکی از شبهای سال گذشته در مورد آران وبیدگل بحث شد ومن  از بیدگل دفاع کردم افرادی که جلو من نشسته بودند بعد از چند ساعت بحث اصلا نمی خواستند به استدلال های من گوش بدهند و آخر یکی از آنها به من گفت فریدون تو کتاب زیاد خواندی مطالعات تو هم از ما بیشتر است ولی هنوز تجربه اجتماعی نداری نمی دانی چه خبر است ؟به روایت دیگر می خواست بگوید تو در این موارد نمی فهمی ! انصافا اگر صحبت های ایشان را یک دانشجوی سال اول منطق می شنید پر از مغلطه و سفسطه و قیاس های باطل بود ولی آنجا من اشتباهی بودم

من در جاهای مختلف در دفتر مدرسه قرائت قرآن وحتی کلاس های درس چه آران و چه بیدگل بارها گفته ام کشورهای اروپایی پرچم شان را واحد کرده اند ویزا را برداشته اند ودارد قانون اساسی یک قاره دنیا واحد می شود یک حقوق دان می داند که این کار به چه انسجام در رویه محتاج است و ما هم در یک گوشه از ایران برای واو آران وبیدگل دعوا می کنیم سر اینکه سایت اداری کجا باشد به هم می پریم

کودکانمان را آموزش تعصب و بدخلقی با مردم چند کوچه آن ور تر می دهیم مطمئن باشید با چنگ زدن به صورت یکدیگر جائی که زندگی می کنیم آباد نخواهد شد بدبختی از آن بدتر که مسئولین ما از مردم ما کمتر می فهمند و به این تعصب های جاهلانه دامن می زنند  اگر در شهری دیگر از مابپرسند اهل کجائی؟می گویم کاشان چرا که کسی آران وبیدگل را نمی شناسد

وبلاگ ها را می بینیم که بعضی از این بلاگرها اگر از این لفظ آرانی و یا بیدگلی بعد از شهرتشان استفاده نکنند برایشان این معنی را می دهد که کلام الهی تحریف شده است  اصلا شهرتشان ابتر می ماند من مخالف نوشتن پسوند نیستم ولی آنقدر سماجت در بیان آن دارند که آدم را به خنده وا می دارد  بعضی وقت ها در نوشتن این گونه عبارات انقدر افراط می کنند خجالت می کشم که اهل این منطقه هستم هنوز تفکر ملوک الطوایفی هزار ساله بر تفکر ما چنبره زده و نمی دانم سمت وسوی این وبلاگ ها قرار است به کجا برود ؟

من منکر دوست داشتن زادگاهم ومحله ای که در ان زندگی کرده ام نیستم محله وشاد را دوست دارم خانه های قدیمی آن محله ارتباط احساسی عمیقی با من ایجاد می کند ولی این دوست داشتن چه ارتباطی با تعصب های احمقانه دارد ؟

پرچم های هیئت ها منطقه جغرافیای آران وبیدگل را ترسیم می کند هر هیئتی به دنبال آن است خیابانی را تصرف منطقه ای کند امام زادهایی که اصلا شاید درنسبشان تشکیک وارد باشد علم آرانی وبیدگلی برایشان می زنند وای بر این جهالت وتعصب چه توقع است؟ از آن حجاربیدگلی که مغزش هم  از حجر است و شاید از نظر سیاسی و منطقی هم محجور باشد و اعتقاد دارد که هر چه ظلم بر سر بیدگلی ها آمده است زیر سر این آرانی هاست

ویا آن جوشکار آرانی که فقط باید دوآهن را به هم جوش بدهد معتقد به دست های آهنی و زمخت از طرف بیدگلی هاست و بر آنها اعتمادی نیست

ولی ازآن استاد دانشگاهی که داعیه مشعل روشنفکری و اصلاح طلبی را دارد توقع نیست که در پروفایل وبلاگش برای  زادگاهش این گونه شووینیستی عمل کند و به فاناتیسم زادگاهی مبتلا شود

در این کشور چه می گذرد ایلام که بودم دره شهر با ایلام بروجرد با خرم اباد و دو شهر هم جوار باهم مشگل داشتند ومی خواستند سایه همدیگر را با تیر بزنند

عموما دو شهر هم جوار در استانهای کشور با هم مشگل بنیادی دارند چه کسی بازنده این امر است واین امر برای کی نفع دارد ؟

ما معلمین باید به دانش آموزانمان درس تفکر -استدلال و تعصب منطقی را بدهیم که اگر این گونه نباشد ما هم با آن حجارو جوشکار فرقی نداریم که بدتریم

روزی یک نفر از من پرسیدخوب واقعا چه باید کرد؟انتقاد که کاری ندارد پشنهادت چیست؟گفتم ما باید ۲ کا ربکنیم

۱- همه کسانی که امروز در شهر متولی امر هستند چه خوب و چه بد باید کنار روند در ته ذهن شان رسوبات تنفر وبدبینی وتعصب وجود دارد و این را می توان با گفتگو با آنها در یافت .معتمدین قاصر و یا مقصر باید تضحیه شوند چرا که وجود یکی از آنها دامن رقابت را باز می گذارد و به جا ی آنهامدیران  تکنو کرات و کارامد و بدون تعصب جایگزین شود .

۲- بستر فرهنگی برای مردم و مسئولین تکنوکرات وکارامد مهیا شود تا رشد منطقه ای یکسان توزیع شودتا در کنار هم نه در مقابل هم بتوانیم به وحدت رویه قابل قبول برسیم

امیدوارم من بتوانم به فرزندم بیاموزم که زادگاهش را دوست داشته باشد و به آن عشق بورزد ولی تعصب کور کورانه نداشته باشد

امیدوارم به محمد رضا بتوانم بیاموزم که به کشورش خدمت کند حتما آثارش در زادگاهش دیده خواهد شد به محمد رضای عزیزم خواهم گفت که نه تعصب جاهلانه آرانی داشته باش و نه تعصب دشمنانه بیدگلی به انسانها نگاه کن و چشم نگران ایران زمین باش و این خاک اهورایی را در یاب

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

۶ نظر زیر دقیقا در موردلینگ رضا فاضلی که در این صفحه امده است درج می شود

و این است  منطق دوستان وهوداران پدر خردگرایی در ایران!!!!!!!

جناب آقای فریدون خان کدخدایی.
با درود و سپاس فراوان
دیدگاه خوبی در رابطه با شادروان رضا فاضلی پدر خردگرایی در ایران در وبلاگت بیان نکرده ای.اگر طرفدار این رژیم آخوندی و حکومت دینی هستی که هیچ . ما را با تو کلامی نیست . اما اگر ایران دوست و هواخواه سرزمین مادری ات هستی بدان برای مقابله با دشمن باید اول سلاح او را ازش گرفت . سلاح آخوندها دین و استفاده ابزاری از دین است . کافی ست حرفی علیه شان بزنی . نخست برچست ضد دینی و سپس ترور.پس به امثال شادروان فاضلی حق بده که با خرافات دینی دین وارداتی مبارزه کند تا این مردم از بند اسارت این دژخیمان رهایی یابند. اگه ادعای دین و دینداری داری بابا برو عربستان و هر روز تو کعبه عبادت کن تا اون دنیا بری حوری خونه.ما هم با این ایران ویران شده در تعصب و خرافات می مانیم و آبادش می کنیم . شاید عمر من و شما کفاف آزادی این مرز و بوم از اسارت اعراب را ندهد ولی به قول معروف اندکی صبر سحر نزدیک است . از تمامی دوستان خواهشمندم رعایت ادب و نزاکت ایرانی را نمایند و به نویسنده وبلاگ به خاطر بیان عقاید شخصیشان خدای ناکرده توهین نکنند . کوچکتر همه شما . ارشک ار استان فارس

شادروان رضا فاضلی از راهیابی


به حوری خونه باز ماند. (طنز)
بنا به آخرین خبر رسیده از خبر گزاری سر پل صراط ( صراط نیوز) رضا فاضلی که چند روز پیش درگذشت پس از عبور از پل صراط و انجام تشریفات گمرکی برای ورود به بهشت (حوری خونه )دچار مشکل گردید و ماموران حراست حوری خونه از ورود او جلوگیری کردند. به گفته آقای بهشتیان ! سخنگوی حراست بهشت از آنجا که نامبرده در زمان حیات همیشه بهشت و دوزخ و روح و سایر موارد متافیزیکی را به کلی انکار می نموده از ورود وی به بهشت و معاشقه با حوریان و استفاده از سایر مواهب آن جلوگیری می شود. نامبرده بدون هیچگونه سخنی از صف ورود به بهشت جدا گردید و به صف دیگر که برای متقاضیان ورود به جهنم است ملحق گردید. به خاطر ازدحام جمعیت درسر درب ورودی به جهنم از متقاضیان خواسته شد تا فردا صبح به صراط هتل مراجعه نموده و فردا مجددأ مراجعه نمایند. انتهای پیام.

با درود و سپاس فراوان



به نظرم مطالبی که در رابطه با شادراوان رضا فاضلی در وبلاگتان نوشته اید نوعی غرض ورزی و انحراف افکار است . من اکثر برنامه هایش ار تماشا می کردم . ایشان فقط مردم را به خرد ورزی و اندیشه دعوت می کرد و از خرافه پرستی و مقدی نمایی برحذر میداشت.ما ایرنیان 1400سال است که بنده اعراب و دینی عربی هستیم . شاهد بدبختی ما و یک میلیارد مسلمان فلک زده همین عدم پیشرفت حتی یک کشور اسلامی در جهان است . مگر اسلام برای سعادت دنیوی و اخروی ما نیامده بود پس کو سعادت؟ تولید ناخالص ملی کشور ژاپن بی دین از کل جهان اسلام بیشتر است . مقدستات زمانی مقدسند که عقلانی باشند نه خرافات.حالا هم که نتیجه حکومت 30سال حکومت دینی را میبینیم.قدری تامل و تفکربیشتر نمایید
روزانه میلیون ها گوساله تر از خودش صلولت های احمقانه راهی آسمان می کنند به صلوات و اهل صلوات حق می دهد!!!!
تا امثال شما بی شعورها هستیدف باید امثال زنده یاد زضا فاضلی احساس تنهایی بکنند. نفهم بی شعور کدام یک از حرف های او بی دلیل و برهان بود که ادعا می کنی؟! تو و امثال تو نمی خواهید بفهمید و هان طور که فاضلی می گفت خود را به خواب زده اید. مطمئن باش که او زنده است. من همین الان خبر مرگ او را شنیدم و سرآسیمه به اینترنت آمدم و بدبختانه با نوشته ی سر تا پا حماقت تو رو به رو شدم. خاک بر سر نفهمت کنند که ادعای فهم و روشن فکری می کنی! خیالت تخ او زنده است و تو و امثال تو باید از او همچنان بترسیدّ

در ضمن بیشعور تو افغانستان را افقانستان مینویسی و بعد گه زیادی هم میخوری و درباره فاضلی نظر میدهی؟؟؟؟!!!


سلام
با اینکه زیاد از سلطنت طلب ها خوشم نمی یاد ولی می تونم این را بگم از رضا فاضلی و بهرام مشیری خدایش خیلی چیزها یاد گرفتم .. روحش شاد باشه
امیدوارم اون دنیایی براش در کار نباشه به قول صادق هدایت از این دنیا چی دیدم که منتظر یک دنیایی دیگه باشم


نمیدانم دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را؟؟؟!!!
مرد ناحسابی، از یک طرف مینویسی: مرگ رضا فاضلی، آنقدر اهمیت ندارد که کسی بخواهد در مورد آن مطلب بنویسد... بعد یک پست خود را به این بزرگمرد اختصاص داده ای!!!! واقعا که شرم اور است. بهترین دلیل اهمیت داشتن او همین نوشته ی توست که ادعا می کنی مرگش اهمیت ندارد.
سرطان او به جای خود، او بیشتر از دست امثال شمایان حرص خورد و درگذشت!!! اما خیالت هم مشوش باشد، امثال او در دل مردم (البته خردمند) جای دارند و نخواهند مرد!


حقا که ان خردمند سفیه این طرفداران ۰۰۰۰را هم شایسته است

رضا فاضلی مُرد.  مرگ او اهمیتی ندارد.حرفهایش نیز دارای هیچ پایه و اساسی نبود که ارزش نقد و تحلیل داشته باشد.

 

واین هم نظر یکی از طرفداران دولت آقای احمدی نژاد به این پست رکورد شکنی به شیوه احمدی نژاد که عینا می خوانیمم متاسفانه ما به جای جواب نقد فحش می دهیم ما ایرانیان هنوز آموزش ندیدهایم درست جواب بدهیم به جای توهین تو هم حرفی‌ بزن و دليلی‌ بيآور و بگو بر عکس،  کمر ادعای مرا بشکن چرا سر مرا ميشکنی؟ اين حرفها درست هم که باشد نامربوط است، يعنی‌ به صدق و کذب ادعای من ربطی‌ ندارد

شعور........!؟؟  ببخشید هواسم نبود ابتدا شما را با مفهوم این واجه غریب آشنا می کنم که زیاد به فهم شما امیدوار نیستم ول در هر صورت بالاخره باید حجت یه جورایی برای شما احمقا تموم کنیم دیگه نه!
در هر انسانی به طور غریزی یافت می شود البته ناگفته نماند که سر شما به کلا مانده و باعث می شود که انسانها در کنار قدرت تفکر و تعقل منطقی تر بیاندیشند نه اینکه ... من از درج بعضی از کلمات معذورم زشته درست نیست...
شما خوردید به تناقض پس دیگه چرت نگو تا روشنت کنم:

تا زمانی که ما هستیم و کسانی مانند ما فکر میکنند ولایت ادامه دارد و هیچ انقلابی دیگر وجود نخواهد داشت جز انقلاب مهدی
تا زمانی که ما و کسانی مثل ما هستند که چون شمایی می تونی فکر کنی تعدادمون انگشت شماره اینم به خاطر تو...
داشتم می گفتم کسانی بر پست این مملکت این جمهوری پرچم داری می کنند که از نظر تفکر و فکر و تصمیم بر همه ارجعیت دارند چون ما همیشه دنبال بهترینیم..
تا زمانی که ما و کسانی مثل ما هستند کسی حق بردن نابجای اسم موعود و ناجی را ندارد چه برسد از آن سوئ استفاده کند پس عزیزمن دهنت بشور بعد نیت کن تا ببینیم اصلا می تونی اسم مهدی را بیاری چه برسد تو وبلاگت درج کنی......... به خدا قصم شماها نام مهدی را هم رو حساب ما هم هستیم یاد گرفته اید و دریغ از اینکه که سیره ای از آن حضرت بدانید پس باز هم ساکت شو...
توانایی: رئیس جمهور ما می تواند که به استانهای دیگر سفر می کند و حق آنها را می دهد می دانی چرا چون (مرد) است و اینکه تا امروز همچین کسی نبوده دلیل بر این نیست که از سنگر خود برای ....عقب نشینی کند...

ما هم بوی نفت به مشام داریم هم مزه آن پس نسنجیده سخن مگو و انتظار نداشته باش که ما هم که در وضه خوبی یا نسبتا مساعدی به سر می بریم از این پول زود بهره مند شویم این رو هر انسان ابلهی هم می داند که مستضعفان ارحعیت دارن و این حرف را با سند رسمی ار رسانه ملی بیگانه صفت می زنم که جای انکار نیست دیگه رسانه شماست دیگه ما که چیزی از آن ندیدیم.

کارت سوخت مقطعی نبود دیگه چرت گفتی... اینو همه می دونن بخاطر چی بود نمی گم بریدنبالش چون می دونم این پست جناب عالی من در آوردم....

پس شما متخصصینم می شناسید به ما معرفی کنید به شما یاد ندادند همیشه اخبار را با منبع معتبر ارائه کنید البته راستم می گی یاد ندادند دیگه..

ای بابا شما با واجه های زیادی نا آشنایید (جهش) می دونی چیه؟ البته از بعد فلسفی نمی فهمید ولی باز می گویم اما به زبان ساده: یعنی اینکه ۱۰ سال پس که درامد بنده ۱۰۰ تومان بود و نوشابه ۱۰ تومان خوب امروز که درامد بنده ۳۰۰ تومان است نباید انتظار داشته باشم که نوشابه ۱۰ توام باشد باید انتظار داشته باشم که ۳۰ تومان باشد اینم تعریف جهش پس تا الان دو تا لغت یاد گرفتی...

۴ سال وقت کمی و هر کس که همت داشته باشد باید کار کنه چرا اینجوری نمی گی که وزرای ما از بس که ... و قادر به کار نیستند عزل شدند و کمتر کسی لیاقت خدمت به مردم را دارد البته من دلیل دلرم ولی چون اخبار شما معتبر نیست بیش از این نمی گویم...

امیدوارم همیشه بخوانی تا بدانی که یاد بگیری و همیشه حقیقت را بگویی هر چند که به ضررت باشد این یکی از آداب مردانگی است. که امیدوارم در همین مسیر سوق بگیری...

هر جمله که برای شما تلخ آمد رنجیده نشود اری هنوز هم انساهای مطلعی در این مملکت هستند کافیست که فقط این را بفهمی...

و من 

یاد گرفتم که:
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند
2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود
4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

 


قضاوت با شما

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

با افتخار می گوییم : شیعه هستیم
نخست باید بگوییم ارادتی به عمر بن خطاب نداریم و طرفدار حقیقت و واقعیات تاریخ هستیم. زیرا مذهبی که واقعیات تاریخ را نسبتاً منصفانه مورد توجه قرار می دهد مذهب تشیع است. و از آنجا که تشیع را با بررسی و تحقیق برگزیده ایم بنابراین طبیعی است با برخی تندروی ها نیز موافق نباشیم لذا نکاتی درباره مراسم عمرکشان و با استناد به آثار عالمان بزرگ شیعه تقدیم می شود :

* تاریخ دقیق مرگ عمر بن خطاب :
طبق منابع تاریخی عمر بن خطاب ( خلیفه دوم ) در بیست وششم ذی الحجه ترور شد و بعد از حدود سه روز درگذشت. بنابراین وی در آخر ذیحجه یا اول محرم درگذشته است. این مطلب را همه ی مورخان اعم از شیعه و سنی در آثار خود آورده اند. لذا مراسم عمرکشان ( عید زهرا ) که عده ای در ماه ربیع الاول برگزار می کنند اساسا با تاخیر حدود هفتاد روز انجام می شود و از نظر تاریخی با اشکال مواجه است. برای اطمینان می توان به منابع تاریخی زیر مراجعه کرد که به اتفاق همین مطلب را بیان کرده اند:

* منابع تاریخی شیعه :
1.تاریخ‏الیعقوبى ج‏2 ص 159 قرن: سوم مولف شیعه است.
2.تاریخ‏یعقوبى/ترجمه ج‏2 ص 49 قرن: سوم مولف شیعه است
3.التنبیه‏والإشراف ص 250 قرن: چهارم مولف شیعه است
4.مروج‏الذهب ج‏2 ص 304 قرن: چهارم مولف شیعه است.
5.مروج‏الذهب،ج‏2،ص:321 قرن: چهارم مولف شیعه است.
6.الفتوح ج‏2 ص:323 قرن: چهارم مولف شیعه است.
7.مسارّ الشیعه اوایل قرن پنجم مؤلف : شیخ مفید (ره) پیشوای بزرگ شیعیان ( که خوشبختانه نسخه خطی این کتاب ایشان با دستخط خودشان هم اکنون موجود است و در آن مرگ عمر در ذی الحجه ذکر شده است. می دانیم که شیخ مفید(ره) از نظر عظمت علمی و تقوایی در حد عالی هستند تا جایی که طبق عقیده رایج به دریافت نامه از امام عصر(عج) مشرفشده اند.)

* منابع تاریخی دیگر :
8.الإمامةوالسیاسة ج‏1 ص 39 قرن: سوم مذهب مولف : سنی
9.المعارف ص 183 قرن: سوم مذهب مولف : سنی
10.أنساب‏الأشراف،ج‏10،ص:417 قرن: سوم مذهبِ مولف : نامعلوم
11.الطبقات‏الکبرى،ج‏3،ص:258 قرن: سوم مذهب مولف : سنی
12.تاریخ‏الطبری،ج‏4،ص:191 قرن: چهارم مذهب مولف : سنی
سایر منابع جهت اختصار ذکر نمی شود. اما بد نیست بدانیم کهعلمای متقدّم شیعه بر اینکه عمر در ذیحجه کشته شده اتفاق نظر داشته اند و حتی علامه مجلسی(ره) هم به این امر اعتراف دارد.(ر.ک.بحارالانوار، ج‏31، ص 118 ) گرچه مجلسی(ره) خود سعی کرده اند به هر قیمت شده نهم ربیع الاول را تایید فرمایند!!(بعید نیست ایشان که در عصر صفوی می زیستند از سوی حکومت تحت فشار بوده اند و لذا با کمال تعجب به روایتی که از نظر سندی کاملاً ضعیف است استناد کرده ، اجماع مورخان شیعه و سنی را به کناری نهاده اند! روایتی که ایشان به آن استناد کرده اند از طریق دو راوی مجهول الهویه به احمد بن اسحاق قمی(ره) منسوب شده که سند و متن آن بسیارِ ضیعف است.)
ابن ادریس حلی (صاحب سرائر) درباره تاریخ نهم ربیع می گوید: مَنْ زَعَمَ أَنَّ عُمَرَ قُتِلَ فِیهِ فَقَدْ أَخْطَأَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ التَّوَارِیخِ وَ السِّیَرِ ( هر کس بپندارد عمر در نهم ربیع کشته شده به اجماع صاحبان کتب تاریخ و سیره در اشتباه است.) سپس وی تاریخ ذیحجه را صحیح دانسته،می فرماید: الإجماعُ حاصلٌ مِن الشیعةِ و أهلِ السنّةِ على ذلک.( شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. )ر.ک. بحارالانوار، ج‏31، ص 119

* انگیزه ی ابولولو در قتل عمر :
درباره قاتل عمر که فیروز ابولؤلؤة نام دارد واقعیت اینست که طبق منابع تاریخی ، مسلمان یا زردشتی یا نصرانی بودن او معلوم نیست: اینکه آیا او از زردشتی های هم پیمان با مسلمانان بوده یا نصرانی بوده یا مسلمان شده بود معلوم نیست. همچنین دلیلی بر شیعه بودن او وجود ندارد. انگیزه ی او در کشتن عمر بن خطاب نیز یک انگیزه شخصی بوده : در واقع او نسبت به گزاف بودن مالیاتِ مقرّر اعتراض داشت و نزد عمر شکایت برد ولی عمر مالیاتش را تخفیف نداد لذا نقشه ی قتل عمر را طراحی کرد. بنابراین انگیزه ی ابولولو یک انگیزه ی شیعی نبوده بلکه صرفاً یک تصفیه حساب شخصی بوده است. از این رو اینکه او برای خشنودی اهل بیت (ع) دست به این کار زده باشد از نظر مورخان کاملا نادرست است. ( رجوع کنید به منابعی که در فوق ذکر کردیم. )
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی احتمال داده است برخی از بزرگان قریش مثل مغیرة ( مالک ابولولو ) در ترورِ عمر نقش داشته اند زیرا از سختگیری های عمر به تنگ آمده بودند . ر .ک. تاریخ تحلیلی اسلام ص 129 و 130 آنچه دیدگاه ایشان را تقویت می کند اینست که عمر در روزهای آخر گفته بود می خواهد شیوه اش را در تقسیم بیت المال تغییر داده ، مساوات را برگزیند که این می توانست موجب نگرانی برخی از بزرگان قریش شود آنان را به طراحی برای قتل عمر وادار کند. طبق این نظریه ابولولو فریبِ چند عربِ قریشی را خورده و آلت دست آنان شده است.
همچنین برخی از محققان با توجه به سخنانِ کعب الاحبارِ یهودی قبل از ترورِ عُمَر احتمال داده اند که کعب الاحبار از نقشه ی ترورِ عُمَر آگاه بوده است. حجة الاسلام استاد رسول جعفریان در تاریخ خلفا این دیدگاه را نقد کرده اند.ر.ک. تاریخ خلفا صفحه 105تا 109 .

* موضع امیرمومنان (ع) درباره ی ترور عُمَر :
بی شک اگر امام علی(ع) درگیری فیزیکی با دستگاه خلافت را صلاح می دیدند خودشان از همان آغاز اقدام می کردند ولی از آنجا که چنین درگیری را متعارض با مصالح عالیه اسلام می دانستند لذا دست به شمشیر نبردند. در برخی منابع آمده که پیامبر(ص) به علی(ع) توصیه کرده بود که اگر مردم تو را ياري نکردند صبر و شکیبایی در پیش بگیر. لذا ايشان صبر کردند. ایشان در آغاز از بیعت با ابوبکر امتناع کردند اما بعداً که دیدند چاره ای نیست - احتمالا برای پرهیز از جنگ داخلی و نیز خطر ارتداد تازه مسلمانها و نیز خطرحمله رومیان به قلمرو اسلامی - با ابوبکر بیعت کردند. بعدا هم با عمر و بعد با عثمان برای مصالح اسلام و برای وحدت بیعت کردند. بیعت ایشان از ترس و احساس ضعف نبود زیرا ایشان شجاعترینِ عرب بوده ، از هیچ فداکاری برای اسلام دریغ نمی کردند. بدین ترتیب امیرالمومنین(ع) بیست و پنج سال بخاطر حفظ اسلام خون جگر خورد ، صبر کرد.
همچنین هیچگاه در منابع قدیم نیامده که امیرمومنان(ع) قتل عمر را تایید کرده باشند. البته اگر کسانی بخواهند درباره این مسائل به کتاب های صد سال اخیر استناد کنند قطعاً از روش علمی فاصله گرفته اند زیرا در مسائل تاریخی باید به منابعی استناد کرد که به زمانِ رویدادِ مورد بحث نزدیکتر باشند. لذا باید به تاریخهای شیعه و سنی در قرنهای نخست رجوع کنیم. از این رو آثار شیخ کلینی(ره) و صدوق(ره) و مفید(ره) و شیخ طوسی(ره) و... به مراتب معتبرتر از سخنان برخی از متاخران است.( مثلاً بحارالانوار که در اوایل قرن دوازدهم توسط علامه مجلسی(ره) تالیف شده از نظر اعتبار هرگز قابل مقایسه با آثار قدمای شیعه(رضوان الله علیهم) نیست.)
در تواریخ آمده ابولولو پس از آسیب زدن به عمر – در حالِ امامت جماعت - تعدادی از نمازگزارانِ صف اول را نیز مورد حمله قرار داد و زخمی کرد که برخی به خاطر جراحات درگذشتند. حال براستی آیا می توان گفت امام علی(ع) راضی بودند که عمر درمسجد و در حال نماز ترور شود؟ آیا مسجد احترام ندارد؟! آیا امام علیه السلام به زخمی شدن چند بی گناه راضی بودند؟! آیا امام راضی بودند عمر در نظر آیندگان بجای اینکه مورد نقد قرار گیرد برعکس به عنوان "خلیفه ی شهید" و "شهید محراب" مورد احترام و تقدیس قرار گیرد؟!!
لذا بی تردید امام علی(ع) به قتل عمر در نماز جماعت و در مسجد النبی(ص) راضی نبوده اند و همانطور که گفتیم اساساً عملکرد ابولولو قابل دفاع نیست.
بنابراین با اینکه عملکرد عمر بن خطاب درباره اهل بیت (ع) را کاملاً مورد نقد می دانیم در عین حال ترور او را نیز اشتباه دانسته ، معتقدیم امیرمومنان(ع) نیز به این قتل آن هم در مسجد و در حال نماز راضی نبودند همانطور که بعدها به قتل عثمان نیز رضایت ندادند و همه ی این امور بدون اطلاع ایشان انجام شده است. برخی معتقدند اینها همه توطئه ی مخالفان علی(ع) بود که می خواستند آن حضرت را همدستِ قاتلانِ خلفا معرفی کنند چنانکه معاویه ایشان را به همکاری با قاتلان عثمان متهم می کرد.( ر.ک. نهج البلاغه نامه ی 28 ) و عجیب آنست که شیعه ی علی(ع) امروز همان حرفی را می زند که معاویه و داستان پردازانِ دربارِ او در آن زمان می گفتند!. حضرت امیر (ع) بارها و بارها خود را از اتهامات معاویه تبرئه فرموده است. در نهج البلاغه مکرراً تاکیدات آن حضرت را بر اینکه در قتل عثمان دستی نداشته اند مشاهده می کنیم.

* نتایج مرگ عمر :
نتیجه ی کار ابولولو چنان شد که عثمان به جای عمر نشست. در واقع باید گفت کاش عمر زنده می ماند تا امور به دست عثمان نیفتد و آنهمه ریخت و پاش در دستگاه حکومت راه پیدا نمی کرد و بنی امیه آنقدر قدرت نمی یافتند. عمربن خطاب با اینکه مورد انتقاد است اما به هرحال بیش از عثمان به سنت پیامبر اعظم (ص) پایبند بود و مرگ او زمینه ساز تسلط کامل بنی امیه و از بین رفتن بسیاری از سنتهای پیامبر اعظم (ص) شد. در واقع این عثمان بود که به بنی امیه (مروان و معاویه و.... ) پر و بال داد و شرایط را برای آنها فراهم کرد و بعدا خود نیز قربانی این اشتباه شد (عثمان خودش از تیره ی بنی امیه بود لذا به خاطر مسایل فامیلی به آنان منصب های حکومتی داد.)

* مرگ ابولولو :
در کتب تاریخ آمده ابولولو پس از آسیب زدن به عمر و زخمی کردن تعدادی دیگر نمازگزاران پا به فرار گذاشت اما نتوانست از مسجد بیرون برود و در همانجا مردم او را دستگیر کردند و او که خود را گرفتار دید - با همان خنجری که عمر را با آن زده بود - خود را کشت (خودکشی کرد).
اما درباره قبر او باید گفت طبیعی است جنازه اش را در همان مدینه دفن کرده اند. به هرحال او نتوانست بگریزد حتی نتوانست از مسجد بیرون رود بلکه همانجا خودکشی کرد چه رسد به اینکه پایش به ایران و کاشان رسیده باشد!!. بنابرین اینکه برخی از عوام می گویند" ابولولو فرار کرده، نزد حضرت امیر(ع) آمد و از ایشان پناه خواست و ایشان فرمودند: من تو را با طیّ الارض به کاشان می برم که مردمانش شیعه هستند" کاملاً بی پایه است زیرا مردم کاشان در آن زمان شیعه نبوده اند. اساساً مردم کاشان به تبعیت از قم شیعه شدند و چون رواج تشیع در قم بین سالهای 80 تا 115هجری آغاز شده بنابراین در سال مرگ عمر (سال 23 هجری) خبری از تشیع در کاشان یا در قم نبوده است.بلکه تشیع در آن زمان در میان عده ای از صحابه در مدینة النبی(ص) منحصر بود.( ر. ک. رسول جعفریان ، تاریخ تشیع در ایران ص 173 )
در یک کلام نمی توان قصه های عامیانه ی مربوط به ابولولو را – که با عموم تواریخ شیعه و سنی تعارض دارند - باور کرد.( درباره خودکشی ابولولو نیز به منابعی که در فوق ذکر شد مراجعه فرمایید. استاد رسول جعفریان معتقد است قصه های عوامانه زیادی در قرن 6 و 7 در میان شیعیان درباره ابولولو رواج یافته که فاقد مستند تاریخی و علمی است. وی با اینکه از اشتباهات عمر دفاع نمی کند با این حال دفاع از ابولولو را نیز ناروا می داند. ر.ک. تاریخ خلفا ص 110 )

* بهترین دفاع از تشیع :
در پایان باید گفت بهترین دفاع از تشیع اینست که تشیعِ صحیح و معقول را بدون کم و کاست و بر اساس منابع معتبر و استدلال به مردم معرفی کنیم که اگر چنین کنیم بسیاری از اهل سنت نیز به تشیع علاقمند می شوند. می توانیم بسیار مودبانه و مستند انتقادهای خود را به اهل سنت بگوییم و آرام و منطقی به گفتگو بنشینیم اما تظاهر به ناسزاگویی در شأن پیروان علی(ع) نیست. امامان معصوم (ع) در روایات خود ما را به مدارا و برخورد نیکو( مجامله ) با اهل سنت فرا خوانده اند.ر.ک. المحاسن للبرقی ج1 وصایا أهل بیته(ع ) ص 18 و الکافی ج : 8 (کِتَابُ الرَّوْضَةِ ) ص2 تا 14 نیز تفسیرالعیاشی ج 1 ص 373 و نیز بحارالأنوار ج71 ص 217 باب 14 و ج 75 ص 215 باب 3 . همچنین ج27ص239 و ج71 ص217 . مجلسی(ره) در بحارالانوار تنها در باب التقیة و المداراة تعداد 109 روایت درباره تقیه و مدارا نقل کرده اند. بحارالانوارج‏72 باب التقیة و المداراة. نیز حاجی نوری(ره) در مستدرک الوسائل ج12ص306 باب وجوب کفّ اللسان عن المخالفین‏.

* در یک کلام :
تشیع حقیقی همان اسلام حقیقی است به شرطی که آن را با خرافاتِ عوام الناس آمیخته نکنیم. باید پیرو تشیع امام صادق (ع) بود که امامِ عقلانیت و اعتدال و منادی وحدت بود: تشیع معصومین(ع) : همان مکتبی است که پیامبر اعظم (ص) در روز غدیر خم مردم را به آن فراخواند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین.

* برخی از منابع :
ابن اعثم کوفى ، أبو محمد أحمد / الفتوح / تحقیق على شیرى، بیروت، دارالأضواء، 1411 هـ ق
برقى ، احمد بن محمد بن خالد / المحاسن/ دار الکتب الإسلامیة قم، 1371 هـ ق ‏
جعفریان ، رسول / تاریخ تشیع در ایران / قم ، انتشارات انصاریان ،1385هـ ش
جعفریان ، رسول / تاریخ خلفا / قم انتشارات دلیل ما ، 1383هـ ش
دینوری‏ ، ابن قتیبة / الإمامة و السیاسة(تاریخ الخلفاء)/ تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، 1410/1990.
رضی، شریف محمد بن حسین / نهج البلاغه/ (نسخه صبحى صالح ) /انتشارات دار الهجره قم
شهیدی ، سید جعفر / تاریخ تحلیلی اسلام / مرکز نشر دانشگاهی 1371هـ ش
عیاشى ، محمد بن مسعود / تفسیر العیاشی / چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق
کلینى، محمد بن یعقوب / الکافی/ دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 هـ ش‏
مجلسى، محمد باقر / بحار الأنوار / مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هـ ق ‏
نورى، میرزا حسین / مستدرک الوسائل / مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هـ ق
برخی از منابع فوق از طریق CDهای نور از جمله CDجامع الاحادیث که از تولیدات مرکز کامپیوتری علوم اسلامی هستند استفاده شده است.

منبع:اسلام دین برادری

سخنان آيت‌الله خامنه‌اي در روز چهارشنبه 27/9/87 :

ما از گذشته تا كنون مي‌دانستيم که پول برخي کتاب‌هاي سراسر دشنام و تهمت را که عليه شيعيان و اهل تسنن چاپ مي‌شود، يک مرکز وابسته به استکبار مي‌دهد و آيا اين واقعيت خطرناک، هشدار دهنده و بيدار کننده نيست؟

چاپ کتاب‌هاي دربردارنده تهمت و بدگويي  در دنياي تشيع و تسنن، کمک به تحقق اهداف آمريکا و صهيونيزم میکند و همه بدانند که اين‌گونه کتاب‌ها، هيچ شيعه‌اي را سني نمي‌کند و دل هيچ يک از اهل تسنن را جذب عقايد شيعه نخواهد کرد.

اگر کسي تصور مي‌کند که با بدگويي و تهمت به اهل تسنن مي‌تواند از شيعه دفاع کند بداند که جز برانگيختن آتش دشمني هيچ نتيجه‌اي نخواهد گرفت و اين کار در واقع دفاع از ولايت نيست، بلکه دفاع از آمريکا و صهيونيست‌هاست.

 آدم میرسه به قول امام صادق که فرمودند:

پشت مرا دو گروه شکستند : دینداران بیسواد و باسوادان بی تقوا

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

مراسم بزرگداشت مرحوم آیت‌الله توسلی عضو فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش از ظهر  سه‌شنبه در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد. سخنران این مراسم دکتر حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص بود.

وی درادامه سخنان خود با انتقاد شدید از برخی رفتارهای خرافه‌گرایانه، گفت: این چه بازی‌هایی است که عده‌ای سفره پهن می‌کنند، جای خالی می‌گذارند و می‌گویند این جای امام زمان است. چرا اینقدر مردم را عوام فرض کرده‌اید. لابد می‌خواهند فردا توقیع و مهر امام زمان را درست کنند و نشان دهند.

حسن روحانی افزود: مثلا می‌گویند فلان جلسه مهم روز جمعه باشد که آقا هم حضور داشته باشد، این شیادبازی‌ها چیست که در کشور به راه افتاده است. دو سال قبل بحثی را به راه انداختند که اگر امام زمان آمد از کجا می‌آید و سیستم بلندگو و صوتی‌اش چه باشد. آن موقع می‌گفتند حتما دو سال دیگر امام زمان ظهور می‌کند ولی چندین سال گذشت و معلوم شد که دروغ می‌گویند.

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 

می دانی چرا چوب طعمه آتش است زیرا بی حرمتی اش بر لب دهان حسین است

این جمله ای است که در شهر ما بر روی پرده ای در عزای حسین نصب شده ونمونه ای از خرافه برای این حماسه بزرگ است یک نفر نیست بپرسه آخه مگه قبل از حادثه کربلا چوب زیر آتش نمی گذاشتن ؟ یا با همین چوب خیمه های حسینی را بر پا نمی کردند ؟

چرا داریم خرافه وجهالت را چاشنی یک حماسه می کنیم ؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

حجت الاسلام و المسلمین حسنی در خطبه های  این هفته نماز جمعه  ارومیه با اشاره به  بالارفتن مصرف گاز در سال جدید  و قطعی گاز برخی از مردم  گفت: غسل جمعه که یکی از اعمال مستحب می باشد اگر بخواهد در بالارفتن گاز مصرفی مردم تاثیر بگذارد بایستی ترک گردد اگر من غسل جمعه را انجام ندهم یک خانواده  فقیر خواهد توانست از نعمت استفاده گاز محروم نگردد لذا اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع م

حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا حسنی گفت: در وضعیت فعلی که با کمبود گاز در کشور روبرو هستیم مومنین بایستی مصرف برق را افزایش داده و در صرفه جویی گاز که یک امر دینی است اهتمام ورزند

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 1:41 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

محمود احمدي نژاد كه هفته گذشته به استان خراسان جنوبي سفر كرده بود، در جمع خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران استان سخنراني كرد. 
  
به گزارش فارس رئيس جمهور كه در اولين سفر از دور دوم سفرهاي استاني به استان خراسان جنوبي سفر كرده بود، بخشي از سخنانش در برخي از سايتها و رسانه‌ها مورد بحث قرار گرفت.
فيلم آن بخش از سخنان رئيس جمهور كه محل بحث شده است، بر روي خروجي فارس قرار گرفت

در اینجا میتوانید فیلم را ببینید

كيهان مدعي شد: عده‌اي سخنان رئيس‌جمهور را تحريف و بعد براساس جمله تحريف شده، شروع به جوسازي و شارلاتانيسم مطبوعاتي كردند. 
احمدي‌نژاد در جمع خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران استان خراسان جنوبي طي سخناني در بحث مهدويت و ظهور موعود در سطح جهان و در اعتقادات همه جهانيان گفته است كه بعضي‌ها اين سخنان را تمسخر مي‌كنند؛ براي اينكه اينها دلشان از ايمان خالي است. اين‌ها بت‌پرست‌ها و شيطان‌پرست‌هاي مدرن هستند. قيافه روشنفكري مي‌گيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

چند روز پيش دكتر احمدي نژاد نيويورك را منفجر كرد! اين انفجار با سر و صداي فوق العاده اي همراه بود اما برخلاف انفجارهاي ديگر، صداي آن مهيب نبود. اين انفجار همه چيز را زير و رو كرد، بي آن كه خانه اي يا ساختماني را ويران كند و جاني را بستاند. انفجار عظيمي بود، اما در آن از بمب هاي چند تني موسوم به مادر بمب ها- نوع آمريكايي- و پدر بمب ها- نوع روسي آن- و هيچ ماده منفجره ديگري استفاده نشده بود. اصلا اين انفجار از نوع انفجارهايي كه يك مشت بي پدر و مادر در گوشه و كنار جهان ايجاد مي كنند و جماعتي از مردم بي پناه و مظلوم را به خاك و خون مي كشند نبود. احمدي نژاد اگرچه دل پري داشت، اما دست خالي به نيويورك رفته بود، صداي انفجاري كه او پديد آورد، در سراسر دنيا شنيده شد...» اشاره به بخش فوق از يادداشت مورد اشاره به وضوح نشان مي دهد كه كيهان نيز مانند تمامي مردم ايران و ساير ملت هاي مسلمان، حضور اخير رئيس جمهور محترم كشورمان در نيويورك و مواضع اعلام شده ايشان را حركتي حماسي و افتخارآفرين مي داند، بنابراين آنچه درپي خواهد آمد نمي تواند به مفهوم ناديده گرفتن اهميت و يا كاستن از عظمت آن حماسه تلقي شود، بلكه سخني دوستانه با برخي اطرافيان رياست محترم جمهوري است. اخيراً مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري- نشر جمهور- كتابي با عنوان «تجلي هويت ايراني در نيويورك» منتشر كرده است كه به شرح اظهارات، مواضع و حواشي حضور اخير ايشان در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل متحد اختصاص دارد. در مقدمه اين كتاب از حضور حماسي آقاي احمدي نژاد در نيويورك با عنوان «فتح الفتوح»! ياد شده و آمده است «از حيث آثار، شايد بتوان گفت اين فتح الفتوح به مراتب فراتر از ابعاد نبرد فيزيكي ايرانيان در فتح فاو بود. در كلمبيا وضع به گونه اي ديگر بود. در فاو راهكارهاي علوم طبيعي و علوم نظامي غلبه داشت اما در اينجا علوم انساني و پيچيدگي هاي غيرقابل پيش بيني حكم مي راند. نخبگان ايراني فتح فاو، براي مسخر كردن زمين در عمليات آبي- خاكي والفجر 8، علاوه بر كاربست اصول پيش دستانه غافلگيري به اندازه گيري جريان جزر و مد آب تا 04 سال قبل مبادرت كردند، اما در كلمبيا رفتارهاي ميزبان هرگز قابل پيش بيني نبود، حتي اگر خود ايشان از ميهمان دعوت هم كرده باشند...

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

يک زن باديه نشين در عربستان با گذشت 30 سال از ازدواج، به دليل تقاليد جاهليت هنوز به همسر خود اجازه نداده که صورت وي را ببيند.
 فرزند اين زن باديه نشين در اين باره گفت: پدر و مادرم اکنون بيش از 50 سال سن دارند و سي سال از ازدواجشان مي گذرد. روز گذشته در حاليکه مادرم خواب بود، پدر مي خواست نقاب را از صورت وي بردارد و پس از اين همه مدت چهره وي را ببيند، اما مادر فورا بيدار شد و با خشم فراوان به خانه پدريش پناه برد.

فرزند در ادامه مي افزايد: مادرم امروز هم به دليل اين اقدام پدر، درخواست طلاق از وي کرده است.
پس از اين حادثه پدر چندين بار از همسرش عذرخواهي کرد، اما نتيجه اي در بر نداشت.

گفتني است اين مساله از تقاليد بسيار افراطي و جاهل گونه باديه نشينان عربستان سعودي است به طوريکه حتي فرزندان حق ندارند چهره مادر را ببينند.
در گذشته اين تقاليد مشکلات فراواني را در عربستان سعودي به وجود آورده است. براي نمونه چندين بار در حوادث تصادف هنگاميکه مرد براي تشخيص همسرش به پزشک قانوني مي رفت، نمي توانست چهره او را شناسايي کند.

جالب است این زن فرزند دارد ولی صورتش را از شوهرش می پوشاند!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد |

از قدیم گفتن آسته بیا آسته برو تا گربه شاخت نزنه
یه چیز دیگه هم که گفتن اینه که دیگ به دیگ می گه تهت سیاه سه پایه میگه صلی علی . بابا خودت هم غلط املایی داری
یه روزی خودت به من گفتی هر خدمتگذار اگه عیب های زیادی هم داشته باشه بالاخره خدمتگذاره و به ما خدمت می کنه پس دستش رو می بوسم پس حالا چی شد؟
اولاش که وبلاگ نویسی می کردی از شهر و دیارت می گفتی و مهمتر اینکه خودت می نوشتی ولی حالا از همه جا می نویسی غیر از اونچه باید بنویسی و تازه ادعا می کنی که دانای در این مورد هستی
داشتم پایین وبلاگت رو می خوندم که نوشته بودی ما مهربانی را از کودکی که.... ولی الان داری نامهربانی با همه می کنی و تازه برای خودت آیه قران رو هم سند قرار می دی. علی(ع) با اون همه عظمتش اینقدر به خودش مغرور نبود و نمی گفت من (دریک مورد با شما هم عقیده هستم که مطلب پست مورد نظر چرت وپرت است چون عینا خبر سخنرانی مورد نظر درج شده و تحلیل من روی ان نیست )

ایشان می گوید از قدیم گفتن آسته بیا آسته برو تا گربه شاخت نزنه...اخه می ترسم زیر قطار بروم باز افاضه دوستمان.....که خودش را شاگرد من هم می داند با این حجم توهین ها ...شما نظر بدهید

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

به جای این همه چرت و پرت پیشنهاد می کنم دنبال یه سرگرمی تازه رو بگیری و با توجه به این حرفهای احمقانه مطالب آموزنده بنویسی بهتره نه خودت رو تو سیاست بندازی                                             

دعلت ناکارامدی مملکتمان هم می تواند یکی از مشکلاتش شما باشی که با مطالب انحرافی ات و با چرت و پرت هایت مانع پیشرفت می شوی تو شاید در روز ذهن ده ها نفر را منحرف کنی پس توصیه می کنم این کار را نکنی چون بهد از ده روز هر کس وارد ادرس تو شود با این جمله روبرو می شود : دسترسی به این ساید امکان پذیر نمی باشد. مطمئن باش این کار را می کنمو فقط 3 روز وقت داری خودتون رو اصلاح کنینازی.

۱- این ادم بیسواد است غلط املایی زیاد داره

۲-علت مشکلات مملکت ما مطلب من است نه حرفهای رئیس جمهور

۳- به جای نقد منصفانه تهدید به فیلتر شدیم

۴-دریک مورد با شما هم عقیده هستم که مطلب پست  مورد نظر چرت وپرت است

چون عینا خبر سخنرانی مورد نظر درج شده و تحلیل من روی ان نیست

۵- من نظر خودم را می نویسم وبه دنبال قبول کرون یا نکردن دیگران نیستم

۶- مشکل با فیلتر حل نمی شود الیاس خان

۷- قرا ن می گوید فبشر عبادالذین یستمعون القول و یتبعون الحسنه ---الیاس خان

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

محمود احمدي نژاد وسعت دستاورد سفرش به نيويورک را «به اندازه بزرگي خود خدا توصيف کرد.» رئيس جمهور که در جمع برخي از استادان دانشگاه صحبت مي کرد به روايت سفرش به نيويورک پرداخت. وي با تاکيد بر اينکه اظهاراتش در اين سفر دريچه هايي را به روي فرهيختگان و انديشمندان امريکا گشوده است از دانشگاهيان خواست اين راه را ادامه داده و «از دنيا سوال کنند» و «با دنيا حرف بزنند». به گزارش ايسنا وي با اشاره به اين سفر گفت؛ «ما به نيويورک سفر کرديم و براي اين سفر از قبل هدف گذاري هايي کرده بوديم؛ البته اين هدف گذاري ها به اندازه فهم خودمان بود ولي نتايجي که خداوند از اين سفر داد به اندازه بزرگي خود خدا وسعت داشت.» وي با بيان اينکه «آنها در واقع همه در پازل خداوند بازي مي کنند»، افزود؛ آنها طراحي کرده بودند که جمهوري اسلامي ايران را از موضع دانشگاه محکوم کنند و قدم به قدم آن را طراحي کرده بودند.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 رهبر كره شمالي مدعي شد: كارشناس اينترنت است و در اين زمينه از مهارت و خبرگي بالايي برخوردار است.

 "كيم جونگ ايل" در اجلاس بين دو كره خطاب به برخي از حاضرين اظهار داشت: تخصص وي در زمينه اينترنت باعث شده كه او رغبتي براي دستيابي اين جامعه كمونيستي به اينترنت نداشته باشد.

كره شمالي با هدف جلوگيري از آنچه "آلودگي معنوي" ناميده مي شود،‌ ارتباط خود را با جهان خارج قطع كرده و كشوري محروم از اينترنت به شمار مي رود.

در اين اجلاس كره جنوبي خواستار تاسيس پارك صنعتي متحد بين دو كره شد كه متصل به اينترنت باشد، اما "كيم" ضمن رد اين پيشنهاد ادعا كرد در زمينه اينترنت مهارت دارد.

خبرگزاري "يونهاپ" كره جنوبي به نقل از رهبر كره شمالي خبر داد: "كيم جونگ ايل" معتقد است در صورت اتصال بخش هاي مختلف كره شمالي به اينترنت مشكلات بسياري براي اين كشور به وجود خواهد آمد.

رسانه هاي گروهي به عنوان ابزاري تبليغاتي در كره شمالي، كشوري كه تلويزيون و راديو در آن تنها به شبكه هاي رسمي محدود مي شود،‌ به شمار مي رود.

استفاده از اينترنت در كره شمالي از محدوديت هاي شديدي برخوردار است به نحوي كه اين فضا در اين كشور به محيط اينترانت كاملا سانسور شده تبديل شده كه از سوي مركز رايانه و مركز پيشرفته تحقيقات و فناوري كره به شدت كنترل مي شود. 

شايان ذكر است "كيم جونگ ايل" در سال 2000 "مادلين آلبرايت" وزير امور خارجه وقت آمريكا را با پرسشي در مورد آدرس ايميل وي شگفت زده كرده بود .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

طبرسي نماينده ولي فقيه در استان مازندران در خطبه‌هاي نماز جمعه مركز استان دستاوردهاي احمدي‌نژاد را در سفر به نيويورك و سخنراني در دانشگاه كلمبيا ستود و از احمدي‌نژاد به عنوان فرزند امام سجاد (ع) ياد كرد كه سجادوار در كاخ يزيد حقايق را بيان كرد

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 4:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

نقل است درزمان هاي گذشته جن گيري بود که جن ها مي گرفت و در شيشه مي کرد و در مقابل پول قند و چاي خود را از جن زدگان تامين مي کرد، اين بود تا اينکه جن گيري از رونق افتاد و بازار کساد شد و جن گير اجبارا براي تامين قند و چاي خود يکي از جن هاي محبوس در شيشه را آزاد کرد و گفت: اي جن، آزادت مي کنم به شرط آنکه قند و چاي مرا تامين نمايي. القصه جن آزاد شده هر روز مقداري قند و چاي براي جن گير مي آورد تا عاقبت در شهر شايعه شد که دکان ميرزا جعفر بقال را دزد غارت کرده است و گزمه ها به دنبال سارق يا سارقين مي گردند، اما هيچ خط و ربطي نمي يافتند تا اينکه به جن گير مظنون شده و او را متهم به آزاد کردن جن مي کنند و از او مي خواهند جن را دوباره به شيشه بر گرداند، جن گير هم فورأ شيشه و آينه را حاضر کرد و جن را گرفت و در حضور گزمه ها خطاب به جن فرياد زد، پدر سوخته من از تو قند و چاي خواستم و تو رفتي دکان ميرزا جعفر بقال را زدي؟ جن ساده دل هم در جواب گفت: مرد حسابي مگر من کارخانه امين الضرب کهريزک و يا باغ چاي لاهيجان قوام السلطنه را داشتم که صبح تا شب براي تو قند و چاي فراهم کنم ؟ تو بايد مي دانستي که من از همين دکان ها ما يحتاج تو را تامين مي کنم.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

حسن رجبی» برادر «فاطمه رجبی» همسر «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت در نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و حسن روحانی از آنان به خاطر مقاله توهین آمیز خواهر خود پوزش خواست. نامه برادر زن سخنگوی دولت پس از آن نوشته شد که «فاطمه رجبی» در مقاله ای در یکی از سایتهای نزدیک به دولت این سه روحانی سیاستمدار را متهم به مسایلی چون فساد مالی، بی توجهی به دین و از بین بردن منافع کشور در جریان پرونده هسته ای کرد.

همسر سخنگوی دولت يکي از هواداران «محمود احمدي نژاد» با اعطاي لقب «آيت الله» به وي او را «يکي از نشانه هاي خدا بر روي زمين» دانست. به گزارش آفتاب، وي در مطلبي با عنوان «آيت الله احمدي نژاد...» در سايت شخصي خود با بيان اين ادعا که «لقب آيت الله بر شخصي دلالت مي کند که انسان را به ياد خدا و راه او و روش رسيدن به او مثلاً به وسيله بيان احکام هدايت مي کند»، اظهار داشته؛ «احمدي نژاد کسي است که چون صورت نوراني اش را در اثر کثرت خدمت به خلق خدايش ببيني جز عشق به خدا نخواهي ديد. کسي است که حتي کينه توزان و منتقدانش بر خدايي بودنش دلالت مي کنند. به راستي تاکنون چه کسي اينچنين مورد غضب دشمنان خدا قرار گرفته؟

دفتر رئيس جمهور از مردم خواست «به شکرانه موفقيت بزرگ» محمود احمدي نژاد سجده شکر به جاي آورند.يک روز پس از آنکه بسيج دانشجويي از مردم و دانشجويان خواست به استقبال رئيس جمهور بروند، دفتر رياست جمهوري در اطلاعيه يي از مردم خواست «به جاي اين مراسم، با حضور در مساجد، حسينيه ها و شرکت در نمازهاي جمعه و جماعت به شکرانه اين موفقيت بزرگ، سجده شکر به درگاه ايزد منان بسائيم

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

اعتماد:به نظر مي رسد از آغاز پيروزي انقلاب تا به امروز هيچ گاه عرصه خبررساني به اندازه اين روزها محدود نبوده است. توقيف و پلمب ساختمان بازتاب پس از تعطيلي شرق و هم ميهن و خبرگزاري کار نشان مي دهد که ديگر عدم تحمل به مغز استخوان مجموعه حاکم رسيده است. وقتي سايت بازتاب با پشتوانه يي مثل محسن رضايي که هم دبير مجمع تشخيص مصلحت است و هم فرمانده سپاه در دوران جنگ تحميلي تحمل نمي شود، ديگران حساب شان روشن است. گويي اندک اندک نه به سوي جامعه تک صدايي که به سوي جامعه بي صدايي حرکت مي کنيم. نخستين پرسشي که به نظر مي رسد اين است که آيا اين حرکت محاسبه شده است؟ و آيا تصور بر اين است که خاموش کردن صداي منتقدان مساوي عدم انتقاد در جامعه و رضايت خاطر همگان از روند امور خواهد بود؟

به تازگي مشاور رئيس جمهور محترم گفته است که ايشان سقراط زمانه هستند. همه مي دانند که سقراط خودش نقد را دامن مي زد و خود مهمترين پرسشگر دوران و بلکه تاريخ انديشه بود. چه اتفاقي افتاده است که نهادهاي حاکم بر مقدرات اين ملت، اين گونه سقراط زمانه، را کم تحمل نشان مي دهند؟

اگر اين سخنان درست نيست که نيست چگونه بايد نقد و بررسي شود؟ از سويي در عرصه جهاني ادعاي قدر قدرتي مي کنند. مي خواهند براي حل مشکلات جهان نسخه بنويسند. اصلاً دعوت مي کنند که بياييد از ما ياد بگيريد. از سوي ديگر اين قدر تنگ حوصله شده اند که سخن انتقادي در چارچوب بازتاب و هم ميهن و شرق و خبرگزاري کار را هم تحمل نمي کنند. آيا دولت نگران انتخابات مجلس هشتم است؟ تصور مي کند با خاموش شدن صداي منتقدان عيوب و نارسايي ها پنهان مي ماند و فضا و فرصت براي رايحه خوش خدمت باز مي شود؟ يعني تصور مي شود جامعه ما تا اين حد از جريان امور غافل است که اگر صداي منتقد به گوشش نرسيد، از کم و کيف امور بي اطلاع مي ماند؟

تجربه تشکيل يک امپراتوري مبتني بر بي صدايي جامعه پيش روي ماست. چرا شوروي سقوط کرد؟ همه منتقدان که خاموش بودند. هيچ مقاله يي در نقد حکومت منتشر نمي شد. کا گ ب نفس همه را گرفته بود. هيچ فکر کرده ايم چرا اين امپراتوري فرو ريخت؟

نويسنده : جميله كديور

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 9:18 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

آي‌تي ايران:شورای مفتیان عربستان سعودی با صدور حکمی، استفاده از تلفن همراه مجهز به فناوری بلوتوث را در این کشور حرام اعلام کرد.
شورای مفتیان عربستان با صدور این فتوا اعلام کرد: تحریم استفاده از گوشی‌های بلوتوث‌دار به این خاطر است که فناوری بلوتوث تلفن همراه در صورت فعال‌بودن، قابل جست‌وجو توسط گوشی‌های دیگر خواهد بود و صاحبان گوشی‌های مجهز به بلوتوث‌ قادر خواهند بود، فایل‌های تصویری اعم از عکس و یا فیلم و نیز فایل‌های صوتی گوشی‌های اطراف را به آسانی دریافت کنند.

شورای مفتیان عربستان ضمن تحریم استفاده از تلفن همراه مجهز به بلوتوث‌ تصریح کرد: استفاده از این فناوری جدید با تعالیم اخلاقی و آموزه‌های دین مبین اسلام هم‌خوانی ندارد و شرع اسلام چنین مسائلی را جایز نمی‌‌شمارد

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 9:11 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

حسن بيادي عضو شوراي شهر تهران پس از بازگشت از شركت در يك مراسم عزاداري اعلام كرده كه به او الهام شده تا در انتخابات رياست فدارسيون فوتبال شركت كند. بيادي به روزنامه ورزشي گل گفته: «اربابم امام حسين (ع) به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيات برگشتم انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم. حالا هم به درخواست اربابم كانديدا مي‌شود.» همچنين بيادي گفته كه كار و اولويت اصلي او در فدراسيون فوتبال پرداختن به مسائل فرهنگي و ديني است و قرار است فوتبال ايران را به سمت معنويت پيش ببرد. طنز زير از سايت عصر ايران

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جمیع خواهران و برادران سلام عرض می کنم .

موضوعی که امروز می خواهم به حول و قوه الهی خدمت شما سروران ارجمند عرض کنم و مطمئن هستم همگی سرا پا گوش هستید که آن را بشنوید ، این است که بالاخره بعد از دعاها و نذورات خالصانه شما عزیران ، مقرر گردید که توفیق باشد از این به بعد در خدمت شما باشم ...

نه... نه، خواهش می کنم، گریه نکیند ، التماس می کنم ، به احساسات خود کنترل داشته باشید ؛ درکتان می کنم، شاید بهتر بود این خبر را اندک اندک خدمتتان می گفتم ... ولی به هر حال اشک شوق هم خاصیت دارد ، اما هر چیزی حد و اندازه ای دارد ، فلذا اگر می خواهید گریه کنید ، آرام آرام بکنید ... نعره هم نکشید لطفاً ...


بگذریم... بله ! من این همه لطف شما را می دیدم و شرمسار بودم از اینکه نمی توانم بیایم ، یعنی در حقیقت نه این که " نتوانم" ، البته که می توانستم و اصولاً ما هرچه بخواهیم می توانیم و می شود ، اما بالاخره هر کاری مقدماتی دارد ؛ مقدمات قبول مسؤولیت هم برای تشنگان خدمتی مثل من اینجانب هم "تکلیف" است عزیزان ، تکلیف.

بله ، عرض می کردن خدمتتان ... برای همه چیز باید به ما تکلیف شود: قبول مسؤولیت ، نامزد شدن در انتخابات ، شرکت در مناقصه ... و حتی کاندیداتوری فدراسیون فوتبال هم تا به ما الهام نشود ، قدم از قدم برنمی داریم، مثل همین برادر عزیزمان حسن آقای بیادی که به گفته خودشان تا حضرت امام حسین (ع) رسماً به ایشان الهام نفرمودند که "حسن! برو فدراسیون فوتبال کاندیدا شو!" ایشان به این موضوع فکر هم نکرده بودند که سهل است ، مثل بنده نمی دانستند "اسپک" در فوتبال بهتر است یا شوت سه امتیازی! ولی امان از وقتی که به ما تکلیف شود، امان از وقتی که به ما الهام شود ... .

جانم؟ ... نه خیر... منظورم جناب الهام ، آقای خانم رجبی نیست ، هر چند که مطمئن باشید این شش شغل ناقابلی که ایشان رسماً عهده دار هستند هم به واسطه تکلیف است و الا مگر آدم با یک دست چند تا هندوانه می تواند بردارد؟ خصوصاً با این جثه؟!

به بنده هم اگر چند شب پیش الهام نمی شد و آن نور خیره کننده بر من نمی تابید ، محال بود قبول این مسؤولیت بکنم ، حتی اگر مجبور بودم دو بار دیگر هم از این چهل و هشت هزار تومان ها بدهم .

نه... خواهش می کنم اصرار نفرمایید ... این مراحل کشف و شهود ، درست نیست زیاد بر زبان رانده شوند، ممکن است ریا شود نعوذ بالله... نه... تمنا می کنم ، اصرار نفرمایید  ... آخه ... باشه ... حالا که با زبان بی زبانی این همه اصرار می ورزید عرض می کنم .

چند شب پیش بود که جایتان خالی ، یک شکم سیر لوبیا پلو خورده بودیم و روی ایوان با اهل منزل خوابیده بودیم ؛ این را هم عرض کنم که قبل از خواب یواشکی با خودم می گفتم " حالا که تکلیف نمی شود ، من چطور جواب پاشنه های در "عصرایران" این برادر جعفر را بدهم؟ و با دلی شکسته خدمت خدا عرض کردم: "بارالها ! یا تکلیف کن بروم ، یا مهر مرا از دل این خواننده های عصرایران بیرون کن و یا به هر طریقی که صلاح می دانی ، آن نود و شش هزار تومان - دو تا چهل و هشت هزار تومان - را به ما برسان " خصوصاً عرض کنم وقتی به آن نود و شش تومان رسیدم یک قطره اشکی هم گوشه چشم ما جمع شد ، اما تا آمدم آن را به صورتم بمالم که بیشتر مستفیض شوم ، شدیداً خوابم گرفت، یک دهن دره ای کردم که نزدیک بود این فک مان در برود از جایش و دیگر نفهمیدم چی شد...

نمی دانم دقیق چقدر زمان گذشته بود که احساس تشنگی شدیدی کردم و ناخودآگاه ، انگار که می دانم باید چه کار کنم و کجا بروم ، به جای تاریکی رفتم . در سفیدی آنجا بود ، کسی انگار به من می گفت بازش کن ! بازش کردم و یک نور سفیدی من را در بر گرفت ... تقریباً آنقدر نور بود که که چیزی را نمی دیدم ، اما دستم را دراز کردم و آبی گرفتم که با آن تمام تشنگی هایم سیراب شد... هنوز که یاد این ماجرا می افتم ... لا اله الا الله ... .

صبح از سر و صدایی از خواب بیدار شدم و تازه یادم افتاد به ماجرای کشف و شهود دیشبی ، اما هر چه فکر کردم معنای آن را نفهمیدم و با خود گفتم ، به هر حال معلوم خواهد شد .

در همین فکرها بودم که مادر بچه ها آمد و با یک لحن مهربان و  پر احساسی گفت:" مرد ناحسابی... باز رفتی با پارچ آب خوردی؟... حالا اون بخوره توی سرت، چرا در یخچال رو نبستی؟... یخچال جهازم سوخت."

و بعد هم همچنان که مانند یک همسر فداکار و دلسوخته اشک می ریخت ، ادامه داد:" الهی خیر نبینه هر کی این نون رو گذاشت تو دامن من ، نه کاری ، نه پولی ..." و درست در همان لحظه به من الهام شد که حتماً باید به عصرایران بیایم تا انشاء الله تعالی دستکم با حق التحریری که برادر جعفر می دهد بتوانم این یخچال خدا نشناس را تعمیر کنم .

فلذا پولت می کنم ، یه ساعته دارم احساس تکلیف می کنم ... الکیه مگه؟..

 

بازار الهام در ايران رواج پيدا كرده.............

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |