|
نام کنونی |
نام ایرانی |
نام سُغدی1 |
ستاره وابسته |
نام انگلیسی |
مانک |
|
یکشنبه |
يوشمبت2 |
مهرشید روز |
خورشید |
Sunday |
روز خورشید |
|
دوشنبه |
دوشمبت |
مهشید روز |
ماه |
Monday |
روز ماه |
|
سهشنبه |
سهشمبت |
بهرامشید روز |
مریخ ، ایزد جنگ |
Tuesday |
روز ایزد جنگ |
|
چهارشنبه |
چرشمبت |
تیرشید روز |
عطارد |
Wednesday |
روز عطارد |
|
پنجشنبه |
پنجشمبت |
برجیسشید روز |
مشتری ، ایزد آذرخش |
Thursday |
روز ایزد آذرخش |
|
آدینه |
شششمبت |
ناهیدشید روز |
زهره ، ستاره شادی آور3 |
Friday |
روز ستارهی شادی آور |
|
شنبه |
شمبت |
کیوانشید روز4 |
زحل |
Saturday |
روز زحل |

"این وری"، هامانه وزیر برکنار شده نفت - "اون وری" ، نوذری جانشین او
شرح هم ندارد! وسطی هم رزرو....................
آقای مجتهدی علاقهای عجیب به جناب حافظ داشتند و نسبت به این غزل جناب حافظ كه فرموده است:
ای آفتاب آینهدار جمال تو مشك سیاه مجمره گردان خال تو
صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود كاین گوشه نیست در خور خیل خیال تو
در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن یا رب مباد تا به قیامت زوال تو...
حساسیت عجیب داشته و میفرمودند:
روزی به آقای مجتهدی عرض كردم، آیا این عید نوروزی كه اینقدر مردم به آن توجه دارند و به خاطرش مسرورند و لباس نو میپوشند، فلسفهای هم دارد؟ ایشان فرمودند:
روزی به آقای مجتهدی عرض كردم در منزل ما مجلس سوگواری برقرار است و برای حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) روضه گرفتهایم، ایشان فرمودند:
در آن موقع منزل خود آقا مجلس سوگواری برقرار بود و حضرت به ایشان وسعتی داده بودند كه تمام اهل مجلس را هر روز صبحانه و ناهار و شام میدادند و به كسانی كه آنجا منبر میرفتند پول پرداخت میكردند.
آقای مجتهدی پیوسته تمام افراد را به توسل به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهالسلام) سفارش مینمودند و در مورد ثبات قدم در راه ولایت میفرمودند:
ایشان به قدری در راه ولایت سوخته جان بودند كه هر كس خدمتشان میرسید به بركت وجودشان ولایت و ارادتش به اهل بیت (علیهمالسلام) زیادتر میشد و به قول آیت الله نصیری كه خود اهل دل و صاحب نفس میباشد میفرمودند:
اگر عشق و ارادت آقای مجتهدی به امام حسین و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهاالسلام) در بین تمام اهل زمین تقسیم میشد، همگی عاشق آن حضرت میشدند
روزی آقای مجتهدی مبلغ سی تومان به من داده و فرمودند:
عرض كردم به روی چشم، اما از گرفتن پول امتناع كرده و گفتم پول موجود است، شما زحمت نكشید، فرمودند:
بالاخره پول را از ایشان گرفته و در جیب خود گذاردم ولی چند روز گذشت و من فراموش میكردم چای بخرم.
یك روز ظهر كه برای آقای ناهار آورده بودم فرمودند:
گفتم: آقا جان برای امروز چای داریم، انشاءالله فردا حتماً چای را میخرم.
ایشان فرمودند:
گفتم چرا آقا جان؟ میگیرم.
فرمودند: قبل از ظهر كه تشریف نداشتید و من تنها بودم، دلم گرفته بود، در آن هنگام توسلی خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیدا كرده و عرض كردم:
آقا رضا میگفتند: از غفلت خود شدیداً ناراحت شده و حرفی نزدم و آنروز از ظهر تا شب در خدمتشان بودم تا اینكه شام را با ایشان صرف كرده و برای ایشان چای آوردم، هنگامی كه مشغول خوردن چای بودند، زنگ خانه به صدا درآمد، وقتی درب را باز كردم دیدم، حضرت آیت الله مرعشی نجفی میباشند، به ایشان تعارف كرده و گفتم بفرمایید داخل.
فرمودند:
بروید از آقای مجتهدی اجازه بگیرید، اگر اجازه دادند مزاحم خواهم شد،
عرض كردم برای شما كه این حرفها نیست بفرمایید داخل، و به هر ترتیب ایشان را به اتاق اولی كه در بین راه بود آوردم، اما ایشان به اتاق آقا وارد نشدند و مجدداً فرمودند:
كاری كه گفتم انجام دهید، از لطف شما خیلی ممنونم، اول باید اجازه بگیرم بعد داخل شوم،
من هم كه میخواستم دستور ایشان را اطاعت كرده باشم خدمت آقای مجتهدی رفته و عرض كردم :
آقا جان ، آیت الله مرعشی نجفی هستند، هرچه اصرار كردم داخل نشدند.
آقا فرمودند:
بنده هم فوراً پیام را به آقای مرعشی رسانده و ایشان وارد اتاق شدند بعد از اینكه آقای مجتهدی معانقه كردند؛ كمی نشستند و سپس گفتند :
دیشب در خواب مشاهده كردم كه من و شما هر دو در مسجد الحرام هستیم، گاهی شما روضه میخوانید و من گریه میكنم و گاهی من روضه میخوانم و شما گریه میكنید، سپس دستی زیر عبا كردند و یك بسته چای گلابی بیرون آورده و به آقای مجتهدی تقدیم كردند و گفتند این هم چای گلابی كه از حضرت خواسته بودید، آقا هم چای را به من داده و فرمودند:
فوراً مقداری از آن چای دم كردم و با حضرات آقایان میل كردیم، بعد از آنكه آیت الله مرعشی نجفی چای را میل نمودند و میخواستند آنجا را ترك كنند، بنده زودتر دویدم و نعلینهای ایشان را مقابل پاهایشان جفت كردم، در این هنگام دستی به سرم كشیده و فرمودند:
دوستی داشتم به نام آقای سلیمی كه هرگاه به زیارت حضرت رضا (علیهالسلام) مشرف میشد، به دیدن آقای مجتهدی هم میرفت، در یكی از سفرها وقتی به سراغ آقا میرود ایشان را پیدا نمیكند و به او میگویند آقا به محلی بیرون از شهر رفتهاند.
او كه خیلی ناراحت بوده شب در عالم رؤیا آقای مجتهدی را میبیند، ایشان به او میفرمایند:
آقای یزدان پناه میگفتند: یك شب كه دچار بیخوابی شده بودم در دل شب برخاسته و به قصد حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) از منزلمان كه درخیابان صفاییه بود خارج شده و با پای پیاده به سمت حرم به راه افتادم در بین راه ناگهان به یاد كلام آقای مجتهدی كه به آقای سلیمی فرموده بودند افتادم و چون مشتاق زیارت ایشان بودم با اینكه در آن موقع ایشان در مشهد به سر میبردند به همان ترتیب شروع به فرستادن صلوات نمودم.
هنگامی كه به سه راه موزه رسیدم در كمال تعجب و شگفتی دیدم آقای مجتهدی در مقابلم ایستادهاند ایشان تبسمی نموده و بنده نزدشان رفتم و پس از سلام و احوالپرسی و گفتگو عرض كردم: چطور شد كه شما به اینجا آمدید؟
مجدداً عرض كردم: چه موقع برمیگردید؟ فرمودند:
سپس خداحافظی نموده و رفتند!!
صبح روز بعد نزد آقای حاج میرزا حسین مینایی كه از دوستان آقا بود و هر موقع ایشان به قم تشریف میآوردند به منزل او وارد میشدند رفتم و گفتم:
دیشب آقای مجتهدی قم بودند.
آقای مینایی گفت: این غیر ممكن است زیرا اگر ایشان به قم آمده بودند منزل ما میآمدند و شما اشتباه میكنید.
به او گفتم من با ایشان صحبت كردم چطور ممكن است اشتباه كرده باشم.
این جریان گذشت تا اینكه آقای مینایی به مشهد مشرف شده و در آنجا خدمت آقای مجتهدی رسیده بود و از ایشان سؤال كرده بود كه آیا فلان شب شما به قم آمده بودید؟
آقا فرموده بودند:
در نجف اشرف ضمن تحصیل علوم حوزوی در فراگیری علوم غریبه سعی بلیغی به خرج میدادم و مرحوم پدرم از این بابت نگران بودند و به من میگفتند كه تو با علوم غریبه به جایی نمیرسی و حالا كه سالهای پایانی عمرم را طی میكنم میبینم كه حق به جانب پدرم بودهاست و از این علوم جز حجاب و ظلمت چیزی نصیب انسان نمیشود.
پدرم مردی عیالوار بود و به خاطر شیوه سلوكی خود اعتنایی به زخارف دنیوی نداشت و لذا زندگی ما به سختی میگذشت و حتی برای امرار معاش روزانه خود غالباً با دشواری مواجه بودیم و غذای معمول ما هنگام ناهار، ترید نان خشك و دوغ بود.
روزی مادرم به من گفت:
برو به حجره آقا و پولی بگیر تا امروز یك ناهار درست و حسابی بخوریم، همه ما داریم از ضعف رنج میبریم.
مرحوم پدرم زیاد سیگار میكشیدند و از پستوی حجره خود برای ریختن آشغالهای سیگار استفاده میكردند. وقتی كه وارد حجره شدم و سلام كردم، از وجنات من فهمیدند كه چه هدفی دارم و به چه منظوری به حجره ایشان رفتهام!
فرمودند:
گفتم:
از ضعف نای راه رفتن ندارم و شما از من میخواهید كه این كار شاق را انجام دهم؟!
فرمودند:
و بعد خاكاندازی برداشتند و پس از پر كردن آشغالهای سیگار آن را در گونی خالی كردند، یك اشرفی طلا در میان آشغالهابود! فرمودند:
این یك اشرفی!
و دو مرتبه دیگر خاك انداز پر از آشغال سیگار را در گونی خالی كردند و هر بار یك اشرفی به من نشان دادند و فرمودند:
هنگامی كه آقای مجتهدی از عراق به مشهد آمده بودند و در منزل ما بسر میبردند: مدت سه ماه غذای ایشان فقط یك لیوان آب خربزه بود و به غیر از آن هیچ غذایی میل نكردند و در طی این مدت بارها میدیدم كه ایشان ساعتها بدون كوچكترين حركتی مثل مرده روی زمین افتادهاند و حتی نفس هم نمیكشند. اما جرأت نمیكردم جلو بروم!!
یك روز كه این حالت مدت زیادی طول كشید، جلو رفتم و دیدم ایشان مردهاند! من كه وحشت زده شده بودم، سراسیمه به بیرون دویدم كه بگویم آقا مردهاند؛ یكمرتبه ایشان بلند شدند و به حالت عادی بازگشتند!!
آنگاه فرمودند:
زمانی كه آقای مجتهدی در قم بسر میبردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) برپا بود، یك روز عاشورا كه در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یكمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنهای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم كردند كه هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمیكنم.
ایشان فرمودند:
اینجا بود كه از شدت گریه كلام آقا قطع شد و صدای ضجه و شیون اهل مجلس در و دیوار خانه را به لرزه درآورده بود.
بنابر فرمایش حضرت فوراً به مسجد سهله رفتم، در مسجد بسته و ماشین بنز مدرنی آنجا بود، خادم مسجد را صدا زدم كه درب را باز كند، وقتی وارد آنجا شدم، دیدم سه نفر جوان با لباسهای فاخر و مجلل در فراق حضرت بقیه الله میگریند و بر روی خاكها میغلتند، و یك نفر آنها هم از شدت گریه بیحال بر زمین افتاده است.
نزدشان رفتم و آنها را دلداری داده و آرام نمودم، سپس همگی از مسجد خارج شدیم و آنها سوار ماشین شدند.در این هنگام متوجه شدم كه من هم باید همراه با آنها بروم، لذا سوار ماشین شده و همراهشان رفتم، آنها مرا به منزلشان در بغداد بردند و بعد از مدتی از منزل خارج شده و مرا تنها گذاردند، و این در شرایطی بود كه شش دختر جوان و بسیار زیبا در آنجا بودند.
آنها پیوسته از من تقاضا میكردند كه آنها را به عقد خود درآورم و پی در پی به انحاء مختلف و گوناگون در این امر اصرار میورزیدند، با حضور این دختران جوان چنان غافلگیر شده بودم که برای لحظاتی خود را فراموش کردم ولی خیلی زود به خود آمدم و بر خویش نهیب زدم که:
لذا با عزمی جزم دست رد بر سینه خواسته های آنان زده و امتناع نمودم اما روزی چند بار میمردم و زنده میشدم تا اینكه پس از گذشت شش ماه از این ریاضت بسیار سخت و مجاهده عظیم و دشوار آن جوانها آمدند و متوجه شدند كه در این مدت هیچ گونه خطایی از من سر نزده و در این امتحان بزرگ موفق شدهام!! آنگاه مرا با كمال احترام به نجف برگرداندند.

مردان ايران باستان بانوان خود را احترام بسيار مي گذاشتند و در تمامي امور با آنها مشورت ميكردند و براي ايده و عقيده آنها احترام بسزايي قائل بودند.
در ايران باستان اهميت بســـياري به مقام زن و مرد داده شده است . زن را بانوي خانه – مون پثني – مي ناميده اند و مرد را – مون بد – يا مدير خانه مي ناميده اند. در نسخه هاي ديني ايران باســــــتان زنان شوهردار از اجراي مراسم ديني معاف بودند . زيرا تشكيل خانواده و پرورش يك جامعه نيك كردار كه يكي از اركان آن تربيت مادر است بزرگترين عمل نيك در كارنامه زنان ثبت مي شده است.
در زير نمونه هايي از زنان پر افتخار ايران باستان آماده است :
يوتاب :
سردار زن ايراني كه خواهر آريوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهي داريوش سوم بوده است. وي در نبرد با اسكندر گجــستك همراه آريوبرزن فرماندهي بخشي از ارتش را بر عهده داشته است او در كوهـهاي بختياري راه را بر اسكندر بست . ولي يك ايراني راه را به اسكندر نشان داد و او از مسير ديگري به ايران هجوم آورد. با اين حال هم آريوبرزن و هم يوتاب درراه ميهن كشته شدند و نامي جاويدان از خود بر جاي گذاشتند.
براي خواندن بقيه مطلب به ادامه مطلب مراجعه كنيد
درياسالار بانو ارتميز :
نخستين و تنها بانوي درياسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پيــش از ميلاد به مقام درياسالاري ارتش شاهنشاهي خــشايارشاه رسيد و در نبرد ايران و يونان ارتش شاهنشاهي ايران را از مرزهاي دريايي هدايت ميكرد .
تاريخ نويسان يونان او را در زيبايي برجستگي و متانت سرآمد تمامي زنان آن روزگار ناميده اند.
آتوسا :
ملكه بيش از 28 كشور آسيايي در زمان امپراتوري داريـــــــــــوش بزرگ . هرودت پدر تاريخ از وي به نام شهبانوي داريـــــوش بزرگ ياد كرده است و آتوسا را چندين بار در لشكر كشي هاي داريوش ياور فكري و روحي داريوش بزرگ دانسته است.
آرتادخت :
وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني. به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روســــي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي كوچكتـــــرين خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوري پارتيان را رونق بخشيد.
ازرمي دخت :
شاهنشاه زن ايراني در سال 631 ميلادي . او دختر خـــــــــسروپرويز پس از " گشناسب بنده " بر چندين كشور آسيايي پادشاهي كرد.
آذرناهيد :
ملكه ملكه هاي امپراتوري ايران در زمان شاهنـــــــشاهي شاپور يكم بنيانگزارسلسله ساساني. نام اين ملكه بزرگ و اقتدارات دولتي او در قلمرو ايــــران دركتيبه هاي كعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستايـش كرده است.
پرين :
بانوي دانشمند ايراني . او دختر کی قباد بود كه در سال 924 قبل از مــيلاد هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي آيندگان از گوشه و كنار ممالك آريايي گردآوري نمود و يكبار كامل آن را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه ثبت گرديده است.
فرخ رو :
نام او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراتوري ايران رسيد.
گردافريد :
يكي از پهلوانان سرزمين ايران. تاريخ از او به عنوان دختر كژدهم ياد ميــكند با لباسي مردانه با سهراب زورآزمايي كرد . فردوسي بزرگ از او به عـــنوان زني جنگجو و دلاور سرزمين پاكان ياد ميكند.
آرياتس :
يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخــين يوناني در چندين جا نامي از وي به ميان آورده اند.
هلاله :
پادشاه زن ايراني كه به گفته كتاب ديني و تاريخي ( 391 يشتا 274+1 يشتا 2 ) در زمان كيانيان بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست . از او به عنوان هفتـــمين پادشاه كياني ياد شده است كه نامش را " هماي چهر آزاد" نيز گفته اند.
ميرکبير: سعيد مرتضوی، دادستان کل استان تهران، صبح امروز يکشنبه ۲۸ مردادماه ۸۶، طی تماس تلفنی با خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی در بند دانشگاه اميرکبير، ايشان را به دفتر خود دعوت کرد.
پس از حضور سه خانواده در دفتر مرتضوی، وی با لحنی عصبانی و تحکم آميز به ايشان گفت: بارها به شما هشدار داديم که جايی صحبت نکنيد، مصاحبه نکنيد، اخبار آن داخل(بند ۲۰۹) را بيرون انتشار ندهيد، با کسی ملاقات نکنيد، اما شما باز کار خودتان را کرديد. حالا هم دوباره بچه هايتان را منتقل کرده ام به انفرادی و تا رويه تان را عوض نکنيد از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری نيست.
به گزارش خبرنامه اميرکبير مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من بايد تشخيص بدهم که شکنجه شدند، که می گويم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشريات موهن کار همين سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننويسند از آزادی هم خبری نيست.
مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسيدند «پس دستور قوه قضاييه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاييه به من مربوط است نه به شما. از اين به بعد هم حق ديدار با هيچ کس را نداريد. نه مقام سياسی و نه مقامات مسئول. فقط بايد رويه تان را عوض کنيد تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم بايد ندامتنامه بنويسند تا آزاد شوند، همين!
20 اوت 1953 يك روز پس از براندازي 28 مرداد 1332، دكتر مصدق و چند تن از يارانش از جمله دكتر صديقي و دكتر شايگان در خانه اي در خيابان كاخ دستگير و زنداني شدند. آنان عصر 28 مرداد هنگامي كه خانه دكتر مصدق زير گلوله بود از راه ديوار خانه خارج شده بودند.
|
بازگشت محمدرضا پهلوي به ايران پس از كودتاي 28 مرداد

مردي در حال بوسيدن پاي محمد رضا پهلوي

شماري از عوامل كودتا در كنار نيكسون رئيس جمهور امريكا
رسانه وابسته به سازمان سيا، در اقدامي وقيحانه در گزارشي كه به مناسبت پنجاهوچهارمين سالگرد كودتاي 28 مرداد منتشر كرده، در قالب گفتوگو با يك نويسنده براي سركوب حكومت دكتر مصدق با حركت تانكها در خيابانهاي تهران، بر مردم ايران منت گذاشت.
جالب آن كه نويسنده نامبرده، تنها استدلال خود در طلبكاري از مردم ايران براي انجام كودتا را پراكندگي نيروها در ميان مليگراها و انضباط و يكپارچگي حزب توده و همچنين رقابت بين روسيه شوروي و غرب به رهبري آمريكا و انگلستان دانسته، افزود: شرايط به گونهاي است كه اگر يكي از طرفين خارجي، گامي را در ايران برميداشت، ديگري واكنش نشان ميداد و براي همين، اين احتمال بود كه ايران، دچار وضعيتي شود كه در افغانستان شاهد آن بوديم؛ يعني كودتا و جنگ داخلي.
ديگر آن كه بازماندگان هر دو گروه رقيب جبهه ملي و حزب توده، يكصدا اين تئوري خندهدار را رد و تأكيد كردهاند كه كودتاي 28 مرداد، سالها روند دمكراسي را در ايران به تعويق انداخته است.
عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران ميگويد: اگر كودتاي 28 مرداد روي نميداد و دكتر مصدق فرصت داشت اصلاحات را در قوانين براي تضمين انتخاباتي آزاد و رعايت حقوق بشر در ايران به انجام برساند، دمكراسي در ايران نهادينه ميشد.
عضو حزب توده نيز ميگويد: اگر كودتاي 28 مرداد روي نميداد، ملت ايران شاهد كشور نسبتا دمكراسي ميبود.
چند ماه پس از کودتای 28 مرداد دکتر دانلد. ان. ويلبر مأمور ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، سيا و يکی از طراحان و فعالان اصلی کودتا جزوه ای به نام « سرنگونی مصدق، نخست وزير ايران» تهيه کرد که در آن ضمن بيان چگونگی شکل گيری پروژه کودتا به نام پروژه آژاکس، به شرح رويدادهايی پرداخته است که منجر به سرنگونی دکتر محمد مصدق شد.
کودتای 28 مرداد 32 در ايران نخستين کودتايی بود که دولت آمريکا توانست از آن طريق، دولتی را سرنگون سازد.
جزوه « ويلبر» تا سال 2000 جزو اسناد محرمانه سازمان سيا تلقی می شد و انتشار نيافته بود ولی در ماه ژوئن آن سال در اختيار روزنامه نيويورک تايمز قرار گرفت و منتشر شد. اين جزوه از گزارش های نادری است که درباره کودتای 28 مرداد از زبان يک دست اندرکار کودتا نوشته شده و در آن جزييات عمليات آن روز آمده است. در اينجا خلاصه ای از مطالب گزارش دکتر دانلد . ان . ويلبر را می خوانيد

در شب 28 مرداد دستجات بظاهر توده ای را به خيابانها گسيل داشتند. اين دسته ها مأموريت داشتند که در خيابان های لاله زار و اميريه هر مغازه ای را که به دستشان رسيد غارت کنند و درهم بشکنند و نشان دهند که اين کارها کار اعضای حزب توده است.
قبل از ساعت 9 صبح روز 28 مرداد گروههای طرفدار شاه در منطقه بازار گرد آمدند. اعضای اين گروهها نه تنها انتخاب خود را بين شاه و مصدق کرده بودند بلکه تحت تأثير حرکات روز گذشته منتسب به حزب توده به اندازه کافی تحريک شده و آماده اقدام بودند. اين جماعت فقط به يک رهبری احتياج داشتند. جليلی که يک گروه را در پيشروی به سوی مجلس همراهی می کرد، در سر راه خود به روزنامه « باختر امروز» که متعلق به حسين فاطمی، وزير خارجه بود حمله کرد.
اين روزنامه را که در روزهای 26 و 27 مرداد خضمانه ترين حملات را به شاه کرده بود، به تحريک او آتش زدند و تقريبا درهمان ساعت ها فرد ديگری به نام افشار گروههای ديگری را به سوی روزنامه های توده ای هدايت کرد که همه آنها منهدم شدند.


لمپن (شعبان بی مخ) کودتای 28 مرداد در همین روز (28 مرداد 1385)در گذشت
سالگرد مرگ یک لمپن
این هم از بازی روزگار است که شعبان جعفری (معروف به شعبان بی مخ ) در روز ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ - پنجاه و سه سال پس از کودتای آمریکائی ۱۳۳۲ که نقش عمده ای در آشوبها و کمک به دولت زاهدی را داشت ـ در سن ۸۵ سالگی در گذشت
عکسی تاریخی از آیتالله کاشانی - شماره یک: حاج حسین اعلم، شماره دو: طاهر حاج رضایی، شماره سه: شعبان جعفری، شماره چهار: حسین مهدی قصاب، شماره پنج: طیب حاج رضایی، شماره شش: اکبر حاج رضایی، شماره هفت: سید اکبر خراط
شعبان جعفری که خود را از "مریدان آیتالله کاشانی" و "دوستداران محمد رضا شاه پهلوی" میدانست، در درگیریهای قدرت در آنزمان طرف شاه و آیتالله کاشانی را در مقابل دکتر مصدق و حزب توده که از دکتر مصدق حمایت میکرد گرفت.
در پی کودتای ۲۸ مرداد، وی به همراه دوستان و نوچه هایش نقشی بزرگ در پیروزی خیابانی طرفداران شاه و ارتش در مقابل کمونیستها و طرفداران دکتر مصدق بازی کرد.
اما در این میان برخی وی را متهم میکنند که در کودتای ۲۸ مرداد از دولتهای انگلیس و آمریکا برای سرنگونی دولت محمد مصدق پول گرفته است.

در همین حال شعبان جعفری خود را از مریدان آیت الله کاشانی و از حامیان و اعضای گروه فدائیان اسلام می دانست که البته پیرامون هر دو ادعای بالا، بحث و جدلهای تاریخی فراوان است.
خود شعبان جعفری مدعی بود که در روز ۲۸ مرداد سال ۳۲، وی تا حدود ظهر در زندان شهربانی بوده و بنابراین نمی توانسته نقشی اساسی در به ثمر رسیدن کودتای ۲۸ مرداد بازی کرده باشد. در این زمینه بحث و جدلهای تاریخی فراوان است

نامه آيتالله كاشاني به دكتر مصدق درخصوص احتمال وقوع كودتا
!آقامطلع بودند


نامه آيتالله ابوالقاسم كاشاني به محمدرضا شاه مشعر بر درخواست تجديدنظر در مسافرت خود با توجه به وضعيت نامناسب سياسي كشور
![رونوشت تلگراف تبريك سرتيپ خاتمي به محمد مصدق نخستوزير به مناسبت شكست كودتاي 25 مرداد [دل نويشته]](http://www.yadeyar.ir/17.jpg)
رونوشت تلگراف تبريك سرتيپ خاتمي به محمد مصدق نخستوزير به
مناسبت شكست كودتاي 25 مرداد
روزنامه گاردین، چاپ لندن، در شماره روز سه شنبه، 14 اوت، مطلبی را به استعفای دو تن از وزیران اقتصادی کابینه محمود احمدی نژاد اختصاص داده است.
در این تفسیر که با عنوان "رییس جمهور ایران وزیران خود را برای منحرف کردن انتقاد از ناکامی سیاسی برکنار می کند" به قلم رابرت تیت انتشار یافته آمده است که تغییر در ترکیب کابینه در پی انتقاد از تلاش های محمود احمدی نژاد برای تحکیم تسلط خود بر قدرت در آستانه انتخابات مجلس صورت گرفته است.
به گزارش بی بی سی فارسی نویسنده گاردین یادآور می شود که اگر چه آقای احمدی نژاد اعلام داشته که استعفای کاظم وزیری هامانه و علیرضا طهماسبی، وزیران نفت و صنایع را پذیرفته است اما تردیدی وجود ندارد که این دو نفر مجبور به کناره گیری شدند و جای خود را، تا تعیین وزیران جدید، به سرپرستان دو وزارتخانه دادند.
گاردین می نویسد که خروج آقایان وزیری هامانه و علیرضا طهماسبی از کابینه در پی انتقادهای گسترده از رییس جمهور به خاطر وضعیت اقتصادی از جمله افزایش نرخ تورم و بیکاری صورت می گیرد که با وعده های انتخاباتی او برای تعمیم رفاه اقتصادی و محو فقر در تضاد است. ممکن است آقای وزیری هامانه قربانی برنامه جیره بندی بنزین باشد که از ماه ژوئن به اجرا گذاشته شد و با نا آرامی وسیع و تخریب تعدادی از جایگاه های توزیع سوخت توسط معترضان همراه بود هرچند گفته می شود که وزیر نفت در زمینه جیره بندی مسئولیتی نداشته است. گرچه ایران از نظر تولید نفت خام در رده چهارم در جهان قرار دارد اما دولت ایران گفته است که جیره بندی برای صرفه جویی در هزینه پرداخت یارانه بنزین ضرورت داشته است و در روزهای اخیر، آقای احمدی نژاد فروش بنزین به نرخ آزاد را رد کرده و گفته است که چنین اقدامی باعث تشدید تورم می شود. آقای وزیری هامانه پس از آن به سمت وزارت نفت رسید که نمایندگان مجلس سه فرد پیشنهادی رییس جمهور را نپذیرفتند، می گوید که خروج او از کابینه به محمود احمدی نژاد امکان آن را می دهد تا در زمانی که نمایندگان مجلس خود را آماده ورود به رقابت های انتخاباتی می کنند، فردی مطلوبتر از نظر مجلس را برای تصدی این سمت معرفی کند.
در مورد برکناری علیرضا طهماسبی، گاردین می نویسد که پس از آنکه هفته گذشته وی استعفانامه خود را تسلیم کرد، انتظار می رفت به زودی از این سمت کنار برود و گفته می شود که دلیل اقدام او به استعفا این بود که در برابر تعویض برخی مقامات وزارت صنایع با افراد مورد نظر رییس جمهور مقاومت کرده بود. گاردین از قول یک کارشناس اقتصادی در ایران می نویسد که در حالی که سیاست اقتصادی رییس جمهور با شکست مواجه شده، آقای احمدی نژاد مجبور بوده است با به راه انداختن سر و صدای فراوان به مردم بگوید که افراد برکنار شده مسئول این ناکامی بوده اند.
نویسنده مقاله می افزاید که ممکن است محمود احمدی نژاد اینک به ایجاد تغییرات اساسی در سمت های وزارت خارجه دست بزند و انتظار می رود که پس از آنکه ابراهیم شیبانی، رییس بانک مرکزی، با دستور اخیر رییس جمهور برای کاهش نرخ بهره مخالفت کرد، در صدد برکناری او نیز برآید.

برخی انتصابات و رويكردهاي جديد در وزارت امور خارجه اعتراض کارشناسان و مدیران این وزارتخانه را که با سیاستهای جاري و معمول اين دستگاه در گذشته در تضاد كامل است برانگیخته است.
در يكي از حیرت انگیزترین احكام که برخي کارکنان وزارت خارجه آن را بي سابقه ميدانند حکم مدیر کلی حقوق بشر و زنان این وزارتخانه است که اين نهاد را به خانوادگي ترين ارگان در دولت مشهور كرده است.
منوچهر متکی وزير امور خارجه با صدور حکمی همسر خویش را به سمت مدیر کل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه منصوب کرده است. در خصوص سوابق خانم دکتر نظری همسر متكي قابل ذكر است كه وي حتي یک روز فعالیت در وزارت خارجه را نداشته است و داروساز بوده و تا قبل از وزارت آقای متکی در سازمان بهزیستی کل کشور مشغول به کار بودهاند.
منوچهر متكي برای فراهم آوردن امکان انتصاب وی به ریاست این اداره کل، اداره حقوق بشر را که یکی از واحدهای اداره کل سیاسی و اموربینالملل وزارت خارجه بود از این اداره کل جدا كرده و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه يك اداره كل جديد تاسيس نموده تا بتواند همسرش را در اين سمت منصوب كند.
متن حکم دكتر احمدي نژاد به اين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي مهندس علي اكبر محرابيان
به استناد اصل يكصد و سي و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و با عنايت به مراتب تعهد ، شايستگي و سوابق ارزنده اجرايي شما، به موجب اين حكم جنابعالي به سمت«سرپرست وزارت صنايع و معادن» منصوب مي شويد .
اميد فراوان دارم كه در عين هماهنگي و همكاري با هيات وزيران و انجام وظايف قانوني خويش ، در تحقق كامل برنامه هاي چهارگانه دولت شامل : عدالت گستري، مهرورزي ، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي و معنوي كشور توفيق يابيد.
محمود احمدي نژاد
اينكه روابط ويژه محرابيان با رئيسجمهور، موجب شده است تا اختلافنظر وي با اين دو وزير به بركناري آنان منجر شود، نياز به اعلام نظر از سوي خود آنان دارد، اما انتصاب فردي كه فاقد سوابق و تجربيات اجرايي است و به جز مشاوره با شهردار تهران در دوره مسئوليت احمدينژاد و مسئوليت ستاد تبصره 13 در دولت نهم ـ كه متولي مسائل مربوط به حملونقل عمومي كشور است ـ عملكرد ديگري نداشته، ابهامبرانگيز است، به ويژه آنكه در مدت مسئوليت محرابيان در ستاد تبصره 13، دو فعاليت اصلي اين ستاد، توسعه حملونقل عمومي و جايگزيني گاز طبيعي به جاي بنزين در خودروها با اختلال روبهرو شده است.
همچنين در دو سال اخير، رشد ساخت مترو و افزايش استفاده از خطوط موجود به دليل كارشكني در برآورد اعتبارات قانوني مترو به شدت كاهش يافته و در تحويل اتوبوس به شركت واحد نيز تا آستانه انتخابات شوراها در سال گذشته، اختلافات بسياري به وجود آمده است.
اكنون وزراي رفاه، تعاون، صنايع ومعادن و نفت دولت نهم تغيير يافتهاند و بجاي دو وزير اول، دو نماينده مجلس منصوب شدند و به جاي سومي نيز موقتا خواهرزاده رئيس جمهور و رئيس ستاد تبصره۱۳ منصوب شده است
سرانجام پس از ماهها بحث طرح تغيير وزيري هامانه، روز گذشته، رئيسجمهور با انتصاب سرپرست براي وزارت نفت، هامانه را از وزارت عزل كرد.
وزيري هامانه، پس از عدم رأي اعتماد به سعيدلو، تسلطي و محصولي توسط مجلس در آذر ماه سال 84، چهار ماه پس از ديگر وزرا، كار خود را آغاز كرد و از همان آغاز كه هامانه به عنوان چهارمين پيشنهاد احمدينژاد براي وزارت نفت، موفق به كسب رأي اعتماد از مجلس هفتم شد، بحث ناهمخواني ديدگاههاي اجرايي وي با كابينه نهم به ويژه از سوي رسانههاي نزديك به دولت مطرح شد و در اين مدت، همواره شايعه تغيير وي از سوي منابع نزديك به دولت مطرح ميشد.
اما اكنون كه پس از گذشت حدود يك سال و نيم از وزارت هامانه، سرانجام بركنار شد، گمانههاي گوناگوني درباره علت بركناري وي مطرح شده است.
در اين باره، برخي همچنان بر اين باورند كه ناهمخواني هامانه با كابينه نهم، علت تغيير وي پس از پذيرفتن تحميلي او در مقطع رأي اعتماد است، به ويژه كه وزيري يكي از معاونان زنگنه، وزير پيشين نفت بوده كه رئيسجمهور به عملكرد وي انتقادات بسياري داشت و حتي يكي از برنامههاي دولتش را كنار زدن مافياي نفتي عنوان ميكرد؛ امري كه وزيري هامانه وجود آن را انكار ميكرد.
در عين حال، گروهي از محافل نزديك به دولت، بر اين باورند كه علت عزل هامانه، ناكارآمدي وي پس از يك سال و نيم مديريت بر وزارت نفت بوده است. اين گروه، ضعف در اجراي تبصره 13، سهميهبندي بنزين و تأسيس و بهينهسازي پالايشگاهي براي توليد بنزين و كندي فعاليتها كه به ويژه در عسلويه به او نسبت داده و به عنوان نقاط ضعف وي مطرح ميكنند. اين در حالي است كه وزيري، انعقاد چندين قرارداد كلان نفتي در شرايط انعقاد دشوار بينالمللي را نيز در كارنامه خود دارد.
در پايان اين گزارش آمده است: در عين حال، احتمال پنهان و مهم ديگر مطرح شده مخالفت وي با ارايه كامل درآمد نفتي كشور به دولت است. برخي بر اين باورند كه درآمدهاي نفتي، به ويژه سهم وزارت نفت از صادرات و فروش نفت و گاز بايد كاملا در اختيار دولت باشد، اما برخي ديگر از جمله هامانه، بر اين باور بودند كه درآمد وزارت نفت به كل كشور تعلق دارد و بايد بنا بر قانون، درباره محل هزينهكرد آن تصميمگيري شود، هرچند اين روند زحماتي را براي دولت و وزارت نفت پديد آورد.
ولی تا آنجا كه ما اطلاع داریم مدتها بود كه تغییر برخی معاونت ها و نصب افراد خاصی در هر دو وزراتخانه درخواست می شد و آقای دكتر طهماسبی و آقای مهندس وزیری به دلیل نا مناسب بودن افراد معرفی شده، مقاومت می كردند و به نظر می رسد علت اصلی تغییر آنها هم همین بوده باشد
همزمان با قطعي شدن استعفا وزير صنايع که گفته شده است به علت منفي بودن کارنامه دو بخش صنعت و معدن در دو سال گذشته اتفاق افتاده، اعتراف وزير رفاه به وجود نزديک ده ميليون زير خط شديد و مطلق فقر، و آشکار شدن آمار رسمي نرخ تورم که نشان مي دهد، دو ضربه تبليغات و بزرگنمائي هاي دولت محسوب مي شود. به ويژه که اين هر دو رويداد در نقدهاي اقتصاددانان وجود داشت و به دولت هشدار داده شده بود.
"هفت ميليون و 303 هزار نفر در كشور زير خط فقر مطلق هستند".اين جديد ترين آماري است که از سوي وزير رفاه و تامين اجتماعي به كميسيون اجتماعي مجلس ارائه شد.غير از اين نزديک به دو ميليون نفر نيز زير خط فقر شديد و مطلق قرار دارند که جمعيت زير خط فقر شديد کشور را به 9 ميليون و 242 هزار و 700 نفر افزايش مي دهد.
به گفته موسي الرضا ثروتي يکي از اعضاي اين کميسيون در گزارش وزير رفاه خط فقر شديد شهري 65 هزار تومان با نرخ 2.8 درصدي اعلام شد كه به اين ترتيب جمعيت زير خط فقر شديد شهري يك ميليون و 278 هزار نفر است و تعداد روستايياني كه زير خط فقر شديد هستند 661 هزار و 700 نفر با نرخ 2.9 درصدي اعلام شد كه اين افراد درآمد ماهيانه اي بالغ بر 51 هزار و 400 تومان دارند.
اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس افزود تعداد جمعيت كل "زير خط فقر شديد" روستايي و شهري در كشور را حدود يك ميليون 939 هزار و 700 نفر است" و خط فقر مطلق شهري طبق گزارش ارايه شده از سوي وزير رفاه و تامين اجتماعي 162 هزار و 500 تومان است.
به گفته ثروتي جمعيت "زير خط فقر مطلق شهري" نيز 4 ميليون و 793 هزار نفر و جمعيت" زير خط فقر مطلق روستايي" 2 ميليون و 510 هزار نفر است.
براساس گزارش وزير رفاه به مجلس 10.5 در صد جمعيت شهري کشور زير خط مطلق فقر قرار دارند و 11 درصد از جمعيت روستائي کشور نيز زير خط مطلق فقر قرار گرفته اند.
به گفته اين نماينده مجلس براساس تحقيقات انجام شده درآمد 10 تا 12 ميليون نفر از افراد جامعه پاسخگوي نيازهايشان نيست و اين امر باعث مي شود با افزايش تورم به مرور به تعداد افراد زير خط فقر اضافه شود.
وزارت رفاه و تامين اجتماعي که طي عمر 2 ساله دولت محمود احمدي نژاد 2 وزير را به خود ديده تاکنون از اعلام رسمي خط فقر به رسانه ها خودداري کرده است.
عبدالرضا مصري وزير فعلي رفاه و تامين اجتماعي 21 اسفند 85 در همايش سراسري مديران استاني سازمان تامين اجتماعي در حضور خبرنگاران وجود جمعيت زير فقر در کشور را انکار کرد و ادعا کرد "بر اساس تعاريف جهاني، افرادي که روزانه کمتر از يک دلار درآمد داشته باشند جزء جمعيت فقر مطلق هستند بنابراين در ايران مصداق اين امر وجود ندارد و کسي زير خط فقر مطلق نيست".
وي در 21 خرداد 86 نيز "تعيين خط فقر" را اساسا رد کرد و گفت "من قايل به تعيين خط فقر نيستم و معتقدم كه بايد خط بقا در جامعه تعيين شود". اظهارات وي با واکنش جامعه شناسان و صاحب نظران مواجه شد. با اين حال عبدالرضا مصري هربار تکرار مي کند "در ايران فقر خشن نداريم" چرا که وي مدعي است "هر فردي كهتحت پوشش نهادهاي حمايتي است در طول اين دو سال مشكلش مرتفع شده است."
وي که از آغاز وزارت تاکنون از اعلام خط فقر امتناع مي کند به خبرنگاران و رسانه ها توصيه کرد که آنان نيز از انتشار اخبار مربوط به خط فقر امتناع کنند چرا که به عقده آقاي وزير"دو سه خط فقر داريم كه رسانهها يكي از آنها را اعلام ميكنند و بقيه را اعلام نمي كنند و دچار مشكل ميشويم".
همزمان با اعلام جمعيت گرفتار در فقر مطلق و شديد در کشور ناگهان اول هفته بانک مرکزي اعلام داشت تورم با دو درصد افزايش در چهار ماه اول سال به 14.8درصد رسيده است. اين نرخ در فروردين 12.8 درصد بوده که در تيرماه دو درصد بيشتر شده است که اين بيشترين نرخ تورم اعلام شده در دو سال گذشته و از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد در ايران است.
گفتني است نرخ تورم در سال ۱۳۸۴ بعد از کاهشي سه درصدي از بيشتر از ۱۵ درصد به حدود ۱۲ درصد رسيده بود و بعد از آن نيز نرخ تورم روندي کاهنده داشت به طوري که اين رقم در نيمه اول سال گذشته به حدود ۱۱ درصد نيز رسيده بود..
يک کارشناس اقتصادي مي گويد افزايش جمعيت فقيران در دولتي که 120 ميليارد دلار را با شعار عدالت اجتماعي هدر داده است و بالارفتن نرخ تورم در جامعه اي که دولت همچنان در تکذيب تورم و گراني اصرار دارد در حالي اتفاق افتاد که هيچ نشانه اي حاکي از اعتراف دولت به خطاهايش در اولين تجربه دولتمرداري و پذيرش انتقاد اقتصاددانان و منقدان ديده نمي شود


دوشنبه دوم مرداد ماه 1386 در يكي از بخشهاي خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران خبرنگار سيما از يكي از مديران شركت ايران خودرو در زمينه تاثير گاز سوز كردن خودرو بر قدرت و شتاب آن پرسيد كه مدير مذكور با غير كارشناسي خواندن اين گونه نظرات خواستار توليد برنامه اي براي تبيين مزاياي گاز سوز شدن خودرو ها شد. اما مسئله مهمتر كه همواره در اين گونه صاحبه ها و اظهارات مغفول مي ماند اين است : كدام گاز؟ CNG يا LPG.
پروسه گازسوز كردن خودرو ها در ايران با نصب كيت LPG بر روي برخي از خودرو ها از سال ها پيش آغاز شد اما در ميانه راه با انواع و اقسام توجيهات سعي شد تا اين گونه القا شود كه CNG به عنوان گاز طبيعي به دليل وجود منابع عظيم آن در كشور و قيمت صادراتي بالاتر LPG و هزار دليل و برهان ديگر از LPG بهتر است و سرانجام برنامه جايگزيني جايگاه هاي LPG با CNG آغاز شد؛ اما واقعيت ماجرا چيست؟
در مقايسه اي كوتاه بين LPG و CNG به روشني ميتوان دريافت كه براي مالك خودرويي كه تمايل به دوگانه سوز شدن خودرو خود دارد LPG بسيار جذاب تر و مفيد تر از CNG است چرا كه:
1- خودرو CNG سوز با مخزن پر حداكثر 150 كيلومتر را طي مي كند (كه بسته به نوع خودرو و شرايط محيطي و ترافيك تا 60 كيلومتر هم كاهش ميابد).
ولي خودرو LPG سوز بيش از 400 كيلوتر با يك مخزن پر ميتواند تردد كند(در تهران و با ترافيك آشناي آن).
با اين حساب به دليل لزوم سوخت گيري هاي متعدد تعداد جايگاهاي لازم براي CNG عملا دو برابر جايگاههاي LPG و تا 5 برابر جايگاههاي بنزين خواهد بود.
حال تصور كنيد يك خودرو CNG سوز براي طي مسافت 900 كيلومتري تهران تا مشهد چند بار بايد سوخت گيري نمايد (6 بار) و با يك حساب ساده با فرض 10 دقيقه زمان (كه عملا بسيار بيشتر است) چقدر بر زمان طي اين مسافت افزوده خواهد شد( حداقل يكساعت).
به همين ترتيب حساب كنيد چند جايگاه بايد در اين مسير (رفت و برگشت) بايد ايجاد شود؟ و نهايتا با چه هزينه اي؟
2- خودرو CNG سوز بايد با سوخت بنزين شروع به كار نمايد. در حالي كه خودرد LPG سوز چنين الزامي ندارد (خصوصا در فصول گرم سال و مناطق گرمسير).
3- شتاب ايجاد شده توسط CNG كمتر از نصف LPG است و به اين ترتيب خودرو CNG سوز عملا امكان حركت در شيب ها را ندارد و بايد به سوخت اوليه خود رجوع كند. باز به اين موضوع بيانديشيد كه طي مسير در جاده هاي كوهستاني (مثلا تهران – شمال) چگونه با CNG ميسر خواهد شد؟
4- وزن مخزن CNG بيش از 60 كيلو گرم است در حالي كه مخزن LPG پر وزني به مراتب كمتر دارد (حدود يك پنجم).
به اين ترتيب خودرو شما همواره حامل يك مسافر بالغ است (حتي در زمان توقف) در اين حالت تصور كنيد ميزان استهلاك لاستيك هاي عقب، كمك فنر ها و شاسي تا چه ميزاني افزايش خواهد يافت؟
5- ميزان خوردگي ناشي از گاز CNG به مراتب نسبت به LPG براي خودرو هاي بنزين سوزي كه دو گانه سوز مي شوند بيشتر است.
6- هزينه دوگانه سوز كردن خودرو بنزين سوز با CNG نسبت به LPG بيش از سه برابر خواهد بود.
7- نكته بسيار مهم تر در مقايسه اين دو نوع گاز اين كه تمام تجهيزات مورد نياز براي دوگانه سوز كردن خودردو ها با LPG در داخل توليد مي شود ولي براي CNG ، حداقل مخزن آن وارداتي است و براي كشور ارز بري دارد.
8- جايگاههاي CNG براي مكيدن گاز از خطوط لوله و تزريق آن به مخزن خودرو به كمپرسورهايي با تواني در حدود 500 كيلو وات نياز دارند. لذا غير از هزينه برق، تامين اين حجم توان الكتريكي خود مقوله حائز اهميتي است.
با اين اوصاف اگر مسير CNG سوز كردن خودرو ها با اين شتاب ادامه يابد روزگاري را تصور كنيد كه بيش از يك ميليون خودرو CNG سوز در شهري مثل تهران وجود داشته باشد. با يك حساب سر انگشتي به حدود 1000 جايگاه CNG در سطح شهر تهران نياز خواهد بود كه با تمام توان ، گاز را از لوله ها مي مكند و به مخازن خودرو ها تزريق مي كنند.
جداي از نياز به حدود 5 مگاوات توان اضافي در شبكه برق (كه خدا مي داند از كجا بايد تامين شود) فشار بي امان اين جايگاه ها به شبكه گاز قطعا به افت فشار منجر خواهد شد.
سال گذشته به همين دليل ساده ي افت فشار، گاز لازم براي اتوبوسهاي CNG سوز تامين نشد و عملا بخشي از ناوگان اتوبوس راني و به تبع آن حمل و نقل شهري دستخوش اشكال شد.
به نظر نمي رسد در زمان افت فشار زمستاني شركت ملي گاز بخواهد اولويت را به خودرو ها داده و گاز منازل را براي رسيدن گاز به جايگاه ها قطع نمايد.
به اين ترتيب چاره اي باقي نمي ماند جز اينكه كمپرسورهاي خوش خوراك جايگاه ها خاموش شوند و يك ميليون خودرو CNG سوز بي گاز مانده مجبور شوند با سهميه روزانه 23 ليتري خود سر كنند.
بنده شخصا علاقه اي ندارم به تبعات اجتماعي و نا آرامي هاي ناشي از آن كه در اين شرايط احتمالاً روي خواهد داد فكر كنم، اما آيا مسؤولان محترمي كه اينگونه بر طبل CNG سوز كردن خودرو ها مي كوبند، حاضرند اين تبعات و اتفاقات ناشي از آن را بپذيرند و در آن زمان پاسخگو باشند؟
آيا تنها به دليل آن كه "بعضی ها"! اقدام به سرمايه گذاري در كارخانه توليد مخازن CNG در آلمان و كره كرده اند ميتوان چنين عذاب اليمي را بر دوش مردم مظلوم ايران سوار كرد؟
آيا بهتر نيست به جاي جمع آوري جايگاه هاي LPG وCNG سوز كردن خودرو ها مردم را در انتخاب CNG يا LPG به عنوان سوخت پاك و دوم آزاد بگذاريم تا خود گزينه دلخواه خود را برگزينند؟
مگر نه اينكه قيمت هر تن LPG صادراتي 450 دلار و هر تن بنزين وارداتي 650 دلار است؟ آيا بهتر نيست با كاهش صادرات LPG و به تبع آن واردات بنزين در هر تن 200 دلار كمتر از جيب مردم ايران دود كنيم و به هوا بفرستيم؟
مردم خود قضاوت خواهند كرد.
|
محسن رضايي در گفتگو با ماهنامه اقتصاد ايران تأكيد كرد: طي 100 سال اخير يعني از انقلاب مشروطه به بعد، جز در دوره حكومت رضاشاه و رياستجمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، در هيچ دورهاي شاهد مديريت اقتصادي نبودهايم. وي در خصوص ارزيابي از موقعيت اقتصادي ايران گفت: اقتصاد ايران، در سطح ملي نوعي اقتصاد مختلط دولتي- خصوصي است كه همواره اصل را بر مصرف منابع ملي و به طور مشخص، نفت براي تأمين هزينههاي دولت قرار داده است. اين اقتصاد نفتي، تعامل منطقي ميان بخش دولتي و خصوصي را قطع كرده و موجب شده تا در سطوح پايينتر از جمله شهرها و استانها، شاهد نوعي تقسيمبندي سياسي باشيم. همين وضعيت، به جاي برخورداري از شهرهاي رقابتي، كشور را با پديده شهرهاي يارانهاي مواجه ساخته است. به طور كلي، در ساختار اقتصاد كشور، شاهد گسست اقتصاد دولت و مردم و به وجود آمدن شهرهاي يارانهاي يا الگوي گداپروري هستيم كه هم منابع توليد را به انحراف كشانده و هم رفتارهاي توليدي تخريب كرده است. وي در خصوص ريشه هاي اقتصاد گداپرور افزود: عنصر سياست، نقش اصلي را در ايجاد اين پديده ساختاري ايفا كرده است - چه در بُعد سياست داخلي و چه از سوي قدرتهاي بزرگ از جمله آمريكا كه پس از جنگ جهاني دوم، برخلاف توسعه همهجانبه كشورهايي چون كره، ژاپن و آلمان، ايجاد يك ساختار اقتصادي بيمار را در ايران ترجيح ميدادهاند. از نقطه نظر مديريتي هم در تمامي دورههاي گذشته نوعي مديريت سياسي در داخل كشور اعمال شده است، به طوري كه ميتوان اذعان داشت طي 100 سال اخير يعني از انقلاب مشروطه به بعد، جز در دوره حكومت رضاشاه و رياستجمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، در هيچ دورهاي شاهد مديريت اقتصادي نبودهايم! |
|
|

شعرساقي قهرمان در عين صراحت، سرشار از رنجي است كه فرياد نمي كشد بلكه يقين هاي مخاطب را به شك تبديل مي سازد. قهرمان از هرچيزي كه به دردش بخورد در شعرش استفاده مي كند. در زبان دست مي برد، از مسلمات حرف مي زند ، به پرسش مي كشد و بالاخره كاري كرده كه شعرش خيلي مورد توجه قرار گرفته است. ساقي قهرمان متولد 1335 در مشهد است. از ساقي قهرمان چند مجموعه شعر از جمله «از دروغ» و «ساقي قهرمان. همين» و يك مجموعه داستان با نام «اما وقتي تنهايي، گاو بودن درد دارد» منتشر شده است. گفت وگوي شرق را با ساقي قهرمان بخوانيد؛
در جايي گفته اي كه شاعرانگي را به ارث برده اي اما شاعر خوب بودن نتيجه تلاش توست. اين حرف جسورانه اي است در حالي كه شاعران ما فكر مي كنند «شاعر بسيار خوب » به دنيا آمده اند؟
حرفي كه گفته ام جسورانه نيست، تلاشي كه كرده ام جسورانه است. در آن مورد هم، اگر نظري داشته باشم بايد راجع به اقوام نزديكشان باشد.
در شعر «وزير كار» فاعليت شاعر در بطن سطرها روي مفعوليت به خود مي گيرد آيا در اين شعر مرز بين زنانه نويسي و مردانه نويسي را خواسته اي پشت سربگذاري؟
فاعل زماني متشخص است كه مفعول حضور نداشته باشد. هر جا هر دو با هم باشند، خطوط قدرت مبهم مي شود. در شعر «وزير كار»، راوي از مخاطب مي خواهد كه او را در شرايط خاصي قرار دهد. به مخاطب توضيح مي دهد و آن شرايط را روشن مي كند. در اين شعر، ساقي قهرمان، به عنوان راوي قادر به تعيين نقش خود، انتخاب كرده در وضعيتي قرار بگيرد اما چون وظايف مخاطب راوي را خودش تعيين مي كند، در اين وضعيت انفعال وجود ندارد و مخاطب راوي، به دليل آنكه راوي در حال ديكته كردن به اوست، قادر به سرنوشت راوي نيست و راوي مقهور مخاطب نيست، هر دو نقش را در آن واحد ايفا مي كنند. حدس خود من اين است كه چون در مرزهاي مرسوم زنانگي زندگي نمي كنم، خود به خود در شعر من اين مرزها موجود نيستند. حالا، دقيقاً نمي دانم منظور شما از زنانه نويسي و ارتباط آن با فاعليت ساقي قهرمان چيست. زنانه نويسي منطقه اي؟ يا زبان زنانه؟ مشكل ما جايگزين كردن مردانه با زنانه نيست، آن اتفاقي كه ناگزير است از افتادن، از ميان رفتن مرز بين زنانگي و مردانگي است به نفع هويتي كه زنانه يا مردانه بودنش را با تكيه به ذهنيت خود تعيين مي كند. هويت انساني ناچار است خود را از يونيفورم قراردادي آزاد كند و بگذارد هركس همان باشد كه هست؛ سياليت جنسيت را باور كند. در آن شعر، مرز برداشته شده، نه به نفع زبان زنانه، به نفع هويت مردان و زناني كه به نام جنسيت محكوم مي شوند.
قبول داري كه پتانسيل زبان فارسي مردمحور بوده. يعني ديكتاتوري زبان فارسي حتي به مردان، اجازه زنانه نويسي را نداده؟ فكر نمي كني خط شكني هاي يك دهه اخير شاعران ما در عرصه زبان، فراهم كردن امكان بروز وجه زنانه زبان است؟
مردمحور بوده، اما آن مردمحوري مردش از مردسالاري برگرفته شده نه مردي كه به دليل طبيعت اعضاي بدنش مرد ناميده مي شود. ديكتاتوري زبان به مردان هم مانند زنان اجازه خودنويسي نداده. زبان مرد- سالاري حاكم بوده نه زبان تو كه مرد- اي. خط شكني هاي دهه اخير در عرصه زبان، امكاني است براي بروز هويت نويسنده از طريق زباني كه به كار مي گيرد. وجه زنانه را به عنوان نقطه مقابل وجه مردانه به ميان مي آوري، درست است، اين وجه بايد به عنوان آلترناتيو زبان رسمي جامعه مردسالار رشد كند، اما به كارگيري زبان زنانه قدم اول است و وسيله اي است براي درك آن بخش از هويت انساني كه محكوم به سكوت بوده. اما اگر جنسيت زبان آزاد به نوشتن خود نباشد يك تاريخ ديگر بايد بگذرد تا اجبار به كارگيري زبان متحدالشكل زنانه اي كه جايگزين مردانه شده، منسوخ شود. زبان بايد جنسيت خودش را فارغ از مرزبندي جنسيت فرهنگي بروز بدهد و تحمل دگرباشي داشته باشد.
من اعتقاد ندارم كه تو زباني منفعلانه در شعر داري. مي گويم وقتي شاعري مثل تو درك مي كند كه شاعر فاعل زبان است نه مفعول زبان قراردادي، انتظار دارم وقتي مي خواهد حرفش را بزند زبان بر او واقع نشود.

پس از آنكه روزنامه "شرق" به دليل يك گفت وگوي ظاهراً فرهنگي، ديدگاههاي رئيس سازمان همجنس گرايان ايران را منتشر كرد، هيئت نظارت بر مطبوعات دستور توقيف موقت اين روزنامه را صادر كرد.
به گزارش فارس ، هيئت نظارت بر مطبوعات در جلسه ديروز خود ، دستور توقيف موقت اين روزنامه را به دليل گفتگوي تفصيلي با يك زن همجنس باز در صفحه ادبيات و نيز تكرار درج مطالب غير اخلاقي روز شنبه مورخ 13/5/86 صادر كرد.
اين روزنامه پس از اختصاص يك صفحه به مصاحبه با ساقي قهرمان، ضد انقلابي فراري كه اكنون در سن پنجاه و يك سالگي در كانادا اقامت دارد وسردبير نشريه "چراغ" ارگان رسمي سازمان دگرباشان جنسي ايراني است، در تاريخ(14/15/ 86) مدعى عدم آگاهى در اين مورد شد.
كه به همراه برادرش "ساسان" سردبير سايت"گذار"( ارگان فارسى سازمان سيا) چند سال است كه در خدمت سازمان اطلاعات مركزى ايالات متحده و تشكيلات "خانه آزادي" آمريكا هستند در اين مصاحبه اخلاقيات را داراى تاريخ مصرف دانست و در عين حال مدعى شد:انعطافناپذير بودن مرزبندىهاى جنسيتى غير اخلاقى است.
روزنامه شرق در حالي گفت وگوي رئيس سازمان همجنس گرايان ايران را در يك صفحه منتشر كرده بود كه از سال 1997 كه نخستين كتاب اين هرزه گرد جنسي و فكري در كانادا منتشر شد، حتي رسانه هاي خارجي به دليل اوج هرزگي اشعار و داستان هاي وي، از انتشار خبر و گزارش پيرامون آن خودداري كردند.او همچنين رسما كتابى در ستايش روسپيگرى نوشتهاست.
خبرگزاري فارس با پوزش از خوانندگان محترم ، جهت تنوير اذهان و دلايل اتفاق تاسف باري كه منجر به توقيف شرق شد، ناگزير به گوشه اي از هرزه گري هاي وقيحانه اين فرد اشاراتي خواهد داشت:
در اين گفتوگو، مصاحبهكننده به ساقي قهرمان مي گويد كه در اشعارش نوعي اخلاقگرايي مستتر است و وي با تأكيد بر اينكه «اخلاقگرا توصيف كردن وي درست نيست»، به ترويج همجنسگرايي پرداخته و ميگويد: من يك بار اخلاقيات را تماشا ميكنم و يك بار انكارش ميكنم...اخلاق در برابر زن ـ انسان ميايستد. در برابر مرد ـ انسان هم ميايستد... زن محكوم است به «مادر شدن»، مرد محروم است از «مادر بودن». به نظر من مادرانگي يك حس انساني است، ويژگي زنانه نيست به خصوص كه فيزيك زن به تنهايي براي مادر شدن كافي نيست. اگر اخلاقيات حاكم نيمي از مردم را از مادر بودن محروم ميكند و نيم ديگر را محكوم به مادر شدن، اينجا يك ظلم اتفاق افتاده است.
وي خواستار آن شده كه مردان امكان داشته باشند مادر فرزندي باشند. وي تحميل فرهنگ به تن را غيراخلاقي دانسته و ميگويد: محكوميت در قالب جنسيت قراردادي و انعطاف ناپذير بودن مرزبندي هاي جنسيتي غيراخلاقي است.
جالب آنكه پس از بيان اين اظهارات، مصاحبهگر ميپرسد:«فكر نمي كني اين يكي از جزاير نامكشوف زبان ماست كه هنوز به آن پرداخته نشده؟ اينكه مرد هم مثل زن انسان است و ميتواند مادر باشد. ميتواند زن باشد. همان طور كه زن در زبان ميتواند مرد باشد» و وي پاسخ ميدهد: شايد از جزاير نامكشوف زبان ما باشد، اما در حوزه فلسفه و ادبيات جهاني كشف شده است.
گفتني است ، روزنامه شرق، عصر شنبه اقدام به حذف گفتگوي مذكور از سايت اينترنتي خود كرده بود.
ساقي قهرمان كيست؟
نشريه «چراغ» ارگان رسمي سازمان دگرباشان جنسي ايراني، اورا اينگونه معرفي مي كند: " او را فروغ دوران خوانده اند، او را مبارز راه رهايي زنان بدون پرداختن به رودر رويي مستقيم با مردسالاري معرفي كرده اند، او را تن كامه خواهي دانسته اند كه بي پروا به لذت ستاني از جسم خويش مي پردازد و خواننده را به تماشاي اين لذت ستاني دعوت مي كند. او را ترسيم كننده اروتيسم لزبينيسم دانسته اند، او.....
اما اينطور به نظر مي رسد كه ساقي همه اينها هست و نيست. او ظاهرآ مرزبندي را برنمي تابد و در اشعار خود ( چه بسا در زندگي واقعي نيز) از لذت و خواهش تن رو برنمي تابد و اگر هوس كند، با هر كسي چه زن و چه مرد و حتي خود " عشق" همبستر مي شود. اروتيسم، همجنسگرايي و دگرجنسگرايي همه را مي توان در اشعار ساقي ديد...."
ساقي قهرمان در مصاحبه اي درباره خودش اينچنين مي گويد:" تا بيست و چهار سالگي در ايران زندگي كردم و بعد از آن به دلايل سياسي، يعني به دليل همكاري با تشكيلات زنان حزب توده، از ايران فرار كردم. من فقط سه سال بعد از انقلاب در ايران بودم. هنوز فضاي وحشت ايران را فراموش نكرده ام. تا زماني كه در ايران بودم بي تجربه تر از آن بودم كه بدانم چرا در روابط عاطفي ام به مشكل بر مي خورم.
من در اين سي سال اخير بارها عاشق شده ام، يك بار ازدواج كردم. دوبار مادر شده ام. چند بار كورتاژ كردم. چند بار با كساني دراز مدت يا كوتاه مدت زندگي كرده ام. با آدم هاي مختلف خوابيده ام. از آدم هاي مختلف طلاق گرفته ام. طول كشيد تا خصوصيات جنسي خودم را دقيقا كشف كردم....قيد و بندهايي كه فضاي زندگي من را تنگ كرده بودند، بايد دور ريخته مي شدند، به هر قيمتي.."
او در مورد شعرهايش مي گويد: " در شعرهايم در پي اثبات هويت خودم هستم. خودم هم زن ام. هم جنسگرا هم هستم. تمام روابط و قراردادهاي اجتماعي را از دريچه روابط جنسي مي بينم. در شعرهايم تصوير عشقبازي زنان را منعكس مي كنم، و اين زنان گاهي در حال كام گرفتن از زنان اند، و گاهي در حال كام گرفتن از مردان، و گاهي ديگران... "
وي درمورد نگاهش به همجنسگرايي مي گويد:" من اصلا قادر نيستم به شيشه شراب نگاه كنم و سر شيشه، و درازي گلوي بطري را اندازه نگيرم. از شمع خوشم نمي آيد. مي شكند، و حساسيت هم مي آورد.... از بهترين شيوه هاي عشقبازي است، متأسفانه فروتني فرهنگي ما اجازه نمي دهد عاشق خودمان باشيم و با خودمان عشقبازي كنيم. انگار هميشه كس ديگري بايد دست به كار شود و به ما لذت "بدهد". منظورم اين است كه چرا ... عشقبازي خوانده مي شود و ...
آدم ها يا همجنسگرا به دنيا مي آيند، يا جنس مخالف گرا، .... اين كه هتروسكشوال ها تنها جنس قانوني دنيا اند از همان مقوله ديكتاتوري مذهبي، نژادي، جنسي است. اما اين شرايط عوض خواهد شد. دنيا ياد خواهد گرفت كه تك صدايي سرنوشت جهان نيست.
من اصولا هيچ مشكلي با (...)به عنوان آلت جنسي ندارم. مشكل من با (...) است كه دست يك مرد هتروسكشوال است، و جاي بيل و كلنگ را مي گيرد. با تجربه هاي مختلفي كه داشتم كشف كردم كه اين ... مي تواند به ظرافت... باشد، ..
در ارتباط جنسي هتروسكشوال ها كه متأسفانه به عنوان الگوي روابط همجنسگراها هم به كار مي رود، (تقسيم دو طرف رابطه به اكتيو و پاسيو، زن و شوهر) اعضاي جنسي محدوداند به (...) و (...) و (...) و دهن و انگشت، و لذت جنسي اگر به خاطر توليد مثل نباشد، به خاطر حفظ قدرت/موقعيت، صورت مي گيرد.
همجنسگرايي را نمي شود انكار كرد، همجنسگرايي هم عمر خود تاريخ است... اگر اروتيكاي همجنسگرايانه را از ادبيات كلاسيك ايران حذف كنيم چيز زيادي از ادبيات باقي نمي ماند.
او درباره تجربيات شخصي اش ازهمجنسگرايي مي گويد: " هم رابطه عاشقانه، و هم سكس را با زن ها تجربه كرده ام.
من اصولا از جفتگيري با مردها لذت نمي برم... من عشقبازي كردن با مردها را دوست ندارم.
قهرمان درمورد ارتباط با افراد داخل ايران مي گويد: " ايران را دوست دارم، ولي علاقه اي به بودن در ايران ندارم... اولين بار كه دستگير شدم به وسيله مردم عادي خيابان دستگير شدم. اعلاميه پخش مي كردم.
چند نفر از مردم ريختند دور من و دستگيرم كردند. بعد انداختندم توي ماشين و بردند تحويل كميته دادند. اگر كميته دستگيرم كرده بود ناراحت نمي شدم. اين واقعيت كه مردم به خاطر اعلاميه پخش كردن مي توانند بريزند سر من،... حالم را بد كرد. بعدا، در روزهاي پيش از اين كه از ايران خارج شوم، در روزهايي كه مخفي بودم و اگر شناخته مي شدم دستگير مي شدم، راه رفتن ميان مردم، زندگي كردن در خانه هاي مردم، دلشوره اي در من انداخت كه ديگر هيچوقت دلم نخواست در كوچه هاي ايران راه بروم.
خيلي چيزها هستم ولي مازوخيست نيستم.
تا حد امكان سعي مي كنم كه در داخل كشور به كارهايم دسترسي داشته باشند... ارتباط خصوصي با هيچكس در ايران ندارم، اميدوارم در آينده داشته باشم. "
اقدام دستاندرکاران مجموعه تلويزيوني «چهارخونه» در ارائه چند شخصيت تيپيکال افغاني در اين مجموعه، خشم مسئولان فرهنگي سفارت افغانستان در ايران را به دنبال داشتهاست.
رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي افغانستان در ايران در گفتگو با خبرنگار پايگاه خبري-تحليلي فرارو، با رياکار و متقلب خواندن دستاندرکاران اين مجموعه تلويزيوني، اين اقدام را جفا در حق جوانان و مردم افغانستان و موجب صدمه جدي به روابط حسنه دو کشور دوست و همسايه ارزيابي کرد.
تخاري ضمن اعلام اين مطلب، به خبرنگار فرارو گفت: «تهيهکنندگان اين سريال بدون درنظر گرفتن موازين اخلاقي و مشترکات فراوان فرهنگي دو کشور، اقدام به نمايش چهرهاي غيرواقعي از جوانان افغان کردهاند که اين اقدام قطعا در روابط دو کشور تأثير منفي برجاي خواهد گذاشت.»
وي افزود: «تصميم داريم طي تماس با آقاي پورمحمدي مدير شبکه سه مراتب اعتراض خود را نسبت به اين عمل به ايشان اطلاع دهيم که تاکنون موفق به اين امر نشدهايم.»
تخاري در پاسخ به اين سؤال که « يکي از بازيگران نقش افغاني اين مجموعه، ادعا کرده به مراسم جشن استقلال افغانستان هم دعوت شدهاست، آيا اين خبر صحيح است؟» آن را کذب محض خواند و ابراز داشت: « مگر اين بازيگر (جواد رضويان) کي هست که ما براي جشن استقلال افغانستان دعوتش کنيم؟ کسي که با فرهنگ ما بازي ميکند، هرگز چنين شخصي به مراسم جشن استقلال مردم افغانستان دعوت نيست و اين ادعايي بيشرمانه است.»
رايزن فرهنگي افغانستان در ادامه بااشاره به مشترکات فرهنگي و تاريخي فراوان بين ايران و افغانستان افزود: «نبايد اجازه داد عدهاي در روابط دو کشور همدين و همآيين همسايه ايجاد خلل نمايند. به جاي نشان دادن تلخيها و سياهيها بايد نکات خوب و مثبت نمايش دادهشود. آيا قابل قبول است که ما نيز از اتفاقات سياهي که در ترمينال جنوب، پاکدشت، مولوي و... در جريان است، فيلم تهيه کنيم و بهعنوان تمام ايران آن را در کشورمان پخش کنيم؟ خير، سياه نمايي صحيح نيست.»
مجموعه تلويزيوني «چهارخونه» به کارگرداني "سروش صحت" که مدتي ست از شبکه سه سيما پخش ميشود، به تازگي اقدام به افزودن شخصيتي جديد به نام «شنبه» کردهاست. اين نقش که توسط «جواد رضويان» ايفا ميشود، جواني افغاني است که با مظلومنمايي و نيرنگ قصد دارد از سادگي اعضاي خانواده سريال، سوءاستفاده کند. دراين مجموعه تلويزيوني نشان داده ميشود که داماد خانواده نيز افغاني ديگري است با نام واقعي ـ چهارشنبه ـ که قبلتر خود را به جاي يک ايراني جا زده و دختر خانواده را به همسري گرفتهاست.

مبعث والا پيام دار حضرت محمد(ص)مبارك بادا.
|
نيايش ها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در حالي که مديران دولتي براي سرمايه گذاري هاي خارجي در کشور ارقامي را مطرح مي کنند که با ترديد جدي کارشناسان روبروست، بي خبر گذاشتن افکارعمومي از مفاد قراردادهاي کمک و سرمايه گذاري دولت در کشورهاي ديگر و هم چنين تخفيف هائي که در قراردادهاي فروش گاز و نفت داده مي شود نگراني هائي در پي آورده و اين سئوال مطرح شده که چرا مجلس به وظيفه قانوني خود عمل نمي کند و چرا دولت از مجلس براي اين گونه قراردادها کسب اجازه نمي کند.
ماه گذشته بعد از اظهار رقم باورنکردني صدها ميليارد دلار براي سرمايه گذاري هاي خارجي در کشور که وزير صنايع آن را اعلام داشت، همه توجه ها به آن رقم بود که سرانجام بعد از کنکاش فراوان و جدل هاي کارشناسي که ديگر بي پاسخ گذاشتن آن ها ممکن نبود فاش گرديد که رقم هاي ادعائي مربوط به پيشنهادها و قراردادهاي مصوب است و نه آن چه اجرائي شده. يعني رقمي به ميدان آمده براي تبليغ که در هيچ آمار و ارقامي در جهان به کار نمي آيد. اما اين ماه جريان کنجکاوي ها برعکس شده است. اين بار نيويورک تايمزست که خبر داده که به رغم نگراني دولت آمريکا، جمهوري اسلامي به دولت چپ گراي نيکاراگوئا پيشنهاد کمک مالي به ارزش 350 ميليون دلار براي ساخت يک بندر و10 هزار خانه داده است.
نيويورک تايمز نوشته ايران همچنين وعده داده در ماه نوامبر محل ساخت يک پروژه 120 ميليون دلاري توليد برق آبي را انتخاب کند، و به اين کشور در جهت تامين نيروي برق و کاستن از ساعات خاموشي هاي روزانه کمک نمايد. به اين ترتيب مجموع کمک هاي ايران به کشوري که هنوز وام هاي بيست و هشت سال قبل خود را پرداخت نکرده است به نيم ميليارد دلار رسيده است.
به نوشته نيويورک تايمز بندري که ايران قصد دارد براي نيکاراگوئه بسازد، اولين بندر آبهاي عميق نيکاراگوئا در ساحل درياي کارائيب خواهد بود. به گفته آقاي اورتگا، ونزوئلا نيز به اين پروژه کمک مالي ميکند. سفارت آمريکا در مناگوئا در مورد موافقت نامه ايران و نيکاراگوئا بلافاصله اظهار نظر نکرد اما مقامات آمريکائي قبلا گفته بودند که ايران شريک "مشکل سازي" براي نيکاراگوئا خواهد بود.
از سوي ديگر اعلام شد که ايران قرارست در مقابل نيم ميليارد دلار خود گوشت ،موز و قهوه از نيکاراگوئه وارد کند. اين همان تعهدي است که در سال 1359 نيز در مقابل پرداخت 35 ميليون دلار کمک ايران به همين کشور داده شده بود که حانشينان ارتکا از التزام بدان خودداري کردند.
همين مجلس
اين اشاره از آن جا لازم آمده که در اين قانون حتي پيشبيني شد قراردادهاي قبل از سال 1383 نيز بايد بررسي شود اما اکنون مجلس تاکنون هيچ واکنشي نسبت به قراردادهاي منعقد شده دولت احمدي نژاد با نيکاراگوئه و ونزوئلا نشان نداده . و وقتي هم دولت اعلام کرد ارزش قراردادها و پيشقراردادهاي ايران و ونزوئلا به 17 ميليارد دلار رسيده است واکنشي نشان نداد.
کارگزاران با اشاره به همه اين ها نوشته به همين دليل است که شايد دولت به خود اجازه ميدهد قراردادي 350 ميليون دلاري براي پرداخت اعتبارات به فعاليتهاي عمراني به نيکاراگوئه منعقد کند. آيا مجلس قانونگذاري در جريان اين قراردادها قرار دارد؟ آيا دولت براي انعقاد اين قراردادها از نهاد قانونگذاري مجوز گرفته است؟
چهار ماه قبل که آغاز گشاده دستي هاي دولت احمدي نژاد و سفرهاي وي به آن سوي اقيانوس بود و هواداران دولت با شعارهاي احساساتي گذر به حياط خلوت آمريکا از آن تجليل مي کردند نماينده سيرجان که از قضا از فراکسيون محافظه کاران است در مجلس فرياد زد که در کرمان 300 هزار کپرنشين هست آن وقت چطور به کشورهاي ديگر ميليون ها دلار کمک مالي مي کنيم .
آفتاب يزد روز يکشنبه با اشاره به گفته حجت الاسلام حسيني از نمايندگان مجلس خواست بدان توجه کنند و در ضمن به يادشان آورد اشاره بنيانگذار جمهوري اسلامي را به اهميت مسائل داخلي وقتي که در شرايط جنگي در توجه به مسائل فلسطين و لبنان زياده روي شده بود. اين روزنامه سپس با اشاره به کمبودها و مشکلات اقتصادي داخلي به کمک هائي پرداخت که به عراق داده شده در حالي که دولت آن کشور هيچ نشانه محبت آميزي از خود نشان نمي دهد و كمك براي بازسازي مدارس، مساجد، درمانگاهها و جادههاي لبنان که به نظر ميرسد در نهايت كمك ايران به يك گروه همپيمان است و نه كمك به مردم لبنان. در نتيجه در آينده موجب قدرشناسي مردم لبنان نخواهد بود.
تخفيف گاز
موضوع ديگري که توجه بخش هاي مختلف جامعه را به خود جلب کرده همان است که هفته گذشته هادي نژاد حسينيان در مصاحبه اي فاش کرد. تخفيف به هند و پاکستان در قرارداد خط لوله صلح. وي پرده از آن برداشت که دولت براي ايجاد وسيله تبليغات داخلي به سرعت مشغول انعقاد قراردادي با هند و پاکستان است و عملا به آن دو کشور از جيب ملت ايران سوبسيد مي دهد.
چنين بود که علي اکبر محتشمي پور وزير پيشين کشور در مقاله اي که اعتماد آن را چاپ کرد نوشت در شرايطي که گاز استان هاي سردسير و محروم کشور، نيروگاه ها و صنايع کشور تامين نمي شود صادرات گاز بدون تامين نياز داخل غيرقانوني و غيرشرعي است.
هفته گذشته رييس هيات سابق مذاکره گر با هند و پاکستان بر سر طرح خط لوله صلح در مصاحبه اي افشا کرد که دولت با برکنار کردن وي که به خواهش هيات هاي هند و پاکستان صورت گرفت قصد دارد سي در صد در بهاي گاز تخفيف بدهد. معاون فعلي وزارت کشور اين سخن آقاي نژاد حسينيان را تکذيب کرد.
به نوشته وي صدور گاز به خودي خود ايرادي ندارد، اما اينکه قبل از تامين نياز داخل، گاز کشور صادر شود و اين صادرات موجب در تنگنا قرار گرفتن مردم شود، مورد انتقاد است. اين درست نيست زماني که در داخل کشور، گاز مورد نياز برخي از استان هاي سردسير و محروم کشور تامين نمي شود و بسياري از نيروگاه هاي کشور به دليل نبود گاز ناگزير از مصرف گازوئيل وارداتي به بهاي چندين برابر گاز هستند و به تقاضاي موجود بسياري از صنايع براي استفاده از گاز پاسخ داده نمي شود آنگاه براي دستيابي به برخي از اهداف ديپلماتيک، منابع و منافع ملي کشور هزينه شود و گاز به بهايي ارزان به هند و پاکستان فروخته شود. اين سياست يقيناً نه شرعي است و نه با قانون مطابقت دارد. دقت کنيم؛ اگر گاز ايران به هند صادر شود، ديگر توجيهات فني امروز دولت ها درباره قطع گاز استان هاي سردسير کشور از نظر مردم پذيرفته نمي شود.منطق من همان منطق مخالفت با تعهد فروش دبي مشخصي از آب کارون به کويت است.اين تعهد، در شرايطي که مردم خوزستان در تابستان با کمبود آب مواجه هستند، خطرات امنيتي جدي يي را متوجه کشور ما مي کند.
هيچ دولتي حق ندارد ناني را که به مردم کشور رواست، از دهان ملت بگيرد و به بهايي ارزان به ديگران بدهد. تاکيد رييس سابق فراکسيون اصلاح طلبان در مجلس نوشته هيچ دولتي نمي تواند قراردادي در اين سطح را بدون مصوبه مجلس امضا کند.
بهترين قرارداد
جالب اين است که يک هفته بعد از اظهارات رئيس سابق تيم مذاكره كننده قرارداد خط لوله صلح، وزير نفت در مصاحبه اي اعلام داشته که اعداد و ارقام محاسبه شده در خصوص قيمت و هزينه خط لوله صلح و ارقام توافق شده براي تحويل گاز در مرز پاكستان، نشان ميدهد قرار داد صادرات گاز ايران به پاكستان و هند از بهترين قراردادهاي منعقد شده در كشور عقب نيست.
جمله اي از نظر کارشناسان اقتصادي گنگ و نشان دهنده اصرار وزيري هامانه وزير نفت دولت احمدي نژاد به دفاع از قراردادي که هنوز اجزاي آن به طور دقيق اعلام نشده اما وي گفته است در مجموع نه تنها تخفيفي در اين قرارداد وجود ندارد، بلكه روند مذاكرات و قيمتها بسيار بهتر از حدي است كه فكر ميكرديم در مذاكرات به آن برسيم. مذاكرات كاملا موفق ارزيابي مي شود و منافع كشور نيز كاملا حفظ شده است. وزير نفت معاون سابق خود را به وقت کشي متهم کرده و نگفته گذاشته در حالي که هند به خصوص حاضر نبودند با قيمت هاي قبلي توافق کنند و تهديد به خروج کردند حالا چطور با قيمت بهتر [براي ايران که به معناي فروش گران تر گازست] به بستن قرارداد سرعت داده اند.
وزير نفت در جواب مخالفان گفته هند و پاكستان نياز به گاز دارند و ما نيز بر اساس سياستهاي نظام دنبال انعقاد اين قرارداد هستيم. وي که به نظر مي رسد با آوردن "سياست هاي نظام" مخالفان را از انتقاد بازدارد و نشان دهد که اين سياست دولت نيست اضافه کرده که قرارداد با سرعت به پيش رفت و بحثهاي اصلي قرارداد كه از جمله قيمت و ديگر مفاد آن است به نتيجه رسيد. بخشهايي نيز وجود دارد كه هنوز به جمعبندي نهايي نرسيديم ولي در حال مذاكره هستيم و اميدواريم در زمانبندي پيشبيني شده به نتايج نهايي برسد و با حضور سران سه كشور اين قرارداد امضا شود.
کارشناسان اقتصادي معتقدند از انتقادها و توجهاتي که نسبت به فعاليت هاي خارجي دولت مي شود مهم ترين حاصلي که به دست مي ايد اشکار شدن موضوع و احتياط مقامات دولتي است تا مبادا به علت علاقه مندي به فعاليت هاي نمايشي آماري، به منافع ملي کم توجه بمانند.
بم هنوز نالان و گريان است و...
خاخام یهودی «باروخ آوراهام راکوبسکی» از اعضای ارشد جمعیت ارتدوکس بیت المقدس اعلام کرد: «بزرگان تورات و کابالا (کتاب فرقه عرفانی یهود) می گویند که به زودی جنگی بزرگ با معجزات آشکار رخ خواهد داد.»
به گزارش شیعه نیوز به نقل از سرویس بین الملل «جهان»، این خاخام یهودی گفت: « کابالیستها (عارفان یهودی) هفته گذشته در اورشلیم جمع شدند و با بررسی عمیق کابالیتی نشانه هایی از طرق مختلف و از کودکان اتیست (در خود مانده) دریافت کردند که نشان می دهد به زودی جنگی درخواهد گرفت که معجزاتی مثل خروج بنی اسرائیل از سرزمین مصر به وقوع خواهد پیوست. منظور از معجزات آشکار هم معجزاتی است که علاوه بر کابالیست ها ، اشخاص عادی هم قادر به تشخیص آن خواهند بود.»
خاخام راکوبسکی افزود:« کابالیست ها به عنوان دلیل گفتند هر بار که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از نابودی اسرائیل سخن گفته در عرض 48 ساعت بعد در سرزمین او زمین لرزه ای با شدت متوسط رخ داده است. احمدی نژاد در این باره 5 بار اظهار نظر کرده و هر 5 بار در ایران زلزله آمده است!»
وی ادامه داد: «کابالیست ها همچنین گفتند به آنها الهام شده که آمریکا در بلند مدت دوست اسرائیل نخواهد بود و اسرائیل باید از فرصت کنونی و دوستی با آمریکا استفاده کند و علیه ایران دست به حمله نظامی بزند.»
در عین حال کابالیست مشهور «حییم کهن» که مریدانش ادعا می کنند چشم غیبی دارد به شاگردانش گفته است:« اکنون اسرائیل در وضعیتی است که توان حمله به دشمن و نابودی سریع آن را دارد و اکنون ما در دورانی هستیم که درباره آن گفته شده «خداوند برای شما خواهد جنگید.»
همچنین خاخام «حییم کانیوسکی» در پاسخ به سئوالی درباره ایران گفته است: «خداوند به زودی معجزات بزرگی برای ملت اسرائیل انجام خواهد داد.» این خاخام نیز در بین جمعیت ارتدوکس یهودی به عنوان مطلع از امور غیبی شناخته می شود.
منبع خبر: جهان امروز
این هم یک نوع حماقت مذهبی یهودیت
در آستانه روز خبرنگار، روزنامه شرق تعطيل شد تا معلوم شود" ما اشتباه ميكنيم. آنها كارشان را درست انجام ميدهند.آنها ميگويند شما نبايد روزنامه داشته باشيد. ما زور ميزنيم كه روزنامه داشته باشيم. آنها هم ميگويند اشكالي ندارد شما روزنامه داشته باشيد ما هم توقيف ميكنيم."[ مهدي رحمانيان مديرمسوول روزنامه شرق]
داستان با چاپ يک مصاحبه آغاز شد.مصاحبه با يک خانم شاعر:" بعد از چاپ مطلب «زبان زنانه» بر اساس تماسهاي مخاطبان مطلع شديم كه شاعره مصاحبه شونده مورد اخلاقي دارد به همين دليل امروز مطلب پوزش و عذرخواهي به احترام مخاطبان چاپ كرديم."
اما اين پوزش، آن طور که کيهان نوشت:" پذيرفتني" نبود:" در پي انتشار اين گفت وگو با مستهجن ترين فعال ادبي گروهك هاي ضدانقلاب، روزنامه «شرق» كه خيال مي كند حرفه اي ترين روزنامه ايران است ديروز با انتشار خبري كوتاه مدعي شد كه خوانندگان روزنامه آنان را از اشتباهشان آگاه كرده اند! اما ناظران رسانه اي با ارزيابي شخصيت مصاحبه كننده و خبرنگار اين روزنامه معتقدند كه روزنامه «شرق» با آگاهي از شخصيت پورنو، هويت جنسي بيمار و ديدگاههاي معاند سياسي اين همجنس باز، با وي مصاحبه كرده است و عذرخواهي از «گفت وگو» با رئيس سازمان همجنس گرايان هم شگردي كهنه براي فريب افكار عمومي است". [کيهان، دوشنبه]
استدلالي که پايه توقيف دوباره روزنامه شرق شد و البته از زبان هيئت نظارت بر مطبوعات:"به گزارش خبرگزاري مهر، محمد پرويزي، مديرکل مطبوعات و خبرگزاريهاي داخلي با اعلام اين مطلب، گفت: هفدهمين جلسه از يازدهمين دوره هيأت نظارت بر مطبوعات روز دوشنبه برگزار شد و طي آن مطلب درج شده در صفحه 18 مورخ 13 مرداد ماه روزنامه "شرق" مطرح و با توجه به ناديده گرفتن تذکرات قبلي هيأت نظارت توسط مديرمسئول ، مقرر شد آن روزنامه به خاطر مصاحبه با يکي از عناصر ضد انقلاب و مروج همجنس بازي که به اين فسق علني اشتهار دارد و در اين مصاحبه نيز مکنونات قلبي خود را آشکار کرده، براساس تبصره ماده 12 قانون مطبوعات و به استناد بند 2 ماده 6 همان قانون توقيف و پرونده آن به مراجع قضائي ارسال شود."
آن هم در حاليکه"اين روزنامه عصر شنبه به حذف گفتوگوي مذکور از سايت اينترنتي خود پرداخته و در شمارههاي ديروز و امروز خود به عذرخواهي رسمي از اين اقدام پرداخته بود."[بازتاب]
روزنامه شرق پيش از اين در 20 شهريور ماه سال گذشته در پي چاپ کاريکاتوري در يکي از آخرين شمارههاي خود توقيف شده بود. اما پس از پيگيريهاي حقوقي، اين مشکل برطرف و انتشار آن از اوايل سال جاري از سر گرفته شد.
اما با توجه به مجموعه مطالب روزنامه هاي جناح راست و در راس آنها کيهان، معلوم بود که اين بازگشايي، عمر طولاني ندارد:" ما اشتباه ميكنيم. آنها كارشان را درست انجام ميدهند.آنها ميگويند شما نبايد روزنامه داشته باشيد. ما زور ميزنيم كه روزنامه داشته باشيم. آنها هم ميگويند اشكالي ندارد شما روزنامه داشته باشيد ما هم توقيف ميكنيم."[ مهدي رحمانيان مديرمسوول روزنامه شرق]
بحثي که محمد علي ابطحي، آن را باز تر کرده است:" در يک تجليل و هديه بي سابقه هيئت نظارت بر مطبوعات مستقر دروزارت فرهنگ وارشاد اسلامي و نه دستگاه قضائي، روزنامه شرق را بعد از انتشار 61 شماره مجددا توقيف کرد. علت توقيف، مصاحبه داخلي روزنامه با يک نفري است که ميگويند از همجنس گرايان است. خود هيئت نظارت بهتر از ديگران ميدانند که از اين اشتباهات در روزنامه پيش مي آيد. و تنها راه حل آن هم در شرايط طبيعي عذر خواهي و توضيح فوري مسئولان روزنامه است. همچنانکه درروزنامه همشهري وقتي درهمين اواخردر سالروز جنگ مسلحانه مجاهدين خلق، عکس مريم رجوي چاپ و آرزوي بازگشت وي به وطن را خواستار شد، هيچکس از عمدي بودن آن حرف نزد و روزنامه تعطيل نشد و تنها عذرخواهي مقبول افتاد. روزنامه شرق اما پس از اين ماجرا دو روز تمام در صفحه اول عذر خواهي کرد. معلوم بود که بهانه بستن شرق که دير به دست آمده و دوماه فرصت انتشار يافته بود، به دست آمده است. اينکه کسي باور کند اين نوشته عامل تعطيلي شرق است خيلي ساده انگاري است. انتخابات نزديک است. با به دست آوردن قدرت يک دست، ديگر طبيعي است که نگذارند «ديگران» امکان تبليغي و رسانه اي داشته باشد. شرق و هم ميهن جزء رسانه هايي بودند که اين ديگران را مطرح مي کرد. کم رنگ شدن فضاي حمايت از آن جمع يک دست و ميزان روز افزون محبوبيت اصلاح طلبان هم دليل سرعت دادن به توقيف شرق مي تواند باشد. وزير ارشاد که خود سر دبيرکيهان بوده است نيز حساسيت ويژه اي به روزنامه هاي غير کيهاني دارد. شرقي ها هم بيش از هر دستگاه نظارتي خود سانسوري ميکردند. دستورالعمل هاي مرتب شورايعالي امنيت را هم رعايت ميکردند. اما چون همين که ديگراني که نبايد باشند، بودند مي توانست دليل تعطيلي باشد. امروز ظهر که يک مرتبه ده ها sms به من و ديگران رسيد که شرق توقيف شد قبل از هر چيز به ياد ده ها نفري افتادم که با شور و عشق و علاقه به کار رسانه صادقانه در روزنامه شرق فعاليت مي کردند ومخارج زندگي خود را از اين راه در مي آوردند و ناگهان باز آماده شدند که وسايل شخصي خودشان را جمع کنند و راه خانه را در پيش بگيرند. نماينده روزنامه ها و مجلات در هيئت نظارت نيز اتفاقا رئيس روزنامه همشهري است که اشتباه بدتري از اشتباه شرق در روزنامه اش به وقوع پيوست."[وب نوشته ها]
و کسي در آن روزها به ياد خواهد آورد که کسي نوشت:"راستي روز خبرنگار بر همه خبري ها وبخصوص شرقي ها مبارک باشد. چه هديه تلخي گرفتند."

.
صبح امروز هيأت نظارت بر مطبوعات اين روزنامه را توقيف کرد.
گفته ميشود گفتوگو با يک چهره بدنام ادبيات، در کنار انتشار يادداشت مسعود بهنود با عنوان «اين بار به احمدينژاد راي ميدهم» که به بهانه دومين سالگرد آغاز به کار دولت نهم منتشر شده بود، علت توقيف اين روزنامه اصلاح طلب بوده است.
عده ای کاریکاتور بالا را دلیل توقیف می دانند
البته بعید می دونم کاریکاتور باشه! ولی مهم اینه که توش خر داره!
موارد اعلام شده به عنوان تخلفات روزنامه توقيف شده شرق

ای گوهر یگانه محمد رضای من
گشتی صفای خانه محمد رضای من
شادم که نخل آرزویم در بهار عشق
یک باره زد جوانه محمد رضای من
از شوق وذوق آمدنت ای امید من
دارم به لب ترانه محمد رضای من
تو کدخدایی استی واز تبار کدخداییان
داری بسی نشانه محمد رضای من
بابای توبه روی تو زد بوسه و بگفت
هستی تو نازدانه محمد رضای من
مادر زند به چهره چون ماه تو مدام
لبخند عاشقانه محمد رضای من
هارونی ام که هدیه نا قابلم بود
این شعر جاودانه محمد رضای من
این شعر توسط مداح و شاعر توانای اهلبیت حاج حسن هارونی آرانی
تقدیم به محمد رضای عزیزم شده است.

۱- ما ایرانی هاخیلی با فرهنگ بودیم؟
۲- ما ایرانی ها خیلی با فرهنگ هستیم؟
۳- ما ایرانی ها بی فرهنگ هستیم؟
۴- ما ایرانی ها به آثار باستانی خیلی علاقمند هستیم پس آنها را خراب می کنیم؟
۵- در ايران جاي نوشتن كم داريم پس آثار باستانی نمی خواهیم؟
۶- خط ما از خط میخی زیباتر است.؟
سرستون کاخ داریوش در شوش مربوط به دوهزار و پانصد سال قبل (هخامنشی)


۱- باید اسم خودمان را بر روی آثار باستانی ثبت کنیم؟
۲- داریوش فراموش کرده بود روی سرستون تاریخ را ثبت کند؟
۳- H-M نام معشوقه داریوش کبیر بوده است؟
ساختمان آبشارهای شوشتر متعلق به دوره همخامنشی و ساسانی 

۱-آثار باستانی دفتر مشق ما هستند؟
۲- تخریب آثار باستانی ثواب دارد؟
۳- تخریب آثار باستانی واجب کفایی است؟
۴- سازمان میراث فرهنگی به دلیل همکاری با وزارت نیرو جهت سدسازی سرش خیلی شلوغ است؟
۵- ما مردم خیلی باشعوری هستیم؟
۶- به من چه؟ به تو چه؟ به ما چه؟ اصلا به شما چه؟؟؟؟
آیا اینگونه باید از میراث و فرهنگ ایران پاسداری و نگهبانی کنیم؟

فرمان مشروطه ،چهاردهم جمادي الثاني 1324هجري
اعلاميه شيخ فضلالله نوري و اعلام رفع اختلاف او و علماي مشروطه خواه،9 جمادي الاول 1325ق

مديركل امور اجتماعی استانداری تهران اعلام كرد: 12 درصد گداهای شهر كه از
فروردين ماه تا تير ماه سال جاری دستگير شدهاند، تحصيلات دپيلم و بالاتراز ديپلم دارند.
از ابتدای سال 86 تا پايان تير ماه، يكهزار و 765 گدا دستگيری شدهاند، که يكهزار و 437 نفر آنها مرد و 292 نفر آنها زن بوده اند و مابقی دختربچه و پسر بچه.
بيشتر گداهای دستگير شده بين 32 تا 41 سال سن داشته اند. حدود 23 درصد آنها تحصيلات ابتدايی، 20 درصد راهنمايی و بيش از 12 درصد نيز تحصيلات ديپلم و بالاتر داشتهاند.
حالا باز پول بديد ديگران

جمهوري اسلامي ايران روز جمعه كمك نقدي به مبلغ ۲۵ميليون دلار به شوراي عالي بازسازي لبنان براي بازسازي يك جاده در شرق اين كشور هديه كرد.
به گزارش ايرنا ازبيروت ، "نبيل الجسر" رييس شوراي عالي بازسازي لبنان و "حسام خوش نويس" رييس هيات ايراني ستاد بازسازي لبنان امروز توافقنامهي اين هديه را امضا كردند كه بر اساس آن اين شورا ،كار بازسازي جادهي بعلبك به " توفيقيه " در شرق لبنان را انجام خواهد داد.
خوش نويس اعلام كرده است تاكنون از ۲۵پلي كه كار بازسازي آن به ستاد ايراني واگذار شده كار ۱۲پل به پايان رسيده كه معروفترين آنها پل العاصي در شرق لبنان است.
رييس ستاد ايراني كمك به بازسازي لبنان اضافه كرده از مجموع ۶۳روستا كه بازسازي و آمادهسازي آن بر عهده ما گذاشته شده كار ۴۳روستا به پايان رسيده است.
خوش نويس افزود: ستاد ايراني همچنين كار بازسازي ۲۰۰باب مدرسه را بر عهده گرفت كه از اين تعداد ، ساخت ۱۴۹مدرسه پايان يافته است.
به گفته اين مقام ايراني، اين ستاد كاربازسازي ۱۵۰مسجد و ديگر اماكن مذهبي را نيز كه توسط صهيونيستها در لبنان تخريب شده بر عهده گرفته كه از بين آنها بازسازي ۵۰مورد به پايان رسيده است.
همچنين بر اساس گزارش دفتر ستاد ايراني كمك به بازسازي لبنان،اين ستاد كار ساخت ۲۵مركز پزشكي ، ۱۷۳كيلومتر راه اصلي ، ۳۶۵كيلومتر راه فرعي و كار خنثي كردن مينهاي ۱۰كيلومتر مربع از مناطق مينگذاري شده را برعهده گرفته است.
در جنگ ۳۳روزه اسرائيل عليه لبنان ، نظاميان اسراييلي بيش از يكهزار لبناني را به شهادت رساندند و ميلياردها دلار خسارت بهبخشهاي مختلف اقتصادياز جمله ساختمانهاو اماكن عمومي وارد كردند كه جمهوري اسلامي ايران وبرخي كشورهاي ديگربطور مستقيمكار بازسازي بخشي از اين خسارتها را برعهده گرفتهاند.
چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.............
آنها، حالا بجای آدامس و فال و... بنزين می فروشند. گذرگاه ها و محدوده ها را برايشان تعيين می کنند و بجای بسته سيگار و آدامس بطری های دو ليتری و 5 ليتری های پلاستيکی بنزين را در اختيارشان می گذارند تا نقد کنند و پولش را تحويل دهند.


پارسال سريال نرگس وامسال سريال جواهري در قصر پر بيننده ترين سريال تلويزيون
شناخته شده اند.ودر هر دو سريال قهرمان اصلي يك خانم است .با يك تحقيقات ميداني
ميتوان دريافت كه اكثر بيننده اين دو سريال خانم ها هستند.قهرمان اين دو سريال
خانم هاي خود ساخته و كوشا براي بدست اوردن خواسته هاي خود هستند
و اميد كه خانم هاي ما هم اين طور به سريال نگاه كنند.بدون نگاه فمينستي
چرا كه خانواده در ايران هنوز سنتي است...
يكي از مهمترين مفتيان سعودي، شخصي مشهور به «بنباز» بود كه برخي از او به عنوان پدر همسر ملكفهد ياد ميكردند كه نزديك به بيست سال مفتي عربستان سعودي بود.
امروزه روي کره زمين، تقريبا هيچ كسي نيست که به کرويت و دوران بودن آن باور نداشته باشد، اما «عبدالعزيز بن عبدالله بنباز»، مفتي پيشين عربستان سعودي، از معدود افرادي بود که هرگز چرخش و کرويت زمين را نپذيرفت، و حتي فيلم مستندي را که فضانوردان در اين زمينه تهيه کرده بودند، نيز نديد.
انتشار جديد تعدادي از فتواهاي عجيب در اينترنت مانند فتواي شير خوردن بزرگسالان براي محرميت (در محيط کاري) و فتواي تخريب اماکن مقدسه شيعيان که موجب شگفتي بسياري از مردم جهان، از جمله اهل سنت شد، در واقع، تنها فتواهاي عجيب برخي از علما در کشورهاي عربي نيست، بلكه صدور اينگونه فتواها، سابقه طولاني به ويژه در سلفيها دارد.
اكنون نيز اين چند فتواي تازه يک بار ديگر خاطره فتواهاي عجيب اين عده از مفتيان را در کشورهاي همسايه ايران ـ در نيم قرن اخير ـ زنده کرد؛ مانند فتواي حرام بودن خريد و فروش گل، حرام بودن تقديم گل به دوستان و يا بردن آن براي عيادت از بيماران، حرام بودن رانندگي زنان، حرام بودن تصويربرداري، حرام بودن عکس يادگاري، حرام بودن شکل و تصوير، مجسمه و پيکره، حرام بودن وسايل تزييني و دکوربندي، حرام بودن اينترنت و چت، حرام بودن بازي فوتبال، حرام بودن شناسنامه و کارت شناسايي براي زنان، حرام بودن آب يخ و بستني و... و کافر دانستن هر کس که به ميخکوب بودن و سکون زمين باور نداشته باشد و کافر دانستن شيعه در فتواهاي شماره 7308 و شماره 1661 از سوي کميته دايمي پژوهشهاي علمي و فتواهاي عربستان و ... .
از ميان فتاوي اين کميته براي نمونه، فتواي ميخکوب بودن زمين از سوي کسي که به کفر شيعه فتوا داده، چنين است:
مفتي اعظم (سابق) عربستان «عبدالعزيز بن عبدالله بنباز»:
«اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اينکه اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد.
تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نميچرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، ميتواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوهها، ميخکوب كردهايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد».
«وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود ميچرخيد، خداوند از آن خبر ميداد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستارهشناسي گفتهاند: زمين ميچرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.
بنباز همچنين گفته است:
هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه ميکردم و حرکت خورشيد را ميديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نميکنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتيهاي بزرگ در درياها حرکت ميکنند و چپ نميشوند؟
عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است:
برخي علوم و فرضيهها فاسد و تباهگر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است... و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». ص 33: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل».
همچنين «ابن عثيمين» در کتاب «مجموع فتاوى و رسائل محمدبن صالح العثيمين»: (ج / 3 الفتوى شماره 428 صفحه 153)، به معلمان اخطار ميدهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته ميشود، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانشآموزان است.
وقتي محمد مهدي زاهدي ادعا کرد که از سوي کمبريج به عنوان « نابغه رياضي قرن» معرفي شده است، عماد افروغ نماينده اصولگراي مجلس که در آن روزها طرفدار احمدي نژاد بود، به اين سابقه علمي شک کرد. وي گفته بود که در سال هاي ۱۹۹۷- ۹۸ به عنوان مرد علمي سال انتخاب شده است. نشريه روزآنلاين همزمان اطلاعاتي را به چاپ رساند که برآن اساس « مرکز بين المللي کمبريج» که هيچ ربطي به دانشگاه معروف کمبريج ندارد، در قبال دريافت مبلغ ۱۹۵ دلار هرکسي را به عنوان مرد سال علم معرفي مي کند و در صورتي که بخواهد نام وي روي نقره حک شود، ۳۶۰ دلار مي گيرد. معلوم شد که وزير علوم جديد آگهي چاپ نامش را به مرکز بين المللي تجاري شهر کمبريج در قبال پول آگهي داده است. ده سال قبل، وزارت علوم و آموزش عالي ايران، که اينک زاهدي وزير آن است، در اطلاعيه اي موسسه مذکور را فاقد اعتبار اعلام کرده بود. به دنبال طرح اين موضوع وزير جديد دفاعي از خود نکرد و رئيس جمهور نيز پس از گرفتن راي اعتماد وي که با آراي کمي صورت گرفته بود، در اين مورد هيچ نگفت
دیشب در برنامه با جام چهاردهم میز گرد ی با حضور امیر قلعه نوعی و امیر حاج رضایی
ودکتر ذوالفقار نسب در باره علت حذف تیم فوتبال ایران بود .ومن هم تا پاسی از شب
داشتم این برنامه را می دیدم .برنامه پر از انتقاد رودرو به آقای قلعه نوعی در باره ارنج
تیم و مسائل عدم اقبال تیم فوتبال بود واقای سر مربی هم از تیم خود دفاع می کرد
جمله ای آقای حاج رضایی گفت که برای من قابل تامل بود ایشان به اقای مربی
گفتند که ما باید ادبیات انتقاد را بیاموزیم و انتقاد سازنده کمک می کند در جهت
ارتقا تیم و....... من با خودم گفتم چرا در مسائل اقتصادی و سیاست خارجی این
بر نامه ها و تبعنا جواب گوئی مسئولین به مردم وجود ندارد .اگر در این موارد ما ارنج هایمان
را اشتباه بریزیم چه کسی باید مسئولیت ان را به عهده بگیرد ........................

خطيب نماز جمعه تهران اعدام چندين نفر در شهر تهران را «بهترين اقدام انتظامي، سياسي و حتي فرهنگي دانست» و گفت: اگر علي(ع) بود بيش از اينها اعدام ميكرد، ايشان مردي نبود كه با كساني كه امنيت جامعه را برهم ميزنند سازش كند.
سعيد مرتضوي دادستان تهران روز سي و يکم تيرماه از اعدام 16 نفر خبر داد که به گفته وي «اراذل و اوباش» بودند. برپايه اخبار منتشر شده تاکنون براي حدود 40 نفر درخواست حکم اعدام شده است. نحوه محاکمه و عدم دسترسي به وکيل، نبود اطلاعرساني، اجراي سريع حکم ... از جمله انتقاداتي است که به اين اعدامها شده است.
احمد جنتي که خود دبير شورايي است که مسئوليت رد صلاحيتهاي بسياري از کانديداهاي انتخابات را برعهده دارد، در ادامه به انتخابات تركيه نيز اشاره كرد و گفت: در اين انتخابات حقيقتي كه همه ميدانستند اما به آن اعتراف نميكردند، آشكار شد، مردم مسلمان در همه جاي دنيا اگر آزاد باشند و بتوانند نظر خود را بگويند اسلام را به هر دين ديگري ترجيح ميدهند.
آقایان علی را نمی شناسند از علی مایه نگذارند.........................
خوارج در سر نماز علی را کافر می دانستند و شعارهای تند بر علیه او میدادند
در خطبه های نماز بلند می شدنند و بر علیه او شعار می دادنند
۱۲ هزار نفر از آنها در بیرون شهر بر علیه علی به تحصن نشستند .
ولی علی حقوق اجتماعی آنها را رعایت کرد وحتی از حقوق بیت المال حقوقشان را
قطع نکرد تا دست به شمشیر بردنند آقای جنتی اگر یک نفر در نماز جمعه بلند شود
شما را کافر بداند مانند علی با ان رفتار می کنی؟.آیا انها امنیت اجتماعی را به هم
نزده بودند .هیچ کس با اعدام کسی که تجاوز به عنف می کند موافق نیست.
پس ترا خدا از علی مایه نگذ ار.....او هنوز مظلوم است................
و جالب اینکه می گوید اگر علی بود بیشتر اعدام می کرد
این یعنی اینکه ما از حقوق اسلامی عدول می کنیم چرا اینکه بعضی هایی
که مستحق اعدام هستند اعدام نمی کنیم و یک جور منت هم است
اری حالا ما رحم می کنیم ............بگذریم.................

اعترافات هاله اسفندیاری از تلویزیون پخش شد
هاله اسفندیاری: من هاله واقعی نیستم ، اون فقط تو سازمان ملل دیده شده !

به نوشته خراسان، آسوشيتدپرس به نقل از سخنگوي دولت عراق گزارش داد: 4 ماه پس از آنكه دولت ايران به عراق وعده داد هواپيمايي را به عنوان هديه به اين كشور بدهد اين هواپيما روز شنبه در فرودگاه بغداد به زمين نشست... اين هواپيما كه تلويزيون عراق آن را ايرباس 300 اعلام كرد مورد استفاده نوري المالكي، نخستوزير عراق و ساير مقامهاي ارشد دولتي قرار خواهد گرفت...
از کشوری که این همه مشکلات حل نشده پروژه های نیمه تمام معلمان بدون خانه کودکان خیابانی شکم های گرسنه فارغ التحصیلان بیکار و.... دارد این حاتم بخشی ها چه معنی دارد. هدیه پول ملت ایران به بیگانه ای که ۸ سال به خاک پاک وطن تاخته است. هنوز بم ساخته نشده..............

روز پدر بر همه پدران فداکار مبارک ویاد پدر بزرگوارمان مرحوم میرزا ابوالقاسم کدخدایی
که سینه ای پر از محبت داشت را گرامی می داریم.
روزنامههاي «الوطن»، «القبس» و «السياسه» كويت، كه همه روزه ميزبان يادداشتها، مقالات و تحليلهاي ضدايراني است، با دستاويز قرار دادن مقاله «كيهان»، به انتشار مقالات گوناگوني پرداختند، كه حجم آن طي هفته گذشته به بيش از سي مقاله و گزارش ميرسد.
در اين مطالب، ضمن تخريب و توهين به مقدسات نظام اسلامي و توهين به اسلامي بودن نظام ايران و زير سؤال بردن حاكميت ارضي و منافع ملي كشورمان، اقدام «كيهان» را نشاندهنده سعي ايران براي سيطره بر منطقه دانستند و آشكارا ايران را به ايجاد فتنه در منطقه، عراق، يمن، لبنان، فلسطين، سوريه، مغرب و مصر متهم كردند.
«در همين حال، «عبدالعزيز العتيبي»، از علماي كويتي و دارنده دكتراي شريعت اسلامي، در مقالهاي در روزنامه «الوطن» ـ چاپ كويت ـ با ذكر اين مطلب كه فارسها (ايرانيها) دشمنان اسلام و مسلمين بوده و بدتر از كفار غرب هستند، نوشته است: «يهود و نصاراي كشورهاي غربي از نزديكان به دين اسلام هستند و فارسها و مجوسيها به دور از دين اسلام هستند زيرا آنها اهل كتاب بودهاند كه اين امر نشان ميدهد فارسها و مجوسيها به دين اسلام هيچ نزديكي ندارند».
اصطلاح مجوسيها كه صدام حسين آن را عليه ايران در جنگ تحميلي استفاده كرد، مورد استقبال مقالهنويسان مطبوعات كويتي از جمله روزنامههاي «الوطن» و «السياسه» است داراي بالاترين حمايت مقامات دولتي كويت هستند.
العتيبي در ادامه مقاله خود كه در روزنامه متعلق به يكي از شخصيتهاي خاندان حكومتي كويت است، مينويسد: «فارسها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند كه اين باعث نگراني و گسترش فتنه و ناامني است اما كسري هلاك شده است و گنجهاي آنها در راه خدا تقسيم شده است».
اين مفتي كويتي، اقدامات ايران را با هدف بازگشت به دوران پادشاهي كسري قلمداد كرده است و ميافزايد: «فارسها قومي هستند كه هميشه در طمعهاي سياسي و طايفي بودهاند و كساني كه مايلند با آنها روابط برقرار كنند، بايد بدانند فارسها دشمن خدا و پيامبر اسلام هستند و من نسبت به پيروان كسري و ارتباط با آنها هشدار ميدهم و اميدوارم دشمنان خود را بشناسيد تا خداوند پيروزي و سلامت را براي شما بيافريند».
اين شخصيت سلفي ـ وهابي فراموش كرده است كه ايرانيان تنها قومي بودهاند كه از ديرباز به خداوند اعتقاد داشتهاند و اعراب در عصر جاهليت بودهاند كه خداوند پيامبران مختلفي را براي هدايت آنها فرستاده است و كشور ايران برخلاف ديگر كشورهاي عربي و منطقه، با نظر مردم و زير نظر قوانين اسلامي و به صورت مستقل بدون دخالت بيگانگان اداره ميشود.
در همين روز، «ابواياد الاحوازي» يك عضو دفتر سياسي حزب آزاديبخش عربي براي آزادي الاحواز! (استان خوزستان) نيز در مقالهاي در روزنامه «السياسه» كويت (كه آشكارا خود را پايگاه عربهاي جدايي طلب خوزستان دانسته است)، خوزستان را «سرزميني اشغالشده توسط ايران» دانسته و نقش ايران را در تحولات اعراب تخريبي و توسعهطلبانه ذكر كرده و بدون در نظر گرفتن حمله اعراب توسط عراق به سركردگي آمريكا عليه ايران نوشته است: «فارسها در تعامل با اعراب وحشي و هميشه مانع اصلي پيشرفت اعراب در طول تاريخ بودهاند».
در ادامه نيز، «طلال عبدالكريم» در روزنامه «القبس» كه سرمايهگذار و صاحبامتياز آن، رئيس كميسيون سياست خارجي مجلس اين كشور است، در يادداشتي از اعراب خواسته است در مقابل ادعاي ايران خواستار سرزمينهاي تاريخي خود!! از جمله الاحواز (خوزستان) و المحمره (خرمشهر) شوند.
روزنامه «القبس» كه به تازگي به جرگه مطبوعات ضدايراني در كويت پيوسته است، همچنين در مقالهاي ديگر، با نام بردن از سواحل جنوبي ايران به سواحل اعراب، سابقه استقلال بحرين را قرنها پيش دانسته است! و ضمن متهم كردن ايران به دخالت در امور كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس، نوشت: «امروز ايران تلاش ميكند ناآراميهايي كه در گذشته در كشورهاي خليج [فارس] و ايام حج و مسئله برائت از امپرياليسم و شيطان بزرگ كه همان آمريكاست را مجددا تكرار نمايد».
استفاده از اصطلاح «خوزستان، سرزميني اشغال شده توسط ايران» در مطبوعات كويت به ويژه «الوطن»، «القبس» و «السياسه» تازگي نداشته و روزنامه «السياسه» بارها ضمن انتشار مقاله، با اعضاي حزب آزاديبخش عربي براي آزادي الاحواز (استان خوزستان) به مصاحبه ميپردازد و مواضع آنها را در قالب بيانيه منتشر ميكند.
اين مطالب، تنها گوشهاي از مقالات اين مطبوعات در يك روز است. اين در حالي است كه روزنامه «الوطن» به سرپرستي «شيخ علي خليفه الصباح» عضو خاندان حكومتي، روزنامه «القبس» به سرمايهداري و صاحبامتيازي «محمد الصقر»، رئيس كميسيون سياست خارجي مجلس كويت و روزنامه «السياسه» نيز به سردبيري «احمد جارالله» اداره ميشود كه وليعهد، نخستوزير و شماري از مقامات عاليرتبه كويت چندي پيش اين روزنامه را تريبون بيان مطالب صادقانه و آزاد قلمداد كرده بودند.
لازم به ذكر است، انديشه «حاكميت عراق بر كويت» به لحاظ تاريخي در بين برخي از مردم عراق رواج داشته و حمله صدام به كويت نيز در سال 1990 ميلادي بنا بر همين انديشه صورت گرفت. حكام اين كشور ضعيف جهت تامين امنيت حاكميت خود هميشه در محاسباتشان اشتباه كردهاند و به عنوان نمونه، زماني عليه ايران با عراق متحد شدند و بيش از 30 ميليارد دلار در جنگ تحميلي به عراق كمك كردند و حتي مقامات و شخصيتهاي آنها از جمله «شيخ فهد الاحمد الصباح»، برادر امير كنوني كويت، به همراه صدام و ملك حسين اردني، اولين شليككننده تير به سوي ايران در سال 59 بودند و شماري از مسئولان و روزنامهنگاران آنها بر روي پيكر پاك شهداي ايران به نشانه پيروزي عكس گرفتند
به قول فردوسی
ز شیر شتر خوردن وسوسمار
عرب رابه جایی رسید است کار
که تاج کیانی کند ارزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
به نوشته سرمايه، روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در گزارشي ادعا كرد: ايران ظاهرا به سوريه وعده داده است يك ميليارد دلار كمك نظاميدر اختيار دمشق قرار دهد.
اين روزنامه اعلام كرد: محمود احمدينژاد در طول سفر اخير خود به دمشق وعده داد كه به شرط خودداري سوريه از انجام مذاكرات صلح با اسراييل يك ميليارد دلار براي خريد سلاح در اختيار اين كشور قرار ميدهد.
طهماسب مظاهری، مدیرعامل بانک توسعه صادرات ایران با اظهار تاسف از اینکه برخی از کشورها بدهیهای خود به ایران را نمیپردازند سه کشور تانزانیا، سودان و نیکاراگوئه را بهعنوان نمونهای از این کشورها ذکر کرد.
به نوشته کارگزاران، مدیرعامل بانک توسعه صادرات گفته است: تانزانیا مبلغ زیادی به ایران بدهکار است. همچنین سودان 170 میلیون دلار اصل و 500 میلیون دلار بهعنوان بهره به ایران بدهکار است و درباره نیکاراگوئه نیز چنین موردی صادق است و هیچکدام حاضر به پس دادن نیستند.
قبلا در ۲۴ خرداد ۱۳۸۶ در این مورد نقد کرده ام کسی گوش نداد .
پول این مردم می رود بیرون و گرسنگی برای مردم می ماند.
نگاه کنید به لینک گذشته ما