تبليغاتX
گنگ خواب دیده

یاران دبستانی مدرسه ابتدایی ۲۵ شهریور آران و بیدگل -سال ۱۳۵۴شمسی

معلمین محترم                                                                                             

از راست آقایان خادم-محمد کاظمی-جواد استادیان-برای من نا شناس

وان پسر خندان با موی کوتاه که سری تو سرها در اورده من هستم

در این عکس ۳۴ ساله جای چند نفر در میان ما خالیست یادشان به خیر و روحشان شاد

 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

من اين حرف ها را براي كساني كه معني درد را مي فهمند مي زنم , نه براي كساني كه در رفاه وبا بهترين امكانات رشد كرده اند  براي كساني كه مسئوليت گرفته اند و پول بيت المال را صرف بازي هاي سياسي مي كنند نمي گويم

 براي كساني كه ماشين گران قيمتشان را سوار مي شوند و بزرگترين دغـدغه زنـدگي شان اينست كه فردا ظهر جوجه كباب  بخورند يا چلومرغ ! نمي گويم

 

نه ! من براي آن ها نمي گويم , من براي تو مي گويم ,  براي تو كه هنوز شرف و انسانيتت  را  نفروخته اي ; براي تو كه هنوز عقلت را به پاي تعصبت قرباني نكرده اي

 براي تو كه با درد بزرگ شده اي  اما  نمي خواهي كه نسل بعد , بچه هاي تو, با رنج ومحروميت بزرگ شوند ; براي تو مي گويم

 

 

                          

اين جا درآران و بیدگل ميليون ها تومان براي ساخت يك مسجد , حسينيه يا براي برپايي يك مراسم مذهبي خرج مي شود ; براي ساخت يك اسب , يك مشك , يك گهواره ,حتي براي تيغه هاي يك علمات

                                                          

       

 

ميليون ها تومان صرف تعصبات محلي مي شود, غافل از آن كه در اين شهر هنوز كساني هستند كه به نان شبشان محتاجند

 اين جا مي شود فقر و محروميت را در اطراف همين مناره هاي سر به فلك كشيده  و همين گنبد هاي زرين مشاهده كرد

 

 

 در كنار همين حسينيه ها , كه ميليارد ها تومان  (آن هم براي 10 شب استفاده)  خرج ساخت وتكميل آن ها    مي شود , مي توان در ميان خانه هايي كه به ويرانه مي مانند , معني تنگدستي و بي كسي را فهميد

 اين جا هنوز مي شود ,غم و حسرت را در نگاه دختر بچه اي كه به كيف و كفش همكلاسي اش دوخته شده ديد

 هنوز مي شود رنج پسر بچه اي كه دوچرخه ي دوستش را با التماس قرض مي گيرد تا دوري با آن بزند حس كرد

 هنوز مي شود , درد را در دستان تكيده يك  پيرمرد ناتوان  و در اشك هاي يك پيرزن مريض و سالخورده لمس كرد

اين همه فقر و بدبختي و بيچارگي  ,اين همه درد و رنج وحسرت را مي بينيم و هيچ كاري نمي كنيم ...

 

 

 

 چرا كاري نمي كنيم؟ چرا با اين تعصبات احمقانه كه باعث عقب ماندگي ما شده است مقابله نمي كنيم ؟ چرا ريشه اين جهل را خشك نمي كنيم؟ 

 

وقتي پيامبر اسلام(ص) مي گويد: كسي كه سر بر بالين بگذارد , در حالي كه همسايه اش گرسنه باشد از ما نيست , پس چگونه ادعاي مسلماني مي كنيم ؟

منبع

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

آران و بيدگل، چون گنجي آرميده بر کرانه كويري مركزي ايران داراي پيشينه ‎اي درخشان و تاريخي شكوهمند است. با آنكه طبيعت، قباي سبزش را از پهنه اين سامان به در افكنده است؛ طبيعت و سرشت مردمانش كه جوهره‎ اخلاص و صداقت دارد ، سبزينه‎ي ديگر آفريده است. هرچند از رود خروشان در اين كوير تفتيده خبري نيست تا تشنه ‎كامان را سيراب سازد، ولي درياي صفا و محبت كويريان امواجي از احسان و نجابت را پيشكش مشتاقان مي‎كند. در سپهر گستره كوير، ستارگان درخشاني از صالحان و عالمان و انديشمندان، افق جانها را مالامال از نور و روشنايي كرده‎اند و هم آنان درس يكرنگي و صميميت را به كويرنشينان آموخته ‎اند.
آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل مي‎توان گفت اين است كه پس از ويراني شهر باستاني سيلك (كه تمدن 7 هزار ساله دارد) در اثر حوادث و تحولات گوناگون آباديهاي كوچك به صورت قلعه و حصار پديد آمده که به منطقه وسيعي به نام «چهل حصاران» شهرت يافت و سپس هر يك از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شد.
اصل واژه «آران» از آرين و نام ديگر قوم آريا، به معناي جايگاه مقدس و مكان گرمسير و « بيدگل » تغيير يافته بي بي گل، ويگل و بي گل مي‎باشد.
زبان مردم اين شهر فارسي رايج اما داراي لهجه‎هاي متفاوتي است و زبان محلي آران و بيدگل در زمره زبانهاي پهلوي قديم به شمار مي‎رود.
بافت قديمي شهر آران و بيدگل نيز مانند ديگر شهرهاي قديمي ايران، داراي برج و... و حصاربندي معتبر و جدا از هم بوده است.
هر يك از اين دو منطقه چندين دروازه و محله داشته و هر يك از دروازه‎ها داراي دربهاي بزرگ و محكم بوده كه شبها بسته مي‎شده است. در سرتاسر ديوار و باروي شهر كه ارتفاع آن به 6متر مي‎رسيده چندين برج به ارتفاع 8 الي 9 متر قرار داشت كه اهالي به هنگام حمله دشمن از آنان به عنوان سد دفاعي استفاده مي‎كرده اند.
در مجاورت هر دروازه آب‎انبار و سقاخانه نيز وجود داشت.دروازه‎ها توسط گذرگاه هاي اصلي و فرعي و راسته‎ها به مركز محله‎ (كه مسجد، حسينيه، آب‎انبار در آن واقع بود) منتهي مي‎ شد.
در هر خانه، يك يا چند خانوار كه اغلب فاميل و از بستگان همديگر بودند، به صورت انفرادي يا به شكل جمعي زندگي مي‎كردند و از امكانات مشترك بهره مي‎بردند.
آران و بیدگل ، در نهضت15خرداد 1342 و پس از آن در قيام 19 دي‎ماه 1356 و سپس درجنگ تحميلي با نثار 720 شهید ، رتبه نخست ایثار گری را در کشور از آن خود کرد و پس از سال های دفاع مقدس در حفظ و حراست از دست‎آوردهاي انقلاب و حضور فعال در انتخابات متعدد کارنامه درخشانی از فعالیتهای سیاسی اجتماعی از خودارایه نمود که به پاس این همه خدمات در مردادماه 1375 بر اساس مصوبه هيأت وزيران جمهوري اسلامي ايران، بخش آران از شهرستان كاشان جدا وبه عنوان شهرستان آران و بيدگل در تقسیمات کشوری شناخته شد .

موقعیت جغرافیایی و آب و هوا
شهرستان آران و بيدگل از توابع استان اصفهان با وسعت 6051 كيلومتر مريع،در شمالي‎ترين نقطه استان اصفهان واقع است كه حدود 90000جمعيت را در خود جاي داده است و در پنج كيلومتري شمال كاشان قرار دارد. اين شهرستان كه در حاشيه جنوب غربي كوير مركزي ايران واقع شده از شمال به درياچه نمك و استانهاي سمنان و قم، از مشرق به شهرستان‎هاي نطنز و اردستان و از جنوب و غرب به شهرستان كاشان محدود مي‎شود.

ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دريا 912 متر و در مختصات 51 درجه و 29 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و 14 دقيقه عرض جغرافيايي مي‎باشد.

شهرستان آران و بيدگل بخش وسيعي از دشت آبرفتي حوضه جنوبي درياچه نمك بوده و شيب آن از جنوب به شمال است. در قسمت‎هاي شرق و شمال آن، تپه‎ هاي ماسه ‎اي به صورت نوار از جنوب شرقي به شمال غرب كشيده شده كه طول آن در حدود 120 كيلومتر و عرض متوسط ان 25 كيلومتر و ارتفاع آن بين 800 تا 1000 متر است و در اصطلاح محلي به «بندريگ» شهرت دارد.

در نواحي جنوب و جنوب غربي اين شهرستان، دشت‎هاي كاشان و راوند واقع ‎اند و در ميان آنها خشك رودهايي به وجود آمده كه سيلابهاي پراكنده و آبهاي اضافي دامنه ‎هاي شمالي ارتفاعات جنوبي كاشان را به درياچه نمك منتقل مي‎كنند.

شهر آران و بيدگل با دارا بودن مرکزيت شهرستان به همين نام با مساحتي برابر 3/6051 کيلومتر مربع در شمال شرقي استان به نام دشت کاشان قرار گرفته که تا قبل از سال 1355 جز استان مرکزي بوده و پس از آن به استان اصفهان الحاق گرديده است.

فاصله اين شهر تا مرکز استان 210 کيلومتر و نزديکترين شهر به آن کاشان با کمتر از 6 کيلومتر مي باشد. شهرستان آران و بيدگل در 50 درجه و 15 دقيقه تا 52 و 29 دقيقه طول شرقي و 33 درجه و 30 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرضي شمالي قرار دارد. ارتفاع متوسط شهر از سطح دريا 912 متر مي باشد.

شهر آران و بيدگل در خط هم باران مابين 100 تا 150 ميلي متر در سال قرار گرفته و با ضريب خشکي 5/4 جز منطقه فراخشک محسوب مي گردد. با بررسي نقشه هم تبخير ، شهر آران و بيدگل در گراف 3200 ميليمتري قرار گرفته يعني پتانسيل تبخير منطقه حدود 2/3 متر در طول سال مي باشد. اين شهرستان از شمال به کوير نمک و درياچه قم از جنوب به شهرستانهاي نطنز و برخوار و ميمه از شرق به دشت کوير و از مغرب به شهرستان کاشان محدود مي گردد.

پس از جدا شدن بخش آران و بيدگل ‏‏، دهستان سفيد دشت به 9 آبادي و دهستان کويرات با 25 آبادي داراي سکنه از شهرستان کاشان ، شهرستان آران و بيدگل تشکيل يافته است.

اين شهرستان از شمال به درياچه نمك و استانهاي تهران ‏, سمنان و قم , از غرب به شرستان كاشان ، از جنوب به نطنز و از شرق به شهرستان اردستان محدود مي گردد.

موقعیت جغرافیایی شهر و اطراف آن

شهر آران و بيدگل با طول جغرافيايي 51 درجه و 29 و عرض جغرافيايي 34 درجه و 14 دقيقه شمالي از طرف شمال به واسطه يک کوير شن زار به دشت کاشان مي رسد و در اثر هجوم شنهاي روان به سوي اين شهر و محدود شدن اراضي کشاورزي و عدم استافده از منابع طبيعي موجود آهنگ رشد اين شهر همچنان بطئي باقي مانده است.

اين شهر با حدود 900 هکتار مساحت و بالغ بر پنجاه هزار نفر جمعيت از توسعه دو روستا به نام آران و ديگري بيدگل در زمينهاي کشاورزي کاشان بوجود آمده است که شبکه ارتباطي ( راه آران و بيدگل – کاشان ) توسعه خطي آن را به سمت جنوب و جنوب غربي تشديد نموده است.

ارتفاع اين شهر از سطح دريا بين 898 تا 917 متر در نوسان است که ارتفاع متوسط از سطح دريا در حدود 912 متر مي باشد . هر چه از شمال و غرب به سمت جنوب و شرق برويم به ارتفاع زمين افزوده مي شود بنابراين شيب عمومي منطقه از جنوب و شرق به سمت شمال و غرب است که اين امر به دليل وجود چاله نمک ( درياچه نمک) در شمال و ارتفاعات کرکس در جنوب و غرب و نوار بند ريگ در سمت مشرق شهر است. اصولا در شهر آران و بيدگل شيبهاي موثري مانند بقيه شهرهاي ايران وجود ندارد تا از نظر ايجاد تاسيسات شهري موانعي را بوجود بياورد.

تپه ماهورهايي در اطراف و يا بافت شهر وجود دارد از جمله اين تپه ماهورها تپه هاي موسوم به وشاد است که در شمال غرب شهر در مجاورت محله وشاد قديم و در حال حاضر چسبيده به محله عباس آباد قرار دارد حداکثر ارتفاع اين تپه ها حدود 6 متر از زمينهاي اطراف است.

تپه ماهورهاي شمال بيدگل معروف به حامدآباد با حداکثر ارتفاع 4 متر از زمينهاي اطراف در جنوب شرق بيدگل و نيز تپه ماهورهايي در مجاورت جاده قديم وجود دارد که حداکثر داراي 3 متر اختلاف از زمينهاي اطراف خود مي باشند.

علاوه بر تپه ماهورهاي فوق در حاشيه شهر تپه ماهورهاي منفرد و پراکننده ديگر در گوشه و کنار يافت مي شود که به علت توسعه شهر تپه ها برداشته شده اند و يا ارتفاع قابل ملاحظه اي نداشته اند. مهمترين عارضه تپه ماهوري مهم که بر روي بافت و سيماي شهر تاثير گذاشته در ميانه بخش جنوبي شهر آران موسوم به آبگاه است که حداکثر ارتفاع آن نسبت به اراضي اطراف حدود 11 متر مي باشد که طول و عرض تقريبي 600 متر مربع را در بر گرفته و شهر از دو طرف اين تپه ماهورها به گسترش خود ادامه داده است که در حال حاضر شهر آنها را احاطه کرده و به دليل بالا رفتن قيمت اراضي در برخي مواقع منهدم شده و زير ساخت و ساز رفته اند و با بخش اعظم آنها به احداث پارک اداري اختصاص يافته اند.

به علت موقعيت دشتي شهرستان ارتفاع قابل ملاحظه اي در سطح شهر و کل شهرستان ديده نمي شود حداقل ارتفاع در اين شهرستان حدود 765 متر در حاشيه درياچه نمك و حداکثر ارتفاع توده گدازهاي معروف به کلنگ علامتدار در فاصله 33 کيلومتري شمال شرقي شهر با حداکثر ارتفاع 1138 متر از سطح آبهاي آزاد مي باشد اين توده آتشفشاني در متهي اليه شمال شرقي ( بندريگ) توسط تپه هاي شني محصور گرديده است. اما ارتفاع متوسط از سطح دريا در شهر همان 912 متر مي باشد.

توده گدازه اي مرتفع موسوم به کوه سرگردان در 49 کيلومتري شمال شرق واقع در درياچه نمک مي باشد که ارتفاع آن توده آتشفشاني از سطح دريا ي آزاد 808 متر است. علاوه بر آن تپه هاي ماسه اي به صورت نواري از جنوب شرق شهرستان به سمت شمال غرب کشيده شده اند که طول آن 120 کيلومتر و عرض آن حدود 25 کيلومتر و ارتفاع از 850 متر تا 1070 متر ( متوسط ارتفاع حدود 1000 متر ) در نوسان است که 21 درصد از سطح شهرستان را شامل شده و در اصطلاح محلي به آن بندريگ مي گويند.

ارتفاعات منفصل ديگري در سطح شهرستان و جود دارند از جمله توده کوهستاني يخاب با ارتفاع 2388 متر در 60 کيلومتر شرق شهر و کوه ( آبريزان ) در حدود 60 کيلومتري شمال شرق شهر وجود دارند به علاوه پيشکوههاي سلسله جبال زاگرس موسوم به کوههاي کرکس در حدود 20 کيلومتري جنوب و غرب شهر قرار دارد و به طول کلي شهرستان آران و بيدگل را مي توان از نظر خصوصيات عمومي توپوگرافي به سه بخش تقسيم نمود :

1- بخش شمالي : اين بخش از تپه هاي ماسه اي بهم چسبيده تشکيل گرديده و شيب آن بين 5 تا 40 درصد تغيير در منتهي اليه کوير و در مجاورت نوار بند ريگ قرار دارد.

2- بخش شمال شرقي و شمال غربي : اختلاف ارتفاع در اين بخش که تشکيل شده است از تپه هاي ماسه اي متفرق به اندازه ها و جهات مختلف کم و شيب عمومي منطقه ملايم است .

3- بخش جنوبي و مرکزي در اين بخش تپه هاي ماسه اي در منطقه به ويژه در قسمت مرکزي کمتر ديده مي شود. اين بخش داراي شيب ملايمي مي باشد.

4- منابع طبيعي ( جنلگها ، مراتع ، معادن )

شهرستان آران و بيدگل از نظر منابع طبيعي فقير مي باشد :

پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.

سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.

1- طرح اول به نام بندريگ کاشان واقع در شمال شهرستان هست که طحل کشت بادام کوهي را در دست اجرا دارد.

2- طرح مرتعداري هم رود در سال 75 که کشت بادام کوهي در طرحهاي مورد نظر در حال انجام است.

تقسیم بندی محله ای و نواحی
در بافت قديم " آران " ، هفت دروازه به نام هاي:دروازه كاشان، قدمگاه، نوش‎آباد، احمدآباد، زيارت، اوقاني و علي‎جه و در " بيدگل " نيز شش دروازه به نام هاي: دروازه هادي، درب سلمقان، سوراخ‎باره، دربريگ، مخلص و مختص‎آباد وجود داشت.
مردم " آران " قدیم در 17 محله به نام هاي: مسلم‎آباد، آران‎دشت، عباس‎آباد، آب‎پخش، سرمحله، جمال‎آباد، سركوچه در‎از، دهنو، زير ده، دربند، جنگلته، چهارسوق، ميدان بزرگ، قاضي و سرگنگه زندگی می کردند و در" بيدگل " قدیم نیز تقسیم بندی محله ای با نام های 12 گانه يزلان، علي اكبر، درب سلمقان، باغ علوي، درب مختص‎آباد، دربريگ، ويرانه، فخارخانه، دروازه، توي‎ده و خانقاه ، بوده است .
همزمان با رشد جمعيت و كمبود فضاي مناسب براي احداث واحدهاي مسكوني و خدماتي، در اولين مرحله از سال 1303 خورشیدی در خارج از برج و بارو و آن سوي قلعه و ديوار آران و بيدگل، بناي ساختمانهاي جديد مسكوني آغاز شد و به تدريج در اطراف دروازه‎ها، محله‎ هايي به وجود آمد كه از لحاظ شكل و نما با سبك ساختمانهاي قديمي تفاوت داشت.
با توسعه شهر در جنوب و غرب ، شهرك هاي جدید مسعودآباد، قاسميه، قاسم‎آباد، مصطفي خميني و احمدآباد احداث شد. در تمامي محله‎هاي قديمي و جديد ، مجموعه‎هاي فرهنگي، مذهبي، رفاهي و خدماتي وجود دارد. مسجد و حسينيه نقش محوري دارند و مردم ساكن شهرك ها از بافت قديم مهاجرت كرده ، پيوند عميق خود را با محله‎هاي قديمي حفظ نموده‎اند.
هم اکنون بر اساس طرح جامع شهری، شهر آران و بیدگل به دو ناحیه ی 1 و 2 تقسیم شده است.

وجه تسمیه و مذهب و زبان
وجه تسمیه:

اسامي "آران"، "آرو"، "آرُ" ، "بيدگل" و "وِگل" نامهاي رسمي و محلي اين منطقه است . درباره سبب اين دو نامگذاري نظريات متعددي ابراز شده که به برخي از آنها اشاره مي شود.

کلمه "آران" به معناي جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و ... آمده و اصل آن از "آرين" (نام ديگر قوم آريا يا "ايريا") بوده و "بيدگل" به معناي مکان بي گل يا از کلمه "بي بي گل" يا "ويگل و بي گل" گرفته شده است.

شنيدم که آران از آن نام جست که بد مرکز آريا از نخست

وز آن نام بردار آراني است که خود ز اولين قوم ايراني است

همچنین درباره نامگذاري آران چنين آمده است:

"... و آران بن قاسان اکبر بوده است که پدر او قاسان اکبر باشد. بنابر قولي باني اصل بلد کاشان بوده است و آران مذکور آن قريه را بنا کرد و به اسم خود موسوم ساخت و گويا همان قنات مزرعه آران دشت را هم آران بن قاسان جاري نموده باشد و به اسم خود مسمي کرده باشد، يعني دشت آران."

نژاد و زبان:

مردم بومي اين شهرستان از نژاد اصلي آريايي اند. مردمي خوش صورت، نيک سيرت ، با استعداد و پرکارند.

زبان اهالي آران و بيدگل ، فارسي رايج ولي داراي لهجه هاي متفاوتي هستند.زبان محلي اين منطقه که در اصطلاح به آن زبان « دهي» مي گويند از زبانهاي پهلوي قديم است که تا اين زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهاي حاشيه کوير(نطنز، بادرود، زواره و ... ) با اندک تفاوت در لهجه رايج است و با زبانهاي ديگر ايراني چون ترکي ، لري، کردي و مازندراني وجوه مشابهي دارد.

به طور کلي گويشهاي پهنه کاشان ، خواه روستاهاي درون کوهساران و خواه آباديهاي گسترده در کوير و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوري و آوايي اهميت خاصي دارد. در سالهاي اخير تحقيقات پراکنده اي درباره گويش آران و بيدگل صورت گرفته که مفصل ترين آن در زمينه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلي، کتاب « زبان کوير » تاليف عباس عليجان زاده است.

دين و آيين:

درباره دين و آيين مردم آران و بيدگل در دورانهاي قبل از اسلام خبر و اثري نيست ولي آثار باقيمانده از آتشکده هاي نياسر و خرمدشت در اطراف کاشان و گورهاي ساخته شده به شيوه آيين زرتشتي که در بعضي نقاط آران بر اثر گودبرداري نمايان گرديده، دليل اين مدعاست که مردم اين منطقه قبل از اسلام داراي آيين زرتشتي بوده اند.

با طلوع خورشيد اسلام و فتح نواحي غرب و مرکز ايران به دست سپاهيان اسلام، شهرهاي قم، ري کاشان در زمره اولين مناطق مرکزي بودند که به اسلام گرويدند و از همان قرون اوليه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزيدند، چون روح اسلام واقعي را نزد آنان يافتند و ازآنها نيز پيروي نمودند.

قرار گرفتن آران و بيدگل در ميان شهر هاي ري ، قم و کاشان و ارتباط اين ديار با شهر هاي ياد شده و نيز مهاجرت سادات و علويان از حجاز و عراق به ايران و اقامت در اين مرکز و وجود بقاع متبرک و زيارتگاههاي آنان در اين شهر و ابراز علاقه و ارادتهاي خالصانه اهالي، از نشانه هاي بارز و آشکار گرايش به اسلام محمدي و تشييع علوي و مذهب جعفري بوده است.

اخلاق و آداب:

ساکنان کوير به طور عموم و مردم اين شهرستان بالخصوص ، مردماني مهربان، گشاده رو، ساده، قانع، مهمان نواز، مقاوم و خدا جويند.

روابط خانوادگي با ازدواج تداوم پيدا مي کند . ميانگين سن ازدواج در مرد ها 25 سال و زنها 18 سال است . زنان دوشادوش مردان با تفاهم زندگي مي کنند و به قول استاد نظام وفا:

زن و مرد آن پاک و پاکيزه دل به يکديگر از جان و دل متصل

دل هر يک از مهر گنجينه اي فروزان تر از پاک آئينه اي

در اداره امور خانه تشريک مساعي دارند و اغلب از طريق قاليبافي ، توانايي مالي خانه را افزايش مي دهند. افراد خانواده نسبت به سالخوردگان احترام مي گذارند و آنها را مايه خير و برکت مي دانند و چنانچه اختلافي پيش آيد، بزرگ خاندان را به عنوان قاضي و حکم انتخاب کرده، راي او را مي پذيرند.

روابط بين همسايگان در همه اوقات به گونه اي است که در رفع حوايج يکديگر بر مي آيند. خوراک مردم، بيشتر از غذاهاي سنتي ، آبگوشت، و از ميوه ها تره بار است. پوشاک مردان در گذشته بيشتر پيراهن بي يقه و زير شلواري مشکي و پوشش رسمي زنان چادر بوده است. در بيماري هاي ساده از گياهان دارويي و در بيماريهاي سخت علاوه بر مداواي پزشکي، اغلب به دعا، نذر و توسل روي مي آورند.

اهالي اين سامان به کارهاي عام المنفعه توجه خاصي دارند و هر کس سعي دارد تا در کارهاي خير به نوعي شريک باشد. رسم نيکوي نذر براي رفع گرفتاريها و شفاي بيماران و امثال آن به صورت ذبح حيوان و توزيع گوشت آن بين مستمندان، پرداخت پول براي هزينه هاي مساجد و تکايا ، تقديم پول به ضريح امامزاده ها، پختن آش حسين ، آش حضرت ابوالفضل (ع) و توزيع نقل و نبات ( مشکل گشا) به عنوان تبرک و شفا، پاي بوسي آستان مقدس امام رضا(ع) يا امامزاده هاي حومه تحقق مي يابد.

سنت وقف نيز بصورت عام و خاص جريان دارد و نيکوکاران با وقف بخشي از املاک يا مزارع و اموال خود ، اصل يا درآمد هاي بدست آمده از آن را صرف احياي آثار و مراسم ديني يا تهيه لوازم و اسباب مورد نياز مساجد، حسينيه ها، و بقاع متبرک مي کنند.

عزاداري به صورت روضه خواني ، حرکت دسته ها و هيئتهاي سينه زني ، زنجير زني، سنج زني، تعزيه و شبيه خواني و اطعام سوگواران در ماههاي محرم و صفر و ايام شهادت حضرت علي و فاطمه زهرا با شکوه هرچه بيشتر برگزار مي گردد.

حضور در زيارتگاهها و بقعه ها که عالي ترين مراکز بروز عواطف انساني و احساسات ملکوتي و ارتباط قلبي با خداوند متعال مي باشند ، همچنين حاضر شدن در کنار مقابر علما و شهدا و اموات ، در شب و روز جمعه و مناسبتهاي مذهبي و ملي( اعياد فطر، قربان، نوروز و ... ) از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است . به طور خلاصه در تمامي روابط فردي و خانوادگي و اجتماعي ، انگيزه مذهبي حاکم و محسوس است.

تعليم و تربيت:

از گذشته سواد آموزي و فراگيري قرآن و معارف ديني ، بطور غير رسمي، در کنار آموزش حرفه ها و صنايع دستي متداول در خانه ها تا پيش از تاسيس مدارس رسمي به عنوان « مکتب خانه» محل تدريس و آموزش علوم معارف ديني قلمداد مي شد.

اولين مکتب خانه در آران ( به سبک قديم ) توسط مرحوم روح الامين داير گرديد و پس از او پسرش ( ابن روح)، و سپس محمدرضا فلاح ، ملا رمضانعلي صحافي، ماهر فروغي، سميعي و ... تا تاسيس مدارس جديد، آن را ادامه دادند.

در اين مکتب خانه ها ، کودکان و نوجوانان ابتدا خط و زبان فارسي و پس از آن مقداري ادبيات عرب را فرا مي گرفتند و سپس به آموختن مقدمات و دروس حوزوي مي پرداختند.

با آغاز دوره تحول در ساختار آموزشي ايران و تاسيس آموزشگاههاي جديد، مراکز تعليم و تربيت در آران و بيدگل نيز به سبک جديد بنا نهاده شدو به تدريج بر تعداد مدارس در مقاطع سه گانه ابتدايي، راهنمايي و متوسطه افزوده شد.

هم اکنون در اين شهرستان 115 واحد آموزشي با 22000 نفر دانش آموز داير است. 1700 نفر دانشجو در تنها مرکز آموزش عالي شهرستان يعني ( دانشگاه پيام نور آران و بيدگل ) در هفت رشته به تحصيل اشتغال دارند.

حوزه علميه امير المومنين (ع) و مکتب الزينب از ديگر مراکز آموزشي شهرستان است که دهها طلبه در آن به فراگيري علوم ديني مشغولند. وجود بيش از سي مرکز و موسسه آموزشي و فرهنگي در اين منطقه ، گوياي رشد و بلوغ فرهنگي است. از جمله آنها: انجمن اهل قلم ، موسسه فرهنگي عبادي زينبيه و بيت الزهرا ، انجمنهاي ادبي و مداحان ، مجمع قاريان و حافظان قرآن هلال، مجمع رزمندگان ، جمعيت نيکوکاران ، کانون دانشجويان و کانونهاي محلي و ... قابل ذکرند.

کتابخانه هاي عمومي و امامزاده محمد هلال (ع) و نوش آباد بزرگترين کتابخانه هاي شهرستان و کتابخانه هاي محلي امام زمان ، قائميه ، ولي عصر، شهدا ، محمد باقر و ... از ديگر پايگاههاي فرهنگي به شمار مي روند .

هم اکنون بسياري از جوانان شهرستان که به مدارج عالي علمي دست يافته اند به عنوان استاد در دانشگاههاي داخل و خارج از کشور مشغول به تدريس هستند همچنين روحانياني فاضل و فعال ، مديراني کارآمد و پزشگان و. مهندساني بر جسته در مراکز علمي ، پژوهشي و آموزشي کشور به خدمت اشتغال دارند.

گفتني است در سال جاري مركزي با نام مركز پژوهش های فرهنگ عامه كه به معرفي آداب و رسوم و پوشاك مردم مي پردازد ، تاسيس شده است.

منابع طبیعی آران و بیدگل

در اعماق و سطح زمين هاي نواحي شمال اين شهرستان ، معادن غني و فراواني وجود دارد که مهمترين آنها حوزه هاي وسيع و دست نخورده نفت و درياچه نمک با وسعت 2000 کيلومتر مربع به عنوان بزرگترين و بهترين منبع ذخيره نمک آبي ( خوراکي و صنعتي) و ترکيبات منيزيم مي باشد که مورد استفاده قرار گرفته و در حاشيه آن ، معادن خاک رس مرغوب ، کائولن ، سولفات سديم ، سيليس ، باريت و خاک هاي صنعتي وجود دارد که در صنايع نسوز و سراميک سازي ، شيشه ، ريخته گري ، مواد شوينده ، آلياژها و صنعت پزشکي در داخل و خارج کشور کاربرد فراوان دارد .

معادن فولاد و نفت ‏، همچنين معادن شن و ماسه نرم اين شهرستان در حال بهره برداري است .

پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.

سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.

توصيفي ازدرياچه نمك آران و بيدگل

درياچه نمک آران و بيدگل که با نامهاي مختلفي مانند درياچه نمک قم و... معرفي شده است و در اکثر نوشته ها از آن با نام درياچه نمک ياد شده است.

درياچه نمک از شمال به دشت ورامين و از جنوب به شهرستان آران و بيدگل و از مشرق به سياه کوه و از مغرب به استان قم محدود مي شود. طول درياچه 80 کيلومتر و عرض آن حدود 30 کيلومتر است که مساحت آن بالغ بر 2400 کيلومتر مربع مي باشد.

ارتفاع اين درياچه از سطح دريا حدود 800 متر است که به وسيله گسل هايي که در سمت مشرق و مغرب روند شمال غرب- جنوب شرق دارند و در جنوب به وسيله گسلي تقريباً شرقي - غربي محدود است که عامل تشکيل اين درياچه احتمالاً در اثر فرونشستگي و بازي همين گسله ها مي باشد. وسعت و شکل اين درياچه، متناسب با واردات آب و ميزان بارندگي در فصوي مختلف سال فرق دارد. درمواقع بارندگي وسعت آن زياد، ولي در تابستان و پائيز وسعت آن کاهش مي يابد.

به اين ترتيب سطح آب درياچه در نوسان است. در مواقع پرآبي سطح بادرياچه گسترش بيشتري پيدا مي کند و اراضي شوره زار و باتلاقي پيرامون خود را مي پوشاند. در اين حالت با حوض سلطان و حوض مره ارتباط پيدا مي کند. توجه به شكل مزبور و مورفولوژي اطراف ، چنين استنباط مي شود كه درياچه نمك در پليوسن وسعت بيشتري داشته واحتمالاُ گودهاي حوالي ساوه ، ايوانكي ، قم ، كاشان ، آران وبيدگل را احاطه كرده است .

وجود رسوبات تبخيري درزمينهاي اين نواحي ، به ويژه در بيابانهاي جنوب ورامين و شهرستان آران وبيدگل كه به صورت گچ ، نمك استخراج مي شوند ، تاًييدي بر اين ادعا است . آب درياچه نمك چنانكه از اسم آن بر ميآيد در مقايسه با آب دريا درجه شوري بالاتري دارد (100 تا 200 گرم در ليتر كه حدود 50 برابر آب دريا است ).

اين شوري به علت وجود لايه هاي نمك ميوسن زمينهاي اطراف و املاح زيادي است كه به وسيله رودخانه ها وارد آن مي شوند. در فصل تابستان كه واردات آب در آن كم و تبخير زياد است ، آب درياچه غليظ تر ، و قطعات نمك برروي آن شناور مي شوند ، كه از اين پديده طبيعي براي استخراج نمك طعام استفاده مي كنند. رودهاي مهمي كه به اين درياچه وارد مي شوند :

در سمت شمال و مغرب قرار دارند و عبارتند از رود شور ، رود كرج ، جاجرود ، حبله رود و قره سو . در كف درياچه نمك ، رسوبات نمك و گچ همراه با سيلت ، رس و مارن به تناوب وجود دارد كه خود متناسب با بارندگي و خشكسالي ، ضخامت هاي متفاوتي دارند.

اهميت منيزيم ومصارف آن :

منيزيم هشتمين عنصر از نظر فراواني در پوسته ز من است (2.09درصد)و اصولاً پوسته زمين از سيبليكاتهاي سبك مثل سيليكاتهاي آلومينيم ؤ سديم ، پتاسيم ، كلسيم و منيزيم تشكيل شده است . عنصر منيزيم در كانيهاي زيادي ديده مي شود كه در بين آنها مي توان منيزيت Mgco3و بروسيت Mg(OH)2، دولوميت CaMg(Co3)2نام برد.

عنصر منيزيم در آب دريا ودرياچه ها نيز وجود دارد .(كه نسبت به منابع ديگر از نظر فراواني در رده سوم قرار دارد ).

منيزيت سوز آور بيشتر در صنايع ساختماني است . توليد منيزيت خام هم اكنون 16 ميليون تن و توليد منگنزياي نسوز و سوز آور به ترتيب 7 و 0.5 ميليون تن است.

املاح موجود در درياچه نمك :

مهمترين تركيباتي كه در درياچه نمك وجود دارد عبارتند از :كلريد سديم ، سولفات سديم ، كلريد منيزيم ، سولفات منيزيم و .... با توجه به مواد سازنده درياچه و موارد استفاده گوناگون در صنعت مي توان طرح جامعي را براي بهره برداري از درياچه نمك جهت جداسازي نمكها و توليد انبوه سولفات سديم ، كلريد منيزيم ، سولفات منيزيم ، كلريد سديم نسبتاً خالص ارائه كرد . كه بايد كارهاي تحقيقاتي در اين زمينه انجام شود.

البته كارهاي مقدماتي توسط كارشناسان بومي و بعضي گروها انجام شده است كه با توجه به اين نتايج مي توان كارهاي اصولي و تحقيقاتي را در اين زمينه شروع كرد.

مزاياي درياچه نسبت به آب دريا :

1. درجه شوري بسيار بالا (درجه شوري آب دريا در حدود 35 گرم در ليتر و آب درياچه كوير در حدود 200-150 گرم بر ليترمتغيير مي باشد) .

2. در صد منيزيم بالا (در هر تن آب دريا 13 كيلوگرم كلرايد منيزيم وجود دارد كه در آب درياچه اين مقدار در حدود 6 تا 10 برابر متغيير است).

3. وجود نمكهاي به صورت جامد.

4. وجوژد محلول نمكهاي غليظ و اشباع .

5. متغيير بودن تركيبات در حواشي و ميانه درياچه.

6. تفاوت تركيب آب درياچه و نمكهاي جامد آن .

7. مركزيت درياچه از لحاظ جغرافيايي در كشور.

مواد تشکيل دهنده شورابه هاي درياچه نمك

از سري مقالات انديشگان مناطق بياباني و کويري - آران و بيدگل - 5 و 6 ديماه ١٣٨١
مطالعه موردي توليد صنعتي منيزيم ،کلسيم هيپوکلريت از منابع عظيم درياچه نمک . درياچه نمک بعنوان يکي از عظيم ترين معادن سطحي کشور به وسعت تقريبي 3000 کيلومتر مربع ، حدفاصل سه استان ، اصفهان ، قم و تهران قرار دارد.

تاکنون به شيوه هاي سنتي ، تنها از نمک طعات موجود در اين عرصه بسيار گسترده جهت مصارف صنعتي ، مورد استفاده قرار گرفته است. اين در حالي است که به استناد تحقيقات انجام گرفته در خصوص ترکيبات تشکيل دهنده نمکهاي درياچه ، موادي از قبيل سديم کلريد، سديم سولفات ، منيزيم کلريد و منيزيم سولفات از جمله بارزترين و مهمترين ترکيبات تشکيل دهنده اين منبع عظيم خدادادي به شمار مي آيد.

بنابراين باتوجه به اهميت مواد شيميايي نظير منيزيم بويژه در زمينه هاي مختلف صنعتي همچون داروسازي و صنايع فولاد ، تحقيقات گسترده اي در اين خصوص با همکاري شرکت ملي فولاد ايران انجام گرفت ، براساس دستورالعمل هاي تدوين شده در طرح تحقيقاتي ترکيبات شورابه هاي درياچه نمک ، ابتدا در عرصه 3000 کيلومتر مربعي درياچه ، نقاطي جهت نمونه برداري مشخص شد و باتوجه به ابزار و امکانات پيشرفت شرکت ملي فولاد ايران، سکوهاي بتني به فواصل چند کيلومتر از يکديگر در نقاط از پيش تعيين شد ه ، احداث گرديد و همزمان با آن ، عمليات حفاري و نمونه برداري انجام گرفت. نمونه ها را پس از کد گذاري به روش دقيق آناليز دستگاهي و آزمايشگاهي مورد آناليز ترکيبات شيميايي قرار گرفت و ميزان درصد منيزيم در هر نمونه مورد بررسي و تحليل واقع شد.

منيزيم از نظر فراواني هشتتمين عنصر در قشر خارجي زمين به شمار مي آيد و اغلب اين فلز ، بصورت ترکيبهاي محلول در آب درياها و يا بصورت سنگ معدن منيزيم کلريد ، در طبيعت يافت مي شود . ميزان منيزيم استحصالي از آب دريا تنها 2/0 تا 3/0 درصد مي باشد. نتايج حاصل از تحقيقات انجام گرفته پيرامون ترکيبات منيزيم درياچه نمک ، ميز ان منيزيم استحصالي را 35 تا 50 برابر منيزيم آب دريا ( يعني 10 تا 7/14 درصد ) نشان مي دهد.

بنابراين شورابه هاي درياچه نمک يکي ازغني ترين معادن و منابع عظيم توليد منيزيم به شمار مي آيد. علاوه بر اين مزيت استحصالي منيزيم درياچه نمک از لحاظ اقتصادي حتي قابل مقايسه با منيزيم حاصل از آب دريا نمي باشد و از هر 100 کيلوگرم نمک ، 10 تا 14 کيلوگرم منيزيم بدست مي آيد.

گزارش و محاسبات ذيل اهميت ميزان سود دهي سرمايه گذاري اين پروژه عظيم ملي را اثبات مي کند.

به ازاي هر 100 کيلوگرم نمک درياچه 10 تا 14 کيلوگرم Mg ، 20کيلوگرم -Mgo ، 84کيلوگرم - ، ءMgc12 6H20، 58کيلوگرم - Mgc12 6H20افزون بر اين ، مصرف ساليانه هيپو کلريت کلسيم Ca ( clo)2در ايران بالغ بر 000/000/75 کيلوگرم پيش بيني مي شود که تنها مقادير کمي از اين ماده توسط شرکت پتروشيمي ملي ايران توليد مي شود و مابقي آن از ساير کشورهاي جهان جهت مصارف صنعتي وارد مي شود . از جمله موارد کاربرد اين ماده در صنايع نساجي ، رنگرزي، تاسيسات آبرساني ( بعنوان ماده گندزدايي) ، ضدعفوني کننده و سفيد کننده در انواع شوينده ها (پودر لباسشويي) و صنايع کاغذ سازي به مصرف مي رسد. قيمت تقريبي هيپو کلريت حدود 2 دلار است ، از طرفي ماده اوليه اين نيز ، نمک طعام و آهک بوده که منابع عظيم آن در بيابانهاي مرکزي کشور موجود مي باشد بعنوان مثال معادن وسيعي از سنگ آهک در مجاورت درياچه نمک وجود دارد که بايد از اين نعمت خدادادي بهره برداري نمود. بنابراين با مشارکت ملي مي توان از اين دو ذخيره معدني (نمک طعام و آهک) ده ها فرآورده من الجمله سود سوز آور (NaoH) کلر (C12) سديم هيپوکلريت (Naclo) يا آب ژوال ، کلسيم هيپوکلريت (Ca)clo)2)، پر کلرين و... توليد نمود که ارزش افزوده فرآورده هاي حاصله ، صدها برابر ماده اوليه است.

يكي از زيباترين مناظر درياچه نمك وكوير اطراف آن چند ضلعيهاي منظمي است كه در اين مقاله به بررسي نحوه ايجاد آنها ميپردازيم.

برحسب ميزان محمولات محلول و معلق انواع مختلفي ازچاله هاي تدفيني بوجود مي آيند زمانيكه موادمحلول نسبتا فراوان باشند ،برروي گلهاي رسي،قشري سخت تشكيل مي دهند كه گل را از خشك شدن حفظ مي كنند،

عمل خشك شدن كند شده وگاهي باعث تشكيل چندضلعيهاي درقشر سخت نمكين مي شود. به اعتقاد گابريل (١٩٩٨) چهره كويرهاي ايران،سبخاهائي -شوره زار - غني از نمك ميباشد.تبلور نمك بر رس فشار مياورد وانرا متورم ميسازد لذا چينهايي باشعاع زياد وطول موج تقريبي ٤٠٠متربوجودمياورد كه پس از استقراق ،

مجددا در محلهاي مختلف تشكيل ميشود.ورقه هائي ازنمك بابرآمدگيهاي كوچك رسي كه گاهي برفي ازنمك بر روي آن ديده مي شود وگاهي نيز بصورت دانه دانه ميباشد، بطورمتناوب قرار ميگيرند. برآمدگيهاي دانه اي درمعرض بادخوردگي ميباشد ، خشك شدن نيزموجب تشكيل چند ضلعيهايي در رس ميشودكه پوشش نمك را نيز قطع مي كند در اين صورت چهره اي از تكتير تشكيل ميشود.

محققين شوروي نيز از جمله ويژگيهاي بارز چاله هاي تشتكي شور و رسي را بدين صورت ارائه داده اند كه،سطح اين مناطق خشك شده وبصورت شكافهاي در مي آيد،تبخير آب شور مابين شكافهاي چند ضلعيها،منجربه باقي ماندن تجمع نمك مخصوصادرمرزچندضلعيهابه طورمشخص ديده ميشود،كويرهادرنواحي ايراني-توراني توسعه خوبي دارداين نواحي كه معمولا پست ترين نقاط ميباشندنقطه انتهائي حوضه مسيلها را تشكيل ميدهند.لذاتوسعه رژيم بارندگي وسيلابهاي مناطق بالادست(ارتفاعات)تغذيه شده ودرزمستانها،اغلب درزير آب قرار گرفته اند و مقادير نمكهاي محلول بدان واردميشوند،درفصل گرما و تابستان ، فرصت خشك شدن بوجودمي ايدوهمراه با ان ، موجب تشكيل پوسته ها و چند ضلعيها ميگردد ، بنابراين كويرهاازتبخيرآب سطحي نتيجه ميشوند و اغلب درنواحي استقرارميابد كه درمعرض سيلهاي نسبتا عظيم قرار داشته باشند،بعنوان مثال كويردرياچه نمك آران و بیدگل.

نفت در آران و بيدگل

به دنبال انتشار يک بلوک نفتي در منطقه مرکزي ايران، پس از حضور يک حلقه چاه اکتشافي در شهرستان آران وبيدگل در اوايل 1382،فوران نفت از چاه نفت شماره 1 آران نشان داد که پس از 50 سال از آخرين اکتشاف در منطقه مرکزي ايران مي توان در اين منطقه به نفت دست يافت.

نفت اکتشاف شده در آران و بيدگل که شرکت چيني ” ساينوپک شگنلي“ توانست در عمق 4 هزار متري به آن دست يابد با درجه سبکي 40 APL از نوع بسيار مرغوب در جهان است.

سومين چاه اکتشافي نيز از اوايل سال 1383 در منطقه فخره آران و بيدگل آغاز شده است که به نتايج مثبتي براي وجود نفت در اين حوزه دست يافته اند،که شاهد تحولي بزرگ در مناطق مرکزي کشور به ويژه شهرستان آران و بيدگل خواهيم بود.

