
حرفي نزنيم بهتره................
+
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.»
گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.»
خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.»
پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.»
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
یک هفته نامه آمریکایی در تحلیلی ، به دشواری های فراروی باراک اوباما کاندیدای آفریقایی تبار انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا برای رقابت با هیلاری کلینتون دیگر کاندیدای این انتخابات پرداخت.
هفته نامهآمریکایی «تايم» در تحلیلی پیرامون رقابت هاي انتخاباتي نامزدهاي رياست جمهوري سال آينده امريکا نوشت: « هر چند اوضاع ممکن است تغيير کند ولي از هم اکنون نامزدهاي برتر رياست جمهوري رقابت هاي انتخاباتي آينده امريکا به خوبي خود را نشان مي دهند و مي توان گفت که رئيس جمهور آينده امريکا يک زن يا يک سياه پوست آفريقايي - آمريکايي است. هر چند آمريکا نخستين کشوري نيست که يک زن يا يک عضو از گروه اقليت را به رياست جمهوري انتخاب مي کند و آمريکا از اين نظر نيز از ساير کشورهاي جهان عقب است. ديزائيلي که يک يهودي بود در قرن 19 نخست وزير انگليس شد اما بايد گفت رياست جمهوري در آمريکا چيزي ديگر و مقوله اي کاملا" متفاوت است زيرا در ساير کشورها به رئيس جمهور يا بالاترين مقام اين اختيار داده نمي شود که با فشار يک دکمه جهان را نابود کند.»
اين هفته نامه افزود :« مردم با رئيس جمهوري که اسم دوم اش «حسين» است و پدرش در کنيا به دنيا آمده است(اوباما) ممکن است مشکل داشته باشند اما مهم اين است که خود او کيست؟ کسي که صرف نظر از جنس و نژاد ، مهم ترين شغل دنيا را اشغال خواهد کرد. البته اوباما با تمامي شايستگي هايش براي رياست جمهوري واجد شرايط است اما بايد گفت يک رئيس جمهور به شکلي غيرقابل اجتناب يک سمبل است و نامزد رياست جمهوري آمريکا بايد داراي تمامي کيفيت هاي لازم باشد که جنس و نژاد او را نيز شامل مي شود.»
اين هفته نامه چاپ آمريکا در ادامه می نویسد:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
رئیس مجلس هفتم ضمن مخالفت با عرضه بنزین به صورت آزاد در شرایط فعلی گفت: اگر ما به مردم این امیدواری را بدهیم و یک بالش نرم زیر سر همه بگذاریم و بگوییم به محض اینکه بنزین شما تمام شد، میتوانید بنزین لیتری 600 تومان خریداری کنید، فرصتی ایجاد نمیشود تا مردم راههای مصرف بهینه بنزین را پیدا کنند. .
وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر وجود دو دستگی در مجلس به دلیل سهمیه بندی بنزین، اظهار داشت: شما میخواهید دو دستگی را ایجاد کنید و اگر دو دستگی هم وجود داشته باشد، در نهایت نظر اکثریت عملی خواهد شد.
محمدرضا تابش با انتقاد از اظهارات روز سه شنبه رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت؛ از آقاي حدادعادل انتظار نبود به عنوان يک شخصيت فرهنگي با اين ادبيات با مردم صحبت کند. ظاهراً فراموش کرده اند که اين ملت نجيب و شريف ايران هستند که بالش نرم زير مسوولان قرار داده اند تا مطالبات آنها را پيگير باشند و وعده هايي که به آنها داده اند را محقق کنند. نماينده اردکان تصريح کرد؛ آقايان در انتخابات قبلي با شعار بهبود وضعيت معيشتي مردم، از آنها راي گرفتند و در واقع راي شان اين بود که بالشي زير سر مردم بگذارند. آنها ما نمايندگان مجلس ششم را به فراموش کردن مطالبات مردم و بي توجهي به وضعيت معيشت آنها متهم مي کردند و عنوان مي داشتند اصلاح طلبان فضا را متشنج مي کنند و از مطالبات مردم غافل هستند. تابش با بيان اينکه مردم از کسي بالش نرم نمي خواهند، گفت؛ مردم يک زندگي راحت و نسبتاً آرام مي خواهند و سقفي بالاي سرشان که امروز تحقق اين مساله هم جزء آرزوهاي محال است. وي تصريح کرد؛ علي الظاهر جناح محافظه کار آنقدر از پيروزي خود در عرصه انتخابات آينده مطمئن است که مدتي است از موضع درشت گويي و طلبکاري با مردم صحبت مي کند .
حدادعادل: نباید بالش نرم زیر سر مردم بگذاریم
ایشان خودش روی صندلی نرم نشسته اند..................
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 10:36 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|

شما القابي از جمله تندخو، بازجو صفت، مجرم تراش، توبهگير، پوزشخواه، بيادب، جرم خود را به ديگران نسبت داده، اعتراف گير، ناجوانمرد، بيشفقت، ناسالم، بيصداقت، حقيقت ناطلب و بالاخره فاقد استقامت به من عطا كرديد، متشكرم.ملكي در انتها آورده است : خداوندا به ما شعور و به ما صداقت، شجاعت و تقوا عطا كن.
روايت عبدالكريم سروش از انقلاب فرهنگي در اعتمادملي، واكنش تند محمد ملكي كه رياست دانشگاه تهران در ابتداي انقلاب را برعهده داشت در پي داشت .
به گزارش « فردا » در پاسخ دكتر ملكي به سروش آمده است :
جناب آقاي دكتر سروش
پاسخ من را به شما در روزنامه همميهن، بسياري از دوستان مشتركمان زيادهروي در ادب و احترام نسبت به شما تلقي كردند و مورد ايراد، اما ميدانم چرا آنقدر عصباني شديد كه در جواب پيشنهاد دوستانه من كه نوشتم:
<اعتراف به اشتباه كار مردان بزرگ است به جاي اينكه مرتب مسووليت را به گردن اين و آن بيندازيد، اعتراف كنيد به سهم خودتان در نتايج انقلاب فرهنگي دخيل بودهايد. اين كار نشانه شجاعت و بزرگواريست و در گذشته بسياري از بزرگان چنين كردهاند.>
شما القابي از جمله تندخو، بازجو صفت، مجرم تراش، توبهگير، پوزشخواه، بيادب، جرم خود را به ديگران نسبت داده، اعتراف گير، ناجوانمرد، بيشفقت، ناسالم، بيصداقت، حقيقت ناطلب و بالاخره فاقد استقامت به من عطا كرديد، متشكرم.
تمام اين صفات كه از سوي جناب دكتر بار من شده، به خاطر اين است كه نوشته بودم:
<آن روزها كه شما بهعنوان ايدئولوگ، حكومت ديني را تئوريزه ميكرديد، من بهخاطر دفاع از دانشگاهيان در زندانهاي رژيمي كه شما مدافع آن بوديد، زير سختترين ]...[ بودم و با قبول همه مسووليتها، مانع دستگيري حتي يكي از همكارانم در شورايعالي و شوراي مديريت دانشگاه شدم.>
و هنوز هم در جاي جاي نوشتهتان اين ارادت نسبت به عاملين انقلاب فرهنگي و بلايي كه سر دانشگاهها آمد، به چشم ميخورد. اين حقيقت را اگر من و هزاران استاد و دانشجو در سلولهاي زندان اوين و ديگر زندانها از سال 60 و از زبان شما در تلويزيونهاي مداربسته زندان ميشنيديم، امروز در نوشته شما ميخوانيم.
و اما دور از اخلاقترين قسمت نامهتان آنجاست كه ميفرماييد: <و ببينيد دست چه كساني به پاكسازيها آلوده است و جستوجو كنند كه آن 100 نفر چه كساني، دكتر نصر، دكتر زرينكوب، زرياب خويي، مهدي محقق، دكتر كاتوزيان....
در پاسخ اتهامات شما پيشتر نوشته بودم:
<از آقاي سروش و ديگر معترضين به اخراج دكتر نصر تقاضا ميكنم ليست اخراجيهاي وابسته به رژيم شاهنشاهي كه بلافاصله پس از انقلاب انجام شد و ليست استادان پاكسازي شده پس از انقلاب فرهنگي كه وظيفهاش اسلامي كردن دانشگاه بود را منتشر كنند تا سيهروي شود هر كه در او غش باشد.>
و باز هم مجددا اين تقاضا را تكرار ميكنم، چرا اين كار را نكرده و نميكنيد؟ شما كه توانستهايد ليست استادان پيش و پس از انقلاب فرهنگي را اگرچه مغلوط و غيرحقيقي بهدست آوريد، حتما قادر خواهيد بود نام استاداني را كه بهزغم شما در زمان رياست من پاكسازي شدند، تهيه كنيد. اين كار را انجام دهيد تا بر همگان روشن گردد تفاوت ره از كجاست تا به كجا. شما در ميان 100 اخراجي كه ليست آنها براي تصميمگيري نهايي به دفتر نخست وزيري فرستاده شد، ناآگاهانه و مغرضانه نام چند نفر را آوردهايد كه نهتنها در زمان مسووليت بنده پاكسازي نشدند، بلكه صاحب مشاغلي در دانشگاه هم بودند.
دكتر مهدي محقق در زمان تصدي من بر رياست دانشگاه تهران، سرپرست دانشكده دماوند بود، دكتر كاتوزيان تا روز بستهشدن دانشگاهها رياست دانشكده حقوق را بهعهده داشت و دو فرد نامبرده در زمان انقلاب فرهنگي از دانشگاه اخراج شدند.
آقاي دكتر سروش، شما نيش ... خود را به تن همه فرو كردهايد، حتي دانشجويان، چگونه به خود حق ميدهيد به نمايندگان دانشجوياني كه اين روزها تعدادي از آنها به اتهام تحصن اعتراضي بهمناسبت 18تير [ ]...[در زندان] به سر ميبرند، توهين كنيد، تنها و تنها به دليل اينكه نظرات شما در مورد انقلاب فرهنگي را نقد كردهاند. شما آنها را متهم ميكنيد كه <با دشمنان كرنش و بر دوستان يورش> ميبرند. بگوييد در مقابل كدام دشمن كرنش كردهاند؟
برخورد اين روزهاي شما با استادان و دانشجويان كه در نامهتان منعكس است، نمونهاي است از موضعگيريهايتان در آن روزهاي قدرتمداريتان.
خداوندا به <جاهلان> ما شعور و به <عالمان> ما صداقت، شجاعت و تقوا عطا كن.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:25 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در نتيجه، اين قهرمان بسكتبال به رئيسجمهور رأي نداده!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|

برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!
اين روزنامه چاپ رياض، روز دوشنبه در يادداشتي با ژست ضداستعماري و ضدانگليسي، با اشاره به اين ادعا نوشت: آيا نيروهاي استعمارگر حق دارند دولت ديگري را اشغال كرده و جزئي از زمينهاي دولت تحت استعمار خود را به دولت ديگري بفروشند؟
نويسنده ميافزايد: قانون به هيچ نيرويي اجازه نميدهد كه زميني را اشغال كرده يا به استعمار خويش درآورد و يا دولت ديگري وضع آن زمين را تغيير دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حاميان آنها كه باعث ميشود نيروهايي امور منطقهاي را اداره كنند يا دولتها را تغيير دهند، موقتي است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پايدار نميماند. همان گونه كه بسياري از نيروهاي سلطهجو بر زمينهايي تنها با اشغال و نيروي نظامي يا تباني و خريد سيطره پيدا كردند و آنها را جدا كردند.
وي براي نمونه به سه جزيره ايران اشاره ميکند و ميگويد: جزاير سه گانه امارات عربي: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسي كه به گفته محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت خارجه ايران، در سال 1970، هنگامي كه انگليس ساحل خليج عربي! را همانند پادشاهي عمان و دولت امارات عربي و قطر و بحرين به استعمار گرفته بود، شاه ايران، رضا پهلوي، آنها را از انگليس خريد!
نويسنده آنچنان ناشيانه جملاتي را به سخنگوي وزارت خارجه ايران نسبت ميدهد كه حتي نام شاه سابق ايران در سال ۱۹۷۰ را غلط عنوان ميكند.
وي سپس ميافزايد: البته اين ادعا كه انگليس اين سه جزيره را به شاه ايران فروخته، پذيرفته نيست. چون انگليس حق ندارد جزئي از وطن و اراضي را كه حق تصرف در آن را ندارد، بفروشد و بنابراين ورثه شاه ايران و حكام ايراني نميخواهند موضوع بازگشت جزاير سهگانه امارات را به محاكم جهاني ارجاع دهند، حال آنكه دولت امارات عربي چنين خواستهاي دارد و حكم قانون هم در اين زمينه روشن است.
اين نويسنده در ادامه ميگويد: سرپيچي حكومت ايران و عدم موافقت آن براي تحكيم دولتها، به خاطر ترس از سر باز كردن قضيه سيطره دولت ايران در عهد شاهنشاهي بر مناطق عربي ديگر مانند امارت «احواز»! است كه آن را هم انگليسيها به شاه ايران فروختند و امير آنها «شيخ خزعل» پس از يك مهماني كه در كشتي جنگي انگليسي برگزار شد، آن را تسليم كرد و تاريخ اين ماجرا دور نيست، همان زماني كه قبايل عربي مثل بني كعب پس از نيرنگ انگليسيها به اميرشان، خود را به ايران ضميمه كردند.
نويسنده خيالپرداز در پايان نتيجه ميگيرد كه: پس آيا ايرانيان از اينكه قضيه جزاير سه گانه امارات در محاكم جهاني گشوده شود و نتيجه آن همانند قضيه عروبت بحرين به سود دولت امارات عربي رقم خورد، ميترسند؟ يا ميترسند قضيه سلطه بر شهر عربي «احواز»! باز شود و براي همين، ايران سرپيچي ميكند و به هر كسي كه براي اعاده حق خود همانند مطالبات دائمي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج عربي! تلاش كند، تهاجم ميكند؟
در حال حاضر انگيزه هاي سياسي سعودي ها، آنچنان آنان را از واقعيات دور كرده است كه حتي فرصت آن كه سري به تواريخ عمومي خودشان هم بزنند، ندارند. همه مي دانند كه وقتي حضرت محمد (ص) مبعوث شدند، نه تنها سواحل جنوبي خليج فارس زير سلطه ساساني ها بود، بلكه يمن هم زير سلطه ايرانيان بود. آن زمان عربها هيچ دولتي نداشتند. بعدها هم هميشه سواحل جنوبي خليج فارس و از جمله جزائر سهگانه زير نظر دولتي بود كه در ايران حكومت مي كرد.
مثلا زمان آل بويه تمام منطقه سواحل از بصره تا بحرين و عمان زير نظر دولت آل بويه بود. در دورههاي بعد هم سلجوقي ها و دولتهاي محلي ايراني در شيراز و بهبهان بر آن ناحيه حكومت مي كردند. دولت مشعشعي هم كه دولتي ايراني و مستقر در شوشتر و دزفول بود، بر اين مناطق تا بصره تسلط داشت. زمان شاه اسماعيل دولت مشعشعي به دولت صفوي پيوست. جالب است بدانيم كه قرنها عربها حتي يك دولت محلي هم نداشتند و زير سلطه ايراني ها يا عثماني ها بودند.
زماني كه عثماني ها به عراق آمدند، هيچ مرز مشخصي نبود. آنان با زور تلاش كردند اين منطقه را از تسلط ايران خارج كنند. قبل از عثماني ها قراقويونلوها و آق قويونلوها كه در تبريز دولت داشتند، حتي بغداد را هم زير نظر خود داشتند. در دوره ايلخانان هم بغداد پايتخت زمستاني آنها بود. زماني هم كه دولت عثماني مستقر شد، مرز ايران و عثماني كاملا معين بوده و هيچ گاه در هيچ زماني خوزستان از ايران جدا نبوده است.
از ابتداي صفويه به اين سوي تقريبا مرزها مشخص شد. شيخ خزعل هم يك ايراني بود و خودش در خرمشهر بود. او رهبر يك قبيله محلي بود و زماني كه انگليسي ها آمدند و مثل حالا كه دولتهاي عربي را بازي مي دهند، روساي عشاير را هم بازي مي دانند هر يك از روساي قبايل ايراني در خوزستان تلاش مي كرد با آنها كنار بيايد. زماني انگليسي ها به اين نتيجه رسيدند كه رضاشاه را سر كار بياورند و بساط عشايري را برچينند. همين امر سبب شد تا آنها نه تنها خزعل را بلكه روساي بختياري و ديگران هم از ميدان بيرون كنند و همه چيز را به دست دولت مركزي دادند.
معناي اين كار اين نبود كه مثلا اهواز به رضا شاه فروخته شده است. نويسنده نادان آن مقاله اصلا تاريخ نمي داند. حالا كه اينها در پرتو دولت امريكا و انگليس به نان و نوايي رسيدهاند فكر مي كنند ميتوان هر لاطائلي را به زبان جاري كرد. داستان اين حرفها مثل همان دروغ بزرگ خليج عربي است كه تا سه دهه قبل هرچه خودشان نقشه چاپ مي كردند خليج فارسي مي نوشتند، اما يك مرتبه شروع به تحريف كردند.
فرامش نشود بحرین از ماست و بغداد را هم ایرانی ها درست کرده اند
http://www.yadeyar.ir/wwwroot4/order3.asp?o2=832
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
روز گذشته، چند تن از طلاب تندرو، با پخش شبنامه و نصب طومار، خواستار برخورد جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت با حجتالاسلام سيدمحمد خاتمي شدند.
اين افراد كه در ميان آنان برخي چهرههاي نزديك به دفتر آيتالله مصباح نيز ديده ميشدند، با قرار دادن طوماري در مقابل مدرسه فيضيه، به جمعآوري امضا در زير آن پرداختند.
در يكي از اين نامهها خطاب به دادگاه ويژه روحانيت، اين دادگاه متهم شده كه به رغم «مبارزه با افراد فاسدي چون يوسفي اشكوري و عبدالله نوري»، مدتي است نسبت به انحرافات و بدعتها سكوت كرده و هيچ اقدامي انجام نميدهد.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: «آيا دادگاه نسبت به دست دادن آقاي خاتمي با چهار زن نيمهعريان ايتاليايي در سفر اخير به ايتاليا و فشردن بازوي يك دختر ايراني، وظيفهاي ندارد؟»... «آيا مدعيالعموم براي گروهي خاص مصونيت قايل است؟».
اين نامه سپس با اظهار تنفر از اين كار خاتمي، خواستار پيگرد قانوني شده كه كمترين آن، تعزير و خلع دايم لباس روحانيت است.
اين افراد همچنين نامه ديگري خطاب به اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم تنظيم كردهاند كه در آن به «نشستن تنگاتنگ و تقريبا مماس با اندام بدون پوشش خبرنگار زن به نحو بسيار زننده» اشاره و از اين تشكل مهم روحاني نيز خواسته شده از مدعيالعموم براي برخورد با خاتمي درخواست كند.
در هفتههاي گذشته نيز شبيه اينگونه نامهها و اعتراضات در مشهد پخش شد.
گفته ميشود، حجتالاسلام ملكا، مدير مدرسه فيضيه كه مسئول دفتر رهبر انقلاب در قم نيز هست، اجازه چنين اقداماتي را نميدهد و از همين رو، اين افراد از فضاي خارج مدرسه فيضيه براي فعاليتهاي خود استفاده كردهاند.
عوامل اينگونه اقدامات، طيفي از طلاب تندرو به شمار ميروند كه شماري از آنان در دولت كنوني به پستهاي مهمي دست يافتهاند.
در عين حال، واكنش نشان ندادن اين افراد به اقدامات غيرديني ديگر در دولت جديد، از جمله حواشي بازيهاي دوحه، شركت رييس سازمان گردشگري در رقص تركيه، ترويج فساد و بيبندوباري در چندين فيلم سينمايي مجوز گرفته از ارشاد و نيز صدور مجوز اكران به چند فيلم مسئلهدار در دوره جديد، باعث اين پرسش در افكار عمومي شده كه معيار اين افراد براي اعتراض به اقدامات خلاف شرع چيست؟
ای کاش برای توهین به ائمه از طرف وزیر ارشاد هم نامه جمع می شد
پس از انتشار سؤالات توهینآمیز به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) از سوی وزارت آموزش و پرورش اینبار صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت فعلی در همایش فرهنگ فاطمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی که سهشنبه، 12تیرماه در سالن همایشهای صداو سیما برگزار شد، در جمع خبرنگاران در تشریح جایگاه ائمه به ساحت مقدس این امامان توهین کرد!
صفارهرندی در جمع خبرنگاران اذعان داشت: که ائمه همانند (...) هستند و بنیامیه همانند سگ میباشند.
صفارهرندی در ادامه تصریح کرد: گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمتهای آن مورد استفاده است، ائمه نیز اینچنین هستند.
وی افزود: پس از گذشت قرنها اسم ائمه همچنان باقی مانده است و نسل بنیامیه مانند سگ که در حال نابودی است، منقرض میشود.
صفارهرندی درپاسخ به اعتراض خبرنگاران مبنی بر اینکه این حرف از سوی شخص اول فرهنگی کشور! جایز نیست به آیهای از قرآن اشاره کرد: «در مثل مناقشه نیست»!!!!!!!!
خبرنگاران حاضر در این جلسه در تبعیت از فرمایش مقام رهبری مبنی بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی از درج سخنان توهینآمیز وی به ساحت مقدس ائمهی بزرگوار خودداری کردند.
آیا این خزعبلات حکم ساب النبی ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر این عبارت را هاشم اقا جری می گفت. چطور؟؟؟؟؟؟؟
راستی نبا ید آقا مصباح یزدی در این مورد واکنش نشان بدهد؟
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 8:5 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
|

صفارهرندی وزير فرهنگ و ارشاد،گفت: قانونی مبنی بر واگذاری روزنامه به احزاب نداريم و اين افراد هستند که تقاضا میکنند. ای كاش همه احزاب يک ارگان مطبوعاتی خاص داشته باشند تا مردم مواضع آن حزب را در اين ارگانها بخوانند. (استدلال از اين بی تضادتر و روشن تر؟ واقعا امثال او می توانند جانشين ملک الشعرای بهار وزير فرهنگ و هنر ايران باشند؟)
وزير دانشمند و سياستمدار فرهنگ و ارشاد در بخش ديگر از مصاحبهاش که در خراسان با وی انجام شده گفت: بسياری از نشانههای موجود بيانگر وجود کودتای خزنده در مطبوعات است. تعبير کودتای خزنده متناسب با موضوع است. وقتی میگوييم کودتای خزنده در رسانه يعنی اين که شخصی در چارچوب يک اقدام براندازانه حرکت می کند.
|
| |
| |
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:18 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
Under one of these subheadings, it’s a good idea to list recent updates to my site so that visitors, especially return visitors, can check out the new stuff first. For example, I could list the date and a brief description of the update:
7/16/00 Added pictures of my vacation to the Photo page.
6/25/00 Updated the team schedule for the fall 200 season.
5/30/00 Added information about a new product my business offers.
I could also list updated news about topic. For example, if my site were about a particular sport,could discuss the outcome of a recent competition.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
روایت شده است که در جریان یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به ولایت خراسان ، یکی از امرای ارتش به وی خبر می دهد. که فلان تاجر مشهدی چند خروار زر در خانه نهان کرده است. قبله عالم که از این خبر حسابی به وجد آمده بود، در تلاش برای تصاحب آن طلاها تاجر را به محل اقامت خود دعوت کرد ودر حین تفقد از تاجر مشهدی چندین بار وی را به نادرشاه منتسب کرد که به هندوستان رفته و کافران آنجا را به اسلام رهنمون شده است. تاجر نگون بخت هرچه فکر کرد ارتباط خود با نادر را درنیافت. در همین حال شاه خطاب به تاجر کرد وگفت: شنیده ام که جدت نادر شاه از غزوات خود چندین کاروان شتر طلا به مشهد آورده است. تاجر هم سر به تصدیق تکان داد. ناصرالدین شاه هم که مترصد این پاسخ بود، گفت: درحال حاضر ما شاه مملکتیم، پس طلا های غنیمتی به ما می رسد.بی درنگ طلاها را به نزد ما بیاور. تاجر که تازه متوجه کلاه گشادی که بر سرش رفته, شده بود، داد وفریاد کرد که به خدا من از اعقاب نادر نیستم.اما کار از کار گذشته بود وناصرالدین شاه فرمان داد این پدرسوخته را آنقدر فلک کنند که هم به شازده بودن اقرار کند وهم طلاهای حکومتی! را پس دهد...
اگر کتاب قطور تاریخ کشورمان را ورق بزنیم در بسیاری از صفحات آن با این گونه داستان ها روبه رو می شویم. می توان با قاطعیت بیان داشت که در طول تاریخ کابوس دست درازی برخی از صاحبان قدرت بر اموال ودرارایی های رعایای ممالک محروسه ایران همواره ذهن ساکنان این دیار را پریشان ساخته است و این پریشان خاطری باعث شده که سرمایه به دو مسیری که بیشترین هزینه را بر کشور تحمیل کرده سرازیر شود. راه نخست پنهان کردن سرمایه از دید اغیار بوده که در نتیجه جامعه از مزایای آن چون مالیات، رونق اقتصادی ناشی از چرخش آن در بازار محروم شده است و راه دیگرنیز فرار سرمایه به آن سوی مرزها یعنی جاییکه از دسترس صاحبان قدرت در امان باشد، که این راه نیز اقتصاد نحیف ایران را آسیب پذیر تر کرد.
دولتهای شبه مدرن پس از استبداد رضاخانی با مشاهده آثار اسفناک روش های پیشین، تلاش هایی را برای زدودن این پریشان خاطری از ذهن شهروندان ایرانی به انجام رساندند ودر برخی موارد به توفیقاتی نیز دست یافتند. هرچند که با قاطعیت می توان بیان داشت که این احساس عدم اطمینان از پس زمینه ذهنی بسیاری از صاحبان سرمایه در کشور پاک نشد...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

پس از انتشار سؤالات توهینآمیز به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) از سوی وزارت آموزش و پرورش اینبار صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت فعلی در همایش فرهنگ فاطمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی که سهشنبه، 12تیرماه در سالن همایشهای صداو سیما برگزار شد، در جمع خبرنگاران در تشریح جایگاه ائمه به ساحت مقدس این امامان توهین کرد!
صفارهرندی در جمع خبرنگاران اذعان داشت: که ائمه همانند (...) هستند و بنیامیه همانند سگ میباشند.
صفارهرندی در ادامه تصریح کرد: گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمتهای آن مورد استفاده است، ائمه نیز اینچنین هستند.
وی افزود: پس از گذشت قرنها اسم ائمه همچنان باقی مانده است و نسل بنیامیه مانند سگ که در حال نابودی است، منقرض میشود.
صفارهرندی درپاسخ به اعتراض خبرنگاران مبنی بر اینکه این حرف از سوی شخص اول فرهنگی کشور! جایز نیست به آیهای از قرآن اشاره کرد: «در مثل مناقشه نیست»!!!!!!!!
خبرنگاران حاضر در این جلسه در تبعیت از فرمایش مقام رهبری مبنی بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی از درج سخنان توهینآمیز وی به ساحت مقدس ائمهی بزرگوار خودداری کردند.
آیا این خزعبلات حکم ساب النبی ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر این عبارت را هاشم اقا جری می گفت. چطور؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
استاد اخلاق دولت:
اصلاحطلبان مثل دستمال پشت بچه هستند
برای مشاهده فیلم بر روی لینک های زیر کلیک کنید.
قسمت اول
http://www.baztab۱.net/tmp/upload/media/77.wmv
قسمت دوم
http://www.baztab۱.net/tmp/upload/media/80.wmv
حجتالاسلام مرتضي آقاتهراني، استاد اخلاق هيأت وزيران در سخنراني خود در شهر زرند كرمان كه با حضور امام جمعه و فرماندار برگزار شد گفت: من يك خبري را از يك آقايي كه در اين مملكت خيلي ادعا ميكند از اخبار برايتان نقل كنم. ببينيد چقدر زشت است، او ميگويد"اگر بسيج و سپاه به صورت تشكيلاتي در جريان انتخابات دخالت نكنند، اصلاح طلبان پيروز همه انتخابات خواهند شد"، ببخشيد بفرماييد سپاهيان را بگذارند كنار تا اصلاح طلبهايي كه وابسته به آمريكا هستند پيروز بشوند.
آقا تهراني افزود: چي شده كه ما اينطوري شديم. شكمهامون از حرام خوري پرشده ... وقتي آدم اين جوري ميشه بعد ميگه بهترين راهش اين است كه اينها بروند كنار تا ما هم بخوريم. خدا را شكر كه مردم شناختهاند شما را و به شما راي ندادند و ديگر هم راي نميدهند. هيچ وقت به اينها راي ندهيد، به اينها اصلاً راي ندهيد.وی ادامه داد:
«شهيد بهشتي ميگفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. چند روز پيش يك آقايي از همينها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت ميخواهيم و ديگر هيچ نميخواهيم. اينها اسمشان هم مسلمان است
اين نكبتها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچهها را تميز ميكنند و مياندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آنور نرويد».
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|

این خواهر عزیز رو اگر کسی می شناسه از ایشون بپرسه چرا صورتش رو پوشونده. به ایشون بی زحمت یادآوری کنید که در تظاهرات ضد دولتی آدمها صورتشون رو می پوشانند برای اینکه نظامدمار از روزگارشون درنیاره. خیلی از شرکت کننده های راهپیمایی های نظیر امروز اتفاقا شخصا عکسشون رو می برند پایگاه براشون کارت هم صادر بشه.
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
یک کتاب جالب دیدم اگر خواستید
بخرید...خودتون هم قضاوت کنید...

احمدی نژاد معجزه هزاره سوم!
نویسنده این کتاب خانم فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام است
"آراي 22 ميليوني خاتمي، اعلام چهار ميليون افزايش نسبت به دوره قبل بود كه دستاويز بيشتر اصلاحطلبان بود!" (ص 65)
در يك واقعيت عيني پديده احمدينژاد هزاره سوم را غافلگير كرد!" (ص 9)
موضعگيريهاي دينستيز فائزه هاشمي بارها موجب راهپيمايي مردم شد" (ص31)
بسياري از صاحبنظران آزادانديش طرح گفتوگوي تمدنهاي خاتمي را تقليد و رونويسي از طرح گفتوگوي فرهنگها فرح ديبا را دانستند."
"بتسازي از خاتمي به عنوان چهرهاي انديشهگر و سياستمدار در سطح جهاني و اميدواري ملت به توانمنديهاي او در آيندهاي موهوم مثل طرح بيمحتواي گفتوگوي تمدنها كه .... محملي براي توجيه سير ذلت و عقبنشيني از منافع و مصالح ملي در عرصه سياست خارجي گرديد." (ص 64)
"خاتمي بارها اعلام داشت كه در حضور او شعر مرگ بر آمريكا سر داده نشود! اين دستور در هشت سال حاكميت او اجرا شد!" (ص 103)
• "پنج ميليون آراي هاشمي [به استناد نتايج نهايي انتخابات، آراي هاشمي در دوره اول انتخابات نهم 6000159 راي و آراي احمدي نژاد 5071354 راي بود.] ثمره امتيازات و امكانات بي نظير او بود". (ص124)
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
ماه گذشته سازمان ملل متحد یک نظر سنجی انجام داد که در آن تنها یک سوال پرسیده شده بود:
لطفا عقیده خود را صادقانه درباره راه حل مشکل غذادر بقیه جاهای دنیا بگویید ؟؟
نتیجه نظر سنجی یک آبروریزی تمام عیار از آب در آمد. میدانید چرا ؟ به این دلیل :
- در آفریقا کسی نمیدانست " غذا " یعنی چه ؟
- در اروپای شرقی کسی نمیدانست " صادقانه " یعنی چه ؟
- در اروپای غربی کسی نمیدانست " کمبود " یعنی چه ؟
- در چین کسی نمیدانست " عقیده " یعنی چه ؟
- در خاور میانه کسی نمیدانست " راه حل " یعنی چه ؟
- در آمریکای جنوبی کسی نمیدانست " لطفا " یعنی چه ؟
- و در ایالات متحده کسی نمیدانست " بقیه ی جاهای دنیا " یعنی چه ؟
مهتاب
در ایران جمله را .....
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

همزمان با اعلام اين كه «ايران خانه دوم هوگو چاوز، رئيسجمهور ونزوئلاست»، برخي سايتهاي اينترنتي به انتشار تصاوير ملاقات وي با صدام، در هفت سال پيش پرداختند.
هوگو چاوز در حالي در سال 200 با سفر به بغداد با صدام حسين ملاقات كرد كه جنايات جنگي وي عليه مردم ايران در هشت سال دفاع مقدس، در مجامع جهاني اثبات شده بود
هوگو چاوز كه در آگوست سال 2000 و دو سال پيش از فروپاشي رژيم صدام به عنوان نخستين و آخرين رئيسجمهوري كه پس از جنگ خليج فارس در سال 1991 و پيش از سقوط صدام به عراق سفر كرده است، پس از ديدار با صدام از وي براي سفر به ونزوئلا دعوت كرد.
گفتني است، در سفر روز گذشته هوگو چاوز به تهران وي با به گردن انداختن چفيه، به شهداي دفاع مقدس نيز اداي احترام كرد. رييس جمهور نيز با بيان اين مطلب كه ايران خانه دوم هوگو چاوز، رئيسجمهور ونزوئلاست، ونزوئلا را متحد استراتژيك ايران خواند.
چاوز، صدام را مردي آگاه توصيف كرد كه در بحث همكاري با اوپك، همه چيز را به خوبي درك ميكند.
وي گفت: «او به دقت به سخنان من گوش ميداد و من افتخار داشتم در بغداد با ماشين اختصاصي او كه خودش رانندگي ميكرد، گردش كنم».
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 2:51 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
دست روی دلتون نمی گذارم،که خونه.(این "خونه" به معنی "خانه" نیست ، بلکه منظور از "خونه" ، "خون است" ، است .) به من چه ربطی دارد که دخترها با خواندن این مطلب چه احساسی پیدا می کنند؟حداقلش این است که کمی دل شما و امثال شما خنک می شود . قبول ندارید ، بقیه مطلب را بخوانید.نازد،یکی به پول و خونه ی باباش(این "خونه" به معنی "خون است" ، نیست بلکه منظور از "خونه" ، "خانه" است.)
یکی به مدرک درپیتی که از دانشگاه غیرانتفاعی شبانه پاره وقت دارقوزآبادسفلا از توابع شوت آباد گرفته می نازد ، یکی دیگه انگار سر مهریه مزایده راه انداخته ،( مهریه ی بیشتر=تفاهم بیشتر، هر سکه در هر روز یک امتیاز ). یکی میگه من بالا شهری هستم ،اون یکی میگه من پایین شهری هستم و هزار جور مزخرفات دیگر.پای حرف که می افتد ماشا الله همه علامه ی دهرند واز خودشان تئوری بیرون می دهند ( یا به اصطلاح عوام (!) در می کنند.)ولی خدا نکند موقع عمل برسد ، آن وقت است که هیچ کدامشان خدا را بنده نیستند. یکی به خوشگلی نداشته و دماغ مثل نوک گنجشکش (که قبل از عمل به خرطوم فیل گفته بود " زکی ") می نازد،یکی به پول و خونه ی باباش(این "خونه" به معنی "خون است" ، نیست بلکه منظور از "خونه" ، "خانه" است.)
.حالا این وسط در و دیوار و کتاب و روزنامه و تلویزیون راست می روند،چپ می روند همه را (البته منظورم از همه ، همه ی جوانان است . اشتباه برداشت نشود ،جنابعالی که دارید با این سن و سال وبلاگ بنده را می خوانید نمی گویم.) ترغیب به ازدواج و تشکیل خانواده می کنند و مرتب پشت سر هم کانون و مرکز و نهاد و انجمن و از این دست چیزها راه می اندازند که خیر سرشان (مثلاً،زبانم لال ،گوش و چشم شیطون کر و کور ) کاری بکنند.برای مثال توی دانشگاه ما جایی هست به اسم کانون مشاوره خانواده که تا آنجایی که من خبر دارم ترویج ( سنت حسنه)ازدواج در اولویت کاریشان به هیچ وجه قرار ندارد. حالا چرا ؟ به من چه ربطی دارد؟؟! پرسنل آنجا برای چی حقوق می گیرند؟؟! این دفعه دیگه، به شما چه. هیچ فکری به حال جوان های بدبخت بیچاره نمی کنند ، از اون طرف راه به راه برنامه تلویزیونی با موضوع خانواده می سازند .فکر نکنم هیچ جای دنیا مثل اینجا باشد که همه ی شبکه ها ، قربانشان بروم بطور هماهنگ و همزمان با هم شروع به پخش برنامه های خانواده ( بخوانید خانمانه ، البته بعضی هاشون با مجری های مردانه) می کنند.( از قبیل :بیا بریم تو خونه ،تو خونه چه خبره ، خونه ی خاله کدوم وره؟ ، زندگی زندگی به به به چه چه چه و . . .
از من به خانواده دخترخانم ها و خود دختر خانم ها نصیحت ، بیایید کمی ساده تر با موضوع برخورد کنید . خدای ناکرده پس فردا قحطی شوهر می شود آن وقت مجبوری مثل خاله سوسکه ی بنده خدا برای پیدا کردن یک همسر ایده آل راهی کوه کمر بشوید و هی منت این و آن را بکشید.
با اجازه ی بزرگترها ، بله ؟؟؟
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در ماه تير هنگامي که روز تير فرا مي رسد ( 10 تير ) ايرانيان جشن تيرگان را برگزار مينمايند . اين جشن مانند تمام جشنها در نزد ايرانيان فلسفه اي تاريخي و ملي دارد که باعث افتخار هر ايراني ميگردد . طبق اسناد تاريخي و شاهنامه فردوسي هنگامي خاک زيادي از ايران در زمان پادشاهي منوچهر توسط تورانيان اشغال شده بود جنگي بين اين دو کشور درگرفته که مدتها به طول انجاميد و در نهايت هر دو طرف تصميم به صلح مينمايند که قرار صلح بر اين ميشود که مرز ايران و توران توسط يک تير مشخص گردد . و از آنجا که در زمان منوچهر شاه کسي جر آرش کمانيگر برتر و شايسته تر از بقيه نبود مسئوليت آن را بر عهده آرش مينهند و او بر فراز کوه دماوند رفته و با تمام نيرو و حس وطن پرستي تيري را رها ميکند که در کنار رود جيحون بر روي درختي مينشيند و آنجا مرز ايران و توران ميگردد . گفته شده است که بعد از پرتاب تير آرش فوت ميشود و به جهت وطن پرستي و حس ايران دوستي اش به تاريخ مي پيوند به طوري که هنوز بعد از گذشت ساليان دراز آرش را مردم يکي از قهرمانان ايران ميدانند
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:46 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مهدي كروبي در واكنش به سخنان احمد جنتي در حطبههاي نماز جمعه گفت: نميتوان حكومت را با خواب اداره كرد بلكه بايد مديريت كرد، زيرا هر حكومت بر اساس مسائل طبيعي مسير خود را سپري ميكند و با خواب و نذر و نياز نميتوان به تصميمگيري در امور حكومتي پرداخت.
به گزارش «ايلنا» مهدي كروبي با اشاره به اظهارات خطيب موقت نماز جمعه تهران به نقل از يكي از دوستانش مبني بر اينكه «در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي راي ميدهي، او گفت نميدانم، اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده ديشب به خوابم آمده و گفت به احمدينژاد راي بده. از اين نمونهها بسيار است»، گفت: اگر يك روحاني سادهانديش و درس نخواندهاي در روستايي يا حسينيهاي و مسجدي اينگونه سخن ميگفت، يك امر طبيعي بود ولي از اينكه آقاي جنتي به عنوان يك مجتهد، آدم باسواد و تحصيلكرده كه عضو شوراي نگهبان است آنهم در خطبههاي نماز جمعه تهران كه در سراسر دنيا منعكس ميشود، اين حرفها را ميزند، من بسيار تعجب ميكنم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
اعتماد:احمد جنتي با تاکيد بر اينکه «خدا نخواست در سوم تير در به روي پاشنه غلط بچرخد» تصريح کرد؛ مردم با اشک و نذر و نياز و توسل به خدا در سوم تير يکي از «هم قدهاي» خود را انتخاب کردند.جنتي در خطبه هاي نمازجمعه تهران با ذکر خاطره يي در اين باره گفت؛ کمک خدا در حادثه مشهود است، يکي از دوستان نقل مي کرد آن زمان سوار تاکسي شده بود و راننده تاکسي گفته بود من مي خواهم به آقاي احمدي نژاد راي بدهم زيرا مادرم که چند سالي است مرده ديشب به خوابم آمده و گفته به احمدي نژاد راي بده.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 9:18 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

وزير فرهنگ و ارشاد در حالي يکي از مساجد مشهد را براي اظهاراتش انتخاب کرد که اين شهر هفته گذشته شاهد حضور عدهاي از طلاب و روحانيوني بود که با تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت اين شهر شکايتي را عليه سيدمحمد خاتميمطرح کردند و در آن به فيلمينسبت به سيدمحمد خاتمياستناد کرده و خواستار خلع لباس وي شدند. صفارهرندي در اين نشست ضمن ابراز خوشحالي از اينکه دنيا هيچگاه به اندازه امروز به کام بچه بسيجيها نبوده است، تاکيد کرد؛ حتي در خارج از مرزها نيز مردم خيلي از کشورها آرزو ميکننداي کاش رييس دولتشان شخصي مثل احمدينژاد باشد. وي با اشاره به اين مطلب که روي کار آمدن احمدينژاد يک خرق عادت سياسي بود، تصريح کرد؛ او بدون شکلک درآوردنهاي سياسي و عوام فريبي پيروز شد... صفارهرندي با بيان اينکه پيروزي دولت احمدينژاد، در هر 3 معادله تحول به وجود آورد، افزود: امروز مردم ايران نه تنها در داخل و خارج از کشور احساس امنيت ميکنند، که حتي در خارج از مرزها نيز، مردم خيلي از کشورها آرزو ميکننداي کاش رييس دولتشان شخصي مثل احمدينژاد باشد... اين اواخر اصل انقلاب و مقدسات را نيز زير سوال ميبردند و اينگونه شد که به پيغمبر و قرآن اهانت شد و دلها شکست و به درد آمد. اهانتها به انقلاب بينهايت است تا جايي که عدهاي گفتند اگر از چشمه امام زياد آب بکشيم، خشک ميشود و به جايي رسيد که خاتمي هم گفت انگوري که ريختيم سرکه شود، شراب شد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

فکر می کنید این سایه کیست؟
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 4:59 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

چرا مگر چه خبر شده؟
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مردی بود...مردی که هیچ فرقی با من و تو نداشت...مردی که اسم خاصی نداشت...شهرتی نداشت تا من و تو او را بشناسیم...مردی بود که در همین هوا نفس میکشید و در همین زمین زندگی میکرد...اما٬مردی خسته بود...خسته از کار و فشارهای روزمره زندگی...آنقدر خسته بود که چشمانش ماشینی را که در تاریکی شب به او نزدیک میشد را نمیدید...ماشین نزدیک و نزدیکتر میشد و آن مرد خسته همچنان غرق افکار خویش بود...ماشین به آن مرد نزدیک شد و به او برخورد کرد و او را زیر گرفت و رفت...مرد بر زمین افتاد و دراز کشید و دیگر تکان نخورد...آن مرد٬مرد...آن مرد دیگر خسته نبود٬دیگر فکر نمیکرد...از دست افکارش راحت شده بود...و من و تو هیچگاه نفهمیدیم مردی بود که زنده بود٬فکر میکرد٬خسته بود و در آخر مرد...!
نویشته وحید
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

|
|
|
با احداث شهري به نام كاشان در چين و بافت و صادرات فرشهايي با مشخصات و ويژگي فرش كاشان ايران تهديد تازهاي براي ميراث معنوي ايران شكل گرفته است.
«كاشان چين» شهري است ويژه بافت، فروش و عرضه قاليهايي با طرح هاي ايراني.
اين قاليها در سراسر جهان با عنوان«قالي كاشان» عرضه ميشوند، بيآنكه خريداران بدانند منظور كاشان جديد واقع در چين است، نه كاشان ايران.
چينيها همچنين قصد دارند شهرهايي با عنوان اصفهان، يزد، تبريز و كرمان نيز تأسيس كنند. هدف آنها در اين باره تسخير كامل بازار فرش جهان است.
چين كاشان را هم كپي كرد فردا نوبت کیست؟ |
| |
| | |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
روزي صنيع الدوله در محفل شاه و درباريان از علوم جديد و صنايع فلزي و ذوب آهن در اروپا صحبت مي كرد تا به اينجا رسيد كه حرارت دادن ، باعث انبساط اجسام مي گردد ! مظفرالدين شاه كه تا آن موقع ساكت بود وسط حرف صنيع الدوله دويد و گفت : « پس براي همين است كه روزهاي گرم تابستان روزها منبسط مي شوند و در نهايت بلندي قرار مي گيرند ، چون حرارت به ايام مي تابد !»
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اكونيوز:ایران امسال یک میلیارد دلار برای توسعه وبازسازی عراق اختصاص داده است .
به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران،" حسن تیز مغز" رئیس اتاق بازرگانی ایران وعراق درجلسه هماهنگی توسعه مبادلات تجاری اقتصادی مشهد و بغداد گفت: این اعتبار در بخشهای راه ، برق ، بهداشت و آب و فاضلاب عراق هزینه خواهد شد.
وي به راه اندازی خط راه آهن خرمشهر به بندر بصره عراق درسال 86 اشاره کرد و افزود: با راه اندازی این خط راه ارتباط ترانزیتی از ایران به عراق، سوریه و دریای مدیترانه برقرار می شود.
وی از پرپایی هشت نمایشگاه در عراق خبرداد وگفت: ایننمایشگاه ها باهمکاری اتاقهای بازرگانی مشترک ایران وعراق ،مهرماه امسال در استانهای اربیل ، بصره و عراق برپا خواهد شد .
رئیس اتاق بازرگانی بغداد نیز دراین جلسه با تاکید بر امنیت مناسب برای فعالیت بازرگانان ایرانی در این کشور گفت :پارلمان عراق از سرمایه گذاری کشورهای همسایه در این کشور حمایت می کند.
الجبوری با بیان اینکه امریکائیها بسیاری از زیربناهای عراق را تخریب کرده اند افزود :سرمایه گذاری کشورهای همسایه به ویژه ایران در بازسازی عراق بسیارموثر است .
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
۱- شاه:"پیام انقلاب شمارا شنیدم. "
دانلود فایل صوتی
۲- خبر رادیو ملی ایران بعد از خروج شاه از کشور، ۲۶ دی ۵۷. دانلود فایل صوتی
۳- مصاحبه آقای خمینی با خبرنگار آلمانی و صدای صادق قطب زاده به عنوان مترجم. دانلود فایل صوتی
۴- آخرین خبر رادیو ملی ایران قبل از پیروز شدن انقلاب،۲۲ بهمن ۵۷. دانلود فایل صوتی
۵- "این صدای انقلاب راستین ملت ایران است"، اولین صدای رادیو ملی ایران، بعد از پیروزی انقلاب، ۲۲ بهمن ۵۷. دانلود فایل صوتی
۵- سرود انقلابی:الله الله الله،الله الله الله، لا اله الا الله، ایران ایران ایران، رگبار مسلسل ها، ایران ایران ایران، خون و مرگ و عصیان. دانلود فایل صوتی
۶- صدای مهندس بازرگان از رادیو در مقام نخست وزیر و دعوت به آرامش مردم، دقایقی پس از فتح رادیو به دست انقلابیون، ۲۲ بهمن ۵۷. دانلود فایل صوتی
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
بحثهای زیادی درباره انتقال یا عدم انتقال جنازه دکتر به ایران مطرح شده بود. خانوادة دکتر در ایران تحت فشار قرار داشتند که جنازه به ايران منتقل شود، در حالیکه عدهای معتقد بودند در صورت انتقال جسد به ایران ساواک از این حادثه به نفع خود بهره برداری خواهد کرد. بعد از حضور همسر دکتر و دخترشان مونا در لندن، جنازه دکتر در مسجد وایتچپل لندن توسط دکتر سروش و دکتر شبستری غسل داده شد. بعد از یک هفته، تظاهراتی در لندن برای تشییع جنازه سازمان داده شد که یکی از گستردهترین و بینظیرترین تظاهرات لندن بود. آن تظاهرات از هایدپارک (اسپيکرز کرنر) تا همین محل ادامه یافت که آن موقع مالکیتش به دست خوجههای شیعه بود و ما شنبهها از آن برای برگزاری جلسات و سخنرانیهای افرادی چون دکتر سروش استفاده میکردیم. مراسم دکتر اولین برنامهای بود که در سالن بالا برگزار شد. از افرادی که در جریان تشییع جنازه دکتر نقش بسیار فعالی داشتند آقایان دکتر یزدی، قطبزاده، دکتر حبیبی، صادق طباطبایی، دکتر خرازی و دوستان انجمن لندن و اتحادية انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا و امريکا بودند. بالاخره قرار بر این شد که جنازه با همکاری امام موسی صدر در سوریه به خاک سپرده شود. من و صادق قطب زاده برای گرفتن ویزا به سفارت سوریه در لندن رفتیم و برای همراهان و حمل جنازه مجوز گرفتیم و پس از انتقال جسد به سوریه مراسم خاکسپاری در آنجا برگزار شد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 4:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

خدا رحمت کند شاه سلطان حسين را که تلاش ميکرد دولت صفوي را که بيش از دويست سال پاييده بود، در مقابل حمله افغانهاي قندهاري، با «آش» نگهدارد. زماني که در جريان حمله افغانها به اصفهان و محاصره اين شهر (1134ق)، يکي از علماي شهر پيامي براي او فرستاد که براي مقابله با دشمن چه در سر داريد، شاه گفت: «دستور دادهايم آشي بپزند، ان شاءالله افاقه کند.» اما متأسفانه آن «آش» افاقه نکرد و شايد در نيت بانيان يا آشپز آن ترديدي وجود داشت!
اگر کسي نگاهي به تاريخ شاهان قديم ايران بکند و ارتباطشان را با منجمان بداند، خواهد ديد که بيشتر آنان به هماناندازه که در فکر اصلاح امور از طريق «برنامه ريزي» بودند، از منجمان و پيشگويان براي امور خويش صلاحديد ميخواستند و به سخن آنان اعتبار ميگذاشتند. تاريخ ايران که پر از اين خاطره هاست و بسا بسياري از بدبختيهاي اين ملت، ناشي از اعتماد به همين منجمان بود. نوع ديگرش هم استخارههاي شگفت و تکيه مظفرالدين شاه به دعانويسي بود که آن هم زبانزد آن روزگاران و تواريخ بعدي بوده و هست .
و اکنون هم... خداي حفظ کند يکي از بزرگان اهل استخاره را در کشورما که زماني ميفرمودند: نيمي از کارهاي اين مملکت را بنده حل و فصل ميکنم. علتش را پرسيدند. ايشان گفت: بسياري از امور مهم و اساسي کشور با استخارههاي بنده حل ميشود. روشن است که نويسنده اين سطور به هيچ وجه منکر استخاره نيست، اما واقعا در چه شرايطي و در کجا؟
اخيرا گفته ميشود که «اسرائيل به زودي نابود خواهد شد». اين آرزوي هر مسلماني است و نابودي اسرائيل هم البته بر اساس عملکرد اين رژيم ستم پيشه و سنن الهي قطعي است، اما اظهار اين نظر که اسرائيل مثلا امسال يا چند ماه يا يک سال ديگر حتما از بين ميرود و اظهار آن بر اساس منابع «غيب گويانه»، امري است که نيازمند نوعي شمّ نبوتي و امامتي است. آيا کساني که اين قبيل اظهار نظرها را ميکنند، راهي به غيب دارند؟ با چه استدلالي ادعاي خود را ثابت ميکنند؟ افرادي که در اين زمينه به آنان اعتماد ميشود تا چه حد شايسته اعتمادند؟
بايد گفت ارزش اين ادعاها حتي از «آش» سلطان حسين صفوي هم کمتر است، زيرا اگر آن آش در قالب نيت کمک به فقرا ارزش و اعتباري پيدا کند، اين قبيل غيب گوييهاي ادعايي، آشکارا برخلاف سنت الهي براي عدم دخالت صريح در ميانه رخدادها و سپردن آنها به علل و عوامل مادي ـ جز در شرايط سخت و با تأييد انبياء ـ و آيات قرآن و اظهارات ائمه عليهم السلام است. ميدانيم که غيب تنها در انحصار خداست و با ادلهاي که براي امامت معصوم داريم، خداي متعال آنچه را که مصلحت بداند، در اختيار معصوم قرار ميدهد. اما جز آنان، چه کسي ميتواند مدعي ارتباط اينچنيني باشد؟ با چه استدلالي؟ بر اساس کدام قاعده ديني؟ اگر قرار باشد کساني از برخي کليات و قصههاي نقل شده که معمولا هم پايهاي از صحت ندارد، استفاده کرده و چنين ادعاهايي داشته باشند، مردم با چه استدلالي ادعاهاي آنان را اثبات شده بدانند؟
نویشته :رسول جعفريان
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اينجا يزد است و آن هم بانک تجارتش. بقيه اش بی نياز از توضيح است. چرا ما چيزی بنويسيم و يکوقت از همان اشتباهاتی لپی بکنيم که تجارتی ها کرده اند؟
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|