انتصاب پروفسور حميد مولانا، شهروند (Citizen) آمريكا و مؤسس دانشكده ارتباطات دانشگاه امريكن، پرسشهايي را به وجود آورده است.
بنا بر ماده 989 قانون مدني كشورمان «هر تبعه ايراني كه بدون رعايت مقررات قانوني ... تابعيت خارجي تحصيل كرده باشد، تبعيت خارجي او كان لم يكن بوده و تبعه ايران شناخته ميشود ولي ... از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضويت مجالس مقننه و انجمنهاي ايالتي و ولايتي و بلدي و هرگونه مشاغل دولتي، محروم خواهد بود».
تابعیت، تعلق حقوقی و معنوی شخص به یک دولت است و شخصی که تبعه یک کشور باشد، از حقوق و تکالیفی برخوردار میشود و از همين رو در تابعیت، رابطه فرد با دولت، رابطهای حقوقی، معنوی و دارای ماهیت سیاسی است.
متن سوگندنامه افرادی که سیتی زن میشوند جهت استحضار شما و بینندگان گرامی و مسئولین محترم نظام ذیلا" درج میشود! متن کامل قسم نامه اخذ تابعیت آمریکا:
بدينوسيله سوگند می خورم کلاً و تمامی وفاداری خود به هر پادشاه يا دولتمرد و دولت و حکومت و مملکتی که تاکنون شهروند آن بوده ام را طرد کرده و در برابر کليه دشمنان داخلی و خارجی به دفاع و حمايت از قانون اساسی و قوانين ايالات متحده آمريکا پرداخته و به آن ايمان و وفاداری واقعی بورزم و هنگامی که قانوناً لازم باشد برای دفاع از ايالات متحده تفنگ بدست خواهم گرفت ... من اين تعهد را آزادانه و بدون هيچگونه تحفظ و يا نيت طفره روی می پذيرم. خداوندآ به من کمک کن.
The Oath of Citizenship
I hereby declare, on oath, that I absolutely and entirely renounce and abjure all allegiance and fidelity to any foreign prince, potentate, state, or sovereignty of whom or which I have heretofore been a subject or citizen; that I will support and defend the Constitution and laws of the United States of America against all enemies, foreign and domestic; that I will bear true faith and allegiance to the same; that I will bear arms on behalf of the United States when required by law; that I will perform noncombatant service in the Armed Forces of the United States when required by the law; that I will perform work of national importance under civilian direction when required by the law; and that I take this obligation freely without any mental reservation or purpose of evasion; so help me God
این مشاور ایا به این سوگند وادار خواهد بود؟؟؟!
آیت الله صافی:افرادی که کنگره بزرگداشت مولوی را در ایران برگزار کرده اند و آن حرف ها را بیان نمودند باید از امام زمان (عج) خجالت بکشند

پس از قريب 30 سال از آن انقلاب پر اميد و آرمانهای والا متأسفانه نبايد نگرانی عميق خود را از قلب مفاهيم مقدس آن انقلاب پنهان داريم و نگوييم كه شاهد فروكاستن «عدالت» اين نياز هميشگی و اوليه همه انسانها به مصاديقی بسيار جزيی و گاه طنز آميز و «آزادی » به ابزاری برای تأمين مصارف تبليغات خارجی شدهايم، كه اگر اين جفاها در حق آن آرمانها و مفاهيم را خوب بازشكافی كنيم چيزی جز ظلم در حق دين و مليت و انقلاب نيست.
امروز در شرايطی هستيم كه از نظر يكدستی جريان حاكم بر تمامی امور كشور در تاريخ جمهوری اسلامی بینظير است. حتی افراد و گروههای همسو و خودیهای جريان غالب نيز درجهبندی شدهاند و ميزان نزديكی آنها به قدرت بر اساس ميزان حل آنها در اين كانون انحصار تنظيم شده است
اگر فكری برای اين بحرانها نشود، شاهد سوختن خشك و تر، اصلاحطلب و محافظهكار، راست و چپ، اسلام گرا و ملی گرا، مذهبی و سكولار و نخبه و عامه خواهيم بود. روند اوضاع كنونی كشور به وضوح نشان میدهد كه روشهای سياسی غير دموكراتيك فارغ از اينكه از چه انديشهای پيروی كند و به چه جناحی وابسته باشد، گرهی از مشكلات روز افزون جامعه باز نمیكند و تنها قفلی بر قفل ها اضافه میكند. مشی غيردموكراتيك نمیتواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد، حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قيمت اعجاب آور بيش از 80 يا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بينشها و منشهای غيردموكراتيك حاصل نمیشود. حتی اگر سطوح مختلف سياسی و اجرايی را از هر نيروی دگر انديش پاكسازی كند و به ضرب تبليغات پر سر و صدا و هماهنگی همه نيروهای عمل كننده بخواهد وضعيت ملی و بينالمللی كشور را چون بهشت برين ترسيم كند.
حتی اگر کشور به مدرنترين امكانات دفاع هم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی كشور نيز چشمپوشی كند، حاكميت غير دموكراتيك نمیتواند صلح و امنيت بينالمللی كشور را تأمين كند.
از دل راديكاليسم و تنگ نظری در عرصه بينالملل به جای ابتكار عمل انفعال بوجود میآيد و به جای استفاده از فرصتهای جديد بينالمللی، فرصت سوزی شكل میگيرد.
آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی اين اضمحلال را نشان می دهد. عليرغم هزينه و تزريق حدود 120 ميليارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد كشور و بهرهمندی از سرمايهگذاریهای پيشين، نرخ رشد اقتصادی كشور در اين دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است كه در مقايسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم يعنی 5.55 درصد، كاهش نشان میدهد و اين در حالی است كه درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 ميليارد دلار بوده است.
شاخص نسبت سرمايهگذاری به توليد در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سالهای اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهرهمندی كشور از اين درآمد افسانهای و هزينه آن، اقتصاد ايران همچنان از معضل كمبود سرمايهگذاری در پاسخگويی به نياز اشتغال و انباشت سه ميليون نفر بيكار و افزايش فقر رنج میبرد.
افزايش نقدينگی صد درصدی ظرف 2 سال در حاليكه جناح حاكم با تكيه بر سياست تثبيت قيمتها از هنگام در اختيار گرفتن مجلس هفتم مدعی كنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از يك دوره كوتاه سير نزولی مجدداً در سال 1386 با افزايش مواجه كرده و تا پايان شهريور ماه طبق گزارش بانك مركزی به 15.8 درصد رسيده است و پيشبينی میشود تا پايان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزينه مسكن كه در سبد هزينه خانوارهای ايرانی بيشترين سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزايش داشته، بگونهای كه خانهدار شدن برای زوجهای جوان به آرزويی دست نيافتنی بدل شده است.
ترديدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غير مشروع بودن رژيم صهيونيستی نيست. اما برای ما ترديدی هم نيست كه حفظ منافع ملت ايران بر هر اقدام ديگری ارجح است. ما مجاز نيستيم به خاطر آرمانهای سياسی خود به كاری دست بزنيم كه حال و آينده ملت ايران را به تاريكی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستيم، بايد به فكر نقش و سهم ملت ايران در چنين جهانی باشيم و كشور ايران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهيم تا به عنوان كشوری مستقل، آزاد، آباد، دموكراتيك و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسانها و ملت های آزادیخواه و عدالت طلب قرار گيرد.

نزديك به دو قرن از انعقاد دو قرارداد ننگين "گلستان" و "تركمانچای" میگذرد. در اين مدت هيچ دولتی (قاجار، مشروطهخواهان، پهلوی و جمهوری اسلامی) خواهان الحاق مجدد سرزمينهای از دست رفته طبق دو قرارداد مذكور نشده است. علت روشن است، طرح چنين تقاضايی به معنای آغاز جنگی بوده است كه نه تنها گرجستان و قفقاز و ... را به ايران برنمیگرداند، بلكه احتمال داده میشد قسمت ديگری از خاك ايران از آن جدا شود. عقلانی آن است هر ملت مطابق با شرايط داخلی و واقعيات بينالمللی تصميم بگيرد و رفتار كند. عقلانيتی كه فتحعلی شاه و درباره قاجار پيش از جنگ دوم با روسيه كه به تركمانچای ختم شد از آن بیبهره بودند. آنان به ضعف مفرط و عقب ماندگی آشكار ايران از يك سو و قدرت نظامی برتر تزارها در ابتدای قرن نوزدهم توجه نداشتند و به جای تلاش برای پيشرفت ايران، همپا با تحولات منطقهای و جهانی، به رمل و اسطرلاب چشم دوختند و در دريای تملق و چاپلوسی اطرافيان مدهوش شدند و غيرت ايمانی مردم را برای پيروزی بر خصم كافر و آزادسازی شهرهای از دست رفته اسلام كافی دانستند.
اگر بعد از شكست اول ايران در جنگهای سيزده ساله با روسيه و از دست دادن تعدادی از شهرهای كشورمان در قرارداد گلستان، شاه و دربار قاجار به جای تحريك عواطف مردم برای آغاز دوباره جنگ، به نوسازی كشور، از جمله ارتش و ايجاد صنايع نظامی میپرداختند، كاری كه سه دهه بعد اميركبير آغاز كرد، و سپس با اقتدار كافی از مرزهای خود حراست میكردند، آيا تركمان چای به ايران تحميل میشد؟ آيا ايرانيان نمیتوانستند با توسعه اقتصادی و سياسی و نظامی ميهن خويش، خسارات عهدنامه گلستان را نيز جبران كنند؟ با كمال تاسف بیتوجهی به واقعيات و روند تحولات، از جمله اوضاع بد كشور و موقعيت برتر روسيه چنان ضربهای به كشور وارد كرد كه امضا و پذيرش "تركمانچای" كه مظهر تحقير و ضعف ملی بود، لازم قلمداد شد و در زمان خود اعتراضی برنيانگيخت. زيرا انتخاب ديگر آن بود كه جنگ ادامه يابد و بسياری از شهرهای ديگر ايران در آذربايجان، از جمله تبريز، در دست روسها باقی بماند.
تفاوت تركمان چای با قرارداد 1919 ، كاپيتولاسيون و تنباكو در اين است كه قراردادهای اخيرالذكر به دليل دريافت رشوه يا به علت سرسپردگی امضاكنندگان به بيگانگان منعقد شدند ولی كشور در موقعيتی قرار نداشت كه جز انعقاد آن موافقتنامهها انتخاب ديگری وجود نداشته باشد. در تركمانچای وضع فرق میكرد. پيروزی نظامی در جنگ، روسيه را در جايگاه فاتح قرار داده بود و میتوانست اراده خود را بر دولت و ملت ايران تحميل كند كه كرد. به علت همين تفاوت امضاكنندگان قرارداد 1919 ميلادی در ايران بدنامند اما عباس ميرزا، كه در رأس مذاكرهكنندگان با روسها بود و در نهايت عهدنامه تركمانچای را امضا كرد، خوشنامترين رجل قاجار به شمار میرود.
پيش از آغاز جنگ عباس ميرزا تلاش كرد با ديپلماسی و تداوم مذاكرات مانع آغاز جنگ و بروز فاجعه شود اما گوش شنوايی نيافت. دربار را چاپلوسان و چپاولگران محاصره كرده بودند و پيشوايان بزرگ مذهبی، همچون طباطبايی اصفهانی (معروف به سيد محمد مجاهد) و ملا احمد نراقی نيز تحت تأثير جوی كه جنگطلبان بیفكر و ناآگاه ايجاد كرده بودند و از جمله در "مجمع بزرگ ملی ايران" كه قبل از جنگ تشكيل شد، تجلی كرد، به جای دعوت دربار به تدبير و تأمل و حمايت از عباس ميرزا و قائم مقام در پيشگيری از وقوع جنگ، فتوا دادند "دولت ايران با دولت روسيه ترك مصالحه و مدارا كند و لازم است و واجب شرعی كه عداوت و منازعت آشكار سازد". به عبارت روشن دولت ايران به روسها اعلان جنگ كند، آن هم پس از آنكه فرستاده ويژه دربار روس، بعد از مرگ الكساندر اول و به قدرت رسيدن نيكلای اول به تهران آمده بود تا شاه ايران را قانع كند هيأتی برای "تهنيت جلوس امپراتور جديد" و "تعزيت امپراتور متوفی" به سن پترزبورگ اعزام كند و مذاكرات را از سر گيرند. علما در "مجمع بزرگ" خود، ضمن رد درخواست ملاقات نماينده اعزامی دولت روسيه، اعلان كردند: "مهربانی با كفار بنابر نص كلام ايزد جبار حرام است".
تصميمگيری براساس احساسات و نه عقلانيت و همهجانبهنگری موجب شد نه تنها ايران ولاياتی را كه طبق پيماننامه گلستان در سال 1813 ميلادی (1192 ه. ش.) از دست داده بود، از جمله گرجستان و شيروان و باكو و قراباغ و گنجه و ... را پس نگيرد، بلكه به موجب معاهده "تركمانچای" (1828 ميلادی ، 1207 ه.ش.) تسلط روسها بر قفقاز كامل شد و ايروان و نخجوان نيز به آنان واگذار گرديد. طبق قرارداد تركمانچای حقوق ايران در دريای خزر سلب، حاكميت قضايی ايران نقض و كاپيتولاسيون به ما تحميل شد.
چه كسانی در تحميل قرارداد تركمانچای به ايران مقصرند؟ آيا اعضای هيأتی كه به سرپرستی عباس ميرزا با روسها مذاكره و نهايتاً قرارداد را امضا كردند بايد محكوم شوند، يا آن گروهی كه با بیتدبيری و بیمسئوليتی بر طبل جنگ كوبيدند و علاوه بر خسارات انسانی و اقتصادی، موجب شدند ارتش روس به تبريز وارد شود و با اشغال "وليعهد نشين قاجار" ملت ايران را تحقير كند؟ آيا جنگطلبان اعم از درباريان، نظاميان و آن دسته از روحانيون كه بیتوجه به شرايط ملی و بينالمللی فتوا و حكم جهاد صادر كردند و موجب شكست ننگين و خفتباری شدند، مقصرند يا كسانی كه برای خروج روسها از تبريز و خاتمه جنگ آن عهدنامه را امضا كردند؟

دريای خزر طبق پيمان های 1921 و 1940 ميان ايران و شوروی، به جز شانزده کيلومتر نوار ساحلی هر کشور که منطقه انحصاری ماهيگيری است، ملک مشاع و مساوی ميان ايران و روسيه است
سه کشورجديد حاشيه دريای مازندران در بيانيه آلماتا در21 دسامبر 1991، که توسط همه کشورهای مشترک المنافع و استقلال يافته شوروی (CIS) امضاء شد، احترام به کليه تعهدات بين المللی شوروی سابق را تضمين کردند. حقوق پنجاه درصدی ايران در دريای مازندران منطبق با قوانين بين المللی مربوط بوده و تغييرناپذير است. ايران هيچ اجباری ندارد که از حقوق تاريخی و قانونی خود به کشورهای بيگانه بذل و بخشش کند.
روسيه قصد دارد بستر دريا را به تناسب طول ساحل پنج کشور به پنج بخش تقسيم کند، ولی سطح دريا کماکان مشاع باشد. بستر دريا حدود 660 ميليارد بشکه ذخيره نفت و گاز دارد که دوسوم ذخاير کل جهان است و نزديک به همه آن بيرون يک پنجم ايران قرار می گيرد. ما پيشنهاد می کنيم که روسيه برای چگونگی تقسيم سهم مشاع پنجاه درصدی خود باسه کشوری که از دل خودش درآمده اند مذاکره کند و کاری به کار ايران نداشته باشد.
همانگونه که روسيه، در پيمانهای دوجانبه و بدون موافقت ايران، بخش شمالی دريای مازندران را ميان خودش، قزاقستان و آذربايجان تقسيم کرده، که خود بعلت مشاع بودن دريا يک تخلف از حقوق بين الملل است، می تواند از مانده سهم پنجاه درصدی خود بخشی را هم به ترکمنستان واگذار کند. ما حتا آماده ايم کف دريا را اِفراز کنيم تا از حالت مشاع درآيد و روسيه بتواند هر جور که مايل باشد سهم خود را تقسيم کند.
هرگونه عقب نشينی از موضع قانونی ايران در دريای خزر به معنای تجزيه ايران خواهد بود، همانگونه که در ترکمانچای رخ داد
اعتمادملی:در تاريخ سياسي قرن نوزدهم ايران كمتر واقعهاي به اندازه جنگ با روسيه حائز اهميت است كه نهايتش ترك متعلقات اراضي شمال ايران و دو عهدنامه گلستان و تركمانچاي بود كه كياست شاهزاده صاحب درايتي چون عباس ميرزا و اعلام جهاد علماي دلنگران هم نتوانست راه به فتح جويد؛ قاجار در آيينه سپر روسها، ناتواني خويش و وليعهد چاره را در ايجاد <نظام جديد> ميديدند كه نوسازي ارتش و اصلاحات نظامي را چونان طريق جهاد با متجاوزان از در حمايت علما گذراند و چنان شد كه زير چرخ كبود شكست، رنگ تعلق بر اين ساز و برگ زدند و فتحعليشاه قاجار با آن رداي دراز و مزين، پاشنههاي بلند و ريش طويل، جاي خود را به محمدشاه داد كه لباس نيمه اروپايي به تن ميكرد و ريش كوتاه ميگذاشت و از نوك پاي سپاه تا فرق همايوني فرنگي شد.
تغييراتي كه گرچه كمر همت به نوسازي ساختار نظامي بسته بود اما راه به نوگرايي عرصه فكري و سياسي ايران يافت؛ چنان كه ميرزا صالح شيرازي كه جزو يكي از پنج دانشجوي اعزامي براي آموزش زبانهاي خارجي- از سوي عباس ميرزا- راهي بريتانيا شده بود، در آن كشور به نوع حكومت كشورهاي غربي توجه نشان داده و به بحثهايي مثل دموكراسي و انتخابات، آزادي و مجلس توجه نشان داد و گزارشي درباره <آزادي بيان> به عنوان زيربناي نظام پارلماني انگلستان نوشت و ارائه كرد. كار كه به نوه محمدشاه رسيد؛ ديگر چارهاي نبود جز امضاي فرمان مشروطيت. هنوز زمين زيرپاي مجلس شوراي ملي، دوبار كامل گرد خورشيد نچرخيده، شاه مشروطه- محمدعليشاه- لياخوف فرمانده نظاميان روسي را به مدد طلبيد تا خانه ملت را توپ ببندد. 3 تير 1287 تهران غره در انقلابي آزاديخواهانه، زير يوغ حكومت نظامي رفت و لياخوف روسي فرماندار نظامي شد. سال بعدش، مشروطهخواهان به تهران آمدند و جنگ خياباني شد و شيشه <استبداد صغير> شاه و روسها به سنگ خاراي تقدير روزگار خورد. لياخوف به عمارت مجلس در بهارستان رفت و امان طلبيد و محمدعليشاه همراه با خانواده، رجال و اعيان در معيت 500 قزاق به باغ سفارت روس در زرگنده پناهنده شد تا در 7 مهر 1288 با بدرقه نمايندگاني از سفارتخانههاي روس و بريتانيا بندر انزلي را به قصد روسيه ترك كند. محمدعليشاه نخستين شاه از چهار شاه آخر ايران بود كه در تبعيد درگذشت. روسها ماندند و پسر محمدعليشاه و مشروطهخواهاني فاتح؛ 14 بهمن 1289 مرتضي قليخان صنيعالدوله اولين رئيس مجلس شوراي ملي در چهارراه مخبرالدوله هدف گلوله دو كارگر روسي قرار گرفت و به قتل رسيد. قاتلين چون خارجي بودند، بدون مجازات به سفارت روسيه تحويل شدند. سال بعدش يكي از فاتحين مشروطهخواه-يپرم خان- در مقام رئيس نظميه با عدهاي از قواي مسلح، مجلس شوراي ملي را در بهارستان به محاصره درآورد؛ نمايندگان را با وضعيت وهنانگيزي اخراج كرد و در ورودي مجلس را قفل و مهر و موم كرد. از اين روز ديكتاتوري ناصرالملك نايبالسلطنه و صمصامالسلطنه بختياري رئيسالوزرا تحت حمايت روسيه آغاز شد.
امورات ايران بسان خاكش بين روس و انگليس دست به دست ميشد؛ از قرارداد 1907 گرفته كه در برگيرنده طرح تقسيم ايران بين حوزههاي نفوذ روسيه و انگليس بود تا قرارداد سري 1915 كه امتيازات اراضي عمدهاي در اختيار آنان قرار گرفت. احمدشاه قاجار هم در ميانه آوارگي پدر معزولش، راه او را ميپيمود و همان شد كه بر سر پدر رفت. نظاميان روسي به كمك رضاخان مقر قزاقخانه تهران را تصرف كردند؛ <گلرژه> روسي فرمانده قزاقها از مقام خود استعفا داد و از سوي احمدشاه سرهنگ استاروسلسكي به جانشيني او تعيين شد؛ همان سرهنگي كه از سوي آخرين شاه قاجار ماموريت يافت تا گيلان و مازندران را از تصرف جنگليها پاك سازد. نهايت اينكه احمدشاه ده سالي پس از تبعيد پدر، به بندر انزلي رفت و عازم باكو شد و يك سالي بعدش در آبان 1299 به دستور سپهدار رشتي رئيسالوزرا و با فشار انگليسيها - نورمن وزير مختار بريتانيا به اتفاق ژنرال آيرونسايد فرمانده قواي انگليسي- سرهنگ استاروسلسكي فرمانده روسي قزاقها بركنار و از ايران اخراج شد.
هنوز جنگ بينالمللي اول پايان نيافته بود كه روسيه تزاري دچار انقلاب سوسياليستي شد. خبرش را حسينقلي نواب وزير مختار ايران در آلمان در تلگرافي به تهران اعلام كرد كه دولت روسيه ساقط شده و دولت جديد پيمان متاركه با آلمان منعقد كرده و قول داده كه نيروهايش را از ايران خارج سازد و فرداي آن روز در 23 آذر 1296 ايران حكومت بلشويكي شوروي را به رسميت شناخت. دو روز بعد لنين رهبر انقلاب بلشويكي روسيه در پيامي اعلام كرد عهدنامههاي سرّي ميان روسيه و انگليس بر سر ايران باطل است و قشون روس بهزودي از ايران خارج خواهند شد. تروتسكي، كميسر خارجي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در نامهايرسمي در تاريخ 24 دي 1296 به سفارت ايران در پطرزبورگ اعلام كرد: <معاهده1907 نظر به اين كه عليه آزادي و استقلال ملت ايران بين دولتين روس و انگليس بسته شده، به كلي ملغي و تمام معاهدات سابق و لاحق آن نيز از درجهاعتبار ساقط خواهد بود.> مذاكرات با دولت جديدالتاسيس شوروي، در تهران و مسكو ادامه پيدا كرد و در دوران رئيسالوزرائي مشيرالدوله قطعيت يافت. در 6 ارديبهشت 1300 <روتشتين> اولين سفير شوروي پس از به قدرت رسيدن بلشويكها در روسيه، وارد تهران شد و مشاورالممالك انصاري سفير كبير ايران در استانبول، تغيير ماموريت پيدا كرد و به مسكو اعزام شد و سرانجام بين دولت ايران و دولت نوبنياد روسيه، كه شوروي ناميده شده بود، قراردادي تنظيم و براي تصويب به ايران ارسال شد. سرانجام اين قرارداد روز هشتم اسفند سال 1299 شمسي امضا شد و در 23 آذر 1300 (1921) به تصويب دوره چهارم مجلس شوراي رسيد. اين قرارداد 26 ماده داشت و در اثر تلاش مشاورالممالك سفيرايران در روسيه تنظيم شده بود. به موجب اين پيمان، دولت روسيه در ازاي لغو تمامي قراردادهاي استعماري تحميل شده از طرف تزارها بر ايران، اجازه يافت در صورت دخالت مسلحانه يك دولت خارجي در امور ايران و تهديد سرحدات شوروي، حق دخالت متقابل در ايران را داشته باشد.
ميهمانان ناخوانده
رضاشاه پهلوي از همان اول كار درصدد برآمد تا با همسايه شمالي راه و رسم بازرگاني منصفانه در پيش گيرد تا مگر از سلطه صادرات كالاهاي تجاري كمونيستهاي شوروي در عصر صادرات انقلاب كمونيستي رهايي يابد. ابتدا در تيرماه 1305 تيمور تاش وزير دربار خود را به مسكو فرستاد كه چند ماه با مقامات شوروي مشغول مذاكره بود. سپس عليقليخان انصاري مشاورالممالك وزير امور خارجه و عاقد عهدنامه 1921 را كه روابط خوبي با روسها داشت مأمور ادامه مذاكرات كرد. شورويها مصمم بودند مذاكرات را به نفع خودشان هدايت كنند لذا در حالي كه <كاراخان> قائممقام كميسارياي خارجه شوروي، انصاري را از نيات خيرخواهانه مسكو مطمئن ميساخت، دست به عمليات جاسوسي زدند و يك كارمند نخستوزيري ايران را اجير كردند كه كليه دستورالعملهايي را كه دولت ايران براي انصاري ميفرستاد در اختيارشان ميگذاشت. در چنين شرايطي جاي شگفتي نيست كه مذاكرات به انعقاد يك پيمان بازرگاني قطعي و جامع منجر نشد و به جاي آن در 8 مهر 1306 يك موافقتنامه تجارتي امضا شد كه از نظر دولت ايران تنها يك ترتيب موقت بود كه پس از دو سال خاتمه مييافت.
موعد دو ساله موافقتنامه كه به سر آمد، يكي از كارمندان اداره بازرگاني شوروي در تهران به نام <ژرژ آقابگف> به سفارت انگليس پناهنده شد و به كمك انگليسيها به اروپا رفت و در آنجا كتابي منتشر كرد كه در آن پرده از اسرار شبكه جاسوسي شوروي در ايران بر ميداشت. اين امر موجب كشف شبكه مزبور و بازداشت عدهاي كمونيست و عوامل شوروي در ايران گرديد. دولت ايران دست به اقدامات حاد و شديدي عليه مبلغين و طرفداران مرام اشتراكي زد و به موجب قانوني كه در 5 خرداد 1310 به تصويب مجلس رسانيد اينگونه فعاليتها را ممنوع و متخلفين را به مجازاتهاي سنگين محكوم كرد. اين جريانات لطمه شديدي به روابط ايران و شوروي وارد كرد و موجب احضار سفير شوروي به مسكو گرديد. از اين تاريخ باز شورويها شروع به اشكالتراشي در كار بازرگاني با ايران كردند به طوري كه اتاق بازرگاني تهران، تجارت با شوروي را تحريم كرد و چون عدهاي از بازرگانان به اين تصميم گردن ننهادند دولت در سال 1311 قانون انحصار تجارت خارجي را به تصويب مجلس رسانيد و امور بازرگاني خارجي را مانند شورويها، خود در درست گرفت. پس از مسافرت فروغي وزير امور خارجه به مسكو و بازديد كاراخان معاون كميسارياي امور خارجه شوروي از تهران، تحريم بازرگاني بين دو كشور لغو شد و موافقتنامه جديدي در 5 شهريور 1314 در لندن به امضاي نمايندگان طرفين رسيد. در 1317 كه مدت موافقتنامه مزبور منقضي شد، دولت ايران پيشنهاد كرد موافقتنامه جديدي موافقتر با منافع بازرگاني و ترانزيتياش منعقد شود اما دولت شوروي اين تقاضا را نپذيرفت و روابط بازرگاني بين دو كشور عملاً قطع شد. پس از اجراي قانون 1310 كمونيستهاي ايراني دچار مضيقههاي بيشتري شدند. در 1316، 53 نفر اعضاي يك شبكه كمونيستي (گروه 53 تن به رهبري تقي اراني) بازداشت شدند. در 1317 دولت شوروي در حدود 3500 نفر از مهاجرين ايراني مقيم قفقاز را اخراج كرد و اين كار به تيرگي روابط بين دو كشور افزود. در ميان مهاجران مزبور تعدادي عناصر مشكوك نيز وجود داشتند كه پس از تهاجم متفقين به ايران در شهريور 1320 معلوم شد مأموران مخفي و جاسوسان شوروي بودهاند. تيرگي روابط ايران و شوروي تا سال 1320 همچنان باقي بود. تا اينكه دلسپردگي رضاشاه به آلمان هيتلري زنگ هوشيار باش را براي روسها و انگليسيها به صدا درآورد و آنها طي دو اخطار (25 و 28 تير 1320) به رضاشاه توصيه كردند كارشناسان آلماني را از ايران اخراج كند. تدبير بيحاصل رضاشاه در خروج آن دسته از آلمانيهايي كه به وجودشان در ايران نيازي نبود و مذاكرات بينتيجه نمايندگان ايران با روسها و انگليسيها به اشغال ايران و استعفاي رضاشاه انجاميد؛ محمدرضا پهلوي در روزي در مجلس به عنوان پادشاه ايران سوگند ياد كرد (26 شهريور 1320) كه نظاميان روس و انگليس وارد تهران شده بودند و دوره جديدي از روابط ايران و روسيه رقم خورد كه در آن همسايه شمالي در نقش اشغالگر ميهمان ايرانيها بود.
استالين در تهران
محمدرضاشاه جوان تاج سلطنت را با خار اشغال مملكت بر سر نهاد و براي رهايي از دامان نفوذ روسها و انگليسيها دست به دامن قدرت سر برآورده جديد- ايالات متحده آمريكا - شد. پيشتر در 14 آبان 1320 لوئيس دريفوس سفير آمريكا در تهران در تلگرافي به وزارت خارجه ايالات متحده پيشبيني كرده بود كه <شاه جوان و سياستمداران اطرافش پس از سرخوردگي نسبت به انگليس و روسيه كه كشورشان را در اشغال دارند، در پي كمك و راهنمايي آمريكا هستند و ما اين فرصت را نبايد از دست بدهيم.> ميهمانان ناخوانده طلب اختيارات افزونتر كردند و خواهان انعقاد پيمان اتحاديه سهجانبه ـ ميان ايران، روسيه و انگلستان ـ شدند و در نهايت در 6 بهمن 1320 لايحه واگذاري اختيارات فوقالعاده به نظاميان روسيه و انگلستان- براي تصرف راههاي مواصلاتي ايران و حمل مهمات- با 80 رأي از مجموع 93 رأي به تصويب نمايندگان مجلس شوراي ملي رسيد.
در آذرماه 1322 و در بحبوحه جنگ دوم جهاني، تهران ميزبان رهبران سه كشور متفقين، فرانكلين روزولت رئيسجمهور آمريكا، وينستون چرچيل نخستوزير انگليس و ژوزف استالين رهبر اتحاد جماهير شوروي بود. اين سه كشور در سالهاي جنگ دوم جهاني سه كنفرانس مهم در تهران، يالتا و پوتسدام تشكيل دادند و در آنها ضمن طرح نقشههاي جنگي و استراتژي نظامي خود درباره شرايط بينالمللي و اوضاع جهان بعد از پايان جنگ و همچنين تقسيم ممالك جهان به مناطق نفوذ، به توافقهايي رسيدند. انتخاب تهران براي برگزاري چنين نشستي، پيشنهاد استالين بود كه با موافقت روزولت و چرچيل مواجه شد. كنفرانس تهران در محل سفارت شوروي برگزار شد و شاه نيز براي شركت در كنفرانس ناگزير بود به سفارت برود. در جريان كنفرانس، چرچيل و روزولت حاضر نشدند به ديدار شاه بروند و با وي تنها در محل سفارت ديدار ميكردند. ديدار استالين با شاه در كاخ مرمر نيز با تلاش و خواهش يكي از اطرافيان شاه به نام احمدعلي سپهر (مورخالدوله) از مسوولان سفارت شوروي صورت گرفت. در كنفرانس تهران كه از 6 آذر 1322 آغاز شد و تا 9 همان ماه ادامه يافت، طرح عمليات نهايي براي درهم شكستن نيروي مقاومت آلمانيها تهيه شد. <(كنفرانس تهران>، موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي)
در شهريور 1324 كه اشغالگران ايران حلاوت فتح در جنگ دوم جهاني در كامشان نشست، دولت ايران در نامهاي به سران متفقين، درخواست تخليه ايران از نظاميان انگليسي و آمريكايي و روسي را مطرح كرد.
در 11 اسفند همان سال نظاميان انگليسي طبق پيمان سهجانبه <لندن ـ تهران ـ مسكو> از ايران خارج شدند ولي روسها از تخليه ايران خودداري كردند. ايران از آمريكاييها چاره طلبيد و ترومن رئيسجمهور ايالات متحده، استالين را تهديد كرد چنانچه دستور خروج نظاميان روس را از ايران صادر نكند، آمريكا نيز در ايران مداخله نظامي خواهد كرد. كار به شوراي امنيت سازمان ملل كشيد و آندره گروميكو نماينده شوروي در سازمان ملل در پاسخ به تهديدات ترومن رئيسجمهور آمريكا گفت: خروج نظاميان روسي از ايران تدريجاً صورت خواهد گرفت و نيازي به تشكيل شوراي امنيت نيست در همان ايام(فروردين 1325) معاهده نفتي ايران و روسيه توسط <سادچيكف> سفير روسيه و <قوام السلطنه> نخست وزير ايران در مسكو به امضا رسيد و دو ماه بعد با شروع عمليات خروج نظاميان روسي از ايران، شوراي امنيت ادامه رسيدگي به شكايت ايران را به حال تعليق درآورد. سر آخر هم در رقابت دو بلوك غرب و شرق كه قائل به دو ردهبندي كاپيتاليسم و كمونيسم بود، ايران جانب متحد فراقارهاياش را به جاي همسايه شمالياش گرفت و در پيمان سنتو وارد شد كه غربيها در برابر اتحاد شرق علم كرده بودند و همان عاملي شد كه در 1337 نيكيتا خروشچف رهبر وقت اتحاد جماهير شوروي طي نطق شديداللحني پيمانهاي نظامي ايران و آمريكا را مورد حمله قرار دهد و بگويد ايران به پايگاه نظامي آمريكا تبديل شده است و شاه را عروسك آمريكاييها بنامد. با اين حال ايران از در معاضدت با روسها بر نيامد كه شاه هم با انجام اصلاحات ارضي ميكوشد در كمربند سبز ضدكمونيستي، خود را شاه سوسياليست بنامد و بر رفرمهاي اقتصادي خود جامهاي از مردمگرايي به جاي سرمايهمداري بپوشاند و با سپردن اين تعهد كه هرگز اجازه تأسيس پايگاه موشكي در ايران را به هيچ دولتي نخواهد داد(1341) روسها را اطمينان خاطر دهد از اين متحد آمريكا خطري متوجه روسها نيست. در 1349 هم بزرگترين موافقتنامه اقتصادي ايران و اتحاد جماهير شوروي به امضا رسيد كه به موجب اين موافقتنامه، روسها اجازه اكتشاف نفت در بعضي حوزههاي نفتي ايران را به دست آوردند. با اين حال روسها با دولت ملي دكتر محمد مصدق سرناسازگاري داشتند و حتي مصدق را دست نشانده امپرياليسم آمريكا ناميدند! و از ديگر سو به آمريكا و انگليس در تحريم خريد نفت ايران و مضيقه مالي ايران (عدم بازپسدهي حدود 11 تن طلا) پيوستند.
در آن سالها باز هواداران داخلي مرام اشتراكي مسالهساز شدند و تودهايها بسان ميزانالحرارهاي گرماي مناسبات دو همسايه را عيان ميكردند. حزب توده در مهر 1320 مهر كمونيستي بر پيشاني نهاده و وارد كارزار سياست ايران شد و تا هفت سال بعد كه شاه مورد سوءقصد قرار نگرفته بود و به شكرانه حضور روسها در ايران پر و بال گرفتند. اما 1327 در پي حادثه تيراندازي به شاه، حزب توده غيرقانوني اعلام شد تا دوره مصدق كه متاثر از فضاي آزادي كه براي احزاب ايجاد شده بود، تودهايها دوباره سر برآورند و در همان دوره هم در مساله اعطاي امتيازات نفتي به روسها و نيز حضور آنها در كردستان جانب رفقاي مسكونشين را گرفتند. پس از كودتاي 28 مرداد 1332 تودهايها به لاك فعاليتهاي فرهنگي و فكري پناه بردند.
لئونيد برژنف دومين رهبر شوروي بود كه در 14 مهر 1353 وارد تهران شد و در مذاكرات با مقامات ايراني از آنها خواست در خريد اسلحه از خارج، ميان آمريكا و شوروي تبعيض قائل نشوند و از نظر بازرگاني، سلاحهاي ساخت شوروي براي ايران ارزانتر تمام ميشود، سريعتر تحويل ميگردد و سپردن شرط هم لازم نيست. برژنف پس از ديدار از آمريكا به ايران آمده بود.
نامه به گورباچف
اتحاد جماهير شوروي از نخستين دولتهايي بود كه براي مهندس بازرگان به عنوان نخستوزير دولت موقت پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيام تبريك فرستاد. در ايران انقلابي ديني به پيروزي رسيده بود ولي همسايگان روس با ديدي مثبت به ايران مينگريستند كه بساط اتحاد با آمريكا درهم ريخته، گرچه در اولين اقدام از پيمان سنتو خارج شده و در حلقه جنبش عدم تعهد درآمده بود. دولت بازرگان در همان روزي كه پيمان دفاعي را با ايالات متحده بر هم زد، مواد 5 و6 معاهده 1921 ايران با اتحاد شوروي را نيز ملغي اعلام كرد. پس از استعفاي بازرگان در 15 آبان 1358، شوراي انقلاب نيز در 19 آبان همان سال بطلان اين مواد را تاييد كرد. اتحاد شوروي مدعي بود كه بر اساس اين مواد حق دارد هرگاه امنيت خود را در خاك ايران در معرض تهديد ببيند نيرو به داخل ايران گسيل كند. هرگاه مسكو فكر ميكرده كه ايران به سوي غرب متمايل گشته است اين مواد ناهنجار را دستاويز قرار داده تا تهران را زير فشار بگذارد. رضاشاه در سال 1314 پنهاني كوشيد تا اين مواد را ملغي سازد و پسرش محمد رضاشاه نيز در سال 8-1337 همين تلاش را كرد ولي اتحاد شوروي تا پايان عمر از پذيرش اين خواسته سر باز زد. كريم سنجابي (وزير خارجه وقت) آشكارا به اتحاد شوروي اعلام كرد كه ايران <خاطرات ناگواري> از مناسباتش با همسايه شمالي خود دارد. وي گفت: <كشور ما بهراستي خواهان داشتن روابط دوستانه با اتحاد جماهير شوروي است و هرگز نخواهد پذيرفت كه پايگاه حمله يا تبليغ بر ضد آن كشور قرار گيرد... از سوي ديگر، ما اجازه نخواهيم داد سوابق ناخوشايندي چون درخواست امتياز نفت شمال، مطالبات ارضي يا اعلام جمهوري كردستان در مهاباد از نو تكرار شود. ما از استقلال، تماميت و يكپارچگي ايران به هر قيمت كه شده دفاع خواهيم كرد.( >چارچوبي تحليلي براي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران- پروفسور روحا... رمضاني- نشر ني- صفحه 61)
سياست خارجي ايران پس از انقلاب بر شالوده <نه شرقي، نه غربي> بنا نهاده شد و انقلابيون همانگونه كه اندك تقريبي به آمريكا را ملامت ميكردند، اندك ملاطفت با شوروي را نيز نميپذيرفتند. چهارم خرداد 1362، درپي كشف شبكه جاسوسي حزب توده در ايران و اخراج چندتن از اعضاي سفارت شوروي در تهران سه عضو سفارت ايران در مسكو اخراج شدند. اين حزب 13 ارديبهشت همان سال منحل اعلام شده و متعاقباً به 18 نفر از ديپلماتهاي سفارت شوروي در تهران دستور داده شده بود خاك جمهوري اسلامي ايران را ترك كنند. اين رخداد تكليف رفقاي چپ تهران و مسكو و تاثير تعامل دولت ايران با حزب توده در روابط با شوروي را يكسره كرد.
دوره هشت ساله جنگ ايران و عراق با نقش دوگانه روسها گذشت كه نگران سرنوشت صدام حسين بودند كه با وجود برخورداري از حمايت غربيها با روسها هم قراردادهاي كلان بسته بود. چند ماه پس از آتش بس ايران و عراق در اولين روز سال 1989 ميلادي ـ 11 دي 1367 ـ نامه معروف و تاريخي امامخميني(ره) خطاب به ميخائيل گورباچف آخرين رئيسجمهور شوروي در زمينه مرگ كمونيسم و ضرورت پرهيز روسيه از اتكا به غرب انتشار يافت و نمايندگاني از ايران- آيتا... جوادي آملي، محمدجواد لاريجاني و مرضيه حديده چيدباغ- نامه بنيانگذار انقلاب را تسليم گورباچف كردند. نامهاي كه در آن آمده بود: <جناب آقاي گورباچف، براي همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزههاي تاريخ سياسي جهان جستوجو كرد... امروز ديگر چيزي به نام كمونيسم در جهان نداريم...< >ادوارد شوارد نادزه> وزير خارجه وقت شوروي روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسينيه جماران به اطلاع امامخميني رساند با اين مقدمه كه: <خود واقعيات تبادل پيامها بين رهبران كشور ما يك پديده منحصر به فرد در روابط فيمابين است. اعتقاد ما بر اين است كه شرايطي پيش آمده است تا روابط فيمابين دو كشور ما وارد يك مرحله كيفي جديدي شود براي همكاريها در تمامي زمينهها.> اما طوفان در راه بود و صداي شكستن استخوانهاي كمونيسم چنانكه در نامه بنيانگذار انقلاب اسلامي آمده بود رساتر شد و اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد. در روز دوم دي 1370 حسن حبيبي معاون اول رئيسجمهور وقت اعلام كرد فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، لطمهاي به قراردادهاي منعقده ميان ايران و شوروي سابق نخواهد زد و دولت روسيه را وارث اين معاهدات ميدانيم. دولت هاشميرفسنجاني با وارث اتحاد جماهير شوروي- فدراسيون روسيه- و اقمار مستقل شده آن رابطه حسنهاي برقرار كرد و به تحكيم روابط با غولهاي شرقي چين، هند، پاكستان و روسيه مياندشيد كه دو دوره انزوا در جهان غرب به همراهي با تهران بر خيزند. در همان ايام مساله رژيم حقوقي درياي خزر و تقسيم درياچه مستطيل شكل شمال ايران به 5 قسمت (به جاي دو قسمت ايران و شوروي) از دل روابط ايران و وراث شوروي سر برآورد و ايران در ابتكاري ديپلماتيك در 17 فوريه 1992 چهار حاشيهنشين ديگر درياي خزر- روسيه، آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان- را به امضاي پيشنويس تفاهمنامهاي فراخواند كه به گفته علياكبر ولايتي وزير خارجه وقت وضعيت ژئوپليتيكي اين منطقه را بهتر اداره كند؛ مسالهاي كه تا به امروز لاينحل باقي مانده و درصدد است سهم 50 درصدي ايران از درياي خزر را به 12 يا 17 درصد تقليل دهد؛ گرچه در دوره سيدمحمد خاتمي با جديت مساله رژيم حقوقي درياي خزر پيگيري شد و مقاومتهايي صورت گرفت اما گويي در دوره محمود احمدينژاد توافقاتي در اين زمينه در انتظار ايران است.
در ساحل بوشهر
پس از لغو قراردادهاي ايران و آلمان غربي بر سر تكميل نيروگاه اتمي بوشهر، چشم اميد ايرانيها به روسها بود كه بهتازگي از پوسته كمونيستي درآمده و درصدد نقشآفريني بيشتر در دنياي تكقطبي بودند.
در سال1992 موافقتنامههمكاريهايهستهايبا روسيه بهامضا رسيد، اما امضايقرارداد ساختنيروگاهبوشهر تا ژانويه 1995 بهطولانجاميد. بر اساس توافقنامه همكاريهايهستهايدر 25 اوتسال2002، روسيه ميبايست يكرآكتور هزار مگاواتيرا در ازاي دريافت مبلغ 800 ميليوندلار در بوشهر احداثكند. از آغاز فعاليت، اين نيروگاه تحت بازرسيهاي پادماني آژانس انرژي اتميقرار داشته و قرار بودهكهدر اين نيروگاه، اورانيومغنيشده با 4 درصد غلظتتوليد شود. قرارداد روسيهبا ايرانبهمدت5 سالبستهشد، اما در چندين مرحلهبهتعويقافتاد و تا امروز به درازا كشيده و هزينه تكميل نيروگاه بوشهر اكنونلااقلبهدو برابر و بنا بر برخيگزارشها به2 ميليارد دلار افزايشيافتهاست. علاوه بر آن موعد ارسال سوخت هستهاي و راه اندازي نيروگاه بوشهر از نيمه سال 2007 به زمان نامعلومي به تعويق افتاده كه روسها علت آن را عدم بازپرداخت مطالبات مالي از سوي ايران ذكر ميكنند.
در دولت سيدمحمد خاتمي غرب جايگاه مهمي در سياست خارجي ايران يافت و روسيه بسان شريكي اتمي و نظامي نگريسته ميشد كه بعضا در دوره تحريم صنعت نفت و گاز از سوي آمريكا جانب ايران را رها نميكرد. در دوره احمدينژاد روسيه در كنار چين و هند سه بزرگ آسيايي قرار گرفت (محور شرق) كه در دوره بنبست مذاكرات هستهاي با سه بزرگ اروپا (بريتانيا، فرانسه و آلمان) بادبان كشتي ايران را به سمت شرق ميبرد؛ چه اينكه مقاومت روسها و چينيها در تصويب قطعنامه تحريمها در شوراي امنيت سازمان ملل و اشتياق ايران به عضويت در پيمان شانگهاي نشاندهنده آن است كه به رغم اذعان مقامات ديپلماتيك ايران در طراحي سياست نگاه به شرق، روسيه و چين وزن قابل توجهي در ديپلماسي اصولگرايان ايراني دارند. گو اينكه مسكو با ارائه پيشنهاد غنيسازي اورانيوم ايران در خاك روسيه و ايجاد كنسرسيوم مشترك هستهاي و مخالفت با تحريمهاي گسترده عليه ايران كوشيد بسان ساحل امني در درياي مواج پرونده هستهاي جايگاه متعادلكنندهاي بين تهران و غرب كسب كند، البته هنوز پروندههاي مفتوح در روابط ايران و همسايه شمالياش، راه آسودگي خاطر را نگشوده و اولين سفر رئيسجمهور روسيه به ايران زير سايه اين دغدغهها و گلايهها صورت ميگيرد

اسامه بن لادن، رهبر القاعده براي اولين بار طي سه سال گذشته در يک نوار ويدئويي جديد نشان داده شده و پيامي را خطاب به مردم آمريكا خوانده است.
تحليلگران آمريکايي گفته اند که آنها اين نوار ويدئويي را مورد بررسي قرار داده و تقريبا مطمئن هستند که صداي پخش شده، متعلق به خود اسامه بن لادن است.
در ويدئو پخش شده، رهبر القاعده دو راه حل براي پايان دادن به جنگ در عراق مطرح مي کند. راه حل اول، گسترش دامنه شورش ها عليه نيروهاي به رهبري آمريکا در عراق است و راه حل دوم، روي آوردن آمريکا به اسلام است.
نوار ويدئويي اسامه بن لادن در آستانه ششمين سالگرد حملات 11 سپتامبر 2001 منتشر شده است. بن لادن از اکتبر 2004 تاکنون در نوارهاي ويدئويي ديده نشده بود.
مقام هاي آمريکايي که در حال مطالعه اين نوار هستند مي گويند برداشت آنها اين است که فيلم اخيرا و احتمالا در تابستان جاري ضبط شده است.
بخش کوتاهي از اين نوار 30 دقيقه اي بعد از ظهر روز جمعه از شبکه الجزيره پخش شد.
در اين ويدئو به نظر مي رسد بن لادن پشت ميز نشسته باشد درحالي که يک پيراهن سفيد و عبايي کرم رنگ به تن دارد. ريش او تيره تر و کوتاه تر از ويدئويي است که در سال 2004 منتشر شد.
در پايين تصوير به زبان انگليسي نوشته شده است: "پيامي از شيخ اسامه بن لادن به مردم آمريکا".
براساس متن پياده شده نوار که چندين رسانه در آمريکا به آن دست يافته اند، گوينده آمريکا را علنا تهديد نمي کند و مستقيما نيز خواستار حمله به آن کشور نمي شود.
در عوض وي به مردم آمريکا مي گويد آنها در تلاش خود براي قانع کردن دولت بوش به توقف جنگ در عراق شکست خورده اند.
همزمان با قطعي شدن استعفا وزير صنايع که گفته شده است به علت منفي بودن کارنامه دو بخش صنعت و معدن در دو سال گذشته اتفاق افتاده، اعتراف وزير رفاه به وجود نزديک ده ميليون زير خط شديد و مطلق فقر، و آشکار شدن آمار رسمي نرخ تورم که نشان مي دهد، دو ضربه تبليغات و بزرگنمائي هاي دولت محسوب مي شود. به ويژه که اين هر دو رويداد در نقدهاي اقتصاددانان وجود داشت و به دولت هشدار داده شده بود.
"هفت ميليون و 303 هزار نفر در كشور زير خط فقر مطلق هستند".اين جديد ترين آماري است که از سوي وزير رفاه و تامين اجتماعي به كميسيون اجتماعي مجلس ارائه شد.غير از اين نزديک به دو ميليون نفر نيز زير خط فقر شديد و مطلق قرار دارند که جمعيت زير خط فقر شديد کشور را به 9 ميليون و 242 هزار و 700 نفر افزايش مي دهد.
به گفته موسي الرضا ثروتي يکي از اعضاي اين کميسيون در گزارش وزير رفاه خط فقر شديد شهري 65 هزار تومان با نرخ 2.8 درصدي اعلام شد كه به اين ترتيب جمعيت زير خط فقر شديد شهري يك ميليون و 278 هزار نفر است و تعداد روستايياني كه زير خط فقر شديد هستند 661 هزار و 700 نفر با نرخ 2.9 درصدي اعلام شد كه اين افراد درآمد ماهيانه اي بالغ بر 51 هزار و 400 تومان دارند.
اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس افزود تعداد جمعيت كل "زير خط فقر شديد" روستايي و شهري در كشور را حدود يك ميليون 939 هزار و 700 نفر است" و خط فقر مطلق شهري طبق گزارش ارايه شده از سوي وزير رفاه و تامين اجتماعي 162 هزار و 500 تومان است.
به گفته ثروتي جمعيت "زير خط فقر مطلق شهري" نيز 4 ميليون و 793 هزار نفر و جمعيت" زير خط فقر مطلق روستايي" 2 ميليون و 510 هزار نفر است.
براساس گزارش وزير رفاه به مجلس 10.5 در صد جمعيت شهري کشور زير خط مطلق فقر قرار دارند و 11 درصد از جمعيت روستائي کشور نيز زير خط مطلق فقر قرار گرفته اند.
به گفته اين نماينده مجلس براساس تحقيقات انجام شده درآمد 10 تا 12 ميليون نفر از افراد جامعه پاسخگوي نيازهايشان نيست و اين امر باعث مي شود با افزايش تورم به مرور به تعداد افراد زير خط فقر اضافه شود.
وزارت رفاه و تامين اجتماعي که طي عمر 2 ساله دولت محمود احمدي نژاد 2 وزير را به خود ديده تاکنون از اعلام رسمي خط فقر به رسانه ها خودداري کرده است.
عبدالرضا مصري وزير فعلي رفاه و تامين اجتماعي 21 اسفند 85 در همايش سراسري مديران استاني سازمان تامين اجتماعي در حضور خبرنگاران وجود جمعيت زير فقر در کشور را انکار کرد و ادعا کرد "بر اساس تعاريف جهاني، افرادي که روزانه کمتر از يک دلار درآمد داشته باشند جزء جمعيت فقر مطلق هستند بنابراين در ايران مصداق اين امر وجود ندارد و کسي زير خط فقر مطلق نيست".
وي در 21 خرداد 86 نيز "تعيين خط فقر" را اساسا رد کرد و گفت "من قايل به تعيين خط فقر نيستم و معتقدم كه بايد خط بقا در جامعه تعيين شود". اظهارات وي با واکنش جامعه شناسان و صاحب نظران مواجه شد. با اين حال عبدالرضا مصري هربار تکرار مي کند "در ايران فقر خشن نداريم" چرا که وي مدعي است "هر فردي كهتحت پوشش نهادهاي حمايتي است در طول اين دو سال مشكلش مرتفع شده است."
وي که از آغاز وزارت تاکنون از اعلام خط فقر امتناع مي کند به خبرنگاران و رسانه ها توصيه کرد که آنان نيز از انتشار اخبار مربوط به خط فقر امتناع کنند چرا که به عقده آقاي وزير"دو سه خط فقر داريم كه رسانهها يكي از آنها را اعلام ميكنند و بقيه را اعلام نمي كنند و دچار مشكل ميشويم".
همزمان با اعلام جمعيت گرفتار در فقر مطلق و شديد در کشور ناگهان اول هفته بانک مرکزي اعلام داشت تورم با دو درصد افزايش در چهار ماه اول سال به 14.8درصد رسيده است. اين نرخ در فروردين 12.8 درصد بوده که در تيرماه دو درصد بيشتر شده است که اين بيشترين نرخ تورم اعلام شده در دو سال گذشته و از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد در ايران است.
گفتني است نرخ تورم در سال ۱۳۸۴ بعد از کاهشي سه درصدي از بيشتر از ۱۵ درصد به حدود ۱۲ درصد رسيده بود و بعد از آن نيز نرخ تورم روندي کاهنده داشت به طوري که اين رقم در نيمه اول سال گذشته به حدود ۱۱ درصد نيز رسيده بود..
يک کارشناس اقتصادي مي گويد افزايش جمعيت فقيران در دولتي که 120 ميليارد دلار را با شعار عدالت اجتماعي هدر داده است و بالارفتن نرخ تورم در جامعه اي که دولت همچنان در تکذيب تورم و گراني اصرار دارد در حالي اتفاق افتاد که هيچ نشانه اي حاکي از اعتراف دولت به خطاهايش در اولين تجربه دولتمرداري و پذيرش انتقاد اقتصاددانان و منقدان ديده نمي شود
|
نيايش ها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اصلاحطلبان مثل دستمال پشت بچه هستند
برای مشاهده فیلم بر روی لینک های زیر کلیک کنید.
قسمت اول
http://www.baztab۱.net/tmp/upload/media/77.wmv
قسمت دوم
http://www.baztab۱.net/tmp/upload/media/80.wmv
حجتالاسلام مرتضي آقاتهراني، استاد اخلاق هيأت وزيران در سخنراني خود در شهر زرند كرمان كه با حضور امام جمعه و فرماندار برگزار شد گفت: من يك خبري را از يك آقايي كه در اين مملكت خيلي ادعا ميكند از اخبار برايتان نقل كنم. ببينيد چقدر زشت است، او ميگويد"اگر بسيج و سپاه به صورت تشكيلاتي در جريان انتخابات دخالت نكنند، اصلاح طلبان پيروز همه انتخابات خواهند شد"، ببخشيد بفرماييد سپاهيان را بگذارند كنار تا اصلاح طلبهايي كه وابسته به آمريكا هستند پيروز بشوند.
آقا تهراني افزود: چي شده كه ما اينطوري شديم. شكمهامون از حرام خوري پرشده ... وقتي آدم اين جوري ميشه بعد ميگه بهترين راهش اين است كه اينها بروند كنار تا ما هم بخوريم. خدا را شكر كه مردم شناختهاند شما را و به شما راي ندادند و ديگر هم راي نميدهند. هيچ وقت به اينها راي ندهيد، به اينها اصلاً راي ندهيد.وی ادامه داد:
«شهيد بهشتي ميگفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. چند روز پيش يك آقايي از همينها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت ميخواهيم و ديگر هيچ نميخواهيم. اينها اسمشان هم مسلمان است
اين نكبتها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچهها را تميز ميكنند و مياندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آنور نرويد».
همزمان با اعلام اين كه «ايران خانه دوم هوگو چاوز، رئيسجمهور ونزوئلاست»، برخي سايتهاي اينترنتي به انتشار تصاوير ملاقات وي با صدام، در هفت سال پيش پرداختند.
هوگو چاوز در حالي در سال 200 با سفر به بغداد با صدام حسين ملاقات كرد كه جنايات جنگي وي عليه مردم ايران در هشت سال دفاع مقدس، در مجامع جهاني اثبات شده بود
هوگو چاوز كه در آگوست سال 2000 و دو سال پيش از فروپاشي رژيم صدام به عنوان نخستين و آخرين رئيسجمهوري كه پس از جنگ خليج فارس در سال 1991 و پيش از سقوط صدام به عراق سفر كرده است، پس از ديدار با صدام از وي براي سفر به ونزوئلا دعوت كرد.
گفتني است، در سفر روز گذشته هوگو چاوز به تهران وي با به گردن انداختن چفيه، به شهداي دفاع مقدس نيز اداي احترام كرد. رييس جمهور نيز با بيان اين مطلب كه ايران خانه دوم هوگو چاوز، رئيسجمهور ونزوئلاست، ونزوئلا را متحد استراتژيك ايران خواند.
چاوز، صدام را مردي آگاه توصيف كرد كه در بحث همكاري با اوپك، همه چيز را به خوبي درك ميكند.
وي گفت: «او به دقت به سخنان من گوش ميداد و من افتخار داشتم در بغداد با ماشين اختصاصي او كه خودش رانندگي ميكرد، گردش كنم».

دو رئیس جمهور کاپشن پوش در یک مراسم رسمی!!!!!
علم بهتر است یا دموکراسی ؟
بی خبر گذاشتتن بهتر است یا دیکتاتوری ؟
با حجابی بهتر است یا زشت بودن ؟
ویران کردن اثار فرهنگی و تمدن بهتر است یا بی فرهنگ و تمدن بودن ؟
مکان سد را جایی انتخاب کردن که اثر باستانی به زیر آب برود بهتر است یا انتخاب مسیر راه آهن از روی آن ؟
جای مصلا اتفاقی بر ارگ 300-400 صد ساله بیفتد خوب است یا جای پاساژ در مسجد 700-800 ساله ؟
با سیاست دروغ گفتن بهتر است یا رک بودن ؟
بی حجابی بهتر است یا کمک کردن به اعراب بد حجاب که بهترین دیسکوهای دنیا را دارند و هر روزه هزاران دختر بی گناه و محتاج را ...؟
معتاد بودن بهتر است یا زیر خط فقر ؟
برای پر کردن شکم زن و بچه ، کودک خود را برای گدایی کرایه دادن خوب است یا خود را به زیر ماشین انداختن برای گرفتن خسارت ؟
نان و پیتزا خوردن خوب است یا بوقلمون و پنیر ؟ ( فکر کنم جاشونو اشتباهی نوشتم ! آخه بعضی عکسا حواس آدم رو پرت می کنه ! )
فساد مالی افراد دولتی در پروژه های عظیم ساختمانی بهتر است یا فساد مالی افراد عادی در شرکت های کوچک خصوصی ؟
گران شدن لوبیا بهتر است یا سردرگم بودن قیمت بنزین ؟
حرف نزدن در باره ی درآمد نفتی بهتر است یا درباره قاچاق هروئین به کشور
اصلا گاوبودن بهتر است یا عاقل بودن ؟
ولی نه حسن ! گفتن این حرفها خطرناکه حسن !
عباس کيارستمی مطابق معمول سالهای اخير کن از ميهمانان ويژه اين جشنواره بود. ظاهرا قرار است ژوليت بينوش بازيگر فرانسوی که او هم در جشنواره حصور داشت در فيلمی با کيارستمی همکاری کند.

سينمای ایران نماينده دیگری نيز داشت؛ نيکی کریمی که يکی از اعضای هيئت داوران فيلمهای کوتاه بود

گاو ما ما میکرد .
گوسفند بع بع میکرد .
سگ واق واق میکرد .
و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی ؟؟؟؟
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید . او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند .
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند .
دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است . کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پترس چت میکرد . پترس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد . پترس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود . او نمیدانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند . پترس در حال چت کردن غرق شد .
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت . قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند . اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت . خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد . او حوصله ی مهمان ندارد . او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند .
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد .
او کلاس بالایی دارد او فامیل ها ی پولدار دارد .
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که ......ا
برگرفته از وبBeautifull _ For ever






صحبتهاي احمدي نژاد در مورد بدحجابي... (حتما ببينيد)
فيلم فوق كاملا گوياي همه چيزه...
اين فيلم براي برنامه گفتگوي خبريه شبكه 2 است كه در زمان تبليغات رياست جمهوري پخش شده بود!
سؤال اينجاست كه رئيسجمهور چرا از معلمين مرد خود تقدير نکرده و آنها را در آغوش پر از مهرورزي خود نفشرده است؟ آيا جز اين است كه بوسه بر دستهاي معلم مرد در ذهن برنامهريزان و مشاوران رئيسجمهوري امري كليشهاي و فاقد ارزشهاي خبري چون شگفتي و تازگي به حساب ميآمد؟

حزبالله» نوشت: رئيسجمهور، ديروز در آيين تجليل از معلمان نمونه، به تكريم و تمجيد از معلمان پرداخت و از جمله يكي از معلمان دوره ابتدايي خود را به طور ويژه مورد تفقد قرار داد.
در اين حركت كه در نوع خود و در تمام سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بينظير بود، احمدينژاد پس از در دست گرفتن دستهاي معلم زن، بر آنها بوسه زد و متعاقباً بانوي ميانسال نيز وي را در آغوش خود گرفت.
خاطره سياسي مردم مسلمان ايران نظير اين حركات كه به طور قطع غيرشرعي است را تاكنون در دوره نظام اسلامي به ياد نداشته و نجابت ويژه مسئولان نظام اسلامي در برخورد با نامحرم از جمله نمادهاي ويژه حاكمان و كارگزاران نظام اسلامي بوده است. نكته دردآور در مورد اين جلسه آن است كه شنيدهها حاكي است اين حركت از قبل برنامهريزي شده بود و به معلم مذكور به همين منظور تأكيد شده بود تا دستكش به دست کرده تا به ظاهر كلاهي بر اين عمل غيرشرعي بگذارند.

در كشوري كه كتاب نيست نان هم نيست