+
+
+
+
=
= ...و 

عبدالرضا شيخ الاسلامي ، رئيس شوراي سياست گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيس جمهور ، با صدور احکامی غلامحسين الهام، محمد حسين صفار هرندي، مجتبي ثمره هاشمي، روح الله حسينيان، حاج علي اكبري، صادق محصولي، رحيم پور ازغدي، علي مطهري، علي اكبر اشعري، علي اكبر جوانفكر، محمد علي فتحاللهي، محمد شفيعيفر، محمد جعفر بهداد و مجتبي زارعي را به عضويت شوراي سياست گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيس جمهور منصوب کرد
برگرفته از وب محرمعلی خان
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
The world's 40 best directorsThe Hollywood blockbuster may be in crisis, but the art of the cinema is as healthy as ever. Our panel of critics picks out the film-makers who are leading the way
 |
1. David Lynch After all the discussion, no one could fault the conclusion that David Lynch is the most important film-maker of the current era. Providing a portal into the collective subconscious, the daydream nation conjured up in tales such as Blue Velvet, Lost Highway or Mulholland Drive is by turns frightening, exasperating, revelatory and wild. Nobody makes films like David Lynch. He is our spooky tour guide through a world of dancing dwarves, femme fatales and little blue boxes that may (or may not) contain all the answers. We wouldn't want to live in the places he takes us. Somehow, we suspect, we do.
Substance 17 Look 18 Craft 18 Originality 19 Intelligence 17 Total 89 Wild at art: profile More about Mulholland Drive |
 |
2. Martin Scorsese Scorsese's influence is impossible to overstate. His red-blooded canon has spawned a generation of copycats while his muscular style has become a template. That said, opinion is divided over the man's recent output. Some regard his monumental Gangs of New York as a classic to rank alongside Taxi Driver and Raging Bull. Others worry that the heavyweight champion of American movies is no longer quite punching his weight.
Substance 17 Look 18 Craft 18 Originality 17 Intelligence 18 Total 88 More about Gangs of New York A terrible beauty: interview |
 |
3. Joel and Ethan Coen Their latest film, Intolerable Cruelty, may have marked a new, "commercial" phase in their career, but no one could ever accuse the Coen brothers of selling out. The Coens' special mix of arch, sculpted dialogue, film-history homage and scrupulously-framed cinematography has never failed them yet, and through their associations with Sam Raimi and Barry Sonnenfeld, have exerted a powerful, if unacknowledged, influence on mainstream event cinema. Until Fargo, they seemed content to mess about in their own particular corner of the film industry; that film's stunning popular success suddenly catapulted them into the Hollywood big league.
Substance 14 Look 18 Craft 18 Originality 18 Intelligence 18 Total 86 Double vision: interview More about: Intolerable Cruelty |
 |
4. Steven Soderbergh Steven Soderbergh is a one-off: an independent-minded film-maker who has forged a happy working relationship with Hollywood. This is thanks to a brilliant balancing act. Soderbergh soothes the studios with expert, intelligent crowd-pleasers like Erin Brockovich and Ocean's Eleven then shifts gear for more esoteric, personal projects (Solaris, Full Frontal). His ongoing alliance with George Clooney, moreover, is the most reliable director-star double act since Scorsese found De Niro.
Substance 16 Look 17 Craft 18 Originality 16 Intelligence 18 Total 85 More about Solaris Steven Soderbergh at the NFT |
 |
5. Terrence Malick The lofty ranking of Terrence Malick just goes to show that it's quality, not quantity, that counts. Renowned as a ghostly, Garbo-style recluse, this fabled figure has made just three films over three decades. Even so, the wild beauty of his 1973 debut Badlands casts a formidable shadow, while his sprawling 1999 war epic The Thin Red Line at least proved that the master had lost none of his magic. Next up, apparently, is a biopic of Che Guevara. But don't hold your breath.
Substance 16 Look 18 Craft 17 Originality 17 Intelligence 17 Total 85 More about The Thin Red Line |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
سارا شريعتي با بيان اينكه چهره شريعتي جامعهشناس، يكي از ناشناختهترين چهرههاي اوست، گفت: اين ناشناخته بودن به دليل وجود ابهامي است كه در نسبت ميان شريعتي و آكادمي وجود دارد.
به گزارش خبرگزاري فارس دختر علي شريعتي امروز يكشنبه در سمينار شريعتي، ديروز، امروز، فردا افزود: شريعتي هيچگاه خود را به عنوان آكادميسين معرفي نكرد، به جامعهشناسي به عنوان يك حرفه ننگريست و به تأسي از رويكرد دوركيمي كه معتقد بود: "اگر پژوهشهاي ما فقط سود نظري داشته باشند، بيارزشند و حتي يك ساعت زحمت نيز نبايد صرف آنها كرد"، دوگانه وبري «دانشمند و سياستمدار» را نپذيرفت.
شريعتي در ادامه افزود: او با تكيه بر سنت جامعهشناسي انتقادي، ميدان مطالعه خود را نه نظم كه تغيير اجتماعي قرار داد و واقعيت اجتماعي را نه يك امر متصلب كه يك «كانون آتشفشاني» فعال ارزيابي كرد. از اين روست كه شايد شريعتي بيش از آنكه به عنوان يك جامعهشناس شناخته شود، در اذهان عمومي به عنوان يك روشنفكر منتقد شناخته شده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مقبره اي در حال تخريب در جزيره قشم /عكاس محمد تهراني/ گارگاه
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
سيد حسن طباطبايي قمي» يكي از مراجع تقليد تشيع ساعت 8 صبح دوشنبه در سن 105 سالگي درگذشت.
او فرزند آيتاللهي بود كه همچون منش هميشگي او با حاكم وقت يعني «رضاخان ميرپنج» درگير شد و به دليل اعتراض به كشف حجاب و تحصن در حرم حضرت عبدالعظيم به نجف مهاجرت كرد. «سيد حسين طباطبايي قمي» پدر «سيدحسن» پس از مرحوم آيتالله سيدابوالحسن اصفهاني مدتي مرجعيت عام جهان تشيع را بر عهده داشت. سيدحسن نيز در حوزه نجف تحصيلات حوزوي را گذراند و پس از مدتي سكونت در اين شهر مقدس براي شيعيان به ايران آمد و راهي ديگر شهر مذهبي شيعي يعني «مشهد» شد. او در قيام 15 خرداد كه در قم شكل گرفت، به همراه مرجع هم دورهاش «سيد هادي ميلاني» به اين امر اعتراض كرد.
تعصب ديني و صريح الهجه بودن «حاج آقا سيدحسن قمي» باعث شد كه نيروهاي امنيتي رژيم پهلوي از گفتارهاي او هراس به دل راه دهند. او شاه را با عنوان «مردك» نام ميبرد و در بين نماز و بر سر كلاسهاي درس كه حضور پامنبريهاي او زياد بود، انتقادات تندوتيزي را به رژيم وقت مطرح ميكرد.
او 6-5 روز پس از 15 خرداد 42 به دليل بيان اين نظرات و اظهارنظرهاي ناهماهنگ با نظام بسته پهلوي توسط ماموران امنيتي دستگير كه ناخودآگاه براي اولين بار در زندان با «آيتالله خميني» روبهرو شد كه مدت همبندي اين دو در زندان به طول نكشيد. آيتالله خميني به تركيه تبعيد شد و آيتالله قمي به خاش.
قمي چند سالي را در خاش در تبعيد بهسر برد و پس از آن به تهران آمد كه همچنان تحتنظر مقامات امنيتي به گذران زندگي ميپرداخت. او در نهايت در خانه شخصي خود در كرج محصور شد و تمامي ورود و خروج او و همراهانش تحتكنترل قرار گرفت.
البته سيدحسن قمي فقط در تبعيد و محصور شدن همانند آيتالله خميني نبود، بلكه حتي قبل از تبعيد هم اتفاق همساني برايشان پيش آمد.
اسدالله علم، نخست وزير وقت طي مصاحبهاي اعلام كرد كه هر دو ] آيتالله قمي و آيتالله خميني[ بايد اعدام شوند. پس از انتشار اين خبر، چند تن از مراجع تقليد در تهران گردهم جمع شدند و تصميم گرفتند كه با اعلام مرجعيت اين دو عالم ديني، از اين اقدام جلوگيري كنند. پس از اين تصميم مراجع و علماي ارشد آن دوره، شاه با صدور اين حكم موافقت نكرد و هر دو تبعيد شدند.
او تا سال 57 همچنان در حصر به سر ميبرد كه اجراي برخي تظاهرات مردمي همچون تظاهرات ميدان ژاله در 17 شهريور مقدمات آزادي او را فراهم كرد. آيتالله قمي در 19 شهريور با استقبال مردم مشهد وارد اين شهر شد و پس از اندك زماني از آزادي طي نامهاي به آيتالله خميني از ايشان خواست كه به ايران بازگردند. قمي پس از آزادي تا لحظه پيروزي انقلاب 57 همچنان به ايراد سخنرانيهاي تند و تيز عليه رژيم پهلوي ميپرداخت و از سياستهاي حاكم گلايه ميكرد.
پس از پيروزي انقلاب 57، اندك زماني گذشت و قمي به دنبال ديدار با رهبر فقيد انقلاب به تهران آمد. اگرچه اين دو روحاني ارشد همديگر را پس از مدتها ميديدند، اما گلايه از برخي مسوولين و سياستهاي انقلابي آن دوره نقل مجلس ديدار دونفره آنها شد. آيتالله سيدحسن قمي از برخي برخوردها و مصادره املاك ناراحت بود و اين مطالب را با همان زبان خاص به رهبر انقلاب منتقل كرد، به گونهاي كه ميگويند پس از آن ديدار آيتالله خميني، هاشميرفسنجاني يكي از اعضاي ارشد جمهوري اسلامي را فراخواند و به او گفت كه شماها چه عملكردي داشتيد كه آقاي قمي آنقدر ناراحت است. او اين اقدامات مديران را خلاف شرع ميدانست.
البته در كنار اين ديدار نيز آيتالله قمي، تلگرافهايي نيز به رهبر انقلاب زده و گلايههايي را چاشني آن كرد كه امام در قم درباره يكي از اين تلگرافها در 8 خردادماه 58 اعلام كرده بود: «تلگراف محترم واصل، لزوم وحدت كلمه در اين موقع كه جنايتكاران به دسيسه و توطئه عليه اسلام و جمهوري اسلامي پرداختهاند از اهم وظايف است. از جنابعالي اميد دعاي خير دارم.»
يكي از اعضاي بيت اين مرجع تقليد دربارهاش ميگويد: «در ارائه مطالبشان تعصب مذهبي داشتند، نه جنبه سياسي.» استوار سخن ميگفتند و از اصول خود باز نميگشتند. ايشان ميگفتند: «بايد شجاعت داشت تا در برابر حضرت رسول در محشر سرافكنده نباشيم.»
پس از اين ديدار، همچنان آيتالله قمي از رفتار برخي سياسيون گلهمند بود و برخي نيز فضاي حاكم را به گونهاي ترسيم كرده بودند كه هراز چندگاهي اعتراضات و تجمعاتي عليه ايشان در مشهد به راه ميافتاد. پس از اين اعتراضات بيت ايشان مدتي بسته شد و امكان مراجعات به اين بيت مهيا نبود. حتي آيتالله قمي سالها از بام منزل به زيارت از حرم حضرت امام رضا(ع) ميپرداخت و سلام ميداد.
البته در اواخر دهه 60 به ويژه اواسط دهه 70 فضاي حاكم منعطفتر شد و آيتالله قمي پس از سال 75 اندكاندك مراسم مذهبياي را در بيت خود برگزار ميكرد و سخنراناني همچون مرحوم مناقبي، فاضل كاشي، مصب الاسلام و بارز موسوي در ايام سوگواري در بيت او حضور مييافتند. در اين چند سال اخير نيز برخي از مراجع عظام تقليد همچون بشيري زنجاني، وحيدخراساني و بهجت در كنار زيارت حرم امام رضا (ع) به ملاقات وي هم ميرفتند.
البته بايد افزود كه برخي از شاگردان آيتالله قمي در مقامهاي عاليه حكومتي قرار دارند و «همسر سيداحمد خميني» خواهرزاده اوست.
بدين ترتيب اين مرجع تقليد درحالي درگذشت كه آثار و تقريرات و حتي خاطراتش در فراموشي به سر برده و فقط از او كتابي سه جلدي در باب «حج» منتشر شده است؛ درگذشت مرجع ديني در فراموشي.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

شهادت عصاره عصمت صدیقه زکیه حضرت زهرا(س) تسلیت باد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 6:34 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
وبنوشت:وقتی آقای خاتمی برای سفر رسمی به آلمان رفته بود، خانم مرکل که الان صدراعظم آلمان است، رهبر حزب اقلیت بود. جزء برنامه آقای خاتمی بود که با وی هم ملاقات کند. ما به وی خبر داده بودیم که آقای خاتمی به خانمها دست نمی دهند. خیلی ناراحت شد. طبیعی بود که این کار را توهین آشکار تلقی می کرد. آمد و دست نداد و بعد هم مصاحبه ی مفصلی کرد که رئیس جمهور ایران با آن همه ادعای روشن فکری حتی حاضر نشد دست بدهد. در هامبورگ هم که امام مسجد بود، با اینکه امام قبلی به خانم ها دست می داد اما ایشان به دلیل همان تقیدات دینی این کار را نکرد. وقتی سر و صدای اخیر اینترنتی و کیهانی را دیدم، فکر می کردم اگر آقای خاتمی اهل دست دادن بود که آن روزهای سیاست دست می داد. الان همه ی رهبران دینی برجسته ی سنی و بسیاری از روحانیون شیعی غیر ایرانی رسماً به خانمها دست می دهند. حتی اگر حرام باشد، استدلال می کنند چون طرف آن را اهانت تلقی میکند باعث وهن اسلام است. خیلی ها این استدلال را به آقای خاتمی گفته اند، خیلی ها هم انتظار دارند که آقای خاتمی پا به زمین بکوبد و بگوید طبق این عناوین ثانوی اشکال ندارد و خوب میکنم که دست میدهم. اما آقای خاتمی زیر بار نرفته . من هم البته در مراسم آن روز ایتالیا نبوده ام؛ و دیدم که دفترشان هم تکذیب کرده است؛ اما اگر هیچکدام از اینها هم نبود، می دانستم که آقای خاتمی به خانم ها دست نمی دهد. من نمیدانم آن فیلم مونتاژ بوده یا نه ولی میدانم مونتاژ فیلم و تنظیم آن به خصوص در این چند ماهه تا انتخابات می تواند خیلی نان و آب دار باشد. کسانی که مسئله ی دست دادن آقای خاتمی به یک خانم را در حد مشکل بزرگ کشور می خواهند تبدیل کنند، حالا با توضیح دفتر ایشان شاید به این فکر بیفتند که مملکت ما مشکلات بزرگتری از دست دادن یا ندان آقای خاتمی و یا هر کس دیگری هم دارد. واقعا در این وضعیت بحرانی چه مسائلی مسئله ی اصلی کشور می شود؟ البته ناگفته نماند که یکی از مشهورترین حرفهای دیپلماتیک این است که خیلی از مقامات خارجی می پرسند آیا این جزء پروتکل شماست که وقتی تنها هستید دست می دهید و وقتی هیأت هستید، دست نمی دهید؟ راست و دروغش گردن آنهایی که میگویند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
|



در پي انتشار برخي گزارشها و تصاوير درباره سفر سيدمحمد خاتمي به ايتاليا، دفتر رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با انتشار جوابيهاي ضمن غيرواقعي خواندن تصاوير و تكذيب اين ادعاها، به اين گزارشهاي جنجالي خاتمه داد و سيد محمدصادق خرازي كه آقاي خاتمي را در سفرهاي خارجي همراهي ميكند نيز با توضيح جزئيتر اين مساله، هشدار داد كه مبادا در اينگونه حوادث از برخي از شگردهاي غيراخلاقي غفلت شود.
به گزارش "ايلنا"، دفتر سيدمحمد خاتمي در جوابيه خود آورده است: «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و مانع ترديدي نيست و نيز در اينكه در شرع انور حرمت و وجوب اوّلي به عنوان ثانوي تا بقاء عنوان ميتواند مرتفع شود ترديد نبايد كرد. ولي آنچه با تصويرپردازي مشكوك، با غرض يا هر انگيزه ديگر، نشر يافته تا مصافحه آقاي خاتمي را با اجنبيه القاء كند، عملي خلاف شرع و اخلاق است كه تكذيب ميشود.»
همچنين سيدصادق خرازي، مشاور سيدمحمد خاتمي، دست دادن وي با برخي بانوان در سفر ايتاليا را رد كرد و گفت: بناي آقاي خاتمي به هيچ وجه دست دادن با زنان نيست و ايشان ضوابط و اصول شرعي و عرفي را در سفرها و ملاقاتهاي خود هميشه و همواره رعايت كرده است.
خرازي در واكنش به انتشار برخي گزارشها و تصاوير درباره صف بدرقه ايشان در يكي از سخنرانيها در ايتاليا، اضافه كرد: استقبال از آقاي خاتمي در سفرهاي خارجي و نيز مراسم سخنرانيهاي ايشان به حدّي است كه گاه كنترل اوضاع از دست ايشان و اطرافيان خارج ميشود و در اين مواقع برخي ميكوشند با رساندن خودشان به آقاي خاتمي به ايشان ابراز ارادت كنند كه در مواقعي تصور ميشود با آقاي خاتمي مصافحه كردهاند. اين در حالي است كه اصولا آقاي خاتمي به علت ازدحام جمعيت متوجه برخي تماسها نميشوند.
خرازي در عين حال حساسيتهاي علاقهمندان آقاي خاتمي را ستود و اطمينان داد كه آقاي خاتمي همواره آداب و رسوم و هنجارهاي جمهوري اسلامي ايران كه قلباَ به آنها باور دارد، با دقت رعايت و ملحوظ ميدارند.
خرازي در پايان گفت: البته از برخي از شگردهاي تصويري و نيز بداخلاقيهايي كه آقاي خاتمي سالهاست با آن روبرو بوده، نبايد غافل شد و افكار عمومي كاملاً دريافتهاند اين روشها براي تخريب شخصيتهاي بلندمرتبه كشور جايي ندارد.
وبنوشت:وقتی آقای خاتمی برای سفر رسمی به آلمان رفته بود، خانم مرکل که الان صدراعظم آلمان است، رهبر حزب اقلیت بود. جزء برنامه آقای خاتمی بود که با وی هم ملاقات کند. ما به وی خبر داده بودیم که آقای خاتمی به خانمها دست نمی دهند. خیلی ناراحت شد. طبیعی بود که این کار را توهین آشکار تلقی می کرد. آمد و دست نداد و بعد هم مصاحبه ی مفصلی کرد که رئیس جمهور ایران با آن همه ادعای روشن فکری حتی حاضر نشد دست بدهد. در هامبورگ هم که امام مسجد بود، با اینکه امام قبلی به خانم ها دست می داد اما ایشان به دلیل همان تقیدات دینی این کار را نکرد. وقتی سر و صدای اخیر اینترنتی و کیهانی را دیدم، فکر می کردم اگر آقای خاتمی اهل دست دادن بود که آن روزهای سیاست دست می داد.
الان همه ی رهبران دینی برجسته ی سنی و بسیاری از روحانیون شیعی غیر ایرانی رسماً به خانمها دست می دهند. حتی اگر حرام باشد، استدلال می کنند چون طرف آن را اهانت تلقی میکند باعث وهن اسلام است. خیلی ها این استدلال را به آقای خاتمی گفته اند، خیلی ها هم انتظار دارند که آقای خاتمی پا به زمین بکوبد و بگوید طبق این عناوین ثانوی اشکال ندارد و خوب میکنم که دست میدهم. اما آقای خاتمی زیر بار نرفته . من هم البته در مراسم آن روز ایتالیا نبوده ام؛ و دیدم که دفترشان هم تکذیب کرده است؛ اما اگر هیچکدام از اینها هم نبود، می دانستم که آقای خاتمی به خانم ها دست نمی دهد. من نمیدانم آن فیلم مونتاژ بوده یا نه ولی میدانم مونتاژ فیلم و تنظیم آن به خصوص در این چند ماهه تا انتخابات می تواند خیلی نان و آب دار باشد. کسانی که مسئله ی دست دادن آقای خاتمی به یک خانم را در حد مشکل بزرگ کشور می خواهند تبدیل کنند، حالا با توضیح دفتر ایشان شاید به این فکر بیفتند که مملکت ما مشکلات بزرگتری از دست دادن یا ندان آقای خاتمی و یا هر کس دیگری هم دارد. واقعا در این وضعیت بحرانی چه مسائلی مسئله ی اصلی کشور می شود؟ البته ناگفته نماند که یکی از مشهورترین حرفهای دیپلماتیک این است که خیلی از مقامات خارجی می پرسند آیا این جزء پروتکل شماست که وقتی تنها هستید دست می دهید و وقتی هیأت هستید، دست نمی دهید؟ راست و دروغش گردن آنهایی که میگویند.
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

ابراهيم يزدي:دوستي و ارتباط ايران با كشورها نبايد تنها بر اساس رويارويي و دشمني آنها با آمريكا سامان يابد
وزير خارجه دولت موقت گفت كه دوستي و ارتباط ايران با كشورها نبايد تنها بر اساس رويارويي و دشمني آنها با آمريكا سامان يابد.
«ابراهيم يزدي» دبيركل نهضت آزادي ايران در گفتوگو با خبرنگار «ايلنا»، با بيان اينكه «معيار تعيين سياستهاي خارجي و اولويتهاي ما چه بايد باشد؟»، گفت: «آيا ما ميتوانيم به دليل اينكه كشوري دشمن دشمن ماست، با او رابطه داشته باشيم و لو اينكه اين رابطه به نفع يا ضرر ما باشد.»
وي تصريح كرد: «ارتباط با كشورهاي مختلف بايد براساس منافع و مصالح ملي كشور باشد. اينكه دولت نيكاراگوئه مخالف آمريكاست، پس بايد با او دوست بوده و رابطه برقرار كنيم، معيار دوستي براي دوستي و ارتباط با كشورها نيست.»
يزدي افزود: «نيكاراگوئه يك دولت مترقي است، اما اينكه در دشمن با آمريكا چقدر مصمم است، محل بحث دارد. اورتگا با تجاربي كه در طول 29 سال گذشته كسب كرده است، ديگر دولتش را در برابر آمريكا نميبيند بلكه ميخواهد در چارچوب منافع ملي كشورش عمل كند.»
وي در مورد مباحث مطرح شده در مورد احتمال بخشش بدهيهاي نيكاراگوئه به ايران گفت: «حركت اورتگا تا آنجا كه مربوط به منافع نيكاراگوئه ميشود، قابل توجه است. اين كشور مبالغي به ايران بدهكار است كه با حضور در ايران اين انتظار را دارد كه بدهيهايش بخشيده شود كه اين مساله از لحاظ منافع نيكاراگوئه خوب است اما براي منافع كشور, چه سودي ميتواند داشته باشد.»
يزدي گفت: «دولتمردان ما امروز خود را عقل منفصل جهان ميدانند و خود را نيازمند توصيههاي دلسوزان كشور نميدانند و حاضر به پذيرش هيچ توصيهاي هم نيستند.»
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

شرق:رأی مثبت اندونزی به قطعنامه شورای امنیت علیه ایران به هیچ وجه تأثیری بر روابط دوستانه و صمیمانه دو کشور نخواهد داشت و جمهوری اسلامی آماده گسترش روابط به ویژه همکاریهای اقتصادی و صنعتی با اندونزی است»
این سخنان را آقای حداد عادل رئیس مجلس اصولگرای هفتم در ملاقات با همتای اندونزیایی خود بیان داشت. حدود سه سال پیش در چنین روزهایی و در کوران تبلیغات ریاست جمهوری آقای احمدی نژداد دولتهای گذشته را به دلیل آنچه که او کوتاهی و عدم استفاده از اهرمهای اقتصادی در حوزه روابط دیپلماتیک برای تأمین منافع و مصالح ملی میخواند، به باد انتقاد میگرفت. او معتقد بود جذابیت همکاری اقتصادی با ایران درحدی هست که حتی در زمینه انرژی هستهای نیز میتوان از این اهرم برای الزام طرفهای اقتصادی ایران به اتخاذ موضعی به نفع ایران بهره برد و از این رو به ویژه دولت اصلاحات را به دلیل عدم استفاده از این فرصت به سازش و عدم اعتماد به نفس متهم میکرد.
براساس همین نگرش پس از به قدرت رسیدن دولت نهم بلافاصله این اهرم علیه کره جنوبی که به قطعنامه آژانس بین المللی انرژی هستهای علیه ایران رأی مثبت داده بود، به کار گرفته شد. وزارت اقتصاد و دارایی مأمور شد تا در روابط اقتصادی با کره جنوبی تجدید نظر کند و به عنوان یک اقدام دست به نقد شرکت کرهای ال.جی از این که اسپانسر بازیهای چهارجانبه جام ال. جی باشد محروم گردید. دیری نگذشت که تصمیم تجدید نظر در روابط اقتصادی با کره جنوبی تکذیب شد و تنها دستاورد این ماجرا برای دولت نهم پرداخت پنجاه میلیون دلار هزینه برگزاری بازیهای جام ال.جی به جای شرکت مذکور بود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مي گويند آغا محمد خان قاجار معمولا نصف مرغ بريان را موقع ناهار و نصفه ديگر را شام مي خورد . تصادفا يك روز عصر نصفه ديگر مرغ بريان را گربه خورد . آشپز بيچاره از ترس غضب سلطان اخته! مرغ ديگري را با پول خود خريداري كرد و نصفه آن را موقع شام به حضور آغامحمد خان برد تا متوجه مطلب نشود . آغامحمدخان ضمن صرف شام گوشه چشمي هم به آشپز انداخته گفت : « نصفه ديگر را فردا ناهار بياور !» آشپز يكه خورد و عرض كرد : قربان ! نصفه اولي را امروز ناهار ميل كرديد . ديگر چيزي باقي نمانده است ! آغامحمدخان با عصبانيت گفت : « فضولي موقوف ! نصفه اي كه امروز آوردي قسمت راست مرغ بود اين نصف هم قسمت راست آن است . معلوم مي شود جرياني رخ داده كه مرغ ديگري خريداري كرده اي ! آشپز را فراست و تيز هوشي آغامحمدخان چنان مبهوت كرد كه تا مدتي دهانش باز و چشمانش خيره مانده بود !
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
يک تفنگدار نيروي دريايي انگلستان که به جرم تجاوز به آبهاي ايران دستگير شده بود، تصميم گرفت کت و شلوار اهدايي ايران را در سايت حراجي آنلاين ebay به فروش برساند.
به گزارش «الف»، مارک بنکس، افسر 24 ساله نيروي دريايي انگلستان، پس از آن که کت و شلوار اهدايي ايران را براي فروش در حراجي آنلاين بر روي سايت ebay عرضه کرد، با توبيخ مقامات ارشد ارتش وزارت دفاع بريتانيا مواجه و مجبور به بستن اين حراجي شد.
يکي از مقامات نيروي دريايي انگلستان به «ديلي ميل» گفت: وي توسط يک مقام ارشد نيروي سلطنتي توبيخ شده است. او همانند يک احمق رفتار کرده است. اين يک کار احمقانه بود. اما کار وي جرم جنايي نبود و غير از تنبيه انضباطي، اقدامي متوجه وي نخواهد بود.
اين گزارش حاکي است، بنکس، علاوه بر کت و شلوار، پيراهن و ژاکت اهدايي ايران را نيز براي فروش در اينترنت عرضه کرده بود که قبل از به پايان رسيدن موعد حراج، مقامات ارتش متوجه شده و دستور قطع حراجي را صادر کردند.
نکته جالب توجه آن که، در مدت هفت روزي که اين لباسها براي فروش در اينترنت قرار داده شده بود کسي حاضر به ارائه پيشنهادي نشد و قيمت پايه فروشنده که با نام کاربري «استيدي لينس» اقدام به فروش اين اقلام کرده بود دست نخورده باقي ماند. اضافه مي شود اين افسر ارتش بريتانيا براي شروع حراج کت و شلوار ايراني، قيمت پايه 0.99 پوند معادل تقريبا 1800 تومان تعيين کرده بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
جنگ دو روزه - 26 و 27 ژانويه - سال 750 ميلادي که ميان نيروهاي ابومسلم خراساني و لشکريان مروان آخرين حکمران امويان شرق در کنار رودخانه «زاب» روي داد، مروان شکست خورد و به مصر گريخت و در آنجا کشته شد. ابومسلم که بر ضد حکومت امويان به پا خاسته بود سال پيش از اين )749 ميلادي- 128 هجري خورشيدي( ارتش امويان را شکست داده بود و پس از اين پيروزي، مروان را از خلافت خلع و آن را به ابوالعباس سفاح منتقل کرده بود. بسياري از مورخان، اين سال را آغاز خلافت عباسيان و گسترش نفوذ ايرانيان در امور حکومت نوشته اند. طولي نکشيد که مرکز خلافت هم از شهر دمشق به شهر تازه ساز بغداد در 36 کيلومتري شمال مدائن )تيسفون( پايتخت پيشين ايران منتقل شد. نام «بغداد» که در زمان ساسانيان يک روستا و درختستان بود تغيير داده نشده است که «بغ» در فارسي ميانه به معناي «خدا» و «داد» از مصدر دادن است که جمع دو کلمه معناي «هديه خدا» را مي رساند
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

|
امروز:روزهاي عجيبي بر ملت ايران مي گذرد، هنوز آدم از يك مسئله شگفت فارغ نشده كه مسئله شگفت آور ديگري ذهن او را به خود معطوف مي نمايد . تصميم هاي ناگهاني دولتمردان و بويژه شخص رئيس جمهور در اين شگفتي سازيها نقش موجدانه اي دارد .
شايد كمتر كشوري را بتوان در جهان معاصر – البته بجز كشورهاي عقب مانده ، انقلاب نكرده و استبداد زده ! – پيدا كرد كه اين چنين افكار عمومي و مسائل اقتصادي سياسي و اجتماعي آن مانند ايران اسلامي ما در معرض تصميم هاي ناگهاني و غير كارشناسانه دو لتمردان آن قرار گرفته باشد .
مسئله تجاوزنظاميان انگليسي به آبهاي ايران و نحوه دستگيري و آزادي آنها هنوز در ذهن ها ثابت مانده است نه تنها در مصاحبه مطبوعاتي رئيس جمهور ناگهان اعلام شد آنها مستو جب عفو و بخشش ... قرارگرفته اند بلكه جناب ايشان و برخي از دولتمردان ما رأفت اسلامي ! را در آن ديدند كه به بدرقه آنها بروند وبا آنها عكس يادگاري هم بگيرند و به آنها مؤيد باشيد بگويند !
شايد اين اقدام جناب رئيس جمهور كه در داخل حتي يك طرفدار هم نداشت نه پاسخي مناسب به اين تجاوز بود و نه با آن همه تبليغات تجاوز از سوي ما مطابقت مي كرد و به لحاظ زماني ار آنجا كه با اولتيماتوم 48 ساعته توني بلر نخست وزيرانگليس همزمان شده بود علاوه بر آنكه سازگاري نداشت نوعي جازدن هم تلقي مي شد كه در شأن انقلاب اسلامي نبود .
نمونه ديگر اين تصميم هاي نا گهاني و بعضاً فردي اعلام كاهش سود بانكي در كشور است . اينكه اين امر دستور بردار باشد يا نه اينكه با مصوبات شوراي عالي اقتصاد و شوراي پول و اعتبار مطابقت داشته باشد يا نه ، اينكه مضرات آن نسبت به منافع آن قابل مقايسه باشد يا نه، اينكه بدليل تبعات شديد منفي و شوكهايي كه به نظام اقتصادي كشور وارد مي آورد اين تصميم ادامه مي يابد يا نه ، اينكه ... هر چند در حوزه تخصص نگارنده نيست و ابعاد آن اين روزها در رسانه ها از سوي متخصصين علم اقتصاد بخوبي شكافته و تبيين شده است اما هر چه باشد به نوعي مديريت حجره اي را به جاي يك مديريت سامانمند و بر پايه كارشناسي هاي دقيق و حساب شده تداعي مي كند .
نويسنده : غلامعلي رجايي |
|
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

يك توماني دوره ناصر الدين شاه قاجار معادل 2.300.000ريال امروز
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
متولد 1313 در تهران، بعد از دوره دبستان و دبيرستان و دريافت ششم رياضي و گذراندن دوره عالي نقشه برداري در سازمان نقشه برداري مشغول به کار شدم. سپس ششم ادبي را گرفته، در دانشگاه تهران دوره ليسانس باستان شناسي و فوق ليسانس علوم اجتماعي را طي کرده با گرفتن بورس تحصيلي به کشور فرانسه عزيمت و دوره انستيتوي انسان شناسي دانشگاه پاريس و مدرسه عالي لوور را گذرانيده، توانستم دکتراي باستان شناسي را با گرايش درباره معماري ايران در دوران تاريخي از سوربن دريافت بدارم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

دو رئیس جمهور کاپشن پوش در یک مراسم رسمی!!!!!
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|

هم میهن:شايد اين هم از مشكلات شهرت باشد. از خيل كساني كه 18 سال پيش خواسته و ناخواسته درگير انقلاب فرهنگي شدند يكي هم عبدالكريم سروش بود، اما هربار كه پاي انقلاب فرهنگي به وسط ميآيد نام او در راس اين افراد قرار ميگيرد. به قول خودش گويي آن ستاد تنها يك عضو داشت و آن هم عبدالكريم سروش بود.
درباره آقاي رئيسجمهور من تاكنون اظهارنظري نكردهام اما اكنون بايد بگويم اينگونه اظهارنظرها را در هيچ زمينهاي جدي نميگيرم. مخصوصا وقتي كه به قصه دانشگاه ميرسد. من چند سخنراني ايشان درباره انرژي اتمي را شنيدهام. من تعجب ميكنم كسي كه استاد دانشگاه، آن هم در رشتههاي مهندسي است و قاعدتا بايد حجم عظيمي از رياضيات و... خوانده باشد، اينچنين سخناني درباره انرژي اتمي بگويد تصفيههاي ناصواب هم با اطلاع ما بوده است. اينها جلو چشم آقاي شريعتمداري هم بوده، جلو چشم آقاي جلالالدين فارسي هم بوده. ماجراهايي كه بعد بر سر دانشگاه آمد جلو چشم آقايان احمدي و داوري و گلشني بود.
چرا نامي از آنها نيست. آقاي شريعتمداري مرا از فرهنگستان علوم و آقاي گلشني از انجمن حكمت اخراج كرد، هيچكس نامي از آنها نميبرد. من با بررسي تاريخي و كشف حقيقت نهتنها هيچ مسالهاي ندارم بلكه آرزو ميكنم روزي تمام نقاط ابهام تاريخ معاصر ما روشن شود و نقش صواب و ناصواب هركسي بر آفتاب افكنده شود ولي درباره اين نحوه مواجهه با مساله بايد بگويم كه گويي خطي از جايي آمده و كساني به چشمداشت پاداش، سخنان دروغي را تكرار ميكنند و متاسفانه مطبوعات هم آنها را چاپ ميكنند.
نكته ديگر درباره مطلبي كه دكتر كاتوزيان گفتهاند: اولا من هيچگاه از تمثيل «خاموش كردن ماشين معيوب براي تعمير» استفاده نكردهام. اين تمثيل متعلق به دكتر حسن حبيبي بود. ثانيا هيچگاه ايشان را به مناظره فرانخواندهام. ثالثا از حقوقداني مثل ايشان انتظار نداشتم كه بدون تحقيق بنده را نظريهپرداز و علمدار فكر تعطيلي دانشگاهها بخوانند. رابعا در مورد اخراج ايشان هم بد نيست يادآور شوم كه وقتي من خبردار شدم ايشان را از كار منفصل كردهاند از ايشان طرفداري كردم.
شايد خطاي حافظه يا دلايل ديگر در ميان بوده كه ايشان چنين چيزهايي گفتهاند. خامسا برخلاف ادعاي ايشان از ستاد انقلاب فرهنگي بركنار نشدم بلكه به دليل مشاهده پارهاي از بيرسميها – كه در جاي ديگر شرح آن را آوردهام- رسما استعفا دادم. سادسا در آن جلسهاي كه آقاي كاتوزيان به آن اشاره ميكنند فرد سوم جلالالدين فارسي بود و علت ناراحتي اساتيد هم از اين قرار بود كه اساتيد حاضر، به تسخير سفارت آمريكا اعتراض داشتند و جلالالدين فارسي در پاسخ گفت كه هر كه مخالف اين عمل باشد، صهيونيست است؛ سخني كه اساتيد را خوش نيامد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

|
جمهوري اسلامينوشت: پايگاه اينترنتي شبكه خبري العربيه از شايعات پيرامون دستيابي قذافي رييس كشور ليبي به شجرهنامهاي كه وي را به اهلبيت عليهمالسلام منتسب ميكند خبر داد. دبير مجلس اعلاي امور اهل بيت عليهمالسلام در گفتوگو با پايگاه اينترنتي شبكه خبري العربيه به اين موضوع اشاره ميكند كه قذافي با دستيابي به اين شجرهنامه قصد دارد سمينارها و اجلاسهاي جهاني ويژه سادات ترتيب دهد تا به اهداف خود دست يابد. قذافي بارها در سخنرانيهاي خود از حكومت فاطميون در آفريقا دفاع كرده و سعي دارد با منتسب كردن خود به خاندان پيامبر اكرم(ص) خود را داراي ويژگي رهبري و احياگري حكومت فاطميدر شمال آفريقا معرفي كند.
|
پايان خبر |
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
ايران کشور عجيبيه . ميپرسيد چرا ؟
به اين دليل که :
ایران تنها کشوری است که در دانشگاه آن نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند !
يکي از بزرگترين صادرکنندگان نفت و يکي از بزرگترين واردکنندگان بنزين هستيم.
در همه جاي دنيا آثار باستاني را از زير آب در مياروند، در ايران مي برند زير آب !؟
در ايران دانشجوها توي کتابخانه آشنا مي شوند ، در پارک درس مي خوانند، سر کلاس مي خوابند !؟!
اينجا همه خودشان را فوق العاده جدي مي دانند اما همه همديگر را مسخره مي کنند
در همه جاي دنيا هر وقت سرو کله پليس پيدا مي شود ترافيک حل مي شود ولي در ايران هر جا که پليس هست ترافيک هم هست
کشور عراق نزديک 1000 ميليارد دلار بابت خسارتهاي جنگ به ايران بدهکار است ولي کشور ايران يک ميليارد دلار به عراق کمک بلا عوض مي کند!؟!
همه جاي دنيا در اداره ها کار مي کنند در منازل استراحت و در خيابانها تفريح ولي در ايران مردم در ادارات استراحت, در منازل تفريح و در خيابانها کار مي کنند
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 4:24 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
علم بهتر است یا دموکراسی ؟
بی خبر گذاشتتن بهتر است یا دیکتاتوری ؟
با حجابی بهتر است یا زشت بودن ؟
ویران کردن اثار فرهنگی و تمدن بهتر است یا بی فرهنگ و تمدن بودن ؟
مکان سد را جایی انتخاب کردن که اثر باستانی به زیر آب برود بهتر است یا انتخاب مسیر راه آهن از روی آن ؟
جای مصلا اتفاقی بر ارگ 300-400 صد ساله بیفتد خوب است یا جای پاساژ در مسجد 700-800 ساله ؟
با سیاست دروغ گفتن بهتر است یا رک بودن ؟
بی حجابی بهتر است یا کمک کردن به اعراب بد حجاب که بهترین دیسکوهای دنیا را دارند و هر روزه هزاران دختر بی گناه و محتاج را ...؟
معتاد بودن بهتر است یا زیر خط فقر ؟
برای پر کردن شکم زن و بچه ، کودک خود را برای گدایی کرایه دادن خوب است یا خود را به زیر ماشین انداختن برای گرفتن خسارت ؟
نان و پیتزا خوردن خوب است یا بوقلمون و پنیر ؟ ( فکر کنم جاشونو اشتباهی نوشتم ! آخه بعضی عکسا حواس آدم رو پرت می کنه ! )
فساد مالی افراد دولتی در پروژه های عظیم ساختمانی بهتر است یا فساد مالی افراد عادی در شرکت های کوچک خصوصی ؟
گران شدن لوبیا بهتر است یا سردرگم بودن قیمت بنزین ؟
حرف نزدن در باره ی درآمد نفتی بهتر است یا درباره قاچاق هروئین به کشور
اصلا گاوبودن بهتر است یا عاقل بودن ؟
ولی نه حسن ! گفتن این حرفها خطرناکه حسن !
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:1 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|


وصيتنامۀ مؤرخ ۷/۱۰/۷۳
در خانۀ نارون
بسم الله الرحمن الرحيم
كُل مِن عَليهٰا فٰـان وَ يَبْقي وَجه رَبّك ذ ُوالجلال ِ وَ الا ِكرام
وصيتنامه بندۀ گنه كار بيمقدار، محتاج عفو و رحمت پروردگار و درخواست كنندۀ دعاي بندگان مؤمن و مهربان، مهدي بازرگان به همسر عزيز خود، فرزندان دلبند با همسران گرامي آنها، نوادگان نازنين و به همۀ خويشاوندان با مهر و صفا، دوستان ارجمند و به آشنايان و اهل لطف.
با اقرار به وحدانيت و ربوبيت خالق رحمن و با درود بر همۀ پيامبران علي الخصوص خاتم آنها محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم و بر اهل بيت طهارت و امامت.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
اظهارات اخير مصطفي پورمحمدي، وزير کشور درباره لزوم ترويج ازدواج موقت در ايران توجه فرانس پرس را به خود معطوف کرد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

استقبال آقای احمدی نژاد در آران و بیدگل
امام جمعه، نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي و فرماندار شهرستان آران و بيدگل در اطلاعيه مشتركي از حضور شورانگيز مردم اين شهرستان در استقبال از رييس جمهوري و هيات همراه تشكر كردند.
اين اطلاعيهازسوي حجتالاسلام"علي روحاني"امام جمعه آران و بيدگل "علي اصغر گرانمايه پور" نماينده كاشان و آران و بيدگل در مجلس شوراي اسلامي و " محمد فيروزي پور" فرماندار آران و بيدگل صادر شد.
دربخشي از اين اطلاعيه آمدهاست: به فضل الهي و باهمت عالي رياست جمهوري اسلامي ايران و هيات دولت، بيست و نهمين سفر استاني رييس جمهوري به استان پهناور اصفهان وشهرستانهاي وابستهدرحالي صورت گرفت كه اجتماعات عظيم مردم متدين، وفادار و انقلابي استان و شهرستانها خواب و خيال را از چشم دشمنان و بدخواهان نظام ربود و حسرتي ديگر بر دل آنها گذاشت.
دراين اطلاعيه افزودهاست: اين بار نيز مردم آمدند تادرپرتو وحدت و انسجام به جهانيان ثابت كنند كهمردمونظام،عهدي ناگسستني با هم دارند و نيز آمدند تا اقتدار و شكوه اتحاد و همدلي خود را به نمايش همگاني بگذارند.
درادامه اين اطلاعيه آمدهاست: مردم خونگرم، ميهمان نواز و شهيد پرور آران وبيدگل نيز همگام وهمسوبامردم ديگر شهرستانهاي در حالي به استقبال سفير دولت عدالت و مهرورزي رفتند كه درجاي جاي اين خاك زرخيز جوانههاي انتظار و ديدار روييده بود و جوانان ومردماناين خطه كويري برغم گرماي طاقت فرساي خرداد ماه با حضور پرشور و بااحساس خود، علاقه مندي و ارادت ديرينه خود را به نظام مقدس جمهورياسلامي و حمايت همه جانبه از دولت خدمتگزار، مردمي و عدالت محور خود ابراز و اعلام كردند.
درادامه اطلاعيه مشترك تصريح شده: اين حماسهي عظيم و با شكوه مردم عزيز و وفادارشهرستانآران و بيدگل همچون گذشته در تاريخ پر افتخار سياسي دوران معاصرباقي خواهد ماند و انشاالله به زودي شاهد بركاتاين سفرتاريخي خواهيم بود.ك/۱
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

روزنامه شرق در شماره امروز خود با انتشار طرحي از صفار هرندي وزير ارشاد، لقب جالبي به وي داد. شرق نوشت:
وزيري در قامت يک سخنگو
«ترفند غرب لو رفت»، «مردم از صدور قطعنامه ها نگران که نمي شوند هيچ، مي خندند،»، «در ناکامي تجربه تحزب در ايران، بسيج و روحانيت جايگزين احزاب خواهند شد»، «امنيت دغدغه امروز بشريت است»، «يک بانک خصوصي باعث گراني مسکن شد»، «اگر دفتر تحکيم براساس مرامنامه خود عمل مي کرد، امروز مشکلي پيش نمي آمد و خارجي ها مدعي آن نمي شدند» اين عبارات نه از سوي سخنگوي دولت که تنها بخشي از موضع گيري هاي اخير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است. دفاع از عملکرد دولت در اغلب دوره ها از سوي وزيران بوده و طبيعي است. اما محمدحسين صفارهرندي پيشروتر از ساير اعضاي کابينه به دولت تعصب دارد و نقشي همدوش سخنگويي دولت را عهده دار شده است.
پشت سر این وزیر روزنامه کیهان است وپشت سر کیهان...............
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
همميهن با اشاره به سخنراني علياكبر ناطقنوري عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز در جلسه جامعه اسلامي مهندسين، به نقل از وي نوشت نه اينكه يك دفعه بيايي اسم يك نفر را ببري و بگويي فلان شخص دو هزار ميليارد اختلاس كرده است و در تلويزيون هم نشانش بدهي و بعد بگويي ببخشيد اشتباه شد يك صفر زيادي گفتيم... اولا اگر اشتباه كرده بوديد چرا اعلام كرديد و گفتيد؟ بعدا دو هزار هم نه، 20 ميليارد آخر از كجا و از كي آورده؟... ميگويند تا ميخواهيم با مفسد اقتصادي برخورد كنيم سر و صدا در ميآيد، به نظر من اين حرف بيربطي است، شما اول بياييد آن مفسد را بگيريد و بعد اعلام كنيد تا ببينيم صداي چه كسي در ميآيد؟ اين كه نشد كار، اينكه امنيت نميآورد... [به اشتباهات دولت نهم در معرفي مفسدان اقتصادي اشاره كرد] اسم يك نفر را آوردند و در تلويزيون هم او را نشان دادند، من از يكي از مسوولان قضايي پرسيدم كه اين پروندهاش چه بوده كه اينطوري اسم بردند، او هم گفت كه رييس بانك مركزي به من گفته كه اصلا اين بنده خدا هيچ تخلف بانكي ندارد و جزو بهترين مشتريان ماست. روز قيامت ميخواهي چه كار كني؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|

امروز:اظهارات جنجالي احمدينژاد درمورد نابودي اسراييل بار ديگر باعث جبههگيري تازه آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي عليه ايران شده است.
شرق نوشت: دو سال پس از اظهارات جنجالبرانگيز محمود احمدينژاد مبني بر محو اسرائيل از روي نقشه جهان موضوع نابودي اسرائيل، يك بار ديگر به مهمترين محور سخنان وي مبدل شده است
اين روزنامه در ادامه نوشت: سخنان رييس جمهور ايران يك بار ديگر نگاهها را متوجه خود و اسرائيل كرد. برخي از تحليلگران تاكيد دارند كه اين سخنان موجب قوام وضعيت اين رژيم ميشود. در حالي كه قبل از آن چنين حمايتي از اسرائيل وجود نداشت و هولوكاست موضوع توجه برانگيزي نبود. در داخل كشور نيز اين سخنان چند روز پس از توافق علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي با خاوير سولانا رييس كميسيون سياست خارجي اتحاديه اروپا بيان مي شود.
علي لاريجاني در ادامه رايزنيهاي خود توانسته بود نظر سولانا را جلب كند و از پيشرفت در مذاكرات هستهاي سخن گفته بود اما اكنون بنا به تجربههاي گذشته بايد نگران بود كه پرونده هستهاي با چنين سخناني دچار دستانداز نشود و توافقات حاصل شده از بين نرود. ايران در سياست خارجي خود تمام موضوعات را به يكديگر پيوند زده است. چنان كه در كشورهاي ديگر نيز چنين است. پس تندروي در يك موضوع، عواقبض بر موضوع ديگر خواهد بود و پيامدهاي منفي را به ارمغان ميآورد. موضوعي كه پيش از اين بارها از سوي كارشناسان تذكر داده شده بود. اكنون بايد ديد كه تاكيد بر شمارش معكوس براي نابودي اسرائيل، چه تبعاتي را براي كشور به بار ميآورد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|

چرا یک بار اوشین و بار دیگر یانگوم مگر خودمان قهرمان ملی نداریم؟
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
شصتمين دوره جشنواره فيلم کن به پايان رسید؛ مهمترين رويداد سينمايی اروپا که در طول نزديک به دو هفته ميزبان مشهورترين کارگردانان و ستاره های سينما از سراسر جهان بود.
عباس کيارستمی مطابق معمول سالهای اخير کن از ميهمانان ويژه اين جشنواره بود. ظاهرا قرار است ژوليت بينوش بازيگر فرانسوی که او هم در جشنواره حصور داشت در فيلمی با کيارستمی همکاری کند.

سينمای ایران نماينده دیگری نيز داشت؛ نيکی کریمی که يکی از اعضای هيئت داوران فيلمهای کوتاه بود
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|

گاو ما ما میکرد .
گوسفند بع بع میکرد .
سگ واق واق میکرد .
و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی ؟؟؟؟
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید . او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند .
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند .
دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است . کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پترس چت میکرد . پترس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد . پترس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود . او نمیدانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند . پترس در حال چت کردن غرق شد .
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت . قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند . اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت . خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد . او حوصله ی مهمان ندارد . او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند .
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد .
او کلاس بالایی دارد او فامیل ها ی پولدار دارد .
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که ......ا
برگرفته از وبBeautifull _ For ever
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 8:52 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
منبع: کتابِ ایران در قرن بیست و یک
مصطفی ملکیان
با عرض سلام و ادب به محضر حضار گرامی؛ خواهران و برادران محترم و در دقایقی که در محضر همهیِ پژوهندگان و اساتید هستم سعی میکنم با کمال افتخار و بهروشنی نکات اصلی موضوع همایش را که قابل اندراج است عرض کنم. شکی نیست که در این فرصت اندک نه قصد تفصیلگویی و نه مجال تفصیلگویی برای بنده هست. از نظر بنده تنها امکان زندگی موفق اعم از زندگی فردی موفق و زندگی جمعی موفق و موفقیت چه بهلحاظ موفقیت در زمینهیِ مسائل این جهانی و چه در زمینهیِ روحانی جز در سایهیِ جمع و تلفیق دو امر عقلانیّت و معنویّت امکان پذیر نیست.
بهنظر میرسد که همهیِ تمدنهایی که در گذشته آمدهاند و رفتهاند و یا در حال رفتنند در هیچکدام از اینها توازن و تعادل درخوری دربارهیِ معنویّت و عقلانیّت وجود نداشته است. یک ناظر بیگانه در برخی از این تمدنها تفوق عقلانیّت بر معنویّت را میبیند و در برخی از تمدنهای دیگر چیرگی معنویّت بر عقلانیّت، و به این حساب میشود گفت که یک راه تبیین شکست تمدنهای گذشته، این است که بگوییم که شکست آنها به این دلیل بوده است که نتوانستهاند میان عقلانیّت و معنویّت توازن درخوری پدید بیاروند.
البته بحث امروز بنده دربارهیِ عقلانیّت نیست که بهشدت مورد تأکید است؛ بلکه امروز به مؤلفهیِ دوم یعنی معنویّت میپردازم.
از روزگار گذشته بدون شک نیاز به معنویّت همواره نیاز فوری، فوتی و عمیقی بوده است. اما امروزه بهنظر میرسدکه لااقل به سه لحاظ نیاز به معنویّت از هر زمان دیگری بیشتر است.
برگرفته از وب معنویّت و هویت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 7:59 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
چکیده
در نظریه ریسمانها نگرش به ذرت شبیه سیمهای گیتار است که تحت کشش های مختلف، نتهای متفاوتی را تولید می کنند. اگر تئوری ریسمان، تئوری گرانش کوانتوم باشد، پس متوسط اندازه ریسمان باید چیزی نزدیک به مقیاس طول گرانش کوانتوم باشد که طول پلانک نامیده میشود
رشته سیمهای گیتار را تصور کنید که با کشیده شدن در طول گیتار کوک شدهاند؛ بسته به آنکه سیمها چقدر کشیده شوند و تحت فشار قرار گیرند، نتهای موسیقی مختلفی بوسیله آنها ایجاد میشود. میتوانیم این نتهای موسیقی را ?حالتهای برانگیخته? سیمهای گیتار تحت کشش بنامیم. به طور مشابه در تئوری ریسمان ذرات بنیادین که در شتابدهندهها مشاهده میشوند را میتوانیم نتهای موسیقی و یا همان ?حالتهای برانگیخته? فرض کنیم. (شکل 1
.
در تئوری ریسمان همانند نواختن گیتار، ریسمانها باید تحت کشش قرار بگیرند تا برانگیخته شوند.. (شکل2
شکل 2
کشش ریسمان
اگرچه ریسمانها در تئوری ریسمان در فضا-زمان شناور هستند و مانند گیتار مقید نیستند ولیکن با این حال آنها کشش دارند، کشش ریسمان در تئوری ریسمان با کمیت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 1:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

حالا هی بگید معلم ها کاری نمی کنند!
فاکتور از اتاق روشن
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
از آنجا که دیده شده است گروه کثیری ازهموطن نمایان با نزدیک شدن فصل گرما،به طرز وقیحانه و خطرناکی با پوشیدن لباسهای تنگ،به براندازی خاموش مشغولند،بدین وسیله برای جلوگیری از خطرات موحش این اقدامات خلاف امنیت ملی،پیش نویس طرح"مبارزه با بدحجابی "را تقدیم می کنیم.
فصل اول:حدود و شمول قانون
ماده 1 – این قانون از آغاز ورود مذبوحانه جبهه هوای گرم لازم الاجرا بوده،بسته به تحرکات جبهه مذکور،محدوده عمل آن طبق معمول سنواتی،شل تر یا سفت تر می گردد.
ماده 2 – بر اساس این قانون،تنگی و گشادی بلوز برادران و کوتاهی و بلندی مانتوی خواهران ،بمثابه براندازی نرم و سفت بوده،شدت براندازی مذکور از نقطه نظر نرم و سفتی،به درجه تنگی و کوتاهی لباسها و شلوارها بستگی دارد.
فصل دوم:تعریف جرم
ماده 1 – به فرموده وزیر محترم ارشاد،جرایم،لایه های گوناگون و متفاوتی دارد و چیزهایی ممکن است جرم نباشد،ولی بر خلاف عرف معمول کشور باشد.بدیهی است لایه برداری مذکور با برادران نیروی انتظامی بوده،به محض تشخیص مجرمان اخلال در امنیت ملی و کهکشانی در رابطه با بدحجابی وارد عمل می شوند.
تبصره:خاک بر سر جریده ای که علیه عملکرد نیروی انتظامی ،مقاله بنویسد و حرف بزند و یا از نحوه برخوردها،انتقاد کرده و بدین وسیله مانع تراشی کند.بر اساس فرموده وزیر ارشاد،با اقتدار،اجدادش را جلوی چشمش ردیف می کنیم.
ماده 2 –همه زنان و جوانان داخل کوچه و خیابان فاسدند،مگر این که عکس آن پس از رفتن به کلانتری و دادن ضمانت،حالا آیا ثابت بشود و آیا نشود؟
تبصره 1 – خواهرم روسریت را،برادرم آستین لباست راحفظ کن،وگرنه نقره داغت می کنیم.
تبصره بر تبصره – بد حجابی زن،از بی غیرتی مامور راهنمایی و رانندگی سر کوچه اوست.
فصل سوم:مصادیق جرم
ماده 1 – بیرون بودن هر گونه فکل،هر گونه مو،هر گونه بازو،هر گونه عضو دیگری از بدن،در صورت لزوم ممنوع بوده،تشخیص آن با مامور نیروی انتظامی است.
تبصره 1 – حدود آرایش خواهران را ماموران انتظامی تعیین می کنند.
ماده 2 – هر گونه پوشیدن بلوز چسبان توسط برادران ممنوع بوده،تعیین میزان چسبان بودن بلوز،به تناسب سایز و ابعاد وجودی افراد(اعم از طول و عرض و ارتفاع )با برادران نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی و کمیته تعیین مصادیق و طراحان ناظر بر مد و لباس می باشد.
ماده 3 – مخالفت پذیرفته نمی شود،حتی مخالفت از سوی رییس قوه قضائیه.
ماده 4 –هر گونه نازک کردن پشت چشم ، هر گونه اخم ، هر گونه چرا و اما و اگر ، هر گونه:"من که چیزیم نیست"،هر گونه ابراز مخالفت موقع تذکر دادن به برادران و خواهران،هر گونه اعتراض،به مثابه کفر ابلیس تلقی شده،حساب متخلفان،اول با کرام الکاتبین و دوم با ماموران کلانتری می باشد.
فصل چهارم:طرح های تکمیلی
ماده 1 – ضمن تایید طرحهای فرهنگی و شعارهای فرهنگی و کارهای فرهنگی و محصولات فرهنگی و مراکز فرهنگی و بودجه های فرهنگی،این طرح در همان راستاها پیاده می گردد.
ماده 2 – در پی فرمایشات عزیزانی که فرموده اند باید ریشه های بدحجابی را شناخت ، اکیپ زبده ای از ماموران آگاهی ،به صورت شبانه روزی در جستجوی ریشه های فوق هستند.خوشبختانه سرنخهای تازه ای از این پدیده شوم و خطرناک را کشف کرده اند که تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد و به محض یافتن سرنخهای جدیدی به اطلاع ملت شریف خواهد رسید.
ماده 3 – از آنجا که برادر طباطبایی فرموده اند بدحجابها باید از کشور خارج شوند،برای حفظ عفت عمومی جهانیان،اقامت در کره مریخ برای نامبردگان پیشنهاد می شود. بدیهی است که برای جلوگیری از انحراف افکار عمومی کهکشان راه شیری،کشیدن دیوارهای بتونی سفت و سخت دور مکان مذکور الزامی می باشد.
ماده 4 – توزیع کنندگان مواد مخدر،چپاولگران بیت المال،متقلبان،دزدها،گردنه بگیرها و دیگر اقشار شریف ملت عزیز،در صورت رعایت پوشش،از هفت دولت آزاد بوده،مخیرند هر کاری دلشان خواست بکنند.
برگرفته از وبلاگBeautifull _ For ever
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آخه کدام کشور ایشان را می خواهد بپذیرد با این حجاب اسلامی!!!!!
اینم شد پاسپورت!
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
استقبال ضعیف از آقای احمدی نژاد در آران و بیدگل
روزنامه همميهن در مطلبي با عنوان محبوبيت از دست رفته، به عدم استقبال مردم اصفهان از احمدينژاد در جريان سفر استاني دولت اشاره كرد و نوشت: فعالان سياسي منتقد دولت در اصفهان ميگويند كه استقبالي چنان كه مدنظر حاميان دولت بوده، از احمدينژاد نشده و در مقابل حاميان وي هم ضمن تاكيد به تداوم محبوبيت احمدينژاد چندان علاقهاي به ارزيابي ميزان استقبال از وي نشان نميدهند. ميزان استقبال مردم اصفهان از احمدينژاد در جريان سفر استاني خود از آن جهت اهميت دارد كه در زمان انتخابات رياستجمهوري هزاران نفر براي استقبال از او به مسجد امام رفته بودند و در نهايت هم احمدينژاد راي اول اصفهان را به دست آورد و البته اين جمله مهدي كروبي بعد از راي حيرتآور احمدينژاد در اصفهان را بايد يادآور كرد كه گفت: برويد از كساني كه مسوول برگزاري و نظارت بر انتخابات بودند سوال كنيد از شما ميخواهم از كوچك و بزرگ اصفهان سوال كنيد كه آيا راي مطرح شده در اين استان واقعي بوده است؟... چند عامل مهم (مذهبي، اقتصادي، تحريم و...) دست به دست هم داد تا احمدينژاد حايز بيشترين راي در اصفهان شد ازجمله قوت گرفتن نيروهاي انصار حزبالله و همچنين نيروهاي محافظهكار بعد از استعفاي آيتالله طاهري از امامت جمعه اصفهان و تبديل نمازجمعه به پايگاه نيروهاي راديكال راست و اينكه در جريان سفر احمدينژاد چند روز قبل از انتخابات براي صحبت در مسجد سيد اصفهان از بلندگوها اعلام شد يكي از محافظان احمدينژاد (بهنام كريميان) بر اثر ازدحام جمعيت جان خود را از دست داده است و به اين ترتيب در اعلاميه ستاد مردمي احمدينژاد وي اولين شهيد راه تحقق دولت اسلامي ناميده شد و اين اتفاق موجب شد راي بالايي در اصفهان به نام احمدينژاد ريخته شود... بعد از انتخاب احمدينژاد قشر مذهبي سنتي و محروم اصفهان توقعات زيادي از وي داشتند اما انتظارات يك به يك به ياس گراييد جريان راديكال راست كه نقشي عمده در انتخاب وي داشت شاهد بود كه تقريبا تمامي مديران استان اصفهان از بين دو حزب موتلفه اسلامي و جامعه اسلامي مهندسين انتخاب شدند و سهمي به آنها نرسيد. پس از همان ابتدا بناي ناسازگاري را گذاشتند. بدينترتيب مردم اصفهان تا مدتها شاهد اعتراض انصار حزبالله بودند... ... [
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

12خرداد روز kamkendex
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

و از کرامات شیخ محمود یکی راه رفتن بر روی هوا بودی!
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|




معّلم پای تخته داد می زد.
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود.
ولی آخر کلاسی ها لواشک بین هم تقسیم می کردند.
آن یکی در گوشه ای "جوانان" را ورق می زد،
دلم می سوخت برای او،که بیخود های و هوی می کرد
وبا آن شور تساوی های جبری را نشان می داد.
معلّم،با خطی خوانا به روی تخته کز ظلمت،
چو قلب ظالمان و چهره ی زندانیان تاریک و غمگین بود،
تساوی را نوشت.
بانگ بر زد:
یک برابر با یک است این جا.
از میان جمع شاگردان یکی برخاست .
همیشه یک نفر باید به پا خیزد.
به آرامی سخن سرداد:
این تساوی اشتباهی فاحش و محض است.
نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره با بهت،
معلّم مات برجا ماند.
و او پرسید:
اگر یک فردِ انسان،واحد یک بود،
آیا باز هم یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهشی بود و سوالی سخت.
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فردِ انسان واحد یک بود،
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود،
و ان که قلبی پاک و دستی فاقد زر،پست تر بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود،
آن که رنگش نقره گون چون قرص مه بود،بالا بود
و آن سیه چهره که می نالید،پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود،
این تساوی زیر و رو می شد.
حال می پرسم:یک اگر با یک برابر بود،
نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید؟
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟
یک اگر با یک برابر بود،
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟
یک اگر با یک برابر بود،
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلّم ناله آسا گفت :
بچه ها!در دفترهای خویش بنویسید،
که......یک با یک برابر نیست.......
به نقل از وبلاگ "سکوت سرشار از ناگفته هاست"
با تشکر از دوست عزیزی که ما را در اصلاح مطلب کمک کردند
به روایت دوستمان شعر متعلق به خسرو گلسرخی است
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 8:17 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|
کوروش کبیر
|
محل دفن |
تاریخ درگذشت |
تاریخ تولد |
|
پاسارگاد - فارس |
529 قبل از میلاد |
576 قبل از میلاد |
پاسارگاد - آرامگاه کوروش کبیر

ُِکوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, بهخاطر جنگجویی و بخشندگیاش شناخته شدهاست. کوروش نخستین شاه ایران و بنیانگذار دورهی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند". پاسارگاد: «اى رهگذر هر كه هستى و از هر كجا كه بيايى مى دانم سرانجام روزى بر اين مكان گذر خواهى كرد. اين منم، كوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمين ها، برخاك اندكى كه مرا در برگرفته رشك مبر، مرا بگذار و بگذر.» تبار کوروش از جانب پدرش به پارسها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سنگ استوانه شکلی محل حکومت آنها را نقش کرده است. بنیادگذار دودمان هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰میزیسته است. پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آنها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبيله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هردوت, گزنفون, و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس, و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هردوت برگرفتهاند. بنا به نوشته هردوت, آژدهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژدهاک تعبیر خواب خویش را از مغها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پديد خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اگر اين طوري پيش برويم فردا این شکل را هم در تهران مي ببینید.
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 5:12 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در ابتدای سخن دو سه نکتة مقدماتی را از آن جهت که لازمة ورود به بحث است ذکر میکنم، بدون اینکه برای آنها دلیلی اقامه کنم؛ چرا که دلیل هرکدام از آنها بسیار بسیار مفصلتر از آن است که در این سخنرانی بیاید.
مقدمة اول: جمع عقلانیت و معنویت
به گمان بنده اگر حیات طیبه (پاک) مصداقی داشته باشد، مصداقش حیاتی است که در آن میان «عقلانیت» و «معنویت» جمع و تلفیق شده. بنابراین در هر اوضاع و احوال و زمان و مکانی که باشیم به زندگیای نیاز داریم که در آن عقلانیت و معنویت، هر دو با هم، حضور داشته باشند نه ذرهای عقلانیت فدای معنویت شود و نه ذرهای معنویت فدای عقلانیت.
مقدمة دوم: مؤلفههای ذومراتب معنویت
معنویت دارای مؤلفههای هشتگانهای است که وقتی همة آنها با هم جمع شوند، از آن به زندگی معنوی تعبیر میکنیم. این مؤلفهها اموری ذومراتب هستند، ولی در عین حال حضور همة آنها برای معنوی شدن زندگی ضرورت دارد و اگر هرکدام از آنها مفقود شود نمیتوان زندگی را زندگی معنوی تلقی کرد. پس از آنجا که این مؤلفهها ذومراتبند، امکان دارد شما همة آنها را در رتبهای داشته باشید، من در رتبة دیگر، و شخص ثالث هم در رتبة سومی و....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اعتیاد از خرابه ها وفقر مي ايد..........
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اعلان استان کاشان!!!!!! با چه مجوزی
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آبخُست «» جزيره
آتشدان «» منقل
آخشيج «» ضد ، متضاد
آدميگري «» انسانيت
آدينه «» حمعه
آراستن «» زينت دادن
آرايه «» زيور آلات
آزرم «» شرف
آسمانه «» سقف
آغازيدن«» شروع كردن
آفَرنده «» خالق
آكمند «» معيوب
آگاه «» مطلع
آگاهانيدن «» مطلع كردن
آمرزش «» عفو
آمرزگار «» عفو كننده
آميغ «» حقيقت
آميغ پژوهي «»حقيقت طلبي
آوازه «» شهرت ، معروفيت
آهنگ «» قصد ، اراده
آيفت «» حاجت ، نياز
آيين «» شريعت ، سنت
ابزار «» وسيله ، آلت
ابزار سازي «» صنعت
ارج «» قدر ، اهميت
ارجدار «» باقدر ، با اهميت
ارج شناسي «» قدر شناسي
ارزش «» قدر و قيمت
اُزانا «» مالك
اُزانش «» مالكيت
اُزانيدن «» مالك شدن ، تملك
اُستُردُن «» پاك كردن
استوار «» محكم
اكنون «» حال ، حاضر
انبوه «» جمع كثير ، عده بسيار
انجاميدن «» تمام كردن
اندازه داري «» اقتصادي
اندام «» عضو بدن يا موسسه
اندرز «» نصيحت
انديشه «» فكر ، تفكر
انگار «» فرض ، تصور
انگاره «» فرضيه
انگاشتن «» فرض كردن ، تصور كردن
انگبين «» عسل
انگيزش «» تحريك
انگيزه «» محرك ، باعث
انگيختن «» باعث شدن
باختر «» شمال
باده «» مشروب
باده خوار «» ميگسار
بارده «» حاصلخيز
باري «» اقلا ، لااقل ( در زبان پاك بمعني « بهر حجت » معني نمي دهد
باريك بين «» دقيق
باريك بيني «» دقت
باز ايستادن «» خودداري كردن ، امتناع كردن
بازبسته «» منوط ، به شرط
بازتاب «» انعكاس نور
بازداشتن «» مانع شدن
بازگشت «» مراجعت
بازگشتن «» مراجعت كردن
بازگفتن «» نقل كردن
بازنمودن «» بيان كردن
بازنوشتن «» پاكنويس كردن
باستان «» قديم
باشا «» حاضر ، موجود
باشندگان «» موجودات ، حاضران
باشنده «» موجود ، حاضر
باستان «» قديم
بامداد «» صبح
باور «» عقيده
باهماد «» جمعيت ، حزب
باهمي «» اتحاد
باهميدن «» متحد شدن
بايا «» وظيفه ، واجب
بايستن «» واجب بودن
بدخواه «» خائن ، داراي سوء نيت
بدرود «» خداحافظي ، به سلامت
بد فهمي «» سوء تفاهم
بد گماني «» سوء ظن
بديده گرفتن «» در نظر گرفتن
برآشفتن «» تغيير كردن
براست داشتن «» تصديق كردن
بر تافتن «» تحمل كردن
بردبار «» صبور
بركناري «» عزل ، خلع
بزه «» جرم ، گناه
بزهكار «» مجرم
بسامان «» منظم
بسنده «» كافي
بسنده كردن «» اكتفا
بسيج «» تدارك ، تهيه
بلهوس «» هوسباز
بمزد دادن «» كرايه دادن
بمزد گرفتن «» كرايه كردن
بند واژه «» حرف ( اصطلاح دستوري )
بنياد «» اساس
بنيك داشتن «» تحسين كردن
بوارونه «» بر عكس
بويژه «» مخصوصا" ، بخصوص
بها «» قيمت
بهبود «» شفا ( بهبودي غلط است )
بهر «» براي
بهره «» نصيب
بي آك زي «» بي عيب زندگي كن ( در پاسخ پاك زي گفته شود )
بي بهره «» بي نصيب
بيپا «» بي اساس
بي درنگ «» بلافاصله
بيزاري «» طلاق
بيشينه «» حداكثر ، ماكزيمم
بيفرهنگ «» بي ادب
بيكبار «» بكلي
بيگمان «» بيقين ، مطمئنا"
بيم «» خوف ، ترس
بيناك «» آنچه بينند
بينش «» بصيرت
بينشمند «» بصير
بيوسان «» منتظر
بيهوده «» بي نتيجه
بي يكسو «» بي طرف
بي يكسويانه «» بي طرفانه
بي يكسويي «» بي طرفي
پابستگي «» تقييد ، قيد
پابسته «» مقيد
پاد «» پيشوند به معني ضد و برابر يكچيز مانند پادزهر
پاد آواز «» انعكاس صوت
پادرزم «» حمله متقابل ، پاتك
پاد كار «» عكس العمل
پارد «» ماده ، متريال
پارديگري «» ماديگري ، ماترياليسيم
پاسخده «» مسئول
پاسخدهي «» مسئوليت
پاسدارانه «» محترمانه ، با رعايت احترام
پافه «» اجازه
پافيدن «» اجاره كردن
پاك زي «» به جاي سلام گفته ميشود
پايگاه «» مرتبه ،مقام
پايندان «» ضامن ، كفيل
پاينديدن «» ضمانت كردن
پايه «» قائده
پديد آوردن «» ايجاد كردن
پراكندن «» منتشر كردن ، شايع كردن
پرده داري «» حجاب
پرستش «» خدمت
پرستيدن «» خدمت كردن
پرگ «» ( بر وزن برگ ) اجازه ، اذن
پژوهش «» تحقيق
پژوهنده «» محقق
پژوهيدن «» تحقيق
پسادست «» نسيه ( آخشيج دستادست )
پسرفت «» تنزل ( آخشيج پيشرفت )
پسين «» موخر گذشته نزديك ( آخشيج پيشين )
پسينيان «» موخرين ( آخشيج پيشينيان )
پلشت «» نجس
پند «» نصيحت
پندار «» خيال ، زعم
پنداري «» خيالي ، موهوم
پوزش «» عذر خواهي
پهل «» ( بر وزن جگر ) شك
پهليدن «» شك كردن
پيرامون «» اطراف ، حول ، محيط
پيرامونيان «» اصرافيان
پيشامد «» حادثه
پيشرفت «» ترقي
پيشگفتار «» مقدمه
پيشه «» كسب ، حرفه
پپيشين «» متقدم ، سابق
پيشينه «» سابقه
پيشينيان «» متقدمين
پيكره «» عكس ، فتوگراف
پيمان «» عهد ، ميثاق
پيوستگي «» اتصال
پيوسته «» نظم ( آخشيج پراكنده )
چاپاك «» آنچه چاپ شود
چاپاكها «» مطبوعات
چاره داري «» تفويض اختيار
چامه «» شعر
چامه گو «» شاعر
چاپان «» لرزان از سرما
چاييدن «» از سرما نا آسوده شدن
چبود «» ماهيت
چخش «» مجادله ، جدال لفظي
چخيدن «» مجادله كردن
چرا «» چرنده
چرند «» سخن بي معني
چسان «» چگونه ، به چه صورت
چشم داشت «» انتظار
چليپا «» صليب ، خاچ
خستوان «» معترف
خستوش «» اعتراف ، اقرار
خستويدن «» اعتراف كردن ، اقرار كردن
خشنود «» راضي
خواب گزاري «» نعبير خواب
خواست «» قصد ، مقصود ، اراده
خواناك «» انچه خوانده شود
خوانشگاه «» قرائت خانه
خود «» حتي ( حرف تاكيد )
خودپسند «» متكبر
خودكامگي «» استبداد
خودكامه «» مستبد
خور آيان «» مشرق
خوي «» عادت
خيزاب «» موج
خيزش «» قيام
خيم «» خلق ، خصلت
داراك «» مال ، دارايي
دارنده «» صاحب
داناك «» معلومات
دانسته «» معلوم
دانگيها «» حبوبات ، غلات
داور «» قاضي
داورزاد «» هيئت داوري
داورزيدن «» قضاوت كردن
داوري «» قضاوت
داونده «» مدعي
داويدن «» ادعا كردن
دد «» حيوان وحشي
در «» باب
درآمد «» دخل
درآمدن «» داخل شدن ، وارد شدن
در بايست «» لازم
در بايستن «» لازم بودن
در چيده «» مرتب
در خورد «» متناسب
در رفت «» خرج ( در برابر آمد )
در زمان «» فورا"
دريافتن «» درك كردن
دريغ «» مضايقه ، افسوس
دريوزه «» گدايي
دز «» قلعه
دژ «» ( dozh ) بدي
دژ آگاه «» وحشي
دستادست «» نقد
دستاويز «» مستمسك ، بهانه
دست كم «» حداقل
دستينه «» امضاء
دستينه نهادن «» امضاء كردن
دشنام «» فحش
دشوار «» مشكل
دغلكار «» متقلب
دلبسته «» علاقمند
دو سخني «» اختلاف نظر
دهبان «» كدخدا
ديگر كردن «» تغيير دادن
ديگر شدن «» تغيير يافتن
ديه «» ( dih ) ده ، روستا
راد «» سخي ، كريم
رادي «» سخاوت ، كرم
راستكار «» امين
راستي «» حقيقت
راستي پژوهي «» حقيقت جويي
راستي را «» در حقيقت ، حقيقتا"
راهبر «» مدير
راه نمودن «» راهنمايي كردن
راهي «» عازم
رخت «» لباس
رخداد «» واقعه ، حادثه
رده «» صف ، رديف
رده بستن «»صف بستن
رزم «»حمله ، هجوم
رزماد «»دسته رزمنده
رزميدن «»حمله كردن ، هجوم بردن
رسا «»بليغ
رساناد «»كميته تبليغات
رسد «»حصه ، سهم
رشگ «»حسد ، حسادت
رشگبر «» حسود
روان «» جار ، مجري
روان «» روح
روان گرداندن «» باجرا درآوردن
روانيدن «» روان گرداندن
روز بهانه «» عيدي
روزگار «» عهد ، عصر
روشن گردانيدن «» توضيح دادن ، واضح كردن
رويا «» (rooya) نبات ، داراي نيروي رويدن
روياها «» نباتات
رويه «» صورت ، ظاهر
رويه كاري «»ظاهر سازي
ره آورد «»سوغات
زاب «» صف
زابيدن «» انصاف
زبان دادن «» قول دادن
زبون «» ذليل ، خوار
زمستانگاه «» قشلاق
زمينه «» موضوع ، متن
زند «» شرح ، تفسير
زنديدن «» شرح دادن
زيان «» ضرر
زيانمند «» مضر ، آخشيج سودمند
زينهار «» امان ، پناه
ژرف «» zhurf عميق ، گود
ژرفا «» عمق
ژرف بيني «» تعمق ، غور
سات «» صفحه
سار «» پسوند جايي كه چيزي در آن فراوان باشد
سافه «» راي
سافيدن «» راي دادن
سالوس «» رياكار
سامان «» نظم
سامانيان «» ناظم
سان «» حال ، چگونگي
سپاس «» شكر ، تشكر
سپاسمند «» متشكر
سپاهيگري «» نظام ، سربازي
سپنج «» عاريت
سپهر «» طبيعت
ستاره شماري «» منجمي
ستارشناسي «» علم هيات
سترسا «» sutarsa محسوس
سترسنده «» محسوس شده
سترگ «» sotorg جسيم ، هيكلي
سترون «» نازا ، عقيم
ستهيدن «» لجاجت كردن
ستيز «» لجبازي
ستيزا «» لجباز
ستيزه «» لج ، عناد
سختي كشي «» رياضت
سده «» قرن
سده هاي مياني «» قرون وسطي
سرانجام «» عاقبت ، بالاخره
سررشته داري «» حكومت
سرسخن «» عنوان ، تيتر
سرشت «» خميره
سرشتن «» خمير كردن ، تركيب كردن
سرگفتار «» عنوان ، تيتر
سرودن «» آواز خواندن
سزا «» جايز ، حق كسي
سزيدن «» جايز بودن
سكالاد «» sokalad شورا ، كنگره
سكالشگاه «» مجلس شورا ، پارلمان
سكاليدن «» مشورت كردن
سمرد «» (samard) وهم ، خيال
سمرديدن «» خيال كردن ، تخيل
سنجش «» مقايسه ، ملاحظه
سود جستن «» استفاده كردن
سودجويي «» استفاده
سوگند «» قسم
سهانيدن «» متاثر گردانيدن
سهش «» احساس
سهشها «» احساسات
سهيدن «» احساس كردن
شاوش «» شكايت
شاويدن «» شكايت كردن
شايا «» شايسته ، لايق
شكيبيدن «» صبر كردن
شگفت «» عجب ، تعجب
شناخته «» معروف
شورش «» انقلاب
شوند «» ( بر وزن بلند ) علت ، جهت
شهريگري «» تمدن
شيوا «» فصيح
شيوه «» طريقه ، سبك
غدغن «» تاكيد
فراهميدن «» اجنماع كردن ، گردهم آيي
فرجاد «» وجدان
فرجام «» عاقبت
فرمايش «» امر
فرمودن «» امر كردن
فرودگان «» منزل
فرهش «» (furhesh) وحي
فرهنگ «» ادب
فرهيخت «» (furhix) تربيت
فرهيختار «» مربي
فرهيختن «» تربيت كردن
فرهيدن «» وحي كردن
فوكا «» جماد
فوكاها «» جمادات
فوكيدن «» جامد شدن
فهلان «» مشغول
فهلش «» شغل ، اشتغال
فهليدن «» مشغول شدن
پيروز «» موفق
پيروزي «» موفقيت
كاچال «» اثاث منزل
كاربستن «» اجرا كردن
كارواژه «» فعل ( اصطلاح دستوري )
كالبد «» جسم ، قالب
كانون «» مركز
كرانه «» ساحل ، حد
كرف «» (بر وزن برف ) ثواب
كشتگاه «» مشهد
كشش «» جذبه ، جاذبه
كشنده «» قاتل
كفشگر «» كفاش ( ساختن كفاش از كفش فارسي از غلطهاي رسواي زبان فارسي است )
كمابيش «» تقريبا"
كم اندام «» ناقض العضو
كمي «» نقص
كمينه «» حداقل ، مينيمم
كناره جويي «» استعفا
كناره جستن «» استعفا دادن
كناك «» اعمال
كننده «» فاعل
كوتاه سخن «» خلاصه مطلب
كوتاه شده «» خلاصه شده
كوچيدن «» هجرت كردن ، مهاجرت
كوشندگان «» مجاهدين
كوي «» محله
كهراييدن «» ( kurahidan) نفي كردن
كهن «» قديمي
كيش «» مذهب
كيفر «» مجازات
گام «» قدم
گزينش «» انتخاب
گسارنده «» مصرف كننده
گساريدن «» مصرف كردن
گستاخ «» جسور
گشايش «» فرج ، فتح
گشودن «» افتتاح كردن
گفتار «» مقاله
گلكار «» بنا
گلكاري «» بنايي
گمارده «» مامور
گمارش «» ماموريت
گماشتن «» مامور كردن
گمان «» ظن
گواه «» شاهد
گواهي دادن «» شهادت دادن
گونه «» نوع ، قسم
گوهر «» ذات ، اصل
گويش «» لهجه
لابه «» التماس
لابيدن «» التماس كردن
لغزش «» خطا
ماده «» مونث
ماديگري «» ماترياليسم
مانانيدن «» تشبيه كردن
مانستن «» شبيه بودن
مانندگي «» شباهت
مايه «» سبب ، موجب
مرغوا «» به فال بد گرفتن
مروا «» چيزي را به فال نيك گرفتن
مژده «» خبر خوش
مستمند «» محتاج شديد
مويشگري «» روضه خواني ، مرثيه خواني ، سوگواري
مهنامه «» مجله
ميانجي «» واسطه ، شفيع
ميانجيگري «» وساطت ، شفاعت
ميزبان «» مهما
آبخُست «» جزيره
آتشدان «» منقل
آخشيج «» ضد ، متضاد
آدميگري «» انسانيت
آدينه «» حمعه
آراستن «» زينت دادن
آرايه «» زيور آلات
آزرم «» شرف
آسمانه «» سقف
آغازيدن«» شروع كردن
آفَرنده «» خالق
آكمند «» معيوب
آگاه «» مطلع
آگاهانيدن «» مطلع كردن
آمرزش «» عفو
آمرزگار «» عفو كننده
آميغ «» حقيقت
آميغ پژوهي «»حقيقت طلبي
آوازه «» شهرت ، معروفيت
آهنگ «» قصد ، اراده
آيفت «» حاجت ، نياز
آيين «» شريعت ، سنت
ابزار «» وسيله ، آلت
ابزار سازي «» صنعت
ارج «» قدر ، اهميت
ارجدار «» باقدر ، با اهميت
ارج شناسي «» قدر شناسي
ارزش «» قدر و قيمت
اُزانا «» مالك
اُزانش «» مالكيت
اُزانيدن «» مالك شدن ، تملك
اُستُردُن «» پاك كردن
استوار «» محكم
اكنون «» حال ، حاضر
انبوه «» جمع كثير ، عده بسيار
انجاميدن «» تمام كردن
اندازه داري «» اقتصادي
اندام «» عضو بدن يا موسسه
اندرز «» نصيحت
انديشه «» فكر ، تفكر
انگار «» فرض ، تصور
انگاره «» فرضيه
انگاشتن «» فرض كردن ، تصور كردن
انگبين «» عسل
انگيزش «» تحريك
انگيزه «» محرك ، باعث
انگيختن «» باعث شدن
باختر «» شمال
باده «» مشروب
باده خوار «» ميگسار
بارده «» حاصلخيز
باري «» اقلا ، لااقل ( در زبان پاك بمعني « بهر حجت » معني نمي دهد
باريك بين «» دقيق
باريك بيني «» دقت
باز ايستادن «» خودداري كردن ، امتناع كردن
بازبسته «» منوط ، به شرط
بازتاب «» انعكاس نور
بازداشتن «» مانع شدن
بازگشت «» مراجعت
بازگشتن «» مراجعت كردن
بازگفتن «» نقل كردن
بازنمودن «» بيان كردن
بازنوشتن «» پاكنويس كردن
باستان «» قديم
باشا «» حاضر ، موجود
باشندگان «» موجودات ، حاضران
باشنده «» موجود ، حاضر
باستان «» قديم
بامداد «» صبح
باور «» عقيده
باهماد «» جمعيت ، حزب
باهمي «» اتحاد
باهميدن «» متحد شدن
بايا «» وظيفه ، واجب
بايستن «» واجب بودن
بدخواه «» خائن ، داراي سوء نيت
بدرود «» خداحافظي ، به سلامت
بد فهمي «» سوء تفاهم
بد گماني «» سوء ظن
بديده گرفتن «» در نظر گرفتن
برآشفتن «» تغيير كردن
براست داشتن «» تصديق كردن
بر تافتن «» تحمل كردن
بردبار «» صبور
بركناري «» عزل ، خلع
بزه «» جرم ، گناه
بزهكار «» مجرم
بسامان «» منظم
بسنده «» كافي
بسنده كردن «» اكتفا
بسيج «» تدارك ، تهيه
بلهوس «» هوسباز
بمزد دادن «» كرايه دادن
بمزد گرفتن «» كرايه كردن
بند واژه «» حرف ( اصطلاح دستوري )
بنياد «» اساس
بنيك داشتن «» تحسين كردن
بوارونه «» بر عكس
بويژه «» مخصوصا" ، بخصوص
بها «» قيمت
بهبود «» شفا ( بهبودي غلط است )
بهر «» براي
بهره «» نصيب
بي آك زي «» بي عيب زندگي كن ( در پاسخ پاك زي گفته شود )
بي بهره «» بي نصيب
بيپا «» بي اساس
بي درنگ «» بلافاصله
بيزاري «» طلاق
بيشينه «» حداكثر ، ماكزيمم
بيفرهنگ «» بي ادب
بيكبار «» بكلي
بيگمان «» بيقين ، مطمئنا"
بيم «» خوف ، ترس
بيناك «» آنچه بينند
بينش «» بصيرت
بينشمند «» بصير
بيوسان «» منتظر
بيهوده «» بي نتيجه
بي يكسو «» بي طرف
بي يكسويانه «» بي طرفانه
بي يكسويي «» بي طرفي
پابستگي «» تقييد ، قيد
پابسته «» مقيد
پاد «» پيشوند به معني ضد و برابر يكچيز مانند پادزهر
پاد آواز «» انعكاس صوت
پادرزم «» حمله متقابل ، پاتك
پاد كار «» عكس العمل
پارد «» ماده ، متريال
پارديگري «» ماديگري ، ماترياليسيم
پاسخده «» مسئول
پاسخدهي «» مسئوليت
پاسدارانه «» محترمانه ، با رعايت احترام
پافه «» اجازه
پافيدن «» اجاره كردن
پاك زي «» به جاي سلام گفته ميشود
پايگاه «» مرتبه ،مقام
پايندان «» ضامن ، كفيل
پاينديدن «» ضمانت كردن
پايه «» قائده
پديد آوردن «» ايجاد كردن
پراكندن «» منتشر كردن ، شايع كردن
پرده داري «» حجاب
پرستش «» خدمت
پرستيدن «» خدمت كردن
پرگ «» ( بر وزن برگ ) اجازه ، اذن
پژوهش «» تحقيق
پژوهنده «» محقق
پژوهيدن «» تحقيق
پسادست «» نسيه ( آخشيج دستادست )
پسرفت «» تنزل ( آخشيج پيشرفت )
پسين «» موخر گذشته نزديك ( آخشيج پيشين )
پسينيان «» موخرين ( آخشيج پيشينيان )
پلشت «» نجس
پند «» نصيحت
پندار «» خيال ، زعم
پنداري «» خيالي ، موهوم
پوزش «» عذر خواهي
پهل «» ( بر وزن جگر ) شك
پهليدن «» شك كردن
پيرامون «» اطراف ، حول ، محيط
پيرامونيان «» اصرافيان
پيشامد «» حادثه
پيشرفت «» ترقي
پيشگفتار «» مقدمه
پيشه «» كسب ، حرفه
پپيشين «» متقدم ، سابق
پيشينه «» سابقه
پيشينيان «» متقدمين
پيكره «» عكس ، فتوگراف
پيمان «» عهد ، ميثاق
پيوستگي «» اتصال
پيوسته «» نظم ( آخشيج پراكنده )
چاپاك «» آنچه چاپ شود
چاپاكها «» مطبوعات
چاره داري «» تفويض اختيار
چامه «» شعر
چامه گو «» شاعر
چاپان «» لرزان از سرما
چاييدن «» از سرما نا آسوده شدن
چبود «» ماهيت
چخش «» مجادله ، جدال لفظي
چخيدن «» مجادله كردن
چرا «» چرنده
چرند «» سخن بي معني
چسان «» چگونه ، به چه صورت
چشم داشت «» انتظار
چليپا «» صليب ، خاچ
خستوان «» معترف
خستوش «» اعتراف ، اقرار
خستويدن «» اعتراف كردن ، اقرار كردن
خشنود «» راضي
خواب گزاري «» نعبير خواب
خواست «» قصد ، مقصود ، اراده
خواناك «» انچه خوانده شود
خوانشگاه «» قرائت خانه
خود «» حتي ( حرف تاكيد )
خودپسند «» متكبر
خودكامگي «» استبداد
خودكامه «» مستبد
خور آيان «» مشرق
خوي «» عادت
خيزاب «» موج
خيزش «» قيام
خيم «» خلق ، خصلت
داراك «» مال ، دارايي
دارنده «» صاحب
داناك «» معلومات
دانسته «» معلوم
دانگيها «» حبوبات ، غلات
داور «» قاضي
داورزاد «» هيئت داوري
داورزيدن «» قضاوت كردن
داوري «» قضاوت
داونده «» مدعي
داويدن «» ادعا كردن
دد «» حيوان وحشي
در «» باب
درآمد «» دخل
درآمدن «» داخل شدن ، وارد شدن
در بايست «» لازم
در بايستن «» لازم بودن
در چيده «» مرتب
در خورد «» متناسب
در رفت «» خرج ( در برابر آمد )
در زمان «» فورا"
دريافتن «» درك كردن
دريغ «» مضايقه ، افسوس
دريوزه «» گدايي
دز «» قلعه
دژ «» ( dozh ) بدي
دژ آگاه «» وحشي
دستادست «» نقد
دستاويز «» مستمسك ، بهانه
دست كم «» حداقل
دستينه «» امضاء
دستينه نهادن «» امضاء كردن
دشنام «» فحش
دشوار «» مشكل
دغلكار «» متقلب
دلبسته «» علاقمند
دو سخني «» اختلاف نظر
دهبان «» كدخدا
ديگر كردن «» تغيير دادن
ديگر شدن «» تغيير يافتن
ديه «» ( dih ) ده ، روستا
راد «» سخي ، كريم
رادي «» سخاوت ، كرم
راستكار «» امين
راستي «» حقيقت
راستي پژوهي «» حقيقت جويي
راستي را «» در حقيقت ، حقيقتا"
راهبر «» مدير
راه نمودن «» راهنمايي كردن
راهي «» عازم
رخت «» لباس
رخداد «» واقعه ، حادثه
رده «» صف ، رديف
رده بستن «»صف بستن
رزم «»حمله ، هجوم
رزماد «»دسته رزمنده
رزميدن «»حمله كردن ، هجوم بردن
رسا «»بليغ
رساناد «»كميته تبليغات
رسد «»حصه ، سهم
رشگ «»حسد ، حسادت
رشگبر «» حسود
روان «» جار ، مجري
روان «» روح
روان گرداندن «» باجرا درآوردن
روانيدن «» روان گرداندن
روز بهانه «» عيدي
روزگار «» عهد ، عصر
روشن گردانيدن «» توضيح دادن ، واضح كردن
رويا «» (rooya) نبات ، داراي نيروي رويدن
روياها «» نباتات
رويه «» صورت ، ظاهر
رويه كاري «»ظاهر سازي
ره آورد «»سوغات
زاب «» صف
زابيدن «» انصاف
زبان دادن «» قول دادن
زبون «» ذليل ، خوار
زمستانگاه «» قشلاق
زمينه «» موضوع ، متن
زند «» شرح ، تفسير
زنديدن «» شرح دادن
زيان «» ضرر
زيانمند «» مضر ، آخشيج سودمند
زينهار «» امان ، پناه
ژرف «» zhurf عميق ، گود
ژرفا «» عمق
ژرف بيني «» تعمق ، غور
سات «» صفحه
سار «» پسوند جايي كه چيزي در آن فراوان باشد
سافه «» راي
سافيدن «» راي دادن
سالوس «» رياكار
سامان «» نظم
سامانيان «» ناظم
سان «» حال ، چگونگي
سپاس «» شكر ، تشكر
سپاسمند «» متشكر
سپاهيگري «» نظام ، سربازي
سپنج «» عاريت
سپهر «» طبيعت
ستاره شماري «» منجمي
ستارشناسي «» علم هيات
سترسا «» sutarsa محسوس
سترسنده «» محسوس شده
سترگ «» sotorg جسيم ، هيكلي
سترون «» نازا ، عقيم
ستهيدن «» لجاجت كردن
ستيز «» لجبازي
ستيزا «» لجباز
ستيزه «» لج ، عناد
سختي كشي «» رياضت
سده «» قرن
سده هاي مياني «» قرون وسطي
سرانجام «» عاقبت ، بالاخره
سررشته داري «» حكومت
سرسخن «» عنوان ، تيتر
سرشت «» خميره
سرشتن «» خمير كردن ، تركيب كردن
سرگفتار «» عنوان ، تيتر
سرودن «» آواز خواندن
سزا «» جايز ، حق كسي
سزيدن «» جايز بودن
سكالاد «» sokalad شورا ، كنگره
سكالشگاه «» مجلس شورا ، پارلمان
سكاليدن «» مشورت كردن
سمرد «» (samard) وهم ، خيال
سمرديدن «» خيال كردن ، تخيل
سنجش «» مقايسه ، ملاحظه
سود جستن «» استفاده كردن
سودجويي «» استفاده
سوگند «» قسم
سهانيدن «» متاثر گردانيدن
سهش «» احساس
سهشها «» احساسات
سهيدن «» احساس كردن
شاوش «» شكايت
شاويدن «» شكايت كردن
شايا «» شايسته ، لايق
شكيبيدن «» صبر كردن
شگفت «» عجب ، تعجب
شناخته «» معروف
شورش «» انقلاب
شوند «» ( بر وزن بلند ) علت ، جهت
شهريگري «» تمدن
شيوا «» فصيح
شيوه «» طريقه ، سبك
غدغن «» تاكيد
فراهميدن «» اجنماع كردن ، گردهم آيي
فرجاد «» وجدان
فرجام «» عاقبت
فرمايش «» امر
فرمودن «» امر كردن
فرودگان «» منزل
فرهش «» (furhesh) وحي
فرهنگ «» ادب
فرهيخت «» (furhix) تربيت
فرهيختار «» مربي
فرهيختن «» تربيت كردن
فرهيدن «» وحي كردن
فوكا «» جماد
فوكاها «» جمادات
فوكيدن «» جامد شدن
فهلان «» مشغول
فهلش «» شغل ، اشتغال
فهليدن «» مشغول شدن
پيروز «» موفق
پيروزي «» موفقيت
كاچال «» اثاث منزل
كاربستن «» اجرا كردن
كارواژه «» فعل ( اصطلاح دستوري )
كالبد «» جسم ، قالب
كانون «» مركز
كرانه «» ساحل ، حد
كرف «» (بر وزن برف ) ثواب
كشتگاه «» مشهد
كشش «» جذبه ، جاذبه
كشنده «» قاتل
كفشگر «» كفاش ( ساختن كفاش از كفش فارسي از غلطهاي رسواي زبان فارسي است )
كمابيش «» تقريبا"
كم اندام «» ناقض العضو
كمي «» نقص
كمينه «» حداقل ، مينيمم
كناره جويي «» استعفا
كناره جستن «» استعفا دادن
كناك «» اعمال
كننده «» فاعل
كوتاه سخن «» خلاصه مطلب
كوتاه شده «» خلاصه شده
كوچيدن «» هجرت كردن ، مهاجرت
كوشندگان «» مجاهدين
كوي «» محله
كهراييدن «» ( kurahidan) نفي كردن
كهن «» قديمي
كيش «» مذهب
كيفر «» مجازات
گام «» قدم
گزينش «» انتخاب
گسارنده «» مصرف كننده
گساريدن «» مصرف كردن
گستاخ «» جسور
گشايش «» فرج ، فتح
گشودن «» افتتاح كردن
گفتار «» مقاله
گلكار «» بنا
گلكاري «» بنايي
گمارده «» مامور
گمارش «» ماموريت
گماشتن «» مامور كردن
گمان «» ظن
گواه «» شاهد
گواهي دادن «» شهادت دادن
گونه «» نوع ، قسم
گوهر «» ذات ، اصل
گويش «» لهجه
لابه «» التماس
لابيدن «» التماس كردن
لغزش «» خطا
ماده «» مونث
ماديگري «» ماترياليسم
مانانيدن «» تشبيه كردن
مانستن «» شبيه بودن
مانندگي «» شباهت
مايه «» سبب ، موجب
مرغوا «» به فال بد گرفتن
مروا «» چيزي را به فال نيك گرفتن
مژده «» خبر خوش
مستمند «» محتاج شديد
مويشگري «» روضه خواني ، مرثيه خواني ، سوگواري
مهنامه «» مجله
ميانجي «» واسطه ، شفيع
ميانجيگري «» وساطت ، شفاعت
ميزبان «» مهماندار
ندار
+
نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 8:45 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مقاله منتشر نشده از مهندس مهدی بازرگان را که در روزنامه ی شرق (سوم خرداد) به چاپ رسید را بخوانید...

...تعريف حکومت از بالا يا از خارج، آن است که مقامات اساسي و موثر اوليه مملکت از طرف افراد و قواي ملت احراز شود (مانند سلطنت، نخست وزيري، وزارت، وکالت، رياست هاي عاليه، فرماندهي قشون، رياست بانک و غيره)، و بعد با در دست داشتن پست هاي بالا، اعمال نفوذ روي پست هاي پايين و کليه شئون و امور کشور به عمل آيد و بدين طريق، استقلال و حيثيت و مملکت حفظ شود.
طريقه دوم- که بعداً توضيح بيشتري در زمينه آن داده خواهد شد- اين است که تصرف از جزييات امور و آحاد عناصر کارها که به دست تک تک افراد ملت گردانده مي شود شروع گردد. وقتي پست ها و کارهاي کوچک مملکت، بر طبق برنامه منظم مرتبط، در دست ملت قرار گرفت اولاً صف مقاومت محکم نفوذناپذير در برابر هيات حاکمه غاصب تشکيل خواهد شد و ثانياً تصرف عمومي کلي، به طور يکجا و طبيعي عملي مي گردد. غالب مردم و مصلحين و رهبران و احزاب شق اول را که به نظر سريع تر و مستقيم تر و مؤثرتر مي آيد در نظر گرفته اند و هدف خود را احراز قدرت از طريق نفوذ در مجلس و دولت قرار داده اند. شايد بتوان گفت از صدر مشروطيت به اين طرف، هر نهضت و اقدامي در ايران شده، تنها در اين جهت بوده
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

برای من