ماخذ:ARANBIDGOL.IR

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب |

 

استقبال  آقای احمدی نژاد در آران و بیدگل 

امام جمعه، نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي و فرماندار شهرستان آران و بيدگل در اطلاعيه مشتركي از حضور شورانگيز مردم اين شهرستان در استقبال از رييس جمهوري و هيات همراه تشكر كردند.

اين اطلاعيه‌ازسوي حجت‌الاسلام"علي روحاني"امام جمعه آران و بيدگل "علي اصغر گرانمايه پور" نماينده كاشان و آران و بيدگل در مجلس شوراي اسلامي و " محمد فيروزي پور" فرماندار آران و بيدگل صادر شد.

دربخشي از اين اطلاعيه آمده‌است: به فضل الهي و باهمت عالي رياست جمهوري اسلامي ايران و هيات دولت، بيست و نهمين سفر استاني رييس جمهوري به استان پهناور اصفهان وشهرستان‌هاي وابسته‌درحالي صورت گرفت كه اجتماعات عظيم مردم متدين، وفادار و انقلابي استان و شهرستان‌ها خواب و خيال را از چشم دشمنان و بدخواهان نظام ربود و حسرتي ديگر بر دل آنها گذاشت.

دراين اطلاعيه افزوده‌است: اين بار نيز مردم آمدند تادرپرتو وحدت و انسجام به جهانيان ثابت كنند كه‌مردم‌ونظام،عهدي ناگسستني با هم دارند و نيز آمدند تا اقتدار و شكوه اتحاد و همدلي خود را به نمايش همگاني بگذارند.

درادامه اين اطلاعيه آمده‌است: مردم خونگرم، ميهمان نواز و شهيد پرور آران وبيدگل نيز همگام وهمسوبامردم ديگر شهرستان‌هاي در حالي به استقبال سفير دولت عدالت و مهرورزي رفتند كه درجاي جاي اين خاك زرخيز جوانه‌هاي انتظار و ديدار روييده بود و جوانان ومردمان‌اين خطه كويري برغم گرماي طاقت فرساي خرداد ماه با حضور پرشور و بااحساس خود، علاقه مندي و ارادت ديرينه خود را به نظام مقدس جمهوري‌اسلامي و حمايت همه جانبه از دولت خدمتگزار، مردمي و عدالت محور خود ابراز و اعلام كردند.

درادامه اطلاعيه مشترك تصريح شده: اين حماسه‌ي عظيم و با شكوه مردم عزيز و وفادارشهرستان‌آران و بيدگل همچون گذشته در تاريخ پر افتخار سياسي دوران معاصرباقي خواهد ماند و انشاالله به زودي شاهد بركات‌اين سفرتاريخي خواهيم بود.ك/‪۱‬

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

اعلان استان کاشان!!!!!!    با چه مجوزی

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

در ابتدا باید از پدر و مادر سپاس گویم که همچون اکثریت پدران و مادران منطقه ی ما (آران)و یا تمامی حاشیه ی کشور با تلاشی اعجاب انگیر در گوشه ای از کویر تشنه از هیچ ، زندگی ساختند.

انسان در بیان عظمت و شکوه همت ، تلاش ، قناعت و مناعت طبع این مردمان که در طی قرن ها دل خاک را شکافته اند تا قطره قطره آب را بر بیابان های کشور جاری سازند و از زلال آب ، صفای زندگی بخش سبزه ی درختان را به آبی عمیق آسمان پیوند زنند، در می ماند. ایشان چه متواضعانه خواهند گفت (که خوبی کشاورزی در آن است که نه تنها انسان را ، بکله تمام موجودات جاندار خدا را نیز قوتی برای زنده مانده می رساند) و چه آسوده می توان این گفته را به زبان مدرن ترجمه کرد که همت و تلاش این مردمان سختکوش و قانع ، پایه و اساس حفظ حیات برای هزاران سال بوده است . آیا نمی توان و نباید شکوه و زیبایی هر تک درخت کویری را معیار سنجش زیبایی مناره های بلند و کاشی کاری شده ی شهر های کشور دانست؟

کویر حداقل برای ما کویریان اعجاب انگیز است . شاید شبهای ستاره باران کویر است که ما مردمان این صحرای پهناور کشور را بر این می دارد که حتی در دل هر تاریکی به روشنایی دل بندیم .

کوچه تنگ آبادی ما نه تنها خانه های گلی و محقرمان را به هم پیوند می زند، بلکه همیشه به افق های روشن ، گسترده و بی نهایت می انجامد. تپه های ریگ روان با چه لطافتی در کنار خانه های ما بال می گسترند و ما را با چه سختی ها که مواجه نمی سازند. شاید ما عظمت تنهایی را در شب ها می آموختیم که در نسیم جانبخش کویر بر دامنه لطیف همین تپه ها می نشینم و در دنیای ستاره ها غرق می شدیم.

شاید سختی زندگی و لزوم صبر و تحمل را در زمانی فرا می گرفتیم که در طوفان خشم سهمگین کویر باید در هر کجا که بودیم متوقف می ماندیم و صبر می کردیم تا دوباره آسمان روشن را ببینیم ، شاید...

در همین محیط بود که راهی مدرسه شدیم . مدیر مدرسه ی ما همیشه در کنار تنبیه بدنی با شلاق چرمی چرمی مشهورش ، هدیه های زیبای مدادرنگی و دفتر و کاغذ را آماده داشت . پیرمرد نازنینی که در مواردی که شیطنت های ما به عذابش می آورد و تنبیه مان می کرد، نمی توانست اشک های کودکانه مان را تحمل کند و لذا با هدیه ی یک مداد رنگی ، یک دفترچه ، یک خط کش دوباره لبخند را بر لبانمان می نشاند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:43 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

دکتر حسین عظیمی آرانی چشم نگران ایران زمین

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 2:12 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی

۱- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
 
 2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
 
3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
 
4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
 
5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
 
 6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
  
7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟
8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
 
 9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

 

 10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

 

11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
 
12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
 

31 - تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

  •  

شهر زيرزميني به گونه‌اي آماده شده كه گردشگران با ورود از يكي از ورودي‌هاي شهر و ديدن طبقات پاييني از طريق يكي از چاه‌هاي ارتباطي به سطح زمين باز مي‌گردند و از شهر خارج مي‌شوند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

آرش از کوه دماوند وطن را نگریست

و صدا زد: کوروش! مام میهن تنهاست ، نکند بار دگر رنج سکندر بیند

و هزاران کوروش.... و هزاران آرش.....

ای آریایی!

در انتظار کدامین سوار سفید پوشی که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ، نشسته ای !؟

به سرزمین کوروش ایمان بیاور که اینجا بهشت ماست...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 7:8 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط |