
دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبه اخیر خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری در ایران ضمن پشتیبانی از شرکت در انتخابات به طور صریح حمایت خود را از آقای کروبی اعلام کرد و انتقادات خود را از میر حسین موسوی بیان داشت که بخشی از این مصاحبه را در اینجا می خوانید:
...حالا برسیم به انتخابات ....... به نظر شما باید چه کرد؟
ببینید من در ایران با دوستانی رو به رو بودم که معتقد بودند در انتخابات نباید شرکت کرد. من با دلایل آنها حقیقتا قانع نشدم.می دانم که چه می گویند و از چه زاویه ای به مسائل نگاه می کنند. زاویه دیدآنها این است که انتخابات به هر حال بساطی است که حکومت بر پا می کند و بازی کردن در این بساط، نهایتا سودش به نظام می رسد....
مشروعیت می بخشد به نظام.
بله؛ منتها وقتی از آنها می پرسیدم پس باید چکار کرد، جوابی نداشتند؛ یعنی راه دیگری نمی ماند، لابد باید انقلاب کرد، کارهای براندازی کرد... در اینجا من به آنها قصه چاه کنی را گفتم که چاهی کنده بود و نمی دانست خاک آن را کجا بریزد.دخو به او گفت یک چاه دیگر بکن، این خاک ها را در آن بریز.بقیه داستان معلوم است. این آدم تا آخرعمرش چاه می کند.خاک اولی را می ریخت در دومی، دومی را در سومی... گفتم ما یک انقلاب کردیم، یک عالم خاک از چاه جامعه آوردیم بیرون. حالا مانده ایم که این خاک ها راکجا بریزیم. شما می گویید یک چاه دیگر بکنید؛ ولی باز همان سئوال مطرح می شود. خاک چاه دوم را کجا بریزیم؟ما نمی توانیم عمری را به چاه کنی سپری بکنیم.
البته می گویند این چاه کنی ها ممکن است برای مردمان آب نشود، اما برای برخی نان می شود.
ولی صورت بدتری هم دارد و ممکن است برای هیچکس نه آب بشود نه نان و همه در آن چاه نفله بشوند. ما دیگر نمی توانیم چاه کنی را ادامه بدهیم.واقعش این است که ما باید وارد همین بازی بشویم و این بازی را آن قدر تقویت کنیم که به جایی برسد که نتایج واقعی داشته باشد.ممکن است ابتدا نتایجی بدهد نیمه مطلوب، اما به تدریج انشالله مطلوب خواهد شد. یعنی به مطلوبیت نسبی می رسد، مطلوبیت ایده آل که هیچ وقت وجود ندارد. دموکراسی ایده ال در هیچ جا وجود ندارد. در این جهان دنبال چیزهای خالص خالص نباید گشت؛به همین دلیل در ایران که بودم و همین طور در خارج ایران، متوجه شدم نداهای تحریم، بسیار آهسته و یا به کل خاموش شده.حتی بسیاری از دوستان که تحریمیان بلند بانگ بودند، می گفتند ما رای نمی دهیم امادیگران را به رای ندادن دعوت نمی کنیم.به هر حال این یک قدم به پیش است؛ علی ایحال افراد آزادندکه به هر کسی می پسندند رای بدهند. من اما معتقدم که بازی انتخابات، بازی دموکراسی است و دموکراسی هم، همیشه از نقطه ضعیفی آغاز وبه تدریج تقویت می شود. انتظاردموکراسی کامل را هم در ابتدای مسیر نباید داشت؛ به همین سبب من فعالیت کسانی را که الان در این حوزه فعالیت می کنند، گرامی می دارم و گمان می کنم کار نیکویی می کنند؛ چه کاندیداها و چه کسانی که برای کاندیداها فعالیت می کنند و می خواهند در نهایت کسی را بر کرسی بنشانند.البته حرف من این نیست که آمدن هر کسی باآمدن کس دیگری مساویست. نه؛ اینها نابرابرند. من از ته دل آرزومندم که آقای احمدی نژاد بر سر کار نیاید.یک سال و نیم پیش من در دانشگاه جرج واشنگتن، در سمیناری در پاسخ به سئوالی گفتم که آقای احمدی نژاد دیگر نمی تواند و نبایدرئیس جمهور بشود.خیلی های دیگر هم به این نتیجه رسیده اند و امیدوارم که در عمل هم چنین چیزی تحقق پیدا کند. کم نبود آن آبرویی که ایشان از ایران برد، کم نبود آن همه دروغی که به مردم گفت. کم نبود آن همه خرافه پروری و سفاهت گستری که کرد؛ کم نبود آن همه پولی که از چاه های نفت بر داشت ودر چاه های جمکران ریخت. کافیست آن همه خونی که به جگرها کرد.
و برای اینکه چنین شود، بگویید از میان کاندیداها نظرتان بر کیست؟
من 4 سال پیش حرفی به شما زدم و حالا هم کم و بیش بر همان نظرم.
یعنی آقای کروبی؟
بله؛ علی الخصوص که من در سخنان آقای موسوی، نکته تازه ای نمی بینم. در عملکردش هم کار دلچسبی مشاهده نمی کنم. گمان می کنم با افکار پیشین اش وداع نکرده است و علیرغم اینکه گاهی در سخنرانی ها، اشارات تازه ای دارد، اما ریشه ها، همان ریشه های پیشین است و رگه های نگران کننده ای در سخنان ایشان وجود دارد.در عمل هم بیست سال نشست و ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکینت شوم می بین و سر بالا مکن".
پس چرا آقای خاتمی از ایشان حمایت کردند؟
این همان چیزی است که موضع آقای خاتمی را برای من سئوال انگیز کرده است. من رفتن پاره ای از دوستان پشت آقای موسوی را هم اصلا درک نمی کنم.یعنی از دید سیاسی که نگاه می کنم کاملا برایم مبهم است. به صراحت برای شما بگویم اینکه کسی دو باره بیاید و در کسوت سیاسی ادعای رسالت روشنفکری داشته باشد نمی پسندم.باید کسی بیاید که مرد عمل باشد.
ولی اشکال اینجاست که در پاسخ به این سئوال بعضی می گویند کروبی هم بیاید فرقی نمی کند.
بستگی دارد که توقع شما از ریاست جمهوری در ایران چه باشد.من توقعم از ریاست جمهوری این است که فضا اندکی باز بشودکه اهل اندیشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدنی، کاری بکنند.مطبوعات قدری آزاد تر باشند؛مردم کمی آزاد تر باشند و سایه ترس، از روی سر مردم کنار برود.قوه قضاییه قدری پاکیزه تر بشود. مثلا من در شعارهای آقای موسوی کمترین چیزی ندیدم که نسبت به قوه قضاییه حساسیتی نشان بدهند؛ در حالیکه قلب طپنده دموکراسی و عدالت ـ حالا نام دموکراسی را هم نبریم، بگوییم عدالت ـ در قوه قضاییه است؛ قوه قضاییه ای که همه ما می دانیم آلوده به انواع مفاسد است.اگر چنین شجاعتی و چنین اراده ای وجود نداشته باشد بقیه دستگاه ها نمی توانند کاری بکنند.
ولی انتصاب رئیس قوه قضاییه در اختیار رئیس جمهور نیست.
ولی رئیس جمهور باید شجاعت داشته باشد که این را بگوید. من از همین جا به آقای کروبی ـ حتی به آقای موسوی، فرقی نمی کند ـ می گویم که اگر روی کار آمدند این پیشنهاد را تحت توجه قرار دهند: ما سه قوه در قانون اساسی داریم. قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه.قوه مجریه، انتخابی است. مردم رئیس جمهور را انتخاب می کنند.نمایندگان مجلس را هم مردم انتخاب می کنند.ولی قوه قضاییه انتصابی است؛ پیشنهاد من این است که قوه قضاییه راهم انتخابی کنند.من فکر می کنم در این صورت از بسیاری جهات مشکلات قوه قضاییه ما رفع خواهد شد و قدرت مطلقه در کشور خواهد شکست. قوه قضاییه به معنای واقعی کلمه باید از قدرت های دیگر مستقل باشد.اگر ولی فقیه رئیس جمهور را نصب کند، اگر مجلس، رئیس جمهور را انتخاب بکند.چندان مشکلی نیست؛ اما قوه قضاییه اگر استقلال نداشته باشد، حقیقتا عدالت نخواهیم داشت و همه چیز بر فنا خواهد رفت.آقای کروبی گفته است می خواهم در قانون اساسی تغییراتی بدهم. بنده به ایشان پیشنهاد می کنم که این تغییر را مد نظر قرار دهند.آقای موسوی گفته که می خواهد اصلاحاتی انجام دهد. من به ایشان پیشنهاد می کنم که این اصلاح را عملی بکند. به همه روشنفکران پیشنهاد می کنم. من امیدوارم که از این طریق ما قانون اساسی ای بنویسیم که متفاوت با قانون اساسی جهانیان باشد و به یک معنا، عدالت را به جهانیان بشناسانیم.من مطمئنم که از طریق اصلاح قوه قضاییه می توانیم به یک دموکراسی و یا مردمسالاری راستین برسیم. من برای همه کسانی که سرکار می آیند، خواه احمدی نژاد، خواه کروبی، خواه احمدی نژاد واقعا آرزوی عدالت پروری می کنم.به آقای احمدی نژاد هم توصیه می کنم وعده عدالتی را که در ابتدای ریاست جمهوری خودداده بود عملی کند و از دیگران هم بپرسد و بیاموزد که عدالت در جهان جدیدچگونه است.این روایت را از پیامبر در نظر داشته باشد که یک روز حکومت بر مسلمانان معادل شصت سال عبادت است؛ منتها به شرط اینکه حکومت، حکومتی عادلانه باشد. بقول حافظ:
شاه را به بود از طاعت صد ساله وزهد قدر یک ساعت عمری که درو داد کند
و در آخر یک سئوالی هم از شما بکنم در مورد نکته ای که پیش تر ها به من گفته بودید در مورد اینکه حکومت مطلوب شما، لیبرال دموکراسی است. هنوز هم چنین می اندیشید و اگر چنین است دین در کجای آن قرار می گیرد؟
ببیند لیبرالیسم یعنی نظامی که در آن حقوق بر تکالیف تقدم دارد. لیبرالیسم را به معنای اباحه گری نباید دانست. لیبرالیسم یعنی پارادایم حق در برابر پارادایم تکلیف. لیبرال دموکراسی یعنی نظامی که بر اساس حقوق مردم بنا شده ودموکراسی را هم به عنوان شیوه حکومت برگزیده است. یکی از حقوق مردم دین داری است، بنابراین در نظام لیبرالی، حق دین داری کاملا رعایت می شود. من با سکولاریسم ستیزه گر مخالفم که سکولاریسم را چندان گسترش می دهد که جا را بر دین داری و دین داران تنگ می کند. من دو سال پیش در اینجا ـ پاریس ـ یک سخنرانی داشتم و گفتم که سکولاریسم کم تحمل شده و همان ایرادی را که به دین می گیرد، رفته رفته در خودش می پروراند و این باید اصلاح بشود.دین داری به صورت یک حق در نظام لیبرال کاملا محترم است.دین داران باید بتوانند به ارزش های خود عمل کنند.
* بخشی از مصاحبه دکتر سروش با روز
نظر گنگ خواب دیده همراه با نظر دکتر سروش نیست واین پست فقط جهت اطلاع رسانی است

مهدي کروبي در نامه يي شديداللحن به حسين شريعتمداري پاسخ گفت. در روز سه شنبه 8 ارديبهشت ماه روزنامه اعتماد ملي، سخنان مهدي کروبي در انتقاد از کودکان زير 18 سال را با تيتر «اعدام کودکان را متوقف کنيد» در صفحه اول خود منعکس کرد. اين تيتر انتقاد شديد روزنامه کيهان را برانگيخت و در روز چهارشنبه در يادداشت صفحه 2 و بخش گفت وشنود با عبارات تندي به مهدي کروبي حمله شد. نامه زير که ديشب منتشر شده و در اختيار رسانه ها قرار گرفت پاسخ مهدي کروبي به روزنامه کيهان و شخص حسين شريعتمداري است.
يکي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اين بار عليه اينجانب مهدي کروبي به تهمت و هتک حرمت روي آورده ايد و دوستان و ياران مرا هم بي نصيب نساخته ايد،
چاره يي جز آن نديدم که با شخص شما يک بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام کنم تا بدانيد که اين بار نه با سعيدي سيرجاني که با مهدي کروبي سخن مي گوييد که کارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانواده اش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته مي دانم که در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند.
وقتي که مديران کيهان همسو با تهيه کنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفکران اين سرزمين چون مرحوم دکتر عبدالحسين زرين کوب و مرحوم دکتر عباس زرياب خويي توهين مي کردند؟ آيا امروز همان کلام امير مومنان نبايد سرلوحه ما باشد که اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟
شما در کدام مدرسه و مکتب و دانشکده درس فقه و حقوق و علم دين آموخته ايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مساله يي فقهي و حقوقي است که فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره مي تواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينکه مايه لودگي و فحاشي به نام طنزپردازي شود.
و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير 18 سال هستيد و معتقديد اگر کسي مانند شما فکر نکند از عوامل صهيونيسم است؟، آيا صهيونيست ها از اينکه در ايران افراد زير 18 سال را اعدام کنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ کنند راضي ترند يا اينکه يک روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازات ها شود؟ مگر خداوند متعال در قرآن مجيد نفرموده است اگر فردي را به نا حق بکشند مانند اين است که همه انسان ها را کشته اند و اگر کسي را از مرگ نا حق نجات دهند مثل اين است که همه انسان ها را نجات داده اند. ما کي مي خواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونت دوري کنيم؟
شما چرا وچگونه به خودتان اجازه مي دهيد به افراد مومن و مسلمان برچسب نا مسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چه کاره ايد و چه جايگاهي داريد؟
و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پرده دري شماست ترس از انتخابات آينده است که شما در فرآيند اين انتخابات کيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل کرده ايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شده ايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر مي پرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامه يي که از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل کرده ايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفته خاطر مي شويد و چنين بي تابانه عنان از کف مي دهيد و دشنام مي دهيد.
شگفتا که در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواکي مي شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد که سابقه وابستگي به گروه هاي ضدانقلاب را داشتند
لباس مطبوعاتي مي پوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (که به بيت المال متکي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين مي کنند. روزي دگرانديشان و روشنفکران، دگر روز چهره هاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مکاتب مسلمان و جايي حتي بيت امام خميني و نوه محترم وي را هتک حرمت مي کنند. به اين ترتيب گويي کيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقه گرايي تبديل شده است.
روزنامه کيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مي نويسد و جعل مي کند و تهديد مي کند که مراجع صلاحيت دار به حسابم مي رسند؟ مگر شما وکيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد که اين گونه از عالم غيب خبر مي دهيد؟
آقاي شريعتمداري؛ درست است که در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شب ها نيست که هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه کيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبه بندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين کنيد و سوداي سونامي احمدي نژاد سر دهيد. در اين چهارساله که روزنامه اعتماد ملي را منتشر کرده ام دقيقاً مي دانم که صفحه اول روزنامه چه زمان بسته مي شود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول مي رسد.
روزنامه کيهان را که در دوره حضرتعالي کارنامه يي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است.
بدانيد که اين بار نه با سعيدي سيرجاني که با مهدي کروبي سخن مي گوييد
این جمله چه معنایی دارد؟!
اصل نامه درادامه آمده...

آيت الله صافي درواكنش به اقدام اخير سازمان تحت امر مشايي؛ اللهم انا نشکوا اليک فقد نبينا و غيبة امامنا و کثرة عدونا
پس از انتشار اخباری در سايت های خبری مبنی بر «اتفاق عجيب در همايش سازمان ميراث فرهنگی» ، آيت الله صانفی گلپايگانی به شدت نسبت به اين اتفاق، واکنش نشان داد.
آيت الله صافی در درس خارج فقه ضمن محکوميت اهانت به ساحت مقدس قرآن کريم در همايش سازمان ميراث فرهنگی افزود: اينها جسارت کرده و به قرآن بی احترامی نمودند و قلب مقدس امام رئوف و مهربان، حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشريف را آزرده خاطر کردند.در مقابل اين اهانت چه بايد گفت؟ اهانت به قرآن قابل تحمل نيست و کسی که مسئول اين سازمان است صلاحيت ندارد در اين جايگاه باشد.
بنابراين گزارش، در همايش سازمان ميراث فرهنگی که با موضوع دعوت از سرمايه گذاری برای پروژههای گردشگری برگزار شده بود،
هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، ۱۲ خانم با لباس محلی دف زنان روی سن آمدند و در حالی که قرآن را در سينی گذاشته بودند با حالات ريتميک، قرآن را به قاری تحويل داده و سن را ترک کردند و سپس قاری مراسم (که از قاريان مشهور کشور می باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد.پس از پايان تلاوت قرآن، دوباره اين افراد به همان صورت روی سن آمدند و در حالی که دف میزدند قرآن را تحويل گرفته و سن را ترک کردند.گفتنی است اين موضوع که تعجب حاضران را برانگيخته بود، درحضور رئيس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و تنی چند از مسئولان کشور صورت پذيرفت.
کجایند کفن پوشان انصار حزب الله دوره خاتمی
خداوند همه ما را امتحان میکند
همه چیز رنگ سیاسی به خود می گیرد
دو روز قبل، دادستان تهران خبري تكان دهنده را در اختيار رسانهها قرارداد اما جز در سه روزنامه بازتاب ويژهاي نداشت.مرتضوي در تشريح آخرين بررسيها نسبت به حادثه سعادت آباد، اعلام كرد
<اكثر جان باختگان، دانشجوياني بودهاند كه براي تامين هزينههاي تحصيل، در اين ساختمان كار ميكردهاند.>
در واقع، كساني كه سرمايهاي ارزشمند براي خانواده و كشور خود بودهاند به دليل نياز مالي تن به كاري دادهاند كه متناسب با جايگاه علمي و اجتماعي آنها نيست. اما خبر رساني دادستان تهران نه تحركي در جلسه ديروز مجلس ايجاد كرد، نه به اندازه خبر جان سپردن يك بيمار در بيمارستان امريكايي – كه در بخشهاي مختلف خبري صدا و سيما با آب و تاب فراوان نقل مي شد– براي آن رسانه اهميت داشت. اكثر روزنامههاي مدعي اصولگرايي هم حتي حاضر نشدند اين خبر را منعكس نمايند. در حالي كه علاوه بر ضربه هاي جبران ناپذير عاطفي به خانوادههاي داغدار و دوستان، از دست دادن تعدادي از دانشجويان آن هم به خاطر حضور آنها در يك شغل پر ريسك براي تامين هزينههاي تحصيل، خسارتي جبران ناپذير براي كشور است. اين خسارت آنقدر بزرگ است كه به نظر مي رسد پرداختن به آن و چارهيابي براي عدم تكرار آن، وظيفه هر روزنامهنگاري ميباشد؛ حتي اگر هزينه انجام اين وظيفه، مواجهه با هتاكي و فحاشي بعضي از مدعيان اصولگرايي و روزنامههاي آنها باشد. هفته پيش، آوار طمعورزي پيمانكار و سهل انگاري مسئولان دستگاههاي ذيربط، بر سر چندين جوان مستعد ايراني فرود آمد و خانوادههاي آنها را براي هميشه داغدار كرد. گناه اين جوانان و خانواده ايشان آن بود كه نه به رانتي براي تامين هزينههاي تحصيل خود دسترسي داشتند و نه از ميان دستگاههاي رسمي كسي حاضر بود تا اتمام تحصيل، هزينههاي آنها را تأمين نمايد
در همين شرايط، شهرداري تهران خود را متعهد به پرداخت بيش از 2 ميليارد تومان به دو تيم پايتخت ميداند. در حالي كه اگر اين كمك پرداخت نميشد، نه مربيان و مديران اين تيمها، ناچار ميشدند شب را در زير سقف لرزان ساختمان در حال تخريب بگذرانند و نه بازيكنان نسبتاً ثروتمند اين دو تيم. چند وقت پيش هم شهرداري، سه ميليارد تومان كمك بلاعوض براي لبنان اختصاص داد. در حالي كه احتمالاً كمتر كسي از كمك گيرندگان در لبنان به لحاظ اقتصادي شرايط مشابه با قربانيان مظلوم حادثه اخير داشتهاند. در اين ميان، روزنامه سوپر انقلابي كه كمك سه ميلياردي به لبنان را اقدام سمبليك ميناميد و ابراز مخالفت با آن را همراهي با صهيونيستها، امروز سكوت پيشه كرده و حتي حاضر نيست خبر جان باختن مظلومانه دانشجويان ايراني را پوشش دهد. در حالي كه بدون ترديد، بهرهبرداري كه صهيونيستها ميتوانند از خبر اخير كنند صدها برابر مخرب تر از منافع تبليغاتي احتمالي است كه كمكهاي <سمبليك> به لبنان براي ايران و ايرانيان خواهد داشت.
البته اين رقمها به هيچ وجه در مقياس هزينههاي كشور قابل توجه نيست. اما گاه كمكهايي به ساير كشورها ميشود كه نشان دهنده وضعيت مساعد خزانه دولت ميباشد ولذا پذيرش اين نكته را دشوار ميسازد كه <دولت از تامين نيازهاي اوليه تعدادي دانشجو ، ناتوان است.> سه ماه قبل، دولت ايران وام يك ميليارد دلاري در اختيار عراق گذاشت كه براساس اخبار رسمي اعلام شده بازپرداخت آن ده سال ديگر آغاز و طي يك دوره چهل ساله با سود نيم درصد در سال، تسويه خواهد شد! راستي با اين يك ميليارد دلار، نيازهاي اوليه چند جوان دانشجو – مانند قربانيان حادثه سعادت آباد– و چند دختر و بانوي ايراني – كه به تعبير فرمانده نيروي انتظامي براي حقوقهاي هفتاد هشتاد هزار توماني، در دام شيادان عياش ميافتند – تامين ميشد؟ آيا براي دولت و مجلس اين امكان وجود نداشت كه براي اين جوانان نيز وامهايي با بازپرداخت 40، 50 ساله و حتي كمتر از آن منظور كنند؟
ممكن است كساني بگويند كمكها به عراق با هدف ايجاد امنيت در آن كشور است كه بيترديد بر حفظ ثبات مرزهاي كشور تأثير بسزايي دارد. البته، برخي تحولات اخير نشان ميدهد كه اين فرضيه چندان دقيق نيست و متأسفانه اين كمكها، در نهايت گردن كساني را كلفت ميكند كه دست وزير اسرائيلي را با وقاحت ميفشارند و جزاير سه گانه ايراني را به امارات ميبخشند! به فرض هم كه ادعاي تصميمگيران براي كمك به عراق، صحيح باشد و اين كمكها بتواند براي ايران و منطقه، امنيت به ارمغان بياورد،
اما آيا كسي ترديد دارد كه هيچ چيز به اندازه رفع دغدغههاي اوليه جوانان ايراني، براي كشورمان امنيت ساز و آسايشآفرين نيست؟
راستي آن مقام عاليرتبه كه براي <زودپيري> دختر 16 ساله بوليويايي نگران بود اكنون براي <زود مرگي> تعدادي جوان مستعد ايراني چقدر غصه دار گرديد و چرا حاضر نشد در موضوع اخير نيز همانند زمان بازگشت از بوليوي، اعلام غصهداري كند؟
از زود پيري دختر بوليويايي تا زود مرگي جوانان ايراني!
از سایت الف با تشکر از وحید
علی ذبیحی که به مناسبت سالگرد انتخاب احمدی نژاد در یکی از مساجد شهر تبریز سخن می گفت در این سخنرانی با اشاره به "ایستادگی احمدی نژاد در مقابل تهدیدات" خبر از خنثی شدن" طرح ترور وی" در ایتالیا داده و گفته است: "اقدامات آقاي احمدي نژاد طي سه سال گذشته موجب شد كه منافع نامشروع بسياري از قدرت هاي خارجي و حتي محافل داخلي به خطر افتاده و آسيب جدي ببيند از اين رو برخي به فكر بركناري يا ترور رئيس جمهور افتادند كه افشاي توطئه ربودن رئيس جمهور در سفر به عراق و توطئه ترور ايشان در اجلاس فائو از آن جمله است كه هر دو نيز به خواست خداوند در نطفه خفه شد."این خبر از سوی سایر رسانه ها مورد توجه قرار گرفت و دیگر سایت های خبری از جمله منابع نزدیک به دولت نیز آن را منعکس کردند.
احمدی نژاد ماه گذشته برای شرکت در اجلاس فائو به ایتالیا رفت اما در آنجا نه تنها مسوولان این کشور از وی استقبال نکردند و او به ضیافت های رسمی شام دعوت نشد، بلکه به علت "تحویل نگرفتن" احمدی نژاد، او مجبور شد سفری را که قرار بود دو روز طول بکشد 17 ساعته به پایان برساند. البته اینک از جمله تبعات اين رفتار رییس جمهور ایران در ایتالیا، احضار سفیر ایران در ایتالیا به کشور است که به گفته منابع خبری تنها موفق به برگزاری جلسه ای بین احمدی نژاد و بازرگانان ایتالیایی شد.
پیش از این محمود احمدی نژاد روز 5 شنبه در نشست اعضای جامعه مدرسين حوزه علميه قم ـ که به خواست وی بدون حضور خبرنگاران برگزار شد ـ از شکست طرح ربودن خود در عراق خبر داده بود. این خبر به نقل از یکی از حاضرین در نشست، ابتدا در سایت تابناک، وابسته به سردار رضایی منتشر شد و سپس واکنش های مختلفی را برانگیخت. پس از انتشار این خبر برخی از مسوولان ایرانی همچون رییس کمیسیون امنیت ملی از موضوع اظهار بی اطلاعی کردند. مقامات خارجی و از جمله سفیر عراق در تهران نیز این موضوع را تایید نکردند.
به دنبال انتشار سخنان مشاور احمدی نژاد در مورد خنثی شدن طرح ترور وی در ایتالیا، روزنامه کیهان روز دوشنبه در یادداشتی ضمن بررسی عملکرد دولت نهم، سخنانی از قبیل ربودن احمدی نژاد را "سخنانی شتابزده" خواند. نویسنده روزنامه کیهان که پیش از این از احمدی نژاد جایزه "منتقد منصف" را گرفته، در این یادداشت نوشته است:"نقدی كه مي توان وارد دانست پيدايي سطحي از شتابزدگي در تصميمات دولت است. اگرچه سرعت دولت در تصميم گيري و سرعت عمل دولت در اجرا، يك نكته بسيار ارزنده به حساب مي آيد و بعنوان يكي از وجوه اساسي تمايز مثبت اين دولت با دولت هاي قبلي است، در عين حال، به نظر مي رسد بعضي از اعلام هاي اساسي دولت- از جمله درخصوص موضوع تلاش آمريكايي ها براي ربودن رئيس جمهور در عراق-از محاسبه لازم برخوردار نيستند و اين موضوع بعضاً آسيب هاي مهمي را به دولت و جامعه وارد كرده است."
انتقاد روزنامه کیهان در شرایطی بیان شده است که پیش از این خبرگزاری فارس که از آن به عنوان خبرگزاری نزدیک به دوات نام برده می شود و احمدی نژاد در مورد آن گفته بود «همه خبرگزاری ها خوبند اما فارس چیز دیگریست» ، سخنان یکی از محافظین احمدی نژاد را چاپ کرده بود که آن نیز حکایتی خواندنی داشت.
در این مصاحبه سرتيم حفاظت احمدي نژاد از «توطئه هاي» ديگری علیه وی خبر داده و از جمله گفته بود: "تهديد عليه رئيس جمهور مدام وجود دارد؛ يکي از طرف اسرائيل و امريکا است که علناً اعلام مي کنند و ديگر اينکه تهديدات ديگري هم عليه ايشان بوده که خنثي شده است؛ همين قدر که رئيس جمهور محبوبيت دارد، همان قدر دشمن هم دارد که به دنبال حذف ايشان هستند."
وي با اشاره به اینکه "يک استقبال مردمي از رئيس جمهور، به اندازه 5 روز انرژي نيروهاي حفاظت را مي گيرد" همچنین گفته بود:"من خودم يکي از پرکارترين افراد مجموعه بودم ولي نسبت به ايشان مانده بودم که چه کنم. چون ايشان توان مضاعفي داشته و دارد که اين چيزي جز عنايت خدا نيست."
هنگامی كه ادعای اخیر آقای رئیسجمهور مبنی بر برنامهریزی و توطئه آمریكاییها برای ربودن و یا ترور ایشان در عراق را شنیدم، به لحاظ بزرگی و اهمیت این ادعا جهت دستیابی به ماهیت مسئله و این كه طرف مقابل در این مورد چه موضعی خواهد گرفت، كنجكاو شدم. دهها بار سایتهای گوناگون خبری، اخبار رادیو و كانالهای مختلف تلویزیونی را از زمان انتشار خبر تا این لحظه كه چهار روز میگذرد، جستوجو كردم تا شاید اطلاعاتی تازه و نیز واكنشهایی از سوی رسانههای جهانی بهویژه آمریكایی را شاهد باشم كه تنها امروز یكی از مقامات رده چندم دولت عراق آن را تكذیب و روزنامه شرقالاوسط از قول یك مقام دون رتبه آمریكایی ادعای بیخبری از موضوع را كرده است.
نزد خود محاسبه كردم یا ادعای جدید رئیسجمهور ایران را نشنیدهاند كه در دنیای امروز امری محال است یا از لو رفتن و برملا كردن طرحشان توسط رئیسجمهور ایران آنقدر شوكه شدهاند كه هنوز خود را جمع و جور نكرده و قادر به موضعگیری نیستند! یا وحشت دارند كه مبادا ایران به بهانه این توطئه عمل متقابلی انجام دهد! یا از ترس آبروریزی بینالمللی و تروریست قلمداد شدن آمریكا (كه خود بزرگترین مدعی مبارزه با تروریسم است) یا... از سوی دیگر فكر كردم به لحاظ عرف بینالمللی لااقل در كمترین اقدام دولت ایران میبایستی در قبال این مسئله اعتراض رسمی خود را به دفتر حافظ منافع آمریكا در ایران، به سازمان ملل و شورای امنیت و یا حتی به دولت عراق اعلام میكرد؛ چرا كه هرگونه بیتفاوتی نسبت به این ادعای بزرگ معقول و منطقی به نظر نمیرسد و قطعا سیاست خارجی و دیپلماسی ایران را در آینده به ویژه در ارتباط با كشورهای گوناگون تحتالشعاع قرار میدهد.اگر چنین توطئهای در كار بوده است، مسئله باید از جانب ایران و عراق با توجه به نقض حاكمیت دولت عراق و توطئه علیه ایران در سازمانهای بینالمللی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین چرا تاكنون و پس از گذشت بیش از سه ماه هیچ شكایتی بهصورت رسمی به مراجع بینالمللی تقدیم نشده است؟ نشان ندادن هیچ واكنشی چگونه توجیهپذیر است؟ آیا این وهن كشور و ملتی با این همه سابقه و عظمت نیست؟ و آیا اینگونه عبور كردن از چنین ادعای مهمی وهن انقلاب و نظام و... نیست؟
اگر این مسئله برای رئیسجمهور آمریكا یا هر كشور دیگری پیش میآمد آنها چه میكردند؟ در طول این مدت تا به حال چقدر روی این مسئله جو میساختند؟ تا مرز صدور چه قطعنامههایی پیش میرفتند؟ آیا فقط به این دلخوش میكردند كه با مهارت حفاظتی و تغییر برنامهها از مهلكه جستیم و آنها ناگهان ما را در هواپیما و در راه برگشت دیدند؟ آیا صحنه سیاست بینالمللی و روابط خارجی و عمل و عكسالعملهای در این زمینه صحنه اینگونه داستانسراییهاست: «آنها دنبال كردند، ما جای خالی دیدیم و ناگهان فرار كردیم»؟ این گزارشها كه به آقای رئیسجمهور داده شده است اگر خودشان باور كردند چرا نخواستند وزارت خارجه و مسوولان كشور برخورد و اعتراض كنند و اگر خود ایشان نیز این را باور نكردهاند، چطور چنین مسئله سستی را در چنین جمع مهمی كه از تمام رسانههای كشور و در صحنه تبلیغات بینالمللی عنوان میشود، مطرح كردهاند؟ اجلاس حوزه علمیه قم كه جمعی از بزرگترین شخصیتهای مذهبی و سیاسی كشور در آن حضور داشتند و در مكان مورد توجه و مهمی مثل قم كه یك جمع دورافتاده در یك شهر كوچك نبود تا رئیسجمهور در جمع هواداران خود به سخنرانی احساساتی بپردازد، جایی كه این همه دانشمند و عالم دینی نشستهاند تا برای امور مهم كشور بر مبنای مطالعات عمیق و بدیع دینی خود چارهجویی كنند؛ طرح چنین سخنانی كه در خوشبینانهترین حالت باید گزارشهای احتمالی خوانده شود، چه نتیجهای خواهد داشت و عجیبتر از آن عدم بروز هرگونه عكسالعملی از سوی حاضران در اجلاس است كه موضوع را شگفتآورتر مینماید.
جایی كه در مقابل چشمان باز و كنجكاو رسانههای داخلی و جهانی و با چنین تبلیغاتی جلسهای در مركز حوزه تشكیل میشود، همه منتظرند كه از دستورات مشعشع اسلام و قرآن جمعی با این اصالت و سابقه و تخصص حرفهای اساسی دین و قرآن كنكاش كنند و راهحلهایی نه برای فقط ایران و منطقه كه برای بشریت و جهان امروز داشته باشند و مشكلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن. گوش دادن به این خبرها مثل آمارهای اقتصادی، نرخ تورم و تولید و... داخل كشور نیست كه كم و زیاد آن را به حساب اختلاف دیدگاههای اقتصاددانان و آمارگران گذاشت. قبل از برگزاری اجلاس مذكور گفته میشد كه قرار است در آنجا سوالاتی از آقای رئیسجمهور در رابطه با مسائل جاری كشور، مسائل اقتصادی به ویژه گرانیهای اخیر و همچنین فعالیتهای سیاسی و فرهنگی به خصوص فضاهای ایجاد شده از سوی برخی محافل به ظاهر علاقهمند به ایشان علیه برخی شخصیتها عنوان شود و طبعا طرح چنین ادعای بزرگی میتوانست پرسشهای چهرههای بانفوذ سیاسی و مذهبی حاضر در اجلاس در مورد مسائل جاری كشور و اتفاقات اخیر را تحتالشعاع قرار دهد ولی آیا رئیسجمهور توجه داشتند كه واقعا به چه بها و چه قیمتی؟! به هر حال امیدواریم دستگاههای ذیربط پیگیری ادعای اخیر آقای رئیسجمهور را در اولویت كاری خود قرار داده و در صورت وجود مدارك و مستندات مطمئن بر صحت چنین توطئهای مسئله را از طریق سازمانهای بینالمللی و... دنبال كنند و چنانچه گزارش رسیده مورد تایید قرار نگرفت، توجه آقای رئیسجمهور را به عواقب استفاده از چنین ابزارهای تبلیغاتی و لطمات ناشی از آن بر روی منافع درازمدت كشور و نظام جلب نمایند
غلامحسین كرباسچي
حاشيه اي بر طرح ربودن احمدينژاد - صادق زيباكلام
چرا این دو عکس این قدر به هم شبیه اند؟ از دیوار پشت سر سخنرانان پیدا است که هر دو عکس در یک سالن گرفته شده اند که تالار همایش های دانشگاه بوعلی همدان باشد. اما چرا هر دو عکس از روی فیلم سیاه و سفید برداشت شده اند؟ این دو چهره هم خیلی شبیه هم هستند. نه؟ هر دو عینک قاب فلزی و ریش و فرق کج و کت روشن و پیراهن سفید دارند.
چپ: سعید امامی در حال نفی هولوکاست، سال ۷۵ (+)
راست: عباس پالیزار در حال افشاگری فساد اقتصادی در سران نظام، سال ۸۷ (+)

فکر می کنید آیا این قضیه تصادفی است؟

فرض كنيم كساني باشند كه در عرصه مديريت سياسي و اجرايي كشور با دور زدن يا زير پا گذاشتن اصول قانوني موارد دلخواهشان را به اجرا در آورند و با توسل به شيوه هاي گوناگون خود را از پاسخگويي نيز معاف بدارند، آيا نه آن است كه عمل ايشان مصداق بارز "فساد" جلوه مي كند و مجموعه عملكرد هماهنگ آنها در قاموس عامه تعبيري جز "مافيا" ندارد؟ مي خواهد نيت ايشان خير باشد يا از روي تعمد غارت بيت المال را هدف گرفته باشند.
با اين مقدمه خبري كه در ادامه مي آيد نيازي به شرح و تفسير ندارد كه متاسفانه مشتي است نمونه خروار.
---
به گزارش سايت وابسته به مركز پژوهشهاي مجلس هفتم ، غلامحسين نوذري كه عصر روز يكشنبه به كميسيون انرژي مجلس احضار شده بود، درباره مجوز قانوني واردات دو ميليارد دلار بيشتر از قانون بودجه در سال 86 ، اعلام كرد:" كه وزارت نفت به دستور رييس جمهور قانون بودجه را ناديده گرفته و سال گذشته دو ميليارد دلار بيشتر از مجوز قانوني بنزين وارد كرده است."
وي اظهار داشت :"در سال 86، دولت موظف بود با روشهاي مختلف از جمله سهميهبندي، در مصرف بنزين را محدود و حداكثر 3.8 ميليارد دلار بنزين وارد كند اما در عمل بدون اجازه و اطلاع مجلس ، حدود 5.7 ميليارد دلار بنزين وارد كرد كه در نتيجه بخشي از تلاشها براي مهار مصرف و واردات بنزين در سال86 را خنثي شد."
به گفته وزير نفت، شركت ملي نفت ايران در سال 86 بيشتر از سطح قانوني 3.8 ميليارد دلاري خود، نفت خام براي معاوضه با بنزين و گازوئيل صادر كرد و ناچار شد و معادل وجوه نفت خام بيشتر از قانون صادر شده را از محل «منابع مالي براي سرمايهگذاريهاي شركت نفت»، به حساب بانك مركزي واريز كند.
نوذري در پاسخ به سوال نمايندگان درباره اينكه چرا وزارت نفت بجاي اينكه بطور شفاف و قانوني براي واردات كسري بنزين ، لايحه دو فوريتي يا سه فوريتي بهمراه استدلال به مجلس ارايه نداد و به انجام كار غيرقانوني متوسل شد؟ تصريح كرد :"واردات بيش از مجوز قانوني را به دستور رييس جمهور انجام داده است."
---
اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود. در سفرهاي استاني دولت طي دو سال اخير تعداد زيادي طرح عمراني در استانهاي مختلف به تصويب رسيده كه محل تامين بودجه آن خارج از رديفهاي قانون بودجه ، توسط هيات مديره شركت ملي نفت ايران تامين شده است. اما با كدام مجوز...!؟
---
وزير نفت در پاسخ اعلام كرد بر اساس بند 5 ماده 71 قانون تنظيم بخشي از امور مالي دولت، شركتهاي دولتي از جمله شركت نفت اجازه دارند از منابعشان براي تسهيل اجتماعي هزينه كنند و شركت ملي نفت به همين مجوز قانوني، هزينه برخي مصوبات استاني دولت را تقبل مي كند.
---
سوال اينجاست اگر به جز دولت مدعي خدمت نهم ديگري دامن به اعمالي چنين خلاف قانون و مصالح ملي مي آلود، چه برخوردي از سوي راهيافتگان مجلس هفتم و امثال كيهانيان صورت مي گرفت كه به گواهي روزهايي نه چندان دور به بهانه دستمالي بارها قيصريه به آتش كشيده اند؟ آيا كساني كه مدعي اند هر چه مي كنند با اشراف و راهنمايي امام زمان (ع) است ، پاسخي نيز در آستين دارند براي اعمالي كه به فتواي مرحوم امام بواسطه زير پاگذاشتن قانون و مصلحت ملت ، در تقابل مستقيم با شرع قرار دارد؟
اجراي سليقه اي بودجه سالانه مصوب مجلس، بي اعتنايي نسبت به اسناد بالادستي نظير سند چشم انداز و برنامه چهارم توسعه ، انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي ، انحلال هيات امناي صندوق ذخيره ارزي و امثالهم جملگي با اين توجيه صورت مي گيرد كه براي تسهيل در اجراي برنامه ها ، محدوديت ها و در واقع نظارتها از پيش روي مديران دولت نهم و شخص رييس جمهور برداشته شود و اين در حالي است كه رييس دولت مدتهاست علي رغم دهها ميليارد دلار درآمد افسانه اي نفتي در برابر تورم و گراني از دستهاي توطئه گر سخن به ميان مي آورد و از لزوم برخورد با مافياي لانه كرده در بانكها و صنعت نفت سخن مي گويد و مبارزه با فساد را در جهت استقرار عدالت ، اصلي ترين هدف دولت خود مي داند و صد افسوس كه به استناد آنچه مي گذرد، بيشتر مصداق حكايت دم خروس است و قسم حضرت عباس چه هر روز بيش از پيش با حذف اهرم هاي نظارتي و ايجاد فشار كاذب رواني بسترهاي مناسب تري براي تضييع حقوق ملت فراهم مي آيد و لاجرم زمينه هاي فساد در سطوح مختلف مديريت كشور پررنگ تر مي شود. وقتي رييس جمهور كه بايد پاسدار قانون باشد بدان بي مهري مي كند چه انتظاري مي توان از ديگراني داشت كه همچون وزير نفت توجيهي براي آنچه خود نيز به خلاف بودنش واقفند مي تراشند.
به گفته سايت احمد توكلي ، سوال كنندگان ضمن سكوت درمورد دستور رييس جمهور، نسبت به قانوني بودن اقدام وزارت نفت (و البته ديگر شركتهاي دولتي كه در هزينه دهها ميليارد دلار درآمد ارزي كشور سرنوشتي مشابه اين وزارتخانه دارند) براي تامين بودجه طرحهاي عمراني خارج از قانون بودجه، قانع شدند و فقط از آن جهت كه جامعيت قانون بودجه مخدوش شده است ، به وزير نفت تذكر دادند اما مسلم آن است اگر فرصتي عادلانه و مناسب براي داوري فراهم آيد ، مردم اينچنين راحت قانع نخواهند شد.
سعيد ابوطالب: هيات رئيسه مجلس هفتم نمايندگان را به دولت فروختند
![]()
نقاشی مام میهن اثر ویلیام ژوزف بوگرو
توضیح : از این پس قصد دارم یکسری نوشته در مورد مفاهیم بنیادین فلسفه سیاست را جهت کمک به روشن شدن گفتگوی میان روشنفکران ایرانی مطرح کنم.همواره این سخن لودویگ ویتگنشتاین که بسیاری از مشکلات نظری ناشی از سردرگمی در مورد معنای کلمات است همنظر بودهم ام و این نوشته ها نیز مبتنی بر همین نظر هستند. در عین حال دلیل اصلی نگارش متن زیر، نقد نگرشهای «ملی» گرایانه و جدایی طلبانه بعضی از قومیتهای موجود در ایران، مانند اقوام آذری، عرب، بلوچ و کرد است. استدلال اصلی گروههای استقلال طلبی که از آنها نام بردم اینگونه است «ملت x (آذری، عرب، بلوچ، کرد...) جزئی از ملت ایران که ملتی فارس است نیست و بنابراین باید از ایران جدا شده و دولتی مستقل را تشکیل دهد.» من در این متن سعی داشته ام نشان دهم که ریشه اصلی این مفهوم از ملت که مورد استفاده جدائی طلبان قرار گرفته است در کجاست و به چه نتایجی منتهی خواهد شد.
ملت (En,Fr: Nation, Gr: Nation, Staat, Volk) یکی از مفاهیم بنیادین فلسفه سیاست است. در عین حال این مفهوم در زبان روزمره و سیاسی ما نیز کاربرد وسیعی یافته است که یکی از دلایل آن بار ارزشی و احساسی است که آنرا برای اهداف سیاسی وسیله ای بسیار مناسب می سازد. اما ملت چیست؟ ما عموما ملت را به عنوان گروهی از افراد که دارای زبان ، فرهنگ و سابقه تاریخی مشترک هستند معرفی می کنیم و گاه وجود یک حکومت واحد را نیز به این عوامل اضافه می کنیم. این تعریف بدون توجه به سابقه تاریخی مفهوم ملت که ترجمه فارسی Nation در زبان فرانسه و انگلیسی است ارائه می شود. کلمه ملت از ریشه natio و natus در زبان لاتین گرفته شده است. این کلمه ریشه Naissance در زبان فرانسه که به معنی تولد و زایش است ( به renaissance رنسانس به معنی نوزایی توجه کنید) نیز می باشد و بعضی معادلهای این کلمه عبارتند از زاده شدن، فرزند، گونه، نژاد و قبیله. به عبارت دیگر، در زبان لاتین این کلمه به معنای اشتراک خونی و نژادی گروهی از افراد است. کلمه لاتین تقریبا معادل کلمه ethnos (eqnos) در زبان یونانی است که در عهد جدید به وفور به چشم می خورد و ریشه واژه امروزی قوم (ethnos)، قومی (ethnic) و رشته قوم شناسی (ethnology) است. بنابراین دربنیاد میان این دو کلمه تفاوتی وجود نداشته است و هر دو به یک معنا به کار می رفته اند : یعنی به معنای گروهی از انسانها که دارای تبار و خویشاوندی نژادی هستند و از یک خانواده مشتق شده اند. اما مفهوم ملت در قرن 18 و همزمان با انقلاب فرانسه دچار تحول بنیادین می شود. با وقوع انقلاب فرانسه مفهوم امروزین دولت ـ ملت (En:Nation-State, Fr: Etat-Nation) متولد می شود. بدین معنا، یک پیکره سیاسی با مرزهای مشخص و حکومت واحد با یک ملت همراه می گردد. اما باید توجه کرد که در نگرش فلاسفه انقلاب فرانسه یا عصر روشنگری، این همراهی یک دولت، و یک ملت به معنای همراهی یک گروه دارای نژاد و قومیت یگانه با یک دولت نیست. به عبارت دیگر، فلاسفه روشنگری معتقد نبودند که یک دولت ـ ملت باید دارای یک نژاد باشد. از تئوریسینهای اصلی این مفهوم مدرن ملت می توان از امانوئل ژوزف سیس (E.J. Sieyès) و ارنست رنان (Ernest Renan) نام برد. ارتباط مستقیمی میان این نگرش مدرن به ملت و نگرش قراردادگرایانه فلسفه سیاسی عصر روشنگری موجود است. فلاسفه مدرن سیاسی – هابز، لاک و روسو – پیکره سیاسی را ناشی از توافق و قرارداد آزادانه افراد می دانستند. در این نگرش، ملت نه به معنای یک گروه با نژاد، تاریخ و فرهنگ مشترک، بلکه به معنای گروهی از افراد است که آزادانه و به اراده خود در طی قراردادی ملت را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، عضوی از یک ملت بودن، در اندیشه متفکران عصر روشنگری، امر پیشینی نیست بلکه افراد به واسطه تصمیم خود جزئی از ملت می شوند و نه به دلیل نژاد و سابقه فرهنگی و تاریخی خود. این ایده ملت متضمن این است که افراد می توانند در زمانی به یک ملت بپیوندند و در زمانی دیگر از آن جدا شوند. آشکار است که میان این مفهوم ملت و اصل دیگری از اصول فلسفه سیاست مدرن، یعنی خودمداری (Autonomy) ارتباط مستقیمی برقرار است. به عبارت دیگر، تصمیم هر فرد باید ناشی از اراده آزاد او و نه تحت تأثیر عوامل خارجی، از جمله نژاد و قومیت او باشد.
اما پس از دوران روشنگری، صورت بندی دیگر از مفهوم ملت ارائه می شود که درست در مقابل مفهوم مدرن ملت قرار می گیرد. این مفهوم ملت در نزد فلاسفه رمانتیک آلمانی که نقادان اندیشه روشنگری محسوب می شوند، مانند نووالیس (Novalis)، هردر و شلگل (Schlegel) بچشم می خورد. فلاسفه رمانتیک آلمان در عکس العمل به جنبش عقلگرای روشنگری شروع به فعالیت کردند و سعی داشتند با تاکید بر عناصر غیر عقلانی حیات انسانی به انقاد از عقل گرایی انقلاب فرانسه بپردازند. باید توجه کرد که بعضی از فلاسفه رمانتیک مانند نووالیس اصولا با دموکراسی نیز مخالف بودند و آنرا حکومتی نامناسب تشخیص می دادند. این نقد دموکراسی مدرن عموما با نوعی بازگشت به مسیحیت و کاتولیسیسم، بویژه از سوی نووالیس و شلگل همراه است. در عین حال تأکید بر روح ملی، و خاص بودن هر گروه انسانی که در اینجا با مفهوم ملت همراه می شود، نقطه اتکای اندیشه رمانتیک را بر خلاف اندیشه روشنگری، نه بر عقلانیت بلکه بر احساس قرار می دهد. به همین دلیل فلاسفه رمانتیک با تاکید بر اهمیت هنر، ادبیات و زبان هر ملت، بر نوعی تکثر فرمهای زندگی انگشت می گذارند. به در عین حال، فلاسفه سیاسی معاصر (مانند آیزایا برلین و چارلز تیلور) که بر اهمیت چند فرهنگی (Multiculturalism) و تکثرگرایی (Pluralism) تاکید می کنند ریشه های خود را در آثار فلاسفه رمانتیک می یابند. فلاسفه رمانتیک در مقابل جهانشولی (Universalism) روشنگری و عقلگرایی انقلاب فرانسه، نگرشی تفاوت گرایانه (Differentialism) پیشنهاد می کنند که به جای عناصر جهانشمولی مانند حقوق بشر، برابری و آزادی، بر تفاوت میان فرهنگهای گوناگون تاکید دارد. بنابراین، بجای مفهوم انسان در نزد فلاسفه روشنگری، که در نزد فلاسفه رمانتیک نوعی امانیسم انتزاعی (Abstract Humanism) است، فلاسفه روشنگری مفهومی از انسان را پیشنهاد می کنند که هویت خویش را همواره با عضویت در یک اجتماع (Community)، فرهنگ و نژاد خاص می یابد .انسانیت انسان ناشی از ریشه های او در یک قوم، نژاد، فرهنگ، تاریخ و محصولات آن، مانند زبان، هنر و ادبیات است. این تاکید بر عناصر غیر ارادی هویت انسانی ما را به آنچیزی هدایت می کند که می توان از آن به عنوان مفهوم رمانتیک ملت نام برد. مفهوم رمانتیک ملت، عضویت انسان در ملت را بر اساس هویت تاریخی، فرهنگی و نژادی آن می داند و نه در اراده خودمدار (autonomous will) فرد برای عضویت در یک سازمان سیاسی.
در واقع، در حالیکه نگرش مدرن، نشأت گرفته از انقلاب فرانسه، تفکیکی میان قوم (Ethnic Group) و ملت قائل می شود ـ قوم به معنای گروهی از افراد که دارای ریشه های تاریخی و نژادی یکسانی هستند و ملت به معنای گروهی از افراد که به واسطه اراده آزاد خود در این گروه عضویت یافته اند ـ نگرش رمانتیک ملت را با قومیت یکسانی می داند و هر دو را نشأت گرفته از عوامل تاریخی، نژادی، فرهنگی و در نتیجه غیرارادی می داند. بنابراین، در نگرش مدرن، شهروندان یک دولت ـ ملت لزوما نیازمند هم نژادی و اشتراک فرهنگ و تاریخ مشترک نیستند و آنچه آنها را واجد صفت دولت ـ ملت می سازد تنها اراده آزاد آنها برای همزیستی است. در مقابل ،نگرش رمانتیک دولت ـ ملت را چیزی جز دولتی که بر یک ملت واحد حکومت می کند نمی داند. بنابراین، تنها آنچیزی یک دولت ـ ملت است که شامل یک دولت و یک ملت باشد. نتایج این مفهوم رمانتیک از ملت آنچنان دور از ذهن نیست. در حالیکه مفهوم مدرن ملت به سادگی چندفرهنگی و تکثرگرا است، و سیستمی باز بشمار می رود که افراد تنها با قبول اصول همزیستی متقابل در ذیل یک سازمان سیاسی (یعنی قانون اساسی) می توانند به عضویت آن در آیند، مفهوم رمانتیک ملت تنها گروهی از انسانهای متحد الشکل و دارای اشتراکات نژادی، فرهنگی و زبانی را قابل قبول می داند و در نتیجه ذاتا سیستمی بسته بشمار می رود.
آیت الله ابوالحسن اللهبداشتی، از روحانیون برجستهای است که مطالعات گستردهای در زمینه مسئله ظهور و موضوع مهدویت داشته است. وی که در سال های اولیه انقلاب از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بود و اکنون سالهاست در حوزه علمیه قم به مطالعه و تدریس مشغول است، در گفتگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی آفتاب به تشریح نگاه شیعه به موضوع ظهور حضرت حجت(عج) پرداخت.
استاد حوزه علمیه قم، اظهار داشت: «اصل ظهور منجی عالم مخصوص شیعه نیست و همه ادیان به آن اعتقاد دارند و هر یک از ادیان این مطلب را به نحوی مطرح کرده اند».
آیت الله اللهبداشتی افزود: «بدون شک و بر اساس نشانه و علائمی که از دوران ظهور در روایات مطرح شده، عصری که ما در آن زندگی می کنیم، عصر ظهور امام زمان است ولی هیچ کس نمی تواند وقت و زمان دقیق آن را مشخص کند و بر اساس گفته های معصومین علیهما السلام "وقاتون" کذاب هستند». نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی، ضمن انتقاد از نحوه طرح موضوع مهدویت از سوی برخی مسئولان کشور و نهادها هشدار داد: «طبق روایاتی که به دست ما رسیده، در دوران پیش از ظهور، دجال به معنی انسانهای بسیار دروغگو ظهور میکنند، آنها سیاستمداران بسیار دروغگویی هستند که ادعا میکنند باب امام زمان هستند، که باید نسبت به آنها بسیار هوشیار بود».
این عالم نواندیش با اشاره به روش و سیره حضرت امام خمینی(ره) در مواجهه با موضوع مهدویت و اصل انتظار گفت: «اساسا حضرت امام به کسی اجازه نمی دادند که از این موضوع در مسایل سیاسی و روزمره سوءاستفاده کرده و برای خود جایگاهی خدایی قایل شده و دیگران را شیطانی بدانند».
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه متاسفانه در سال های اخیر از اصل مهدویت در امور سیاسی بهره برداری شده، از اظهارنظرهای محمود احمدینژاد، رییس جمهور در این زمینه به شدت انتقاد کرد و گفت: «علما و حوزه های علمیه موظفند با این گونه شیوه ها برخوردی جدی داشته و مجلس شورای اسلامی نیز باید در مقابل اینگونه اظهارات رییس جمهور ایستاده و وی را در این باره استیضاح کند».
به گزارش خبرنگار کتابنیوز، در جریان بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب که روز یکشنبه 22 اردیبهشتماه صورت گرفت، غرفهدار «نشر کتاب پنجره» به رهبر انقلاب گفته است: "میشود یک چیزی بگویم؟" و در پاسخ لبخند رهبری ادامه داده است: "کمک کنید مسئولان ظرفیت پذیرش انتقاد را پیدا کنند. وقتی به تاریخ نگاه میکنیم، هر حکومتی که تحمل پذیرش انتقاد را نداشته، محکوم به شکست بوده است."

رهبری هم پاسخ داده اند: "حق با شماست. برای ما دعا کنید خدا توفیق بدهد هم طاقت انتقاد پیدا کنیم، هم انتقادها را درست بفهمیم. این چیزها یک مقداری هم به دعای شما وابسته است. "








برق نگاه معصومشان با قابهای چوبی در دست که در آن چهرههایی متفاوت از تصویر فعلیاشان را نشان میداد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان میبود، و انگشتهای ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگیز دیگر این دوره انداخت.
نمیدانیم وقتی به درس پترس فداکار میرسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمیدانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست میدارند.
دخترکان و پسرکانی با قابهای بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج میزند، بچههایی که رنگ نداشته دیوار خانهاشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینههای سرسامآور درمان دارد و نمیدانیم چرا تا به امروز گرههای چروک چهرههایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان میماند، به دنبال مرغ خانهاشان میدود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروسهای خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچههای قربانی غفلت ما در کنار بچههای روستا برای گرفتن یک عکس حاضر میشود اما او برای عکاس نمیخندد.
نرگس دفتر مشقش را باز میکند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست میگیرد و در سطر اول مینویسد:ای کاش کلاسمان آتش نمیگرفت
اگر فرزند خودت هم بود آیا اینطور بی تفاوت بودید ؟
آقای وزیر آموزش و پرورش شما چطور ؟
We endorse the Immediate and unconditional deletion of ?Arabian Gulf? from Google Earth Petition to International Media.
با کلیک بر روی لینک زیر به جمع امضا کنندگان در اعتراض به تحریف نام خلیج فارس توسط گوگل بپوندید.
Read the Immediate and unconditional deletion of ?Arabian Gulf? from Google Earth Petition
| Name | Comments | ||||
| An error has occurred. The email address you entered does not appear to be valid.
Please go Back and enter your correct email address before submitting your signature. | |||||
The Immediate and unconditional deletion of ?Arabian Gulf? from Google Earth Petition to International Media was created by SOS Iran and written by Amil Imani (info@sosiran.com). The petition is hosted here at www.PetitionOnline.com as a public service. There is no endorsement of this petition, express or implied, by Artifice, Inc. or our sponsors. For technical support please use our simple Petition Help form.

یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب درباره دلایل برکناری وزیر کشور توضیحاتی ارائه داد.
وی گفت: «وزیر کشور پس از پایان مرحله اول انتخابات، گزارشی از برخی تخلفات صورت گرفته در انتخابات، برای یکی از مقامات عالیرتبه نظام ارسال کرد که پس از ارسال این گزارش، بعد از چند روز رئیسجمهور از ارسال آن مطلع شده و از این اقدام وزیر کشور به شدت عصبانی میشود».
وی خاطرنشان کرد: «احمدینژاد از اینکه چرا وزیر کشور قبل از نوشتن گزارش با او هماهنگی انجام نداده، ناراحت شده است و به خاطر این عمل وی، تصمیم به تغییر وی گرفته است».

عکس مذکور رو ببینید...تلاش مادر عراقی برای جمع کردن کف دستی برنج و نگاه سرباز آمریکایی که پوزخندی زجر آور بر لبانش دارد.....
حال و هوای این بخش رو می خوام با نامه ای از ویکتور هوگو تکمیل کنم ...امیدوارم ناراحت نشده باشید.
قبل از هر چيز برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي ،
و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد ،و اگر اينگونه نيست ، تنهاييت كوتاه باشد ،
و پس از تنهاييت ، نفرت از كسي نيابي.
آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد .......اما اگر پيش آمد
بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ،از جمله دوستان بد و ناپايدار ........
برخي نادوست و برخي دوستدار ...........
كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگي بدين گونه است ،برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشي......
نه كم و نه زياد ..... درست به اندازه ،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند ،
كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد.....تا كه زياده به خود غره نشوي .
اميدوارم سگي را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يكسهره گوش كني ، وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد.....چراكه به اين طريق ، احساس زيبايي خواهي يافت....
به رايگان......
اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روييدنش همراه شوي ،
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.
به علاوه اميدوارم پول داشته باشي ، زيرا در عمل به آن نيازمندي.....و سالي يكبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي :" اين مال من است " ،
فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است !
و در پايان ، اگر مرد باشي ،آرزومندم زن خوبي داشته باشي ....
و اگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي ،
كه اگر فردا خسته باشيد ، يا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد ...
اگر همه اينها كه گفتم برايت فراهم شد ،
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم ..........
ويكتور هوگو

در کنار دکتر مصدق به ترتیب شمس الدین امیر علائی، سید علی شایگان و الهیار صالح میباشند

خیرت ویلدرز سیاستمدار راستگرای هلندیGeert Wilders فیلم جنجالی خود در انتقاد از قرآن را در اینترنت منتشر کرده است.
صحنه آغازین فیلم یک نسخه از قرآن را نشان می دهد و در پی آن صحنه حملات 11 سپتامبر به آمریکا نمایش داده می شود.
این فیلم 15 دقیقه ای که روی یک وبسایت ویدئویی منتشر شده اسلام را "دشمن آزادی" می خواند.
قصد سیاستمدار هلندی برای پخش این فیلم با تظاهرات خشمگین در برخی کشورهای اسلامی روبرو شده بود. دولت هلند از دیدگاه های ویلدرز فاصله گرفته است.
این فیلم "فتنه" نام دارد و تلویزیون های هلند از پخش آن خودداری کرده بودند.
تصاویر بمبگذاری های لندن در ژوئیه 2005 و مارس 2004 مادرید نیز در فیلم نمایش داده می شود.
صحنه های سر بریدن و تصاویری از تئو ون گوگ کارگردان که در سال 2004 به دست بنیادگرایان اسلامی به قتل رسید نیز در فیلم "فتنه" گنجانده شده است.
در بخشی از فیلم تصویر محمود احمدی نژاد، نمایش داده می شود که در سخنرانی خود می گوید: "پیام انقلاب پیام جهانی است و در جغرافیا و زمان محدود نمی شود. تردید نکنید که انشا الله اسلام همه قله های جهان را فتح خواهد کرد."
در بخش دیگری از فیلم نیز تصویر و صحبت های آیت الله مشکینی، رییس پیشین مجلس خبرگان رهبری، آورده شده که می گوید: "دین اسلام دینی است که دنیا را می خواهد اداره کند و اداره کرده و بالاخره اداره خواهد کرد."
خیرت ویلدرز می گوید که فیلم او نشان می دهد که چگونه قرآن "عدم تحمل، قتل و ترور را الهام می دهد."
خیرت ویلدرز روز ۲۳ مارس تاکید کرد که فیلم او نه درباره مسلمانان بلکه درباره اسلام و قرآن است.
او فیلم خود را "آخرین هشدار به غرب" خواند و تاکید کرد که "مبارزه برای آزادی تازه شروع شده است."
رنگ موهاي «گيرت وايلدرز» تا ريشههاي شخصيت او عمق دارد؛ وايلدرز عضو ضد اسلامي يک حزب جنجالآفرين در پارلمان هلند، بيش از دو دهه است که موهاي سر خود را به رنگ تحريککنندهاي که برخي به آن «رنگ افراطي پلاتيني» ميگويند، درميآورد و همين مشخصه، او را در ميان يک جمعيت به راحتي قابل تفکيک ميکند. هرچند به باور اين روزنامه، اين كار براي کسي که هر از گاهي مورد تهديد مسلمانان قرار ميگيرد، چندان منطقي به نظر نميرسد.
به او گفته شده بود که «نخست بايد سخنان خود را درباره دين اسلام معتدل و ملايم کند، سپس رنگ موي احمقانه خود را تغيير دهد»، اما وايلدرز که به هيچ يک از راهنماييها توجه نکرده است، ميگويد: «حتي اگر مردم به من فشار وارد آورند، من کاملاَ مخالف سخن آنان عمل ميکنم.»
پلیس هلند از جان خیرت ویلدرز محافظت می کند.
دولت هلند اعلام کرده است که نظر آقای ویلدرز درباره اسلام بیان کننده دیدگاه این دولت نیست.
حذف فیلم ضداسلامي از پایگاه اینترنتی شرکت اينترنتي liveleak.
در هشت فروردین یعنی 27 مارس 2008 سایت لایو-لیک مبادرت به پخش فیلمی به نام گیرت ویلدرز نمود. این فیلم که بر مبنای نفرت ویلدرز از اسلام ساخته شده است به عنوان یک فیلم ضد اسلام سر و صدای زیادی ایجاد کرد. در ادامه می خواهیم کمی درباره این فیلم صحبت کنیم. فیلم کلا دارای دو قسمت است. یک قسمت مربوط به خشونتطلبی مسلمانان است و قست دوم مربوط به مسلمانان در اروپا.
در قسمت اول به طور تناوبی ما شاهد این هستیم که آیاتی از قرآن بیان میشود و با پخش صحنههای ناراحتکننده ، خشونت صحنهها را به آیات مرتبط میداند. برای مثال در قسمتی آیاتی با این مضمون بیان می شود که با دشمنان خدا دشمن باشید و سپس صحنه برخورد هواپیما به برجهای دوقلو را می بینیم. بیننده با دیدن این صحنه ها گمان می برد که منظور قرآن کشتن مردم بیگناه برجهای دوقلو بوده است در حالی که به واقع این طور نیست. طبیعی است نمی توان رفتار یک تندروی مسلمان را که در اینجا تروریست های عامل این حرکت است به اسلام مرتبط دانست و از این دین الهی ایراد گرفت.
در قسمت دوم فیلم ، شاهد سخنرانی ها، خشونتها، دشمنی با دیگر ادیان از سوی بزرگان دین مخصوصا افراطیون و غیره هستیم. در این صحنه ها همچنین ما شاهد سخنرانی رئیس جمهور هستیم که وعده پیروزی اسلام را بر کل جهان را می دهد. از دیگر رهبران جهان نیز در این فیلم صحنه هایی نشان داده می شود.
اما باید تا آخر این فیلم 16 دقیقه ای نشست تا بتوان صحنه جنجال بر انگیز فیلم را دید. درست قبل از این که در تیتراژ میگوید «دولت می خواهد که شما به اسلام احترام بگذارید اما اسلام برای شما احترامی قائل نیست.» و قبل از اینکه در تیتراژ پایانی فیلم پیامهایی در باره اینکه باید ایدئولوژی اسلامی را شکست داد همانطور که ایدئولوژی کمونیستی شکست داده شد نشان داده شود یکی از صحنه های خاص فیلم نمایش داده می شود.
در این صحنه نشان داده میشود که صفحه ای از قرآن به نشانه عامل خشونت پاره می گردد. اما در حالی که تظاهر به پاره کردن صفحه می شود صفحه تیره می شود و تصویر محو می شود. در تاریکی صدای پاره کردن به گوش می رسد و سپس در تیتراژ بعد می گوید «صدایی که شنیدید صدای پاره کردن صفحهای از کتاب شمارههای تلفن بود.»
ویلدرز متولد 1963 در هلند از سال 1998 نماینده مجلس در هلند است. گیلدرز از اول این کاره نبود. اول یک دوره بیمه سلامت گذرانده بود و با آن کار می کرد تا این که در سال 1990 فریتز بولکشتاین ( سایت رسمی ) او را مدیر دفتر خود کرد.
ا
ین جناب فریتز همان است که توانست صد هزار نفر در 19 مارس 2005 از خانه ها بکشد بیرون تا بر علیه بخشنامه ایالتیاش تضاهرات کنند ( منبع خبر )

این آقا به همراه ویلدرز یک برنامه سفر به ایران را هم پیاده کردند.
گیرت ویلدرز در ویکیپدیا - وبلاگ رسمی گیرت ویلدرز
ویلدرز در سال 2007 یک نامه در روزنامه ولسکرانت چاپ نمود ( متن مقاله به زبان آلمانی ) که در جمله اول آن قرآن را کتابی فاشیستی خواند و آنرا با کتاب نبرد من هیتلر ( اطلاعات بیشتر درباره این کتاب ) مشابه خواند. او می گوید قرآن کتابی است که نفرت را بر می انگیزد و به قتل تشویق می کند پس بنابراین در قانون ما جایی ندارد. ( منبع )
دیگران چه نظری دارند؟
این ویدیو در ایران با واکنش بسیار گسترده ای روبرو شد. البته اینبار بیشتر در سطح نت. به شخصه واکنشی را در رسانه های داخلی ندیدم. برای همین اینجا با هم چند تا از آنواکنشها را مرور می کنیم.
آرش نویسنده وبلاگ کمانگیر در مطلبی تحت عنوان اسلام، نسخه گانگستری می گوید:
«ویدئوی گیرت ویلدرز ممکنه این موضوع رو روشن تر کنه، انگار اصلا نیازی هست به روشن تر شدن این موضوع، اما راه حلی ارایه نمی ده. در نهایت بنظر می رسه این ویدئو ساخته شده برای ایراد اظهار نظرهای نژاد پرستانه ای نظیر اینکه جمعیت مسلمان اروپا افزایش پیدا کرده.»
آرش در ادامه می گوید:
«ویدئوی ویلدرز اما ایمان رو با رفتار مسلمانان خلط می کنه و چیزی به دانش ما اضافه نمی کنه. در میانه کشمکش باید بنشینیم و حرف بزنیم، این ویدئو و نظایرش اما فقط آتش دعوا رو شدت می دن.»
اما نکته اینجاست که آرش در جایی در همان متن می گوید:
«ترجمه قسمتهای فارسی دقیق ه و نتونستم از ترجمه قسمتهای عربی ایرادی بگیرم. »
این در حالی است که رادیو زمانه در مطلبی به نام نمایش فیلم ضد اسلامی “فتنه” در اینترنت از قول اسلام شناسی به نام برخن می گوید:
«ترجمههای آیات چندان دقیق نیست و در بیشتر موارد توجهی به پیشزمینه نزول آیات نشده است. »
برای من سوال است که آیا آرش به پیش زمینه نزول آیات که اصطلاحا به شان نزول نامیده می شود در ترجمه ها دقت کرده است؟ یعنی آیا این ترجمه های ارائه شده در فیلم به پیش زمینه ها توجه دارد و یا فقط به قسمتهای دلخواه خود استناد کرده است و با بیان نکردن دیگر قسمتها به منظور اصلی لطمه زده است؟
با یک مثال سعی می کنم منظورم را برسانم. من می گویم که اگر شما این کار را بکنید ( مثلا به کسی آسیب برسانید ) شما بد هستید. حال اگر کسی بگوید که نویسنده گفت شما بد هستید مسلما در بیان واقعیت کوتاهی کرده است. اگر این چنین باشد و کوتاهی صورت گرفته باشد یک بحث است.
نکته ای که وجود دارد این است که فیلم کمی هم از عناصری مانند دروغ پردازی که بعدا اشتباه نامیده شد استفاده کرده است. برای نمونه می توان به مطلبی که در وبلاگ سوگیرو ( ببینید ) اشاره شد نام برد. نگاهی به عکسهای زیر بیاندازید.

یکی عکس محمد بویری قاتل تندرویی است که به نام اسلام دست به قتل یک فیلمساز زده است و دیگری هم آنطور که در تصویر می بینید هم اوست در فیلم فتنه.

اما واقعیت این است که تصویری که در فیلم می بینید کسی نیست جز صلاح الدین خواننده رپ هلندی!
این تخریب چهره خواننده مراکشی الاصل مسلما برای ویلدرز گران تمام خواهد شد چرا که برای همیشه از صلاح الدین چهره یک قاتل را به تصویر کشیده است و مسلما به هیچ عنوان نمی توان این اگر بشود گفت اشتباه را جبران کرد.
بحث دیگر این است که اگر هم واقعا این مسائل به صورت تمام نمای واقعیت بیان شده باشد همانطوری که آرش گفت فقط «آتش دعوا رو شدت میدن».
می بینید که فیلم در هر دو مورد اشتباه کرده است. از هر دیدی که به فیلم نگاه شود برخورد غلط را شاهد هستیم. طبیعی است که با بلند شدن آتش نبرد بین مسلمانانی که به تفاوت آنها با مسلمانان افراطی توجه نشده است دود این آتش به چشم هر دو طرف خواهد رفت. نمونه را می توانید در خبر سایت بیبیسیپرشین جستجو کنید. در این خبر که با عنوان “نخست وزیر هلند فیلم انتقادی از اسلام را تقبیح کرد” آمده است
«دولت هلند کوشیده است از دیدگاه های افراطی آقای ویلدرز فاصله بگیرد تا از تکرار ماجرای انتشار کاریکاتورهای پیامبر اسلام در دانمارک جلوگیری شود»
همانطور که می بینید این فیلم نتوانسته است انتظارات کشور متبوع خود را برآورده کند. آن هم برای فیلمی که تا ساعت 9 روز بعد 5 ملیون بار دیده شده است.
فیلم فتنه از روی سرورهای سایت لایو لیک برداشته شد ( متن خبر )
این بار آرش با محکوم کردن برداشتن ویدیو می گوید «با توجه به اینکه میلیون ها نفر فتنه رو دیده اند، تهدید لایولیک حاصلی جز تایید پیام فیلم نداره.» ( ببینید )
نکته اینجاست که ما به شدت شاهد ترس ایجاد شده هستیم. در این زمینه وزیر امور خارجه هلند می گوید: « نظرات آقای ویلدرز درخصوص اسلام به هیچ وجه دیدگاه و نظر دولت هلند نیست. در این بیانیه گفته شده که اسلام عنصر مهمی در تعیین هویت مسلمانان است و تهدید پنداشتن اسلام اشتباه است». این بیانیه افزوده که افراد مسئول خشونت و سرکوب هستند، نه ادیان. بیانیه وزارت خارجه هلند نقش مسلمانان در جامعه این کشور را مهم ارزیابی کرده و اشاره کرده که دو عضو دولت این کشور مسلمان هستند.در پایان این بیانیه گفته شده که این موضع دولت هلند به تمام کشورهای عضو کنفرانس اسلامی اعلام شده و انتظار می رود که این کشورها هم مسئولیت خود را در قبال حفاظت از شهروندان و نهادهای هلندی عملی کنند!
همزمان دفتر سازمان ملل متحد در کابل، پایتخت افغانستان، با انتشار اعلامیه ای گفته است که احترام به باورهای مذهبی و مقدسات دینی، از لازمه های آزادی رسانه هاست و در این مورد از اعلامیه روز گذشته پارلمان افغانستان حمایت کرده است.
تهیه فیلمی از سوی یک سیاستمدار هلندی و بازچاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام در دانمارک از سوی چندین کشور اسلامی، از جمله ایران و پاکستان محکوم شده است.
این اقدامات همچنین واکنش های تندی را ظرف روزهای اخیر در افغانستان به همراه داشته است. دبیرکل پیمان ناتو نیز از این موضوع ابراز نگرانی کرده که پخش این فیلم در هلند و بازچاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام در دانمارک، واکنش هایی را علیه سربازان این پیمان در افغانستان به همراه داشته باشد.
در آخر حرفهایم می خواهم به این مسئله اشاره کنم که با بحث فتنه خوابید می خواستم به آن فکر کنید. ترس به وجود آمده به خوبی نشان می دهد که بعضی ها از مایی که نام مسلمانان داریم می ترسند. این ترس به خاطر اقدامات یک سری از افراطیون است که به نام اسلام دست به هر جنایتی می زنند. مسلما این روند به تیره شدن روابط ما با کشورهای دیگری منتهی می شود. این روند به هر حال به ضرر ماست و فکر می کنم در این زمینه همه ما متفق القول باشیم. پس این روند نباید ادامه پیدا کند. در همین حال هرگونه رفتار خشنی که ما بروز دهیم تائیدیه ای است بر این فیلم. ما تنها باید از در مهربانی و منطق رفتار کنیم. اگر بخواهیم جنگ کنیم باید با چه کسی جنگ کنیم؟ با گیرت ویلدرز؟ مسلما نه! یادمان باشد فیلم رمز داوینچی اکران شد و فروخت و بحث ایجاد کرد و تمام شد. بدون هیچگونه اقدام خشنی. و حالا همه مسیحیان باز هم مسیحی هستند. من از شما خوانندگان وبلاگ می پرسم آیا رفتار ما کمی افراطی نیست و ما کمی توجه اضافی نمی کنیم؟
۱-چرا باید دینمان که مروج تساهل وسمحه است را این گونه معرفی کنیم ؟
۲-وقتی دین به تحجر رفت دیگران این گونه سواستفاده می کنند؟
۳-به جای سر بریدن و تصاویری از تئو ون گوگ نمی توانستیم جوابی محکم ودر خور شانش به او دهیم؟
۴-آیا ما داعیه اداره کردن دنیا را داریم توی تورم کشور خودمان مانده ایم ؟
امیدوارم بیشتر به سخنانمان توجه کنیم تا دستاویز دیگران نشود

ایران به منظور تشکر از مقامات ترکمنستانی بدلیل قطع گاز در سرمای بی سابقه زمستان 86، 62 میلیون دلار در این کشور هزینه خواهند کرد.
سفیر ایران در ترکمنستان در گفت و گویی با ایرنا از هزینه 62 میلیون دلاری شرکت های ایرانی در ترکمنستان خبر داد.
سفیر ایران در ترکمنستان با خوشحالی از این که انجام این طرح ها از سوی ایرانی ها برای اولین بار ظرف 4 سال گذشته صورت می گیرد، از شرایط مساعد برای همکاری های اقتصادی هرچه بیشتر دو کشور خبر داد!
این در حالی است که کشور ترکمنستان در زمستان سال 86 که سرمای بی سابقه ای کشور را فراگرفت و موجب تعطیلی چندین روزه کشور شد، گاز وارداتی خود را قطع کرده بود و این امر موجب مرگ تنی چند از هم وطنان ما بدلیل سرمازدگی شد.

اسفند سال بیستهفت خورشیدی زمانی که مصدق و یارانش به مجلس سنا یادداشتی ارسال کردهاند و بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی پیشنهاد کرداند که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد. هیچ گاه فکر نمیکردند روزی در زمان دولت عدالت ورز(!) قیمت نفت به بیش از صددلار برسد.
ملی شدن صنعت نفت اهمیتش امروزی مشخص میشود که دولت مهرورز قول دادهاست سفرههایمان را پر از نفت کند؛ آن هم نفت صد دلاری!
این روزهاخزانههای کشورمان به مدد همان ملی شدن صنعت نفت و شانس دولت احمدی درآمدهای سالانه شصت میلیارد دلاری را تجربه کردهاست.
درآمد شصت میلیارد دلاری زمانی قابل فهم میشود که بیاد بیاوریم در "برنامه اول توسعه کشور با همه نیازهایی که برای بازسازی کشور، سقف مجاز دولت برای استفاده از منابع خارجی بصورت فاینانس تنها بیست و پنج میلیارد دلار بود".
اما در پنجاه و نهمین سالگرد ملی شدن صنعت طلایی سیاه صددلاری این سوال مطرح است که چرا کشور نتوانست از این فرصت تاریخی خود استفاده کند و تورم را کنترل، چرخ صنعت و پتروشیمی را به چرخش درآورد و سطح رفاه عمومی را افزایش دهد؟ این سوالی مهم است که دولت نهم و مجلس هفتم در روزهای پایانی کار خود باید به آن پاسخ دهند.
امیدوارم دولت مهروز و عدالت دوست احمدی در کنار پاسخ به این سوال نفت سفره مردم ایران را هم فراموش نکند!
گروه حماس در فلسطین ادعا کرد که صدها شبه نظامی حماس در ایران تحت آموزش های نظامی قرار می گیرند.
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از تایمز؛یکی از فرماندهان ارشد گروه حماس در مصاحبه ای با ساندی تایمز ادعا کرد که 300 تن از شبه نظامیان گروه حماس ،به طور مخفیانه به ایران فرستاده شده اند.
برپایۀ این گزارش،وی در ادامه مدعی شد نیمی از آنها در حال حاضر توسط سپاه پاسداران تعلیم می بینند .وی افزود: آنها نحوۀ تولید موشکهای مرگبار و مواد منجره را یاد می گیرند[!].
وی در ادامه حرفهای خود گفت: تک تیراندازی و استفاده از تونل ها در حمله به نیروهای اسرائیلی از جمله مواردی است که به این افراد توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آموزش داده می شود.
این فرماندۀ ارشد گروه حماس در ادامه ادعاهای خود افزود: ایران مادر ما بوده و به ما اطلاعات و تجهیزات نظامی داده و به لحاظ مالی از ما حمایت می کند.
وی گفت:از زمان آغاز آموزشهای نظامی در سال 2005 به این سوی ،هفت گروه از شبه نظامیان حماس به طور جداگانه برای گذراندن دوره های شش ماهۀ نظامی به ایران فرستاده شده اند.
یوال دیسکین،رئیس سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی هفتۀ گذشته اظهار داشت که اطلاعاتی در دست است که حماس ده ها تن از شبه نظامیان را به تهران اعزام کرده است. وی گفت: این استراتژی بسی خطرناک تر از فرستادن اسلحه و تجهیزات نظامی به نوار غزه است.[فرمانده حماس درست چند روز پس از ادعاهای دیسکین بر این گفته ها صحه گذارد.]
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از تایمز؛مقامات رژیم صهیونیستی اعلام کرده اند که ایران بطور موازی از دو سو از طریق حماس در نوار غزه و حزب الله در لبنان در حال مبارزه با اسرائیل است.
این فرماندۀ ارشد گروه حماس گفت: برخی از این افراد بعد از گذراندن آموزشهای نظامی خود در تهران،آموزش هفتصد شبه نظامی دیگر را در سوریه بر عهده می گیرند.
خبرنگار انتخاب می افزاید؛ گفتنی است هنوز حماس این خبر را تکذیب نکرده است. از سوی دیگر فرماندهان حماس از یاد برده اند که وجودشان را مرهون انگلیس و اسرائیل هستند نه ایران.
در سایت تابناک تبلیغی از دکتر مرندی، کاندیدای اصولگرایان از تهران به چشم میخورد که در یک فریم آن از ایشان به عنوان دانشیار دانشگاه رایت استیت آمریکا یاد شده است. با جستجو در سایت دانشگاه (WRIGHTSTATE UNIVERSITY) نامی از ایشان یافت نشد. همچنین با جستجو در گوگل و یاهو هیچ نشانه ای از نامبرده به عنوان دانشیار دانشگاه رایت استیت به چشم نمی خورد. از واژه های تخصصی درست استفاده کنیم.
دانشیار، از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیئت علمی و معادل Associate Professor میباشد. این مرتبه بالاتر از مرتبه استادیاری و پایینتر از مرتبه استادی میباشد.
وزیر علوم نیز در معرفی کابنه خود را مرد علمی سال جهان عنوان کرده بود که کذب محض بود ودر این مورد هیچ جوابی نداشت و نداد !!!!
(اين در حالي است که مرکز بين المللي کمبريج که ادعا شده وزير پيشنهادي را مرد علم سال کرده نه تنها هيچ ربطي به دانشگاه کمبريج ندارد بلکه موسسه اي است که نوعي آگهي سازي مي کند و کتابي منتشر مي کند و با دريافت مبلغي از هر کس وي را به اين عنوان تقلبي مفتخر مي کند. هشت سال پيش وزارت علوم – که آقاي زاهدي اکنون وزير آن است - در اطلاعيه اي موسسه فوق را فاقد اعتبار اعلام کرده بود.)
مرکز بین المللی کمبریج در قبال دریافت مبلغ 195 دلار هرکسی را به عنوان مرد سال علم معرفی می کند و در صورتی که بخواهد نام وی روی نقره حک شود، 360 دلار می گیرد. معلوم شد که وزیر علوم جدید آگهی چاپ نامش را به مرکز بین المللی تجاری شهر کمبریج در قبال پول آگهی داده است.
معاون وزير خارجه ايران از تصميم کشورش براي دادن وام يک ميليارد دلاري به عراق خبر داد.
بر اساس این گزارش به نقل از الجزيره؛عليرضا شيخ عطار با اعلام اين خبر افزود اين وام براي تامين اعتبار طرح هايي است که شرکت هاي ايراني در عراق اجرا مي کنند
مسئولان دو کشور همچنين خط لوله نفت بين آبادان و بصره را مورد بررسي قرار خواهند داد
سوال یک شهروند
۱-این وام بر چه اساسی به کشور عراق داده می شود؟
۲-آیا کشور عراق با این وضعیت نا مطلوب اجتماعی و سیاسی قادر به برگرداندن این وام به این عظیمی هست؟
۳-در صورتی که مردم ما با فقر وگرانی دست و پنجه نرم می کنند و صورت خود را با سیلی سرخ نگاه داشتن وام دادن از پول این مردم برای کشوری که بر گشت این پول برایش غیر ممکن است چه و جاهتی دارد؟
۴-سرانه سالانه برای مدرسه ها کشورما این قدر پایین است که مدیران مجبور هستند از بسیاری از ضروریات مدرسه بزنند روا نیست پول بچه هایمان را به کشوری بدهیم که هنوز خسارت جنگ تحمیلی اش را هم به ما مقروض است ؟
این حاتم بخشی ها عاقبتش ان است که احمدی نژاد بگویید. نفت خوردنی نیست که آن را سر سفره ها بیاوریم وهم اکنون می گوید
دولت مسوول گراني سال آینده نخواهد بود روی متن کلیک کنید
و تورم کمر شکن از مرز 20 درصد گذشت
احمدینژاد درگفتگو با الجزیره: قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد شد
محمود احمدی نژاد با اشاره به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص عدم انحراف در برنامه هسته ای ایران تصریح کرد: بر این باوریم که در آینده، قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد شد
. ولی شد ۱۴ رای موافق داشت و هیچ کشوری هم مخالفت نکرد همین
.
با نگاهی به ستون کیهان و خوانندگان در آرشیو روزنامه کیهان می توان مشاهده کرد که ۵۷ پیام از فردی به نام «علیمردانی» به چاپ رسیده است.
برای دیدن همه پیامها اینجا رو کلیک کنید. آخرین پیام جناب «علیمردانی» در روزنامه ۱۲ اسفند ۸۶ به شرح زیر است.
¤ از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار خبرگان با معظم له در تاريخ 12.6 كه به حق از دولت نهم تقدير و تشكر كردند و از بعضي نمايندگان مجلس ششم كه خيانت ورزيدند نام بردند به عنوان يك مريد نهايت سپاسگزاري را دارم و از بعضي بزرگان انتظار مي رود مشي خود را چون مشي رهبري قرار دهند و از خدمات اين خادم ملت كه شبانه روز در پي حل مشكلات است تشكر نمايند.
عليمرداني
ضمن خسته نباشید به نویسندگان ستون «کیهان و خوانندگان» خواهشمند است که حداقل به خاطر حقوق دریافتی از بیت المال هم که شده کمی خلاقیت به خرج داده و برای تنوع از اسامی دیگر هم استفاده کنند.
پی نوشت ۱: پیامهای جناب «شکوهی»
پی نوشت ۲: جستجوی پیامهای «علیمردانی» از طریق یاهو ۸۷ پیام را نشان میدهد!
پی نوشت ۳: «گل محمد نورانی» از مهدیشهر سمنان
پی نوشت ۴: جناب «علیمردانی» یک روز بعد از انجام این جستجو، بار دیگر در تاریخ ۱۳ اسفند پیام داده است:
¤ جواب مديرعامل سابق خبرگزاري ايسنا به كيهان را خواندم و از اينكه گفته بود نمي تواند از تمام افرادي كه مطلب براي انتشار ارسال مي كنند شناخت داشته باشد تعجب كردم چطور خود ايشان اگر بخواهد يك پاكت شير براي منزل بخرد درصدد شناخت و اطلاع از كارخانه ساخت و تاريخ مصرف آن برمي آيد. خلاصه تمام ضعف هاي جوابيه ايشان حكم عذر بدتر از گناه را داشت و چه بهتر كه بخاطر تقصيرات و كوتاهي هاي خود از مردم عذرخواهي مي كرد.
عليمرداني

سخنان احمدی نژاد در یک ماه گذشته
محمود احمدی نژاد ظهر روز اربعین حسینی اظهار داشت کسانی که دشمنان بشریت را جای خدا نشاندند فهمیدند که امروز ایران قدرت اول جهان است.
برای خواندن اصل خبر اینجا را کلیک کنید.
محمود احمدی نژاد خطاب به کشورهای غربی گفت: اگر باز هم نخواهید و چهار سال دیگر بیایید و بخواهید مشاركت كنید، آن موقع نیز خودمان ساختهایم و پیشنهادتان را به دیوار خواهیم كوبید و محلی به شما نخواهیم داد چند سال پیش كنسرسیوم سوخت هستهای و همكاری را مطرح كردیم، اما نپذیرفتید و امروز ملت ما چرخه كامل سوخت را برپا كرده و جزو كشورهای هستهای جهان است.
برای خواندن اصل خبر اینجا را کلیک کنید.
احمدی نژاد خواستار برگزاری انتخابات آزاد در آمریکا شد
احمدی نژاد در ادامه با بیان اینكه اگر انتخابات آزاد و با گزینههای متعدد در آمریكا برگزار شود، مردم این كشور خواهان تغییرات گوناگون در سیاست آمریكا هستند، تاكید كرد: مردم آمریكا دوست ندارند به نام آنها در دنیا كشتار شود و به خاطر عملكرد دولتمردان آمریكا مورد نفرت باشند.
برای خواندن اصل خبر اینجا را کلیک کنید.
احمدی نژاد:ایران را گلستان میکنیم
رییسجمهور با بیان اینكه این انقلاب،انقلاب شناخت انسان و جشن انسانیت است، گفت:« این جشن، فقط جشن ملت ایران نیست بلكه جشن تمام دنیاست.»
وی با بیان اینكه ما میتوانیم ایران را تبدیل به گلستان كنیم، به پرتاب كاوشگر یک كه روز دوشنبه انجام شد اشاره كرد و گفت:« آیا كسی در این عرصه به ما كمك كرد؟ جوانان مومن و نسل سومی ما این حركت بزرگ را انجام دادند. جوانانی 25 و 30 ساله كه از نظر روحی قوی هستند و با اینكه مدت طولانی نبود كه ما امكانات در اختیار آنها قرار دادیم آنها توانستند به این پیشرفت بزرگ دست پیدا كنند و یكی از آنها نگفت كه ما نمیتوانیم و یا از این ماموریت سنگین نترسید.»
الهه کولايي استاد دانشگاه تهران ونماينده مجلس ششم درگفت و گو با روز از تاثيرات قطعنامه صادرشده عليه تهران توسط سازمان ملل سخن گفته است. وي اعتقادارد: "ماهيت پرونده هسته اي ايران به جاي اينکه فني وحقوقي باشد، سياسي وامنيتي است وبراي حل وفصل آن هم بايد بيشتر به ملاحظات سياسي وامنيتي توجه داشت تا مسائل حقوقي". اين گفت وگو را درزير مي خوانيد.
لحن قطعنامه جديد صادر شده عليه ايران را که به دنبال انتشار گزارش اخيرآقاي البرادعي مطرح مي شود را چگونه مي بينيد و چه تاثيراتي بر زندگي مردم خواهد داشت؟
قطعنامه جديدي که مجددا عليه کشورما صادر شده بدون شک بروضعيت موجود در کشور تاثير خواهد داشت و آثاراقتصادي آن برزندگي مردم قابل مشاهده خواهد بود. هرچند اين تحريم ها به صورت مستقيم مردم ايران را هدف قرارنداده ولي روشن است که آثار آن براي هرکشوري که دراين وضعيت قراربگيرد بسيار مخرب خواهد بود به ويژه براي کشوري مانند ما که دستيابي به يک جايگاه برتر و وضعيت قابل را در سطح منطقه هدف قرارداده است. اين قطعنامه بدون شک درمسير دستيابي به اين اهداف اختلال هاي جدي به وجود خواهد آورد وبيش از هرچيزنشان مي دهد که ماهيت پرونده هسته اي ايران به جاي اينکه فني وحقوقي باشد، سياسي وامنيتي است وبراي حل وفصل آن هم بايد بيشتر به ملاحظات سياسي وامنيتي توجه داشت تا مسائل حقوقي.
اين قعطنامه چگونه ايران را مورد خطاب قرار مي دهد؟ درواقع مشکل اصلي برنامه هسته اي ايران را چه مي داند؟
نکته مهم اين است که اين قطعنامه همچنان ايران را عنوان تهديد صلح وامنيت بين المللي معرفي مي کند که بدون ترديد مي تواند شرايط دشواري را براي کشورمان به همراه داشته باشد.
نظرتان درمورد الزام آوربودن اين قطعنامه و رفتارايران در برابرآن چيست؟
با توجه به اينکه قطعنامه در چارچوب فصل هفتم منشورسازمان ملل صادر شده است دشواري هاي جدي را براي کشورمان در پايبند به الزاماتي که مطرح مي کند به همراه مي آورد.
هفته گذشته جشن هسته اي درداخل کشور برگزار شد درحالي که درخارج از کشور مقدمات تصويب قطعنامه چيده مي شد. اين برداشت دوگانه از گزارش آقاي البرادعي را ناشي از چه مي دانيد؟
موضوع اين است که علي رغم نکات مثبتي که درگزارش آقايي البرادعي وجود داشت، نکات منفي هم وجود داشت که درداخل کشوربه نکات منفي آن توجه نشد.
درکوتاه مدت اثرات اقتصادي آن چگونه خواهد بود؟
تصورم اين است که هم درکوتاه مدت وهم دربلند مدت پيامدهاي منفي خواهد داشت. اين مفهومش آن نيست که از آن شرايط مقابله ومقاومت درايران چشم پوشي کنيم، اما مفهومش اين است که مانند گذشته پيامدهاي منفي ومخربي را براقتصاد ايران درزمينه همکاري هاي بين المللي شاهد خواهيم بود. به هرحال جاذبه هاي ايران به نحوي است که اميدهايي براي توسعه روابط با کشورهاي جهان همچنان وجود خواهد داشت.
قيمت نفت هربشکه بالاي صد دلار مي تواند به کاهش پيامدهاي چنين تحريم هايي کمک کند؟
به هرحال اين اهرم بسيارمهمي دراختيارکشورمان است که درشرايط امروز جهان بسيارمي تواندموثر باشد. اگر چه فکر مي کنم تاثيرات مثبت ومنفي اين موضوع بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
نکته جالب کنکور کارشناسی ارشد علوم سیاسی امسال ، سوالات تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران بود. معمولا 30 سوال این درس از تاریخ مشروطه به بعد است البته گاهي از صفویه هم شروع میشود. در اکثر کنکورها یکی دو سوال را به بعد از انقلاب اختصاص میدهند که امسال یکی از سوالات تعجب خیلیها را برانگیخته بود:
کدام یک از سازمانهای زیر انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی را تحریم کردند؟
1- مجمع روحانیون مبارز
2- حزب کارگزاران سازندگی
3-..... (این گزینه رو فراموش کردم)
4- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

در نامه شورای نگهبان تاکید شده که مصوبات مجلس مادامی که مراحل قانونی را طی نکرده و پس از تصویب مجلس برای اجرا به رئیس جمهور ابلاغ نشده، قابلیت اجرا ندارد.
مهمترین خواسته آقای احمدی نژاد "واگذاری کلیه اختیارات و وظایف اجرایی شوراهای عالی به هیات وزیران"، "توقف وظایف و اختیارات تقنینی (قانوگذاری) شوراها" و "باز شدن دست هیات وزیران در تفویض اختیارات به کارگروه های داخلی" بود. جمهور ابلاغ نشده، قابلیت اجرا ندارد.
آقای احمدی نژاد برای انحلال شوراها به اصل 113 قانون اساسی استناد کرده که بر اساس آن رئیس جمهور بعد از رهبر عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد.
اما به عقیده شورای نگهبان استناد دولت به این اصل" فاقد وجاهت قانونی" است "زیرا این اصل به این معنی نیست که رئیس جمهور می تواند مستقیما و بدون قانون مصوب مجلس اقداماتی که متوقف بر تصویب مجلس است انجام دهد."
بر اساس تصمیم دولت، شوراهای عالی نظیر شورای اقتصاد، پول واعتبار، بیمه، علوم، تحقیقات و فناوری، اشتغال، توسعه صادرات غیر نفتی، مناطق آزادی تجاری و صنعتی، آموزش و پرورش، زیست فناوری، استاندارد، اطلاع رسانی، انرژی اتمی، آب، انرژی، حفاظت محیط زیست منحل و اختیارات آنها به کمیسیون های زیر مجموعه دولت منتقل شده است.
داریوش فروهر،یدالله سحابی،هاشم صباغیان و مهندس بازرگان بر مزار دکتر مصدق
متن نویشته سایت نو سازي
اتل متل يه مادر
نحيف و زار و خسته
با صورتي حزين و
دستاي پينه بسته
بپرس ازش تا بگه
چه جور ميشه سوخت و ساخت
با صد هزار تومن پول
اجاره خونه پرداخت
اجارههاي سنگين
خرج مدرسه ما
خرج معاش خونه
خرج دواي مينا
بپرس ازش تا بگه
چه جوري ميشه جنگ كرد
يا اينكه بيرنگ مو
موي سياهو رنگ كرد
بپرس ازش تا بگه
چه جوري ميشه جنگ كرد
با سيلي جاي سرخاب
صورتا رو قشنگ كرد
وقتي كه گفتند بابا
تو جبههها شهيد شد
خودم ديدم يك شبه
چندتا موهاش سفيد شد
ميخواي بدوني چرا
نصف موهاش سفيده؟
بپرس كه بعد بابا
چيديده چي كشيده!
يا ميره داروخانه
برا دواي مينا
يا كه ميره سمساري
يا كه بهشت زهرا(س)
يه روز به دنبال وام
مامان ميره به بنياد
يه روز به دنبال كار
پير آدم درميآد!
.
.
.
***
.1انقلاب، اسلامي است.
2.بسيجي فرزند خميني است
3.نوه امام بودن اصالت گوهري است ،ملاك نيست و الا حضرت امام دستور برخورد قاطعانه با سيد حسين خميني را نميدادند .
4.انقلاب ما بينام خميني(ره) در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست.
خبر:سيد حسن خميني پنج شنبه شب در ديدار اعضاي جبهه مشاركت گفت:رد صلاحيت برخي ازدوستان مايه تاسف است.
جناب آقاي سيد حسن خميني شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم كه به نحوي برايمان يك ماشين BMW، هشتاد ميليون توماني(قيمت همان موقع) خريداري شود كه بحمدالله براي شما شد و از هواي بالاي شهر تهران تنفس مينموديم و احيانا سوناي بخارمان ترك نميشد....
توفيق آن را ميداشتيم كه با لپهاي گل انداخته درد مستضعفين و محرومين را رصد كنيم و راه حضرت روحالله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خداي ناكرده حق ياران و ياوران هميشگي انقلاب مانند حزب مشاركت ضايع نگردد و بازهم خداي ناكرده لطمهاي به جمهوريت نظام وارد نشود.
سخن بسيار است و مجال كم..
اين عنوان را كليك كنيد.راز لپهاي گلانداخته سيد حسن خميني
سطر هاي بالا از سايت نوسازي عينا آمده است.
و حالا چند سوال از شیفتگان قدرت و به اصطلاح خدمت
۱- اگر سید حسن خمینی بر علیه شما حرفی نمی گفت باز شما این طوری انتقاد می کردید اگر این گونه است چند سال از زمان دولت اصلاحات می گذرد چرا خاموش بوديد؟
۲- برقوه قضائیه فرض است در مورد ماشين BMW، هشتاد ميليون توماني(قيمت همان موقع)تحقيق كند تا خسارتي بر بيت المال نخورد اگر ایشان تخلف کرده باید مجازات شود حسب ونسب و مصلحت نباید موردی را تغییر بدهد.
۳-آيا اين صندلي سبز رنگ مجلس براي شيفتگان خدمت ان قدر ارزش دارد كه همه چيز را از حد گذرانده اند ؟
ای کاش دعای داریوش کبیر در پس قرن ها مستجاب می شد که چنین دست به درگاه خداوندگار گشوده بود :"اهورامزدا، این سرزمین را از دروغ، ازجنگ و ازخشکسالی ایمن دارد" و اگر امروز داریوش زنده بود، با دیدن "دروغ" هایی که اصلاح طلبان به اصولگرایان، اصولگرایان به اصلاح طلبان و هر دو به مردم نسبت می دهند و با دیدن "جنگ" های سیاسی کسانی که "شیفته خدمت اند!" و با دیدن این کینه ورزی های خانمانسوز شاید به جای آن دعای زیبا، این نفرین را نثار می کرد که "خشکسالی" برچنین قومی روا باد!
ما به دفتر امام رفتيم و طبق معمول ، از هر دري سخن به ميان آمد و گفته شد : زمان آن فرا رسيده است كه مقبره پهلوي خراب شود . اين ايام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر ، سادات با پناه دادن شاه، مي خواست او را در بازگشت به ايران كمك كند ؛ ولي ما مي خواستيم به او نشان دهيم كه ديگر در ايران هيچ گونه ريشه و پايه و خانه اي ندارد.
ما آن روز به سپاه رفتيم و فرزند رشيد اسلام، آقاي عباس دوزدوزاني ، سرپرست سپاه ، امكانات لازم را در اختيار ما گذاشت. ما در حدود دويست نفر ، با هم جمع شديم و با بيل و كلنگ ، به طرف حضرت عبدالعظيم به راه افتاديم .من در صحن مطهر حضرت عبدالعظيم براي مردم سخنراني پرشوري كردم و گفتم : دوره قرار گرفتن بناهاي زشت و زيبا در كنار هم ، پس از انقلاب اسلامي به پايان رسيده و مردم مسلمان ايران نمي توانند در كنار مزار شهيدان به خون خفته و چهره هاي درخشان اسلام ، مقبره جنايتكاراني مانند رضا خان و ناصر الدين خان و ... را تحمل نمايند .بايد به هر وسيله كه شده ، مقبره هاي سردمدارن كفر و الحاد تخريب شود .
با صدور فرمان حركت بسوي مقبره پهلوي ، مردم بسيج شدند . آنها در همان دقايق اول خيلي تلاش كردند ، ولي در عمل مشاهده شد كه مقبره به قدري محكم ساخته شده كه بيل و كلنگ بر آن كارگر نيست . البته مواد منفجره و ساير لوازم را هم تهيه كرده وبوديم. از طرف ساختمان راديو و تلويزيون هم آمده بودند تا فيلمبرداري كنند. يكي سنگ ها را مي شكست ، ديگري پله ها را مي كند و سومي به در و پنجره حمله مي كرد . سر انجام كار به گريدر و بلدوزر هم كشيد .
ساعت ، حدود 4:30 بعد از ظهر بود كه از طرف بني صدر پيام آوردند ، مبني بر اينكه از تخريب مقبره دست برداريد. من اعتنا نكردم ، ولي كم كم كار جدي شد و جناب مير سليم ، سرپرست وزارت كشور نامه ای رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی صدر است و شما باید به هر نحو که شده دست از تخریب بردارید وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم ، یعنی شما را توقیف کنیم. من دیگر دیدم جای تامل نیست لذا گفتم که: به آقاي بني صدر بگوييد، هرچه مي خواهد طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم از اينجا خارج نخواهیم شد.
ما از فرداي آن روز با توجه به اتفاقاتي كه افتاده بود و مقالات درج شده در روزنامه ها ، باز به كار خود مشغول شديم مردمي كه به زيارت حضرت عبدالعظيم مي آمدند ، با شعارهاي خود ما را تاييد مي كردند . تعداد بي شماري از مردم تهران براي كمك آمده بودند وفرياد مي زدند : مقبره هرچه زودتر بايد تخريب شود .
شايد شما ندانيد كه اين مقبره را تا چه حد محكم ساخته بودند . ما آن را مثقال مثقال مي كنديم و بلدوزر و گريدر و وسايل عادي، بدان كارگر نبود . سرانجام ، ما مجبور شديم كه با ديناميت ، مقبره را به تدريج خراب كنيم . هر روز مهندسين و كارشناسان تخريب از كارخانه سيمان ري مي آمدند و چه بگويم، متجاوز ار بيست روز طول كشيد تا آن دكور شيطاني فرو ريخت و به طور کامل تخریب شد . بعد از تخريب صداي شادي از مردم بلند شد و شور و شعف به قدري بود كه غير قابل وصف است .ما در جواب آقاي بني صدر در روزنامه ها نوشتيم كه اين خودكامگي نيست ، بلكه تبعيت از آراي ملت است.بعدا هم امام امت در بيانات خود، تخريب مقبره را تاييد كرد و فرمود: كار آقاي خلخالي درست است.
ما نه تنها مقبره رضا خان را با خاك يكسان نكرديم ، بلكه قبر عليرضا پهلوي و فضل الله خان زاهدي و منصور و ديگر سردمداران فساد را نيز نابود كرديم. همچنین دستور دادیم که سنگ قبر ناصرادلین شاه را بکنند،]اما[هر چه مقبره رضا خان را بيشتر مي كنديم، حتي اثري از استخوانهاي او هم بدست نيامد. بعدا معلوم شد كه شاه هنگام فرار ، استخوان هاي پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا در يك جاي امن نگهداري مي شود .
خاطرات آیت الله خلخالی، صادق خلخالی گیوی،نشر سایه، چاپ هشتم، 1383، ج1، صص342 و 347
در آرشیوهای مختلف هیچ صدای ضبط شدهای از رضاشاه را نتوانستهاند پیدا کنند. که البته این نظریه با فیلمی که چندی پیش روی اینترنت منتشر شد نقض گردید. فیلم ناطقی که مربوط به دیدار رضا شاه و آتااتورک است و در آن مکالمه رضاشاه و آتاتورک را میتوان شنید. ببینید.
فیلم دیگری از رضاشاه که در انتهای آن مراسم آوردن جنازه وی از آفریقا به ایران و همینطور صحنهای از آرامگاه وی که در ابتدای انقلاب توسط خلخالی ویران شد نیز دیده میشود. ببینید.
اگر مایلید جزییات خروج رضاشاه از ایران و زندگی وی در جزیره موریس را بشنوید حتماً سه قسمت اول مصاحبههای ارتشبد فریدون جم (حدود سه ساعت) برای پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد را گوش کنید. قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم . فرمت این فایلها Real Audio است و قابل دانلود نیستند.

سخنان فرمانده كل سپاه در همايش همايش دانشجو، انتخابات، مشاركت حداكثري و اتحاد ملي «امروز مرزبنديهاي سياسي گذشته به هم ريخته است؛ به گونهاي كه در هر مقطع از انتخابات شاهد تغيير و تحولات عمدهاي در كشور هستيم. زماني صحبت از چپ و راست، زماني ديگر صحبت از جبههي ارزشي و غير ارزشي بوده و امروز ميبينيم اين تقسيمبندي، تقسيمبندي كاملتري و به جرياني به نام اصولگرايي رسيده است كه به نوعي ميتوان گفت انقلابي در انقلاب توسط مردم و بسيجيهاست.»!!
جريان اصولگرايي بعد از گذشت 25 سال از انقلاب دوباره زنده شده است و در حاكميت دو قوه از سه قوهي كشور قرار گرفته است؛ البته قوهي قضاييه حسابش جداست و انشاءالله همين اصولگرايي را دنبال كند! امروز در قوهي مجريه و مقننه جريان اصولگرايي حاكم است؛ از اينرو اگر بسيج ميخواهد در اين رابطه كاري كند ابتدا بايد از اين جريان مراقبت كرده و ....امروز شاهد وحدت تشكيلاتي در بين جريان اصولگرا هستيم.»
امام خميني ميفرمايد:
«براي سپاهيها جايز نيست كه وارد بشنود به دستهبندي و آن طرفدار آن يكي، آن يكي طرفدار آن يكي، به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه ميگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بين سپاهيها باز صحبت است. خب! انتخابات در محل خودش دارد {انجام} ميشود، جرياني دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پيدا كنند؟ براي سپاه جايز نيست اين. براي ارتش جايز نيست اين. سپاهي را از آن تعهدي كه دارد، از آن مطلبي كه به عهدهي اوست باز ميدارد و همينطور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداي تبارك و تعالي واقع است بايد فكر بكنيم.» (صحيفهي امام ج 19، ص 12)
و اين هم نص وصيتنامهي امام خميني (س):
«وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروهها و جبهههااست به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازيهاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت ميتوانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همهي ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفهي شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه – بياشكال به تباهي كشيده ميشوند – و يا در بازيهاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد.»

اگرایران یازدهمین کشوری باشد که به باشگاه فضایی وارد شده است دهمین کشور این لیست کدام کشور است؟
۱- شوروی
چهار اکتبر ۱۹۵۷
ماهواره: اسپاتنیک ۱
موشک: شماره هفت قدیمی
محل پرتاب:مرکز فضایی بایکنور
۲- آمریکا
۳۱ ژانویه ۱۹۵۸
ماهواره: کاوشگر ۱
موشک: ژوپیتر-سی
محل پرتاب: کیپ کاناورال
۳- فرانسه
۲۶ نوامبر ۱۹۶۵
ماهواره: استریکس ۱
موشک: دیامانت
محل پرتاب: الجزایر
۴- ژاپن
۱۱ فوریه ۱۹۷۰
ماهواره: اوهسومی
موشک: لامبادا ۴S-۵
محل پرتاب: کاگوشیما
۵- چین
۲۴ آوریل ۱۹۷۰
ماهواره: چین ۱
موشک: لانگ مارچ ۱
محل پرتاب: مغولستان
۶- انگلستان
۲۸ اکتبر ۱۹۷۱
ماهواره: X-۳
موشک: بلک ارو
محل پرتاب: استرالیا
۷- اروپا
۲۴ دسامبر ۱۹۷۹
ماهواره: CAT
موشک: آریانا
محل پرتاب: گویانای فرانسه
۸- هند
۱۸ جولای ۱۹۸۰
ماهواره: روهینی ۱
موشک: پرتاب کننده ماهواره
محل پرتاب:جزیره سریهاریکوتا
۹- اسرائیل
۱۹ سپتامبر ۱۹۸۸
ماهواره: افک ۱
موشک: شاویت
محل پرتاب: بیابان نگو
۱۰- عراق
۵ دسامبر ۱۹۸۹
ماهواره: موشک مرحله سوم
موشک: موشک مرحله سوم
محل پرتاب: الانبار
۱۱- ایران
۴ فوریه ۲۰۰۸
موشك: کاوش
محل پرتاب: سمنان

نميدونم سريال پدرخوانده رو كه شبكه يك اين روزها ميذاره رو ميبينين يا نه، اما من واسه اينكه ببينم تاريخ تا كجا جعل ميشه يه چند قسمت رو نگاه كردم
ماجراي ازدواج ثريا با محمدرضا رو نشون ميده، ازدواج دوم شاه با ثريا پس از فوزيه را 58 سال پيش يعني در سال 1327 اعلام ميكند اما زمان ازدواج، ايام ملي شدن صنعت نفت (1329) نمايش داده ميشود.
اين دوتا فكر كنم يه 2 - 3 سالي با هم فاصله داشتن. راستي مشاورتاريخي اين پروژه هم عبدالله شهبازييه كه مورخ چيرهدستيست،
از جمله اشتباهات بسیار فاحش فیلم نشان دادن محل اقامت شاه در کاخ نیاوران در سال 1329 است ، در حالی که این کاخ در دهه 1340 بنا شده است
عملیات احداث این کاخ به دستور محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۳۷آغاز گردید و با وقفه ای که در ساخت آن پیش آمد در سال ۱۳۴۶ به اتمام رسید.
درجايي از اين سريال شاه و شاپور در حال بازي تنيس هستند و نكته ي جالب اين است كه در 30,40 سال پيش راكتهايشان مدل جديد(كربنيتي)و كفشهايشان مدل كفشهاي كنوني تنيس است.باز جاي شكرش باقي است كه شاه براي دادن دستور به شعبان جعفري به موبايل او زنگ نمي زند.خوب است كارگردانها علاوه بر لهجه ي مخصوص شاه وعينكش وسبيل و كراوات براي ساواكيها به نكات ديگر هم توجه كنند
قرار بود با فساد و مافيای اقتصادی مقابله شود، رتبه كشور در زمينه فساد اقتصادی در زمان آقای احمدی نژاد 12 مرتبه سقوط كرد! به رتبه كشورهای مختلف در مورد شاخص فساد در سال 1385 توجه كنيد: قطر 32، امارات متحده عربي34، بحرين 46،عمان 52،اردن 53،كويت 60، عربستان سعودي79، لبنان 99، ليبی 131 و ايران 131. فساد در ايران كنونی بيش از چهار برابر امارات عربی متحده است!
قرار بود دولت مشكلات جوانان را در اسرع وقت حل كند. پس از دو سال، وزير كشور نتيجه تحقيقات خود را چنين اعلام كرد: صيغه يگانه راه حل مشكل جوانان است!
قرار بود با يكپارچه شدن حكومت و تمركز قوا، فرهنگ اسلامی شكوفا شود و جوانان فوج فوج به دين خدا بگروند. سخن آقای خوشچهره نماينده اصولگرا مرا بینياز از ارائه برهان میكند آنجا كه گفت نگران است عملكرد دولت نهم، كل جامعه را سكولار كند!؟
از گرانی، تورم و ركود چيزی نمیگويم كه قرار بود يك رقمی شود و به سمت صفر ميل پيدا كن، آنهم در شرايطی كه در دو سال گذشته 120 ميليارد دلار درآمد ارزی داشتيم كه در تاريخ ايران بیسابقه است. امروز گرانی، صدای جامعه روحانيت مبارز تهران را نيز درآورده است. جالبتر آنكه مقامات دولتی يكی پس از ديگری اعتراف میكنند اقدامهای غير كارشناسانه دولت نهم در افزايش نقدينگی و در نتيجه بالا رفتن تورم و گرانی نقش اصلی داشته است.
قرار بود كسانی كه از بانكهای دولتی وامهای كلان گرفته و تسويه نكردها ند، چنانچه پس از 2 هفته ديون خود را نپردازند، توسط آقای احمدینژاد افشا شوند. امروز مطالبات معوقه بانكها، به گزارش منابع مستقل اقتصادی از مرز 25000 ميليارد تومان هم گذشته است اگر چه بانك مركزی اين رقم را 12000 ميليارد تومان و ديوان محاسبات آن را 17000 ميليارد تومان اعلام میكند كه باز هم از مرز بحران بانكی بسيار بالاتر است.
در حقيقت برخلاف آنچه آقای مصباح ادعا میكند علت اصلی انحراف جوانان در ايران فيلمها، رمانها، اينترنت و CD ها نيستند، چرا كه در اين صورت در تركيه كه آزادیهای مدنی به طور نسبتاً كامل وجود دارد، اكثر قريب به اتفاق جوانان بايد منحرف شده باشند و اعتياد و افسردگی ميان آنان بيداد كند و از هنجارها و شعائر اسلامی نيز نبايد اثری ديده شود. حال آنكه با وجود شبكههای مختلف ماهوارهای و اينترنت و مطبوعات كاملاً آزاد در تركيه، كه بعضاً بسيار مبتذل هستند، در مجموع شاهد نشاط جوانان و نيز رشد هنجارهای اسلامی ميان آنان هستيم.

بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.
خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.
حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر
من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.
بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.
این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.
من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.
ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.
و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید
آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.
و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.
والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته
برای دانلود فایل صوتی، اینجا را کلیک کنید.
انتشار عکسی که یکی از جوانان بوشهری را در حال بوسیدن دست احمدی نژاد نشان می دهد خبرگزاری فارس را به دردسر انداخت. 
این عکس روز چهارشنبه توسط حسین سلمانزاده ،عکاس این خبرگزاری که رئیس جمهور را در سفر به استان بوشهر همراهی می کند گرفته و ساعت35/11 روی خروجی مطبوعاتی عادی این خبرگزاری قرار داده شد.
بنابر خبر رسیده پس از ملاحظه عکس توسط برخی نزدیکان احمدی نژاد، دفتر رئیس جمهور در تماس فوری با مدیرعامل تازه منصوب خبر گزاری فارس و تذکر جدی به وی خواستار برداشتن این عکس از مجموعه عکس(استقبال مردم بوشهر از رئیس جمهور) شد.


كافي است پيچ راديو يا تلويزيون را باز كنيد تا يك عالمه نصيحت براي صرفه جويي در باب گاز و همه انرژي ها روي سرت آوار شود. اين جور وقت ها بيش تر از هميشه شنونده يا بيننده عزيزي. همه اين ها درست خود من هم تا انجایی که می توانم صرفه جویی می کنم . بايد درست مصرف كرد؛. بايد به فكر بقيه اي كه گازشان قطع شده و دارند تليك و تليك از سرما مي لرزند بود
ولي چرا يكي نمي خواهد بپرسد چرا مايي كه از نظر منابع گاز در جهان دوميم، اصلا چرا بايد به همچين وضعي دچار بشويم؟و گاز را وارد کنیم؟
مشكل از هر كجا كه باشد، جز توجيه چيز ديگري نيست. چون بالاخره يك جاي كار لنگيده كه به اين وضعيت رسيده ايم. جواب هرچه كه باشد، به درد من و شما نمي خورد.
حاج منصور در جدیدترین موضع گیری خود درباره شکایت برخی فرماندهان دفاع مقدس از وی به علت اظهاراتش در مراسم دعای عرفه گفت: من افشاگری کردم بقیه میترسن، بابا مومن ! چه برسه مداح باشه نباید فقط فکر خوشگل خوندن باشه باید داد بزنه حق روبگه جیگر داشته باشه.
این وبلاگ خبری متعلق به دوستداران حاج منصور همچنین در ادامه آورده است: حاج آقا درباره نامه به اصطلاح چند نظامی - برخی فرماندهان جنگ تحمیلی - به رئیس قوه قضائیه فرمودند: تحقیق به عمل اومده این آقایون معاونهای جناب... در زمانهای قبل بودند و دو تن از ایشان از اخراجیهای سپاهند و بعضی باز نشسته و اصولا داداش جون خون بر شمشیر پیروز است.
همچنین خبرگزاری دولتی برنا وابسته به سازمان ملی جوانان نیز در یک موضع گیری عجیب با مجهول الهویه نامیدن فرماندهانی که در نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه خواستار پیگیری اینگونه اظهارات شده بودند به نقد عملکرد خبرگزاری مهر در انتشار این خبر پرداخته بود.
این مداح در سخنرانی روز عرفه خود گفته بود: سینه زن امام حسین باید در اوج روضه و مناجات و بندگی و اطاعت باید برائتش از دشمنان معلوم باشه . حتی اگر مکه میری شده با اشاره عداوتت رو نسبت به دشمنان خدا (عدوالله ) نشان بده که اولین حرکت برای برائت از دشمن همان سنگ زدن به اول دشمن خداست .
این مداح در ادامه آورده بود: الان که ۲۸ ساله از انقلاب گذشته دشمن داره کار میکنه . اونهایی که برای این انقلاب کیسه ها دوختند ، بعضی هاشون کیسه هاشون پر شد ، رفتند ، باز طمع کردند و اومدند . لذا باید سینه زن و خوننده حواسش باشه . مخصوصا توی محرم ، و به مستمعینش برسونه که اینها دنبال اینند .یه کاری کنند این مستمعین حسین رو روشن کنند . حرف برا اینه که نمیخواهیم بفهمیم که سینه زن رو هم گول می زنن .دوباره جمع شدن دور هم (قبائل مختلف ) که ضربه هاشون رو زدند . پول ها رو میلیارد میلیارد خوردن .
چرا ما داریم میگیم( نعوذ بالله) آقا ابوالفضل (ع) رو میخواستن گول بزنن ( با امان نامه ) حضرت فرمود : معاذالله با حضرت مسلم همین کار و کردن و براش امان نامه آوردند تا امان نامه رو به دستش دادند طناب پیچش کردند و امان نامه رو پاره کردند و گفتند حالا کو سندت ؟ ما کی گفتیم امان داری ؟!!!
مثل بعضی ها که الان دارن قول میدن ( آقای احمدی نژاد) میگه ما گفتیم به نماینده های مجلس که این کار رو بکنید گفتند عیبی نداره چشم . (رفتند بر عکسش رو انجام دادن ) اینها هم که گندش و در اوردن ، دلمون به اینها خوش بود اینها هم خراب کردن .
به شهرستانها بگید ببینید کیا دین دارن تحصیلات برای خودشون ببینید دین داره یا نه ، گول میخورن یا نمیخورن .
اینی که ما روضه میخونیم بنویسید بگید - گفت به گندم ری نمیرسی گفت به جوی طویلش برسیم بسمونه ، مگه ( امام حسین ) به عمر سعد نگفت ؟ اینها شده به این مقام نرسن به شهرداری می رسن به اونجا نرسن مدیر کل فلان جا میشن ، به جایی آویزون بشن به جوءشم برسن بردن . ما نباید بزاریم .
بابا روضه می خونم من ، پس توی این روضه چی پیدا میشه ؟ همین که تو تو سرو کلت بزنی ! بابا این لا مذهب ها دارن همین کارو میکنن دیگه .
الان هر جا سرو کلشون پیدا میشه . این آقا تو شهرداری ... اومده میگه هر چی پول تو شهرداری داشتیم این آقا برداشته جمع کرده فکر میکنه من نمیشناسمش ، و اهل و ایادیش . عرفه یعنی این ، حواست نباشه توی سرت میزنن .
سینه زن باید مرد باشه ، سینه زن باید غیرت داشته باشه ، سینه زن فقط باید سینه شو برای امام حسین (ع) بزنه امروز حسین رو کشتن با دزدی و کلک . خوننده هم اگر بی غیرت باشه فقط روضه شو می خونه . شاعر هم هر چی شعر می نویسه دو تا خط نمینویسه که توش مشخص بشه ظالم و مظلوم از هم سَوان یا نه . باید بفهمید ، ما که داریم دفاع از انقلاب و اهل بیت میکنیم ، دفاع از خون شهدا میکنیم.
حرف امام یادتون رفت گفت که اگر هیچ کس نگفت شما ها بگید . امید وار شد به سینه زنها ( منظور امام خمینی ره ) بعضی هم که واقعا نمی فهمن .
خدایا ملت ما را بیدار نگه دار - خدایا هر کسی قصد خیانت و سوء استفاده از انقلاب و این زحمات شهدا و خانواده هاشون و زحمات مسئولین دلسوز ما رو داره خدایا همین الان نابودش کن.

حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در صحن علنی مجلس برای تقدیم لایحه بودجه سال 87 كل كشور حاشیه هایی جالبی نیز داشت كه جلب نظر می كرد.
به گزارش خبرنگاران پس از حضور احمدی نژاد در صحن علنی مجلس جمع زیادی از نمایندگان به صف ایستاده بودند تا با رییس جمهوری روبوسی كنند كه باعث ازدحام نمایندگان در گرداگرد رییس جمهوری شد.
برخی از نمایندگان که اولین بار رئیس جمهور را بعد از بازگشت از سفر حج می دیدند با دست زدن به کت و شلوار و لباسهای احمدی نژاد دست خود را به سر و صورت خود میمالیدند تا جایی که در یک مورد یکی از نمایندگان برای تبرک باقی مانده آبی را که رئیس جمهور نوشیده بود را خورد و به لباس های خود پاشید.
تعدادی از نمایندگان از بدو ورود رئیس جمهور به صحن مجلس تا لحظه خروج او به طور مرتب با موبایل های خود از ریس جمهور عکس یادگاری میگرفتند.
رئیس جمهور در آغاز سخنان خود با تشکر از همکاران خود به خاطر کنترل کشور بعد از بارش برف سنگین از اینکه کسی دچار صدمه جانی نشده است ابراز خرسندی کرد و خدا را سپاس گفت.
این در حالی است که مردم از نحوه خدمات رسانی بخشهای مختلف دولت، به ویژه وزارت راه و ستاد حوادث غیر مترقبه، پس از بارش برف اخیر ابراز نارضایتی می کنند و برطبق اخبار صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران تاکنون 5 نفر در اثر بارش برف و سرما جان خود را از دست داده اند.
وی خطاب به خبرنگاران گفت ما امروز را تعطیل اعلام كردیم شما اینجا چه می كنید؟ مگر شما خانه و زندگی ندارید؟ رییس جمهوری همچنین به خبرنگاران گفت اسمهایتان را روی یك كاغذ بنویسید تا در حضور بعدی در مجلس به نوبت به سوالهایتان پاسخ دهم.

دوستانی که وبلاگ مرا می خوانند می دانند که من ناسیونالیست و بخصوص از نوع افراطی نیستم و باور ندارم که "هنر نزد ایرانیان است و بس". بیشتر باور دارم که "هنر نزد ایرانیان هم هست". با این همه فکر می کنم که واقعیتی به نام کشور ایران و ملت ایران وجود دارد و چیزی وجود دارد به نام منافع ملی ایران.
برای همین است که حساسیت نشان می دهم وقتی می شنوم یکی از مسئولین سیاسی می گوید: "آنچه با عنوان "خليج دوستي" مطرح شده شعار نيست بلكه نگاه راهبردي ايران به منظورتعميق و گسترش همكاريهاي شمال و جنوب خليج فارس وگام مهمي در جهت رفاه و امنيت مردم منطقه است". <خلیج فارس> یک مفهوم تاریخی و سیاسی مشخص دارد. نمی توان این مفهوم تاریخی و سیاسی را با مفهوم سیاسی دیگری عوض کرد بدون اینکه مفهوم جدید مشخص و عملی و مورد توافق همه و از جمله آگاهی ملی و خرد جمعی در کشور ما باشد.
یک موضوع دیگر که در نظرم آمد مسافرت هیئت عراقی است به تهران که همین روزها انجام می شود. آقای طالبانی یک نشانه ای درباره ی قرارداد الجزایر فرستاد که او و همکارانش این قرارداد را قبول ندارند. بعد هم با اما و اگر پس گرفتند. ولی حالا این هیئت به تهران می رود و "یکی از معاونان وزیر خارجه عراق نیز در گفتگو با خبرگزاری رویترز از موافقت ایران با بررسی دوباره قرارداد الجزایر و اعمال تغییرات احتمالی در آن خبر" می دهد.
مسئله ی حساسیت آدمهایی مثل من این است که هنوز نمی دانیم که چرا سهم کشور ما از منابع دریای خزر از 50 درصد به 11 درصد رسیده است؟ یا نمی دانیم که چرا با اینکه کشور ما نزدیکترین و ارزان ترین راه عبور گاز کشورهای آسیای مرکزی است، لوله های گاز از کشورهای دیگر مثل ترکیه می روند و این درآمد بزرگ نصیب آنها می شود؟
آقایان بیخود می کنند اسم خلیج فارس را تحریف می کنند


تازه ترين اظهارات منوچهر متکي وزير خارجه درباره سهم ايران از درياي خزر واکنش اعتراض آميز کارشناسان سياسي و حقوقي را به دنبال داشته است.در شرايطي که بسياري از کارشناسان حقوقي و سياسي تاکيد مي کنند ايران مي بايستي در تعيين رژيم حقوقي درياي خزر به قراردادهاي دوجانبه خود با شوروي پيشين استناد کند و مبنا را تقسيم پنجاه، پنجاه اين دريا قرار دهد تا نهايتاً به سهم واقعي و عادلانه خويش در اين دريا برسد، اما متکي وزير خارجه روز گذشته در اظهارنظري غيرمنتظره و شگفت انگيز گفت؛ سهم ايران از اين دريا هيچ گاه 50 درصد نبوده است و اين رقم نه منطقي است و نه قراردادي درباره آن وجود داشته است
.به گزارش ايرنا، «منوچهر متکي» روز يکشنبه در حاشيه جشن عيد غدير در وزارت امور خارجه در گفت وگو با خبرنگاران، برخي اخبار و اظهارات مبني بر اينکه ايران نيمي از سهم درياي خزر را در گذشته در اختيار داشته است، رد کرد.رئيس دستگاه ديپلماسي ايران، اين اظهارات را از سوي دشمنان ملت ايران و کساني دانست که از نقش ايران در مناسبات منطقه ناراحت هستند.وي خاطرنشان کرد؛ بهره برداري ايران از درياي خزر هرگز از 3/11 درصد فراتر نرفته است.متکي به تدوين رژيم حقوقي درياي خزر اشاره کرد و گفت؛ تدوين رژيم حقوقي اين دريا در دستور کار ايران، ترکمنستان و آذربايجان است و سهم هر يک از اين کشورها براساس اصل انصاف و تعيين مرزهاي زيربستر براي بهره برداري از منابع اين دريا صورت مي گيرد.وزير خارجه سهم قزاقستان از درياي خزر را 24 درصد عنوان کرد و گفت؛ سهم روسيه نيز زير 20 درصد است و کشورهاي ترکمنستان و آذربايجان نيز کمتر از 20 درصد سهم دارند.اما اظهارات منوچهر متکي با ابراز شگفتي و در عين حال انتقاد کارشناسان سياسي و حقوقي مواجه شد چرا که از ديد کارشناسان حقوقي در اين زمينه قراردادهايي بين ايران و شوروي سابق وجود دارد که بر سهم مساوي دو کشور در بهره برداري از درياي خزر تاکيد دارد و در عين حال کارشناسان سياسي هم بيان چنين مواضعي را باعث تضعيف موضع ايران در قبال مذاکرات آتي تعيين رژيم حقوقي خزر و گستاخ شدن کشورهاي جديد التاسيس اين منطقه مي دانند.در اين راستا بهمن کشاورز حقوقدان در خصوص جنبه هاي حقوقي رژيم حقوقي درياي خزر گفت؛ «اينجانب به جنبه هاي سياسي قضيه مطلقاً کاري ندارم و بديهي است اهل سياست در اين مورد اظهارنظر کرده اند و خواهند کرد، آنچه بنده به عنوان يک حقوق خوان و آماتور در امور حقوق بين الملل مي توانم بگويم، اين است که با توجه به اينکه در گذشته کشورهاي ساحلي درياي مازندران صرفاً شوروي سابق و ايران بوده اند و با توجه به اينکه در قراردادهاي مختلفي که مورد اشاره واقع شده است؛ سخني از سهام هيچ يک از طرفين به ميان نيامده، به قياس آنچه در حقوق مدني جاري و قابل استناد است بايد گفت که اصل بر تنصيف (نصف کردن) است.»وي در ادامه تشريح کرد؛ «در توضيح اين مطلب بايد گفت اگر مثلاً قرار باشد مالي بين عده يي تقسيم شود و سهام هر يک مشخص نباشد اصل بر اين است که سهام ايشان مساوي است.»وي افزود؛«ماده 853 قانون مدني مي گويد؛ «اگر موصي لهم (کساني که به نفع آنان وصيت شده) متعدد و محصور باشند، موصي به (آنچه که مورد وصيت واقع شده) بين آنها بالسويه تقسيم مي شود...» اين قاعده در تمام مواردي که شرکت افراد يا اشخاص در مالي مسلم اما سهام آنان غيرمشخص باشد قابل اعمال و اجرا است.» کشاورز با استناد به اين ماده قانوني در ادامه تاکيد کرد؛ «اين مطلب و مثال را تيمسار امير دکتر سعيد ملک زاده در کنفرانس رژيم حقوقي درياي مازندران که در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در سال 1382 برگزار شد، بيان فرمودند. البته ادله و مستندات ديگري نيز ابراز داشتند که تفصيل آن را از خود ايشان بايد خواست، اما در مورد عدم استفاده از حق و اثر آن نسبت به بقا يا سقوط حق بايد گفت؛ عدم استفاده از حق پس از استقرار آن باعث سقوط آن نمي شود و اعراض صاحب حق از حق بايد با کاشف خارجي احراز شود. به عبارت ديگر وقتي تعلق حق يا مالي - به طور مفروض يا مشاع - به کسي محقق و مسلم شد،
اصل بر اين است که او صاحب حق است. مگر اينکه صريحاً اعلام کند که از حق خود اعراض کرده است يا آن حق را به ديگري منتقل کند يا به نحوي از انحاي قانوني اين حق ساقط شود.»وي سپس در مورد موضوع سهم ايران از رژيم حقوقي درياي خزر تصريح کرد؛ «در مورد موضوع مورد بحث چنين مواردي را نديده و نشنيده و نخوانده ايم. بلکه ظاهراً ايران همواره به حفظ حقوق خود در درياي مازندران اصرار مي ورزيده است و اين حقوق جز در مورد حق داشتن ناوگان جنگي با شوروي سابق مساوي بوده است.»اين کارشناس مسائل حقوقي در ادامه اظهارداشت؛ «ماحصل اينکه شوروي سابق به چند کشور تقسيم شده و به تعبيري وراث متعدد پيدا کرده است، آنچه بين آن وراث بايد تقسيم شود، اموال شوروي سابق است نه اموال شريک الملک او. به اين ترتيب به نظر مي رسد درخصوص ميزان سهم ايران از منابع مختلف موجود در درياي مازندران اعم از حقوق مربوط به ماهيگيري و کشتيراني و امثال آن و حقوق مربوط به منابع زيرکف دريا، تامل بيشتر روا داشته شود.»وي در خاتمه يادآوري کرد؛ «به گمان بنده بحث هايي از اين نوع مباحث فني و تخصصي و علمي و نظري است و بنابراين نبايد به آنها جنبه سياسي داد.» سهم 3/11 درصدي ايران متن تاريخي ندارد دکتر الهه کولايي استاد روابط بين الملل دانشگاه و نماينده مجلس ششم که متخصص در حوزه خزر در روسيه است، با اشاره به مباحث سياسي - تاريخي انعقاد قراردادهاي 1921 و 1940 بين ايران و شوروي سابق اظهار داشت؛ «من اطلاع ندارم عدد 3/11 درصد را از کجا آورده اند و در کدام متن تاريخي درخصوص روابط ايران و شوروي به اين عدد اشاره شده است. اما مي دانم که در دوران اتحاد جماهير شوروي دو کشور ايران و شوروي براساس قراردادهاي 1921 و 1940 توافق کرده بودند که در اين درياچه به گونه يي منافع خود را دنبال کنند که حقوق برابر دو کشور مورد توجه قرار گيرد.» وي در ادامه تاکيد کرد؛ «البته لازم به يادآوري است که قرارداد 1921 که در پايان دوران انقلاب اکتبر و دوران استقرار رژيم جديد کمونيستي در روسيه منعقد شده بود و قرارداد 1940 که در آستانه دوران آغازين جنگ جهاني دوم منعقد شد؛ هر دو بيانگر تمايل اتحاد جماهير شوروي به کسب اعتماد و رضايت ايران و جلوگيري از نفوذ قدرت هاي خارجي در اين منطقه بوده است. در هر دو قرارداد که تا پايان اتحاد جماهير شوروي، روابط دو کشور در اين حوزه را تعريف مي کرد، درياچه مازندران فقط به عنوان يک درياچه داخلي که ايران و اتحاد جماهير شوروي بايد از آن بهره برداري کنند، شناخته شده بود.» وي افزود؛ «در طول اين سال ها هيچ گاه در هيچ مرجع و منبعي ذکري از درصد سهم ايران در اين درياچه نرفته بود. تنها پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مساله بهره برداري کشورهاي ساحلي از اين درياچه و نحوه بهره برداري آنها از منابع و منافع اين درياچه مورد توجه قرار گرفت و بر همين اساس رقباي ايران در اين درياچه سعي کردند سهم ايران را به حداقل آن يعني کرانه هاي ساحلي کشور ما تقليل دهند.» کولايي در ادامه بيان کرد؛ «در طول سال هاي گذشته همواره مسوولان کشور بر اعتبار و قانوني بودن توافق هاي 1921 و 1940 پافشاري کرده اند و حتي در اجلاس عشق آباد که آقاي خاتمي در آن شرکت کرده بود و جرج بوش نيز پيش از آن ايران را بخشي از محور شرارت خوانده بود، رئيس جمهوري وقت ايران حاضر نشد قدمي از منافع حقه جمهوري اسلامي ايران عقب بنشيند و قراردادهاي تاريخي و قانوني 1921 و 1940 را در تعيين حقوق کشورهاي ساحلي ناديده بينگارد.»
استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به واقعه تاريخي ديگري در مورد سرزمين روسيه و اعتراض اين کشور به سازمان ملل متحد به تشريح اين مساله پرداخت و گفت؛ «ولي متاسفانه شاهد هستيم در ماه هاي اخير مساله قانوني بودن قراردادهاي 1921 و 1940 که کشورهاي ساحلي در دو مقطع قانوني بودن آن را مورد شناسايي قرار داده اند و حتي در سال 1373 دولت روسيه در پاسخ به اقدام دولت انگلستان براي قرارداد باکو يادداشت اعتراض خود را حتي به سازمان ملل متحد ارسال کرد و اين دو قرارداد را مورد تاکيد قرار داد، ولي برخلاف توافق هاي پيشين ما امروز شاهد هستيم روسيه با آذربايجان و قزاقستان مرزهاي ساحلي خود و منابع زيربستر خود را تا حدودي روشن کرده و از ايران خواسته اند با آذربايجان و ترکمنستان درخصوص تقسيم حدود خود به توافق برسد. در حالي که قراردادهاي 1921 و 1940 براي پيگيري حقوق ايران در اين درياچه شرايط را کاملاً روشن کرده و بدون ترديد حاصل مفاد اين دو قرارداد،
ارقام مورد اشاره نيست بلکه رقم مربوط به منافع ايران در اين درياچه در پشت ميزها بايد روشن بشود. آن هم با بهره گيري از همه توانايي ها و اهرم هاي قدرت ملي که کشور ما به لطف خداوند با توجه به ويژگي هاي جغرافيايي و ظرفيت هاي سياسي - اقتصادي و جنبه هاي گوناگون قدرت ملي از آن برخوردار است.» همچنين کاظم جلالي مخبر کميسيون امنيت ملي مجلس نيز با تاکيد بر مفاد قرارداد 1921 و 1940 تاکيد کرد؛ «بر اساس قرارداد 1921 و 1940، درياي خزر بين ايران و شوروي به شکل مشاع بوده است و استفاده مشترک از درياي خزر براي دو طرف وجود داشته است و اگرچه متاسفانه در نوع استفاده برابر از درياي خزر، شوروي ها با استفاده از عنصر قدرت به شکل نابرابر و غيرعادلانه با ايران برخورد مي کردند، اما برخورد ناعادلانه آنها ايجاد حق براي شوروي ها نکرده است.»

احمدينژاد در دو سال گذشته سه بار به جمهوري آذربايجان سفر كردهاند، اما اين كشور در اقدامي بيسابقه رسما جمهوري اسلامي را به طراحي كودتا در اين كشور متهم ميكند؛ اين رويه در يك سال اخير، علاوه بر كشورهايي چون يمن، حتي در بحرين و جمهوري آذربايجان كه هر دو كشور در گذشتهاي نه چندان دور، جزيي از ايران بودهاند و قابل مقايسه با ايران نيستند، رخ داده است.
احمدينژاد در گزارش تلويزيوني خود در 25 آذر ماه، منتقدان حوزه ديپلماسي را به نفهميدن پيچيدگيها و ظرايف سياست خارجي متهم كرد و از عملكرد مطلوب خود در عرصه ديپلماتيك خبر داد.
اينكه سياست خارجي، پيچيدهترين عرصه سياستورزي است و به دليل دخيل شدن دهها پارامتر و عامل مستقيم و غيرمستقيم در روابط بينالملل، هنر ديپلماسي بيش از ديگر فنون سياست، نيازمند دانش، مهارت و تجربه است، ترديدي نيست و شايد در بياطلاعي بخشي از منتقدان سياست خارجي دولت نهم از ظرايف و پيچيدگيهاي ديپلماسي، حق با رئيسجمهور باشد، اما پرسش اينجاست كه آيا سياست خارجي دولت نهم كارآمد و پربار و جامع است؟
به عبارت ديگر، آيا عملكرد سي ماهه احمدينژاد و يارانش در روابط خارجي، دستاوردهايي متناسب و دستكم بيش از هزينهها را براي ايران به همراه آورده است؟

عبدالرضا مصري وزير رفاه و تامين اجتماعي به همراه محمدرضا باهنر نايب رييس اول مجلس در نشستي شركت كرده بودندكه قرار بود در آن بازنشستگان ،از نمايندگان مجلس براي تصويب قانون مديريت خدمات كشوري تقدير كنند.
در این نشست بازنشستگان به گلایه از اوضاع نابسامان اقتصادی پرداختند و سخن به افزایش قیمت ها کشید و برخی حاضران از به عنوان نمونه ازگراني تخم مرغ سخن گفتند ولی وزیر "رفاه(!)" با پاسخ عجیب خود همه را انگشت به دهان کرد. مصری در واکنش به طرح مساله گراني تخم مرغ به جای پاسخ منطقی ، با لحن خاصی گفت: عجيب است كه این روزها همه تخم مرغ خور شده اند!
وزير رفاه افزود:افرادی كه نسبت به اين موضوع اعتراض دارند ظاهرا هميشه تخم مرغ مي خورده اند!
در پی این پاسخ توهین امیز وزیر ، ايرج نديمي عضو فراكسيون اقليت پارلمان كه حاضرجوابي او در مجلس نيز معروف است پاسخ جالبي به اين اظهارات وزير رفاه داد.
جسارت اعلمی در مقابل شبستری امام جمعه تبریز 
نفر اول از سمت راست استاندار آذربایجانشرقی - نفر دوم : وزیر مسکن- نفر سوم: اعلمی (نشسته بدون اعتنا)
به گزارش خبرگزاري فارس از زنجان، عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ديشب در جمع اصلاح طلبان استان زنجان به انتقادهاي تند و شديد از احمدي نژاد پرداخت و گفت: زمان خاتمي هم انتقاد ميكرديم.
وي افزود: امروز هم انتقاد ميكنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خوردهام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نميكنم.
وي يادآور شد: اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه امام حسين (ع) را ميكشم ميآورم مجلس.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي، گفت: امروز اگر بخواهيم واقع بينانه به وضعيت كشور نگاه كنيم ايران اسلامي اصلا در شرايط خوبي قرار ندارد.
وي مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هستهاي ندانست و گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.
اعلمي با اشاره به اينكه فعاليت هستهاي ما خط قرمز امنيت آمريكاست گفت: عقبنشيني و تعطيلي اين برنامه نيز در ايران خط قرمز كشور ماست.
وي افزود: سياستهاي احمدي نژاد باعث منزوي شدن ايران و اجماع جهاني عليه كشور شده است.
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اينكه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرفهايم حمايت از آنها نيست، گفت: متاسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسبهاي مختلف زده ميشود.
وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسئلهاي كوتاه بياييم آنها هرگز دست از سر ما نميكشند و نبايد هيچ امتيازي به آنها بدهيم.
عضو فراكسيون اقليت مجلس با اشاره به مولفههاي مختلف آمريكا در ابعاد نظامي و اقتصادي گفت: تنها موئلفهاي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قويتري قرار داده حمايت و اقتدار مردمي است.
وي در مورد دولت نيز افزود: وزراي احمدي نژاد به هيچوجه به تنهايي تصميمگير نيستند و دولت احمدي نژاد يعني احمدي نژاد.
اعلمي، تورم و گراني را باعث فشار هرچه بيشتر به مردم اعلام كرد و گفت: مسكن يكي از مواردي است كه امروز به مردم فشار مي آورد.
وي با اشاره به اينكه قواي سهگانه مانند يك پايه هستند كه نيروي محركه آنها مردم است گفت: اين سه پايه بايد هماهنگ و مقتدر باشد و ضعف يكي باعث ضعف همه آنها خواهد شد.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي، با ناموفق اعلام كردن مجلس هفتم گفت: امروز مجلس در حاشيه قرار گرفته است و اگر قدرتمند بود راي به عدم كفايت رئيس جمهور را صادر ميكرد.
نماينده مجلس هفتم گفت: امروز ما به عنوان نمايندگان مردم نميدانيم كه دهها ميليارد تومان از صندوق خيره ارزي به كجا رفته است.
وي با اشاره به اينكه من از دولت خاتمي نيز انتقادهاي شديد كردم، گفت: من به دنبال منافع مردم هستم.
اعلمي با بيان اينكه بايد افراد شايسته بتوانند وارد مجلس شود كه برنامهريزي مناسب داشته باشند گفت: بايد شاخصترين افراد به مجلس بروند و مهم نيست كه اصولگرا يا اصلاح طلب باشد.
وي افزود: انتقاد من از دولت خاتمي را صدا و سيماي لاريجاني چند بار پخش كرد، ولي بارها در مورد دولت نهم انتقاد كردهام ولي صدا و سيماي ضرغامي آنرا پخش نكرد.
عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم افزود: صدا وسيما از دولت مدح گويي ميكند و هر كانالي را كه ميزنيم ميگويد دولت اين كار را كرد و احمد نژاد اين را گفت، بدون اينكه حتي به نمايندگان مردم زمان لازم را براي بيان نظراتشان را بدهند،بايد صدا و سيما به عملكرد خود پاسخگو باشد.
چند نظر در این مورد
من یادم نیست در جایی از نوشتهام گفته باشم که اصحاب امام حسین علیه السلام معصوم هستند. یا اینکه کابینه ایشان!
اما فکر نمیکنم اگر امام حسین علیه السلام کابینهای تشکیل میدادند کسانی در آن کابینه وزیر میشدند که اگر خطایی میکردند امام باخبر نمیشد ولی اعلمی باخبر میشد و تازه او را به مجلس میکشاند. و شاید هم به تبع آن امام حسین علیه السلام به خاطر انتخاب آن وزیر مجبور به حضور در صحن مجلس و پاسخگویی به اعلمی میشدند
متأسفانه شما خیلی عمیق به این مسأله نگاه نکردهاید و یا شاید هم به کار مجلس و استیضاح وزیران آگاهی ندارید.
قیاسی که اعلمی ترتیب داده است کاملا مشخص است. در جایی گفته است که “امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد، براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خوردهام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نميكنم.”
یعنی اینکه تشخیص من از امامی که افراد کابینهاش را انتخاب میکند بالاتر است. و لابد شما هم میدانید که افراد کابینه اصحاب امام نیستند بلکه به تشخیص رئیسجمهور انتخاب میشوند و از عصمت امام دور است که در تشخیص اشتباه کند. و طبق گفته خود اعلمی “وزراي احمدي نژاد به هيچوجه به تنهايي تصميمگير نيستند و دولت احمدي نژاد يعني احمدي نژاد.” بنابراین اعلمی (نه من) وزرای کابینه امام را چون خود او دانسته است و با علم به همین امر، آنها را به مجلس میکشاند!
امیدوارم خداوند به همه ما بینش عمیق عطا فرماید
متاسفانه شما دقت نکرده اید که کابینه امام حسین بهیچوجه معصوم نیستند . کجا نوشته شده که کارگزار امام حسین معصوم و بدور از اشتباه و خطاست؟ ما حق نداریم اطرافیان حتی اصحاب امامان را به اندازه خود امام معصوم بپنداریم .

آیا شرکت بالاترین مقام اجرایی کشور به معنی تائید این نام منحوس خلیج نیست؟
فصل دوم
دولت شوروی روسیه از سیاست دولت های روسیه تزاری که بدون رضایت ملل آسیا و به بهانه تامین استقلال ملل مزبوره با سایر ممالک اروپا در باب مشرق معاهداتی منعقد می نمودند که بالانتیجه منجر به استملاک آن می گردد اظهار تنفر می نماید ، این سیاست جنایت کارانه را که نه تنها استقلال ممالک آسیا را منهدم می نمود بلکه ملل زنده شرق را طعمه حرص غارتگران اروپایی و تعدیات مرتب آنها قرار می داد دولت شوروی روسیه بدون هیچ شرطی نفی می نماید.
نظر به آنچه گفته شد و مطابق اصول مذکوره در فصل اول و چهارم این معاهده دولت شوروی روسیه استنکاف خود را از مشارکت در هر نوع اقدامی که منجر به تضعیف و محفوظ نماندن سیادت ایران بشود اعلان نموده و کلیه معاهدات و قراردادهایی را که دولت سابق روسیه با ممالک ثالثی به ضرر ایران و راجع به آن منعقد نموده است ملغی و از درجه اعتبار ساقط می داند.
فصل چهارم
با تصدیق اینکه هر یک از ملل حق دارد مقدرات سیاسی خود را بلامانع و آزادانه حل نماید هر یک از طرفین متعاهدتین از مداخله در امور داخلی طرف مقابل صرف نظر کرده و جدا خودداری خواهد نمود.
فصل ششم
طرفین معظمتین متعاهدتین موافقت حاصل کردند که هر گاه ممالک ثالثی بخواهند به وسیله دخالت مسلحه سیاست غاصبانه را در خاک ایران مجری دارند یا خاک ایران را مرکز حملات نظامی بر ضد روسیه قرار دهند و اگر ضمنا خطری سرحدات دولت جمهوری اتحادی شوروی روسیه خودش نتواند این خطر را رفع نماید دولت شوروی حق خواهد داشت قشون خود را به خاک ایران وارد نماید تا اینکه برای دفاع از خود اقدامات لازمه نظامی را به عمل آورد دولت شوروی روسیه متعهد است که پس از رفع خطر بلادرنگ قشون خود را از حدود ایران خارج نماید.
فصل هفتم
نظر به اینکه ملاحظات مذکوره در فصل ششم می توانند همچنین در باب امنیت در بحر خزر مورد پیدا نمایند لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین موافق هستند که اگر در جزء افراد بحریه ایران اتباع ثالثی باشند که از بودن خود در بحریه ایران برای تعقیب مقاصد خصمانه نسبت به روسیه استفاده نمایند دولت شوروی حق خواهد داشت که انفصال عناصر مضره مزبوره را از دولت ایران بخواهد.
فصل دهم
دولت شوروی روسیه کوشش سیاست مستعمراتی دنیا را که در ساختن راه ها و کشیدن خطوط تلگرافی در ممالک غیر برای تامین نفوذ نظامی خود بر توسعه تمدن ملل ترجیح می دهد نفی کرده و مایل است که وسایل مراودات و مخابرات که برای استقلال و تکمیل تمدن هر ملتی لزوم حیاتی دارد به اختیار خود ملت ایران واگذارده شود و ضمنا هم به قدر خسارات وارده به ایران به واسطه قشون دولت تزاری جبران شود لهذا دولت شوروی روسیه موسسات روسی ذیل را بلاعوض به ملکیت قطعی ملت ایران واگذار می نماید.
الف - راه های شوسه از انزلی به طهران و از قزوین به همدان با تمام اراضی و ابنیه و اثاثیه متعلق به راه های مذکوره
فصل یازدهم
نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند.
فصل سیزدهم
دولت ایران از طرف خود وعده می دهد که امتیازات و مایملکی که را که مطابق این عهدنامه به ایران مسترد شده است به تصرف و اختیار و یا استفاده هیچ دولت ثالث و اتباع دولت ثالثی واگذار ننموده و تمام حقوق مذکوره را برای رفاه ملت ایران محفوظ بدارد.
فصل شانزدهم
نظر به مندرجات مراسله دولت شوروی به تاریخ 25 ایون راجع به ابطال قضاوت قونسول ها اتباع روسیه ساکن ایران و همچنین اتباع ایران ساکن روسیه از تاریخ امضاء این معاهده دارای حقوق مساوی با سکنه محلی بوده و محکوم قوانین مملکت متوقف فیها خواهند بود و به تمام کارهای قضایی آنها در محاکم محلی رسیدگی خواهد شد.
فصل هفدهم
اتباع ایران در روسیه و همچنین اتباع روسیه در ایران از خدمت نظامی و تادیه هر نوع مالیات نظامی با عوارض نظامی معاف هستند.
فصل هیجدهم
اتباع ایران در روسیه و اتباع روسیه در ایران در آزادی مسافرت در داخله مملکت دارای حقوقی می باشند که به اتباع دول کامله الوداد به غیر از دول متحده با روسیه واگذار می شود.
فصل نوزدهم
طرفین معظمتین متعاهدتین در مدت قلیلی پس از امضاء این عهدنامه اقدام در تجدید روابط تجارتی خواهند نمود.
وسایل تنظیم واردات و صادرات مال التجاره و تأدیه قیمت آن و همچنین طرز دریافت و میزان حقوق گمرکی که از طرف ایران بر مال التجاره روس تعلق می گیرد مطابق قرارداد خاص تجارتی که به وسیله کمیسیون خاص از نمایندگان طرفین تشکیل خواهد شد خواهد گردید.
فصل بیستم
طرفین معظمتین متعاهدتین متقابلا به همدیگر حق ترانزیت می دهند که از طریق ایران و یا طریق روسیه به ممالک ثالثی مال التجاره حمل نمایند ضمنا برای مال التجاره حمل شده عوارض بیش از آنچه از مال التجاره دول کامله الوداد غیر از ممالک متحده با جمهوری اتحاد شوروی روسیه اخذ می شود نباید تعلق بگیرد.
فصل بیست و یکم
طرفین معظمتین متعاهدتین در اقل مدت پس از امضاء این عهدنامه اقدام در استقرار روابط تلگرافی و پستی مابین ایران و روسیه خواهند نمود؛ شرایط روابط مذکوره در قرارداد خاص پستی و تلگرافی معین خواهد شد.
فصل بیست و دوم
برای تثبیت روابط وداودیه هم جواری و تهیه موجبات درک حسن نیت همدیگر که پس از امضاء این عهدنامه فیمابین برقرار می شود هر یک از طرفین معظمتین متعاهدتین در پایتخت طرف مقابل نماینده مختار خواهند داشت که چه در ایران و چه در روسیه دارای حق مصونیت خارج از مملکت (اکستری توریالیته) و سایر امتیازات مطابق قوانین بین المللی و عادات و همچنین قواعد و مقررات جاریه در مملکتین نسبت به نمایندگان سیاسی خواهند بود.
فصل بیست و سوم
طرفین معظمتین متعاهدتین به نیت توسعه روابط مملکتی متقابلا در نقاطی که به رضایت طرفین معین خواهد شد تاسیس قونسولگری ها خواهند نمود . حقوق و صلاحیت قونسول ها در قرارداد مخصوصی که بلاتاخیر پس از امضاء این عهدنامه منعقد خواهد شد و همچنین مطابق قواعد و مقررات در هر دو مملکت نسبت به موسسه قونسول ها معین خواهد شد.
فصل بیست و چهارم
این عهدنامه باید در ظرف سه ماه تصدیق شود مبادله تصدیق نامه ها در شهر طهران حتی الامکان در مدت قلیلی به عمل خواهد آمد.
فصل بیست و پنجم
این عهدنامه به زبان فارسی و روسی در دو نسخه اصلی نوشته شده در موقع تفسیر آن هر دو نسخه معتبر می باشد.
آهو خيلي خوشگل بود. يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون! دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري؛ آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم، اين خيلي خره.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه، تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته، همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم، خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده، هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد، همه اش ميگه لاغر مردني، تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اين که من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه: مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند
.
لازم به توضيح نيست كه كي الاغه كي آهو؟

سایت خبری "تابناک" طی مطلبی تحت عنوان "دهنکجي حاشيهنشينان خليجفارس به لطف ايران" خبر داد شوراي همکاري خليج (فارس) روز گذشته در بيانيه پاياني نشست خود که با حضور رئيسجمهوری ايران برگزار شد، بار ديگر در برابر کشورمان موضع خصمانه اتخاذ کرد و رسما مواضع ضدايراني خود را به نمايش گذاشت.
تابناک در این خبر می افزاید:" در همين حال در اقدام بيسابقهاي رئيسجمهوري ايران و امير امارات در حاشيه اجلاس سران كشورهاي حوزه خليج فارس در دوحه، در نشستي دو نفره پشت درهاي بسته به بررسي مسائل مربوط به جزاير سهگانه ايران پرداختند.
شوراي همکاري خليج (فارس) امروز در بيانيه پاياني نشست خود که با حضور رئيسجمهور ايران برگزار شد، بار ديگر در برابر کشورمان موضع خصمانه گرفت و با دخالت در امور داخلي کشورمان، رسما مواضع ضدايراني خود را به نمايش گذاشت.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناک»، اين کشورها در بيانيه خود از ايران خواستهاند با جامعه جهاني! نه با آژانس بينالمللي انرژي هستهاي براي رفع مشکل هستهاي خود همکاري كند.
آنان همچنين بار ديگر گستاخي خود را نسبت به مرزهاي کشور، نشان داده و اعلام نمودهاند: ايران با اشغال! سه جزيره متعلق به امارات متحده عربي شامل جزيره ابوموسي و تنب بزرگ و تنب کوچک، حاکميت کشور امارات عربي متحده را ناديده گرفته است.
اين کشورها از پاسخ ندادن ايران به حل مسالمتآميز اين مسئله ابراز تأسف كرده و از ايران خواستهاند که اين موضوع را از راه گفتوگو يا ديوان داوري بينالمللي بر طرف كند!
آنان همچنين با ابراز اميدواري نسبت به موفقيت کنفرانس آناپوليس، در تلاشهاي خود براي دستيابي به صلح و تمرکز بر موضوعات کليدي در بحث خاورميانه، خواهان حل موضوعات پناهندگان، اورشليم، امنيت، مرزهاي آبي و خاکي کشور مستقل فلسطيني و نيز تشکيل اين کشور در کنار اسرائيل شدهاند.
اين در حالي است که همه شش کشور عضو شوراي همکاري خليج به صورت دوجانبه و چندجانبه، مشکلات شديد مرزي و قلمرو سرزميني با هم دارند که به مراتب از اختلاف ساختگي بين ايران و امارات بزرگتر است، اما هيچگاه در بيانيههاي خود درباره اين مشکلات که به مسائل امنيتي و نظاميشان برميگردد، اشارهاي نميكنند.
با اين حال، جانبداري بيچون و چراي اين کشورها از ادعاي غيرقانوني و تجاوزگرايانه امارات متحده عربي نسبت به زمينهاي کشورمان و دخالت آنها در اين موضوع، هيچ محمل حقوقي و قانوني نداشته است.
اختصاص بخش مهمي از بيانيه اين کشورها در پايان اجلاس دو روزه، آن هم با حضور رئيسجمهور کشورمان به همکاري ايران با جامعه جهاني! و به رسميت شناختن حاکميت امارات متحده عربي بر سه جزيره کشورمان، از هدف قرار گرفتن منافع ملي کشورمان توسط اين کشورها حکايت ميکند.
در همين حال، منابع خبري گزارش دادند، در اقدام بيسابقهاي دکتر «احمدينژاد» و «شيخ خليفه بن زايد آل نهيان» رئيسجمهوري ايران و امير امارات در حاشيه اجلاس سران كشورهاي حوزه خليج فارس در دوحه، در نشستي دو نفره پشت درهاي بسته به بررسي مسائل مربوط به جزاير سهگانه ايران پرداختند.
امارات تا به حال چندين بار خواستار مذاکره با ايران درباره جزاير سهگانه بوده، اما از آنجا که اين جزاير جزو لاينفك خاك ايران است، مقامات کشورمان همواره هرگونه مذاکره درباره سرزمينهاي متعلق به ايران را بيمعني ميدانستهاند."
آیا شرکت بالاترین مقام اجرایی کشور به معنی تائید این نام منحوس خلیج نیست؟
این روزها، از قرارداد الجزایر بسیار بحث می شود. قرارداد الجزایر که در سال 1975 بین ایران و عراق با موضوع خط مرزی بین دو کشور منعقد شد ، در طول بیش از سه دهه گذشته ، همواره محل بحث و نزاع دو طرف بوده است به طوری که جنگ هشت ساله عراق علیه ایران نیز پس از آن آغاز شد که صدام حسین، رییس جمهور وقت عراق ،در 26 شهریور 1359 با پاره کردن این قرارداد در مجلس ملی عراق و در مقابل دوربین های تلویزیونی، آن را ملغی دانست و 5 روز بعد دستور حمله به کشورمان را صادر کرد.
اینک و پس از گذشت 32 سال از امضای این قرارداد و یک سال پس از اعدام صدام، جلال طالبانی که ریاست جمهوری عراق را بر عهده دارد خواستار اصلاحاتی در متن این قرارداد است ولی تهران، تاکید کرده است که "1975 الجزایر" اعتبار قانونی دارد و طرفین باید به مفاد آن پایبند باشند.
از طرف شاهنشاه ايران: جناب آقاى عباسعلى خلعتبرى، وزير امور خارجه ايران.
از طرف رييس جمهورى عراق: جناب آقاى سعدون حمادى، وزيرامور خارجه عراق.
مشاراليهم پس از ارايه اختيارنامههاى خود که در کمال صحت واعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زير توافق نمودند:

روزنامه اعتماد ملي: رضا ولیزاده، روزنامه نگار و وبلاگ نويس و مدير سايت «بازنگار» به حكم شعبه اول بازپرسي دادسراي كاركنان دولت احضار و پس از بازجويي با قرار بازداشت موقت، روانه زندان شد.
اين روزنامه نگار که وبلاگی به نام «ايستگاه» دارد و در آن مطالبی در باره ادبيات و ارتباطات می نويسد، چندی پيش در مطلبی با عنوان «چهار سگ ۶۰۰ ميليون تومانی از احمدینژاد محافظت میکنند» مدعي شده بود چهار سگ تيم حفاظتی محمود احمدینژاد که به منظور تشخيص بمب و مواد منفجره به کار گرفته میشوند، هر يک به قيمت ۱۵۰ ميليون تومان از کشور آلمان خريداری شدهاند.
گفته ميشود رضا ولی زاده از مجريان «راديو گفت و گو» نيز هست.
|
در حالیکه موضوع فعالیتهای هستهای ایران و تبعات سیاسی-امنیتی گسترده آن برای کشور بحثهای زیادی را برانگیخته، ابعاد علمی و فنی موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دکتر احمدشیرزاد، استاد برجسته فیزیک دانشگاه اصفهان و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، از معدود افرادی است که بصراحت دراین مورد سخن گفته است. وی در تازهترین سخنرانی خود که به دعوت شاخه جوانان منطقه یزد جبهه مشارکت در این شهر انجام شد، نکات جالبی را از ابعاد علمی فعالیتهای هستهای برشمرده که گزارش آن را درپی میخوانید: دکتر احمدشیرزاد، استاد فیزیک دانشگاه اصفهان |
|
|
برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه دوست را تلخ کرد
حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرد
چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟

وزیر اطلاعات: موسویان جاسوس بود
روزگارغریبی ست نازنین ...

محمد البرادعی، مديرکل آژانس بينالمللی انرژی اتمی در تازه ترين گزارش خود درباره برنامه هستهای ايران اعلام کرد که پاسخهای ارائه شده ايران درباره برنامههای سانترفيوژهای P-1 و P-2 مطابق با يافتههای آژانس است و به اين ترتيب، با بسته شدن پرونده اين موضوع، يکی از اصليترين پرسشهای آژانس درباره فعاليت هستهای ايران پاسخ داده شده است

اینها قرار است برای ما قانون وضع کنند؟
از مانیتور مشخص است که مجلس در حال استراحت نیست


مصطفی قوانلو قاجار در سایت روزنامه نگار نو نگاهی داشته است به علل عقب ماندگی ایرانیان به مناسبت روز جهانی کوروش کبیر و به این موضوع اشاره کرده است که به باور او دو عامل اصلي و پررنگ تر از بقيه در عقب ماندگي ايرانيان وجود دارد. يكي انرژي و ديگري ميراث گذشتگان او همچنین گفته است :مادامي كه ايرانيان وابسته به پول نفت هستند و از اين سرمايه عظيم بهره ميبرند به فكردرآمدزايي نخواهند افتاد. ايران در سالهاي اخير به طور كامل بازار پسته، زعفران و تاحدزيادي بازار فرش را از دست داده است. خلاصه این که در باد اين جملات"ملت ما با فرهنگ و تمدن است"، "هنر نزد ايرانيان است و بس"، كوروش، داريوش و كتبيه حقوق بشر نخوابیم.
قرار بود با فساد و مافيای اقتصادی مقابله شود، رتبه كشور در زمينه فساد اقتصادی در زمان آقای احمدی نژاد 12 مرتبه سقوط كرد! به رتبه كشورهای مختلف در مورد شاخص فساد در سال 1385 توجه كنيد: قطر 32، امارات متحده عربي34، بحرين 46،عمان 52،اردن 53،كويت 60، عربستان سعودي79، لبنان 99، ليبی 131 و ايران 131. فساد در ايران كنونی بيش از چهار برابر امارات عربی متحده است!
قرار بود دولت مشكلات جوانان را در اسرع وقت حل كند. پس از دو سال، وزير كشور نتيجه تحقيقات خود را چنين اعلام كرد: صيغه يگانه راه حل مشكل جوانان است!
قرار بود با يكپارچه شدن حكومت و تمركز قوا، فرهنگ اسلامی شكوفا شود و جوانان فوج فوج به دين خدا بگروند. سخن آقای خوشچهره نماينده اصولگرا مرا بینياز از ارائه برهان میكند آنجا كه گفت نگران است عملكرد دولت نهم، كل جامعه را سكولار كند!؟
از گرانی، تورم و ركود چيزی نمیگويم كه قرار بود يك رقمی شود و به سمت صفر ميل پيدا كن، آنهم در شرايطی كه در دو سال گذشته 120 ميليارد دلار درآمد ارزی داشتيم كه در تاريخ ايران بیسابقه است. امروز گرانی، صدای جامعه روحانيت مبارز تهران را نيز درآورده است. جالبتر آنكه مقامات دولتی يكی پس از ديگری اعتراف میكنند اقدامهای غير كارشناسانه دولت نهم در افزايش نقدينگی و در نتيجه بالا رفتن تورم و گرانی نقش اصلی داشته است.
قرار بود كسانی كه از بانكهای دولتی وامهای كلان گرفته و تسويه نكردها ند، چنانچه پس از 2 هفته ديون خود را نپردازند، توسط آقای احمدینژاد افشا شوند. امروز مطالبات معوقه بانكها، به گزارش منابع مستقل اقتصادی از مرز 25000 ميليارد تومان هم گذشته است اگر چه بانك مركزی اين رقم را 12000 ميليارد تومان و ديوان محاسبات آن را 17000 ميليارد تومان اعلام میكند كه باز هم از مرز بحران بانكی بسيار بالاتر است.
در حقيقت برخلاف آنچه آقای مصباح ادعا میكند علت اصلی انحراف جوانان در ايران فيلمها، رمانها، اينترنت و CD ها نيستند، چرا كه در اين صورت در تركيه كه آزادیهای مدنی به طور نسبتاً كامل وجود دارد، اكثر قريب به اتفاق جوانان بايد منحرف شده باشند و اعتياد و افسردگی ميان آنان بيداد كند و از هنجارها و شعائر اسلامی نيز نبايد اثری ديده شود. حال آنكه با وجود شبكههای مختلف ماهوارهای و اينترنت و مطبوعات كاملاً آزاد در تركيه، كه بعضاً بسيار مبتذل هستند، در مجموع شاهد نشاط جوانان و نيز رشد هنجارهای اسلامی ميان آنان هستيم.
پس از قريب 30 سال از آن انقلاب پر اميد و آرمانهای والا متأسفانه نبايد نگرانی عميق خود را از قلب مفاهيم مقدس آن انقلاب پنهان داريم و نگوييم كه شاهد فروكاستن «عدالت» اين نياز هميشگی و اوليه همه انسانها به مصاديقی بسيار جزيی و گاه طنز آميز و «آزادی » به ابزاری برای تأمين مصارف تبليغات خارجی شدهايم، كه اگر اين جفاها در حق آن آرمانها و مفاهيم را خوب بازشكافی كنيم چيزی جز ظلم در حق دين و مليت و انقلاب نيست.
امروز در شرايطی هستيم كه از نظر يكدستی جريان حاكم بر تمامی امور كشور در تاريخ جمهوری اسلامی بینظير است. حتی افراد و گروههای همسو و خودیهای جريان غالب نيز درجهبندی شدهاند و ميزان نزديكی آنها به قدرت بر اساس ميزان حل آنها در اين كانون انحصار تنظيم شده است
اگر فكری برای اين بحرانها نشود، شاهد سوختن خشك و تر، اصلاحطلب و محافظهكار، راست و چپ، اسلام گرا و ملی گرا، مذهبی و سكولار و نخبه و عامه خواهيم بود. روند اوضاع كنونی كشور به وضوح نشان میدهد كه روشهای سياسی غير دموكراتيك فارغ از اينكه از چه انديشهای پيروی كند و به چه جناحی وابسته باشد، گرهی از مشكلات روز افزون جامعه باز نمیكند و تنها قفلی بر قفل ها اضافه میكند. مشی غيردموكراتيك نمیتواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد، حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قيمت اعجاب آور بيش از 80 يا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بينشها و منشهای غيردموكراتيك حاصل نمیشود. حتی اگر سطوح مختلف سياسی و اجرايی را از هر نيروی دگر انديش پاكسازی كند و به ضرب تبليغات پر سر و صدا و هماهنگی همه نيروهای عمل كننده بخواهد وضعيت ملی و بينالمللی كشور را چون بهشت برين ترسيم كند.
حتی اگر کشور به مدرنترين امكانات دفاع هم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی كشور نيز چشمپوشی كند، حاكميت غير دموكراتيك نمیتواند صلح و امنيت بينالمللی كشور را تأمين كند.
از دل راديكاليسم و تنگ نظری در عرصه بينالملل به جای ابتكار عمل انفعال بوجود میآيد و به جای استفاده از فرصتهای جديد بينالمللی، فرصت سوزی شكل میگيرد.
آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی اين اضمحلال را نشان می دهد. عليرغم هزينه و تزريق حدود 120 ميليارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد كشور و بهرهمندی از سرمايهگذاریهای پيشين، نرخ رشد اقتصادی كشور در اين دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است كه در مقايسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم يعنی 5.55 درصد، كاهش نشان میدهد و اين در حالی است كه درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 ميليارد دلار بوده است.
شاخص نسبت سرمايهگذاری به توليد در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سالهای اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهرهمندی كشور از اين درآمد افسانهای و هزينه آن، اقتصاد ايران همچنان از معضل كمبود سرمايهگذاری در پاسخگويی به نياز اشتغال و انباشت سه ميليون نفر بيكار و افزايش فقر رنج میبرد.
افزايش نقدينگی صد درصدی ظرف 2 سال در حاليكه جناح حاكم با تكيه بر سياست تثبيت قيمتها از هنگام در اختيار گرفتن مجلس هفتم مدعی كنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از يك دوره كوتاه سير نزولی مجدداً در سال 1386 با افزايش مواجه كرده و تا پايان شهريور ماه طبق گزارش بانك مركزی به 15.8 درصد رسيده است و پيشبينی میشود تا پايان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزينه مسكن كه در سبد هزينه خانوارهای ايرانی بيشترين سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزايش داشته، بگونهای كه خانهدار شدن برای زوجهای جوان به آرزويی دست نيافتنی بدل شده است.
ترديدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غير مشروع بودن رژيم صهيونيستی نيست. اما برای ما ترديدی هم نيست كه حفظ منافع ملت ايران بر هر اقدام ديگری ارجح است. ما مجاز نيستيم به خاطر آرمانهای سياسی خود به كاری دست بزنيم كه حال و آينده ملت ايران را به تاريكی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستيم، بايد به فكر نقش و سهم ملت ايران در چنين جهانی باشيم و كشور ايران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهيم تا به عنوان كشوری مستقل، آزاد، آباد، دموكراتيك و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسانها و ملت های آزادیخواه و عدالت طلب قرار گيرد.
با گذشت چند روز از سفر پوتین و پس از آن لاوروف به تهران جزئیات تازه ای از این سفر مهم منتشر شد.
با توجه به توضیحاتی که مسئولان تشریفات ریاست جمهوری روسیه درباره مقام رهبری در جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه به وی داده بودند وی در طول مسیر خود از روسیه به ایران و از فرودگاه تا مکان استقرار خود مدام از اطرافیان خود می پرسید که من چگونه باید رفتار کنم؟ وقت ملاقات من با ایشان در چه زمانی است و ایشان را چگونه باید خطاب کنم؟
جالب است بدانید پوتین به قدری نسبت به این دیدار مضطرب بوده که حتی درخواست می کند که اگر رسم بر این است که پابرهنه در دیدار حاضر شوند وی نیز پابرهنه باشد.
بنا بر این گزارش علی رغم اینکه ولادیمیر پوتین هیچ تعلق مذهبی نداشته و شخصی لائیک به شمار می رود پس از دیدار با رهبر انقلاب می گوید :با مطالعاتی كه من درباره مسيح داشته ام، در ملاقات با رهبر ایران تمام ويژگيهاي حضرت مسيح را در ایشان ديدم.
هم چنین پوتین پس از ملاقات با رهبر معظم انقلاب، با اشاره به هوشمندی آیت الله خامنه ای می گوید : عالم بزرگي در ايران نشسته است ، به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد.
او دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم همه سياستهاي ايران توسط اوست و با وجود درایت رهبری ایران هیچ خطری متوجه ایران نخواهد شد. من در ملاقات با ایشان معناي واقعی قانون اساسي جمهوري اسلامي و مفهوم ولايت فقيه را فهميدم.
گفتنی است مقامرهبري در این دیدار برای اولین بار به استقبال رئیس جمهور یک کشور خارجی رفتند.

دريای خزر طبق پيمان های 1921 و 1940 ميان ايران و شوروی، به جز شانزده کيلومتر نوار ساحلی هر کشور که منطقه انحصاری ماهيگيری است، ملک مشاع و مساوی ميان ايران و روسيه است
سه کشورجديد حاشيه دريای مازندران در بيانيه آلماتا در21 دسامبر 1991، که توسط همه کشورهای مشترک المنافع و استقلال يافته شوروی (CIS) امضاء شد، احترام به کليه تعهدات بين المللی شوروی سابق را تضمين کردند. حقوق پنجاه درصدی ايران در دريای مازندران منطبق با قوانين بين المللی مربوط بوده و تغييرناپذير است. ايران هيچ اجباری ندارد که از حقوق تاريخی و قانونی خود به کشورهای بيگانه بذل و بخشش کند.
روسيه قصد دارد بستر دريا را به تناسب طول ساحل پنج کشور به پنج بخش تقسيم کند، ولی سطح دريا کماکان مشاع باشد. بستر دريا حدود 660 ميليارد بشکه ذخيره نفت و گاز دارد که دوسوم ذخاير کل جهان است و نزديک به همه آن بيرون يک پنجم ايران قرار می گيرد. ما پيشنهاد می کنيم که روسيه برای چگونگی تقسيم سهم مشاع پنجاه درصدی خود باسه کشوری که از دل خودش درآمده اند مذاکره کند و کاری به کار ايران نداشته باشد.
همانگونه که روسيه، در پيمانهای دوجانبه و بدون موافقت ايران، بخش شمالی دريای مازندران را ميان خودش، قزاقستان و آذربايجان تقسيم کرده، که خود بعلت مشاع بودن دريا يک تخلف از حقوق بين الملل است، می تواند از مانده سهم پنجاه درصدی خود بخشی را هم به ترکمنستان واگذار کند. ما حتا آماده ايم کف دريا را اِفراز کنيم تا از حالت مشاع درآيد و روسيه بتواند هر جور که مايل باشد سهم خود را تقسيم کند.
هرگونه عقب نشينی از موضع قانونی ايران در دريای خزر به معنای تجزيه ايران خواهد بود، همانگونه که در ترکمانچای رخ داد

• آیا این دولت از چنان مهارت دیپلماتیکی برخوردار خواهد بود که بدون دادن امتیازی درباره حق خود در دریای خزر، با آگاهی از ضعف های روسیه و نیاز روسیه به کارت ایران، بتواند، از یک سو، با فرستادن علامتی به غرب برای حل و فصل اختلافات خود با ایالات متحده، از خطر جنگ کاسته، و از دیگر سو، بر حق بیست درصدی خود از خزر نیز پای بفشارد و محتملا آنرا تثبیت کند؟

معاون وزير کشور با بيان اينکه «مجلس هفتم و دولت نهم محصول راي15ساله ها است» از نمايندگان خواست با لايحه کاهش سن راي دهندگان موافقت کنند. به گزارش ايسنا موسي پور در نشست خبري گفت؛ در انتخابات قبل جواناني شرکت کردند که اگر اين لايحه تصويب نشود، از انتخابات بعدي محروم خواهند شد که نکته قابل توجهي است. از سويي در برخي حوزه ها که يک نماينده وجود دارد، افراد با راي کمي وارد مجلس مي شوند و اين اصلاً به مصلحت نيست. وي در پاسخ به خبرنگاري که پرسيد چرا براي برخي کارها 18 سال ملاک است، اما براي انتخابات که تعيين سرنوشت سياسي است، 15 سال را ملاک مي گيريد، گفت؛ اينکه گروه ها و احزاب سياسي، قشر دانش آموز را تحت تأثير قرار مي دهند، دليل موجهي براي محروم کردن آنها از مشارکت سياسي نيست. بايد راهکارهايي را مشخص کنيم که چالش هاي سياسي به محيط هاي آموزشي سرايت نکند. اين حق تاکنون براي قشر نوجوان و جوان وجود داشته و در انتخابات متعدد آنها را شرکت داده اند. مقايسه آن هم با ساير موضوعات قياس مع الفارق است.
انتقاد كردن و مطالبه از همه مسئولان را، امري طبيعي دانستند و افزودند: البته نبايد با مسئولان معارضه
و دشمني كرد اما اين حرف به معناي انتقاد نكردن و مطالبه نكردن از مسئولان مختلف از جمله رهبري نيست چرا كه مي توان در عين صفا و دوستي، انتقاد هم كرد.
ايشان در پاسخ به سئوال يك دانشجو درباره تبيين حدود ضدولايت فقيه افزودند: ضديت يعني دشمني كردن اما اگر كسي معتقد به مسئله اي نبود ضد آن نيست.
كيهان: دانشجويان منتقد احمدينژاد دنباله روي صهيونيستها هستند
كيهان در ستون يادداشت روز خود نوشت: [با اشاره به مراسم سخنراني احمدينژاد در دانشگاه تهران] شماري از دانشجويان كه به مخالفت آمده بودند شعارهايي بر زبان داشتند كه يادآور مخالفتهاي كور گروهكهاي ضد انقلاب در سالهاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بود... [خطاب به دانشجويان منتقد] آيا در اين نكته بديهي انديشه كردهايد كه در كدام اردوگاه خيمه زدهايد؟ آيا همزباني و همخواني با قدرتهاي زورگو، سلطهگر، خونريز و غارتگر نظير آمريكا، اروپا، اسرائيل و... زيبنده شماست؟ به يقين نيست... تعدادي اندكي از دانشجويان ميكوشند باقيمانده آنچه را كه نمايندگان اردوگاه امپرياليسم فرصت واگويه آن را به احمدينژاد نداشتهاند، در داخل كشور عليه او بر زبان آورند... چه مفهومي غير از همراهي با آمريكا و اسرائيل ميتواند داشته باشد؟ در خوشبينانهترين حالت ميتوان اين عده را افرادي فريبخورده دانست و در شعور سياسي و اجتماعي آنان ترديد كرد ولي حالت دوم سرسپردگي مستقيم يا غيرمستقيم صهيونيستهاست و حالت سومي قابل تصور نيست... اين شعارها با شعار صهيونيستها عليه جمهوري اسلامي ايران چه تفاوتي دارد؟... آيا صهيونيستها دنبالهرو آن عده هستند؟ ترديد نكنيد كه آنها پيادهنظام صهيونيستها شدهاند... درباره تحريككنندگان با توجه به شواهد و اسناد موجود ترديدي در وابستگي آنها به صهيونيستها وجود ندارد.
قابل توجه کاسهای داغتر از آش
|
|
ظاهرا شرايط حاكم بر وضعيت بحران هستهاي و بالانس روحي مثبت در جامعه جهاني در نتيجه اتفاقهاي چند ماهه اخير خود يكي از عوامل موثر انجام قطعي اين سفر بسيار مهم است. روسيه كشوري قدرتمند و تاثيرگذار است. اينك پس از دورهاي ناكاميهاي سياسي، اقتصادي و بينالمللي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ولاديمير پوتين، جان تازهاي به روسها داده است. آنها در عين آنكه در حال كسب اعتماد به نفس تباه شده خود هستند، نشانههايي از خود بروز ميدهند كه گوياي ميل روسيه براي ايفاي نقش فعالتر و موثرتري در جامعه بينالمللي است.
بهويژه روسها در خاورميانه خواهان حضور جديتري هستند. فارغ از آنكه در بلندمدت آمريكاييها چه تصويري از اين خيزش جديد در استراتژي بلندمدت خود در ذهنشان تصور نمايند، نبايد فراموش كرد كه روسيه روحيه تهاجميتر و البته سرسختانهتري در ماههاي اخير به خود گرفته است.از چنين وضعيت نويني بايد استقبال كرد. اين وضعيت جديد در كنار منزلت برتريطلبانه دولت چين ميتواند روزنههاي تنفس را براي كشورهاي مستقلي كه علاقهاي به تبعيت بيچون و چرا از سياستهاي يكجانبه آمريكا ندارند، بازتر ميكند.اما بهتر است درخصوص نقش روسيه در منافع مرتبط با ايران نيز به نكاتي هرچند اجمالي اشاره نمود. روسيه وارث قانوني و حقوقي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي است. با آنكه طبق عرف و سنن رايج در حقوق بينالملل، مسووليت تمام تعهدات شوروي بر عهده فدراسيون روسيه است، اين دولت گوش خود را نسبت به مقاولهنامهها و پيماننامههايي كه به رژيم حقوقي درياي خزر مربوط ميشود، بسته است.
روسها در سالهاي گذشته با سوءاستفاده از وضعيت تعريف نشده ايران در چالش با ايالات متحده و ديگر دولتهاي غربي، بيشترين بهره را بردهاند . در حالي كه طبق توافقات تاريخي سهم دو طرف از منافع سطحي و زيربستري درياي خزر 50-50 بوده است، روسها با اعمال فشار بر جمهوري اسلامي ايران و تهديد به انجام توافقات مستقيم دوگانه، درصدد امحاي حقوق ايران در اين رابطه بودهاند. گاهي سخن از سهم 8 درصدي، گاهي نيز 11 درصدي و در بهترين شرايط 20 درصدي رفته است.
در دولت خاتمي مهمترين دستاورد در اين رابطه مسكوت گذاشتن هر توافقي بود. اما در ماههاي اخير كه بحران هستهاي شيب تندتري يافته است، روسها درصدد گرفتن ماهي خود از آب گلآلود هستند. حتما دولت نهم بر اين امر واقف است كه حقوق مسلم ملت ايران همانطور كه در پرونده هستهاي ايران بايد به رسميت شناخته شود، حقوق طبيعي، اقليمي و تاريخي ايرانيان بر درياي خزر نيز از اين قاعده مستثني نيست. بديهي است اين دولت يا هر دولت ديگري در مورد حقوق مسلم ايرانيان در درياي خزر كوتاه نخواهد آمد.مساله ديگر موضوع تحويل سوخت نيروگاه اتمي بوشهر و روشن ساختن زمان قطعي راهاندازي اين نيروگاه است. روسها نشان دادهاند كه در اين مورد، چندان به وعده ها و تعهدات خود پايبند نيستند. اين سفر فرصت مناسبي است تا رئيسجمهور روسيه به صورت نهايي تصميم كشورش را در اين رابطه اعلام نمايد. براي روسها كه خواهان كسب نقش مهمتري در جهان و خاورميانه هستند، بايسته و شايسته است تا نشان دهند از چه تعهد قابل اعتمادي در بين دولتها و ملتهاي مستقل برخوردارند. اينك زمان براي ايفاي تعهدات روسها فرا رسيده است.
روساي جمهور پنج كشور حاشيه درياي خزر (روسيه، تركمنستان، قزاقستان، آذربايجان (آران) و ايران) روز سه شنبه 24 مهر ماه 1386 در تهران گرد هم آمدند تا درباره مناسباتشان در درياي خزر گفتگو كنند. در پايان اجلاس، بيانيهاي با نام بيانيه تهران صادر شد. اگر چه رئيس جمهور كشورمان و سخنگوي دولت مدعي شدند كه ايران در بسياري از موارد با همسايگانش به توافق رسيده است، بيانيه تهران نشان ميدهد كه درباره مسايل اصلي توافقي صورت نگرفته است.
2- مسايل اساسي مورد نظر پنج كشور در ارتباط با درياي خزر به دو گروه قابل تقسيم است : گروه اول مسائل حقوقي مربوط به مالكيت بر دريا و گروه دوم شامل مسائل اجرايي از جمله درباره محيط زيست، ماهيگيري، كشتيراني، بستر و زير دريا. حل مسائل گروه دوم در گرو روشن شدن مسئله اصلي مالكيت و حاكميت بر اين دريا است.
3- ميان ايران و شوروي سابق قراردادهاي گوناگوني درباره مسائل متعدد امضا شده است. از جمله قراردادهاي 1921و1940 كه در آنها بر حاكميت دو كشور ايران و شوروي بر درياي خزر به صورت مشاعي و برابر تاكيد شده است. اگر چه در اين قراردادها، سهم مشاعي هر يك از دو طرف به طور شفاف بيان نشده است، بر اساس يك اصل حقوقي هنگامي كه اصل مالكيت و حاكميت مشاعي در جايي امضا و تثبيت شده ولي سهام طرفهاي ذينفع مشخص نگرديده باشد، اصل بر تساوي سهام دو شريك است. بنابراين، بسياري از حقوق دانان سهم مشاعي ايران و شوروي در درياي خزر را 50 -50 ميدانند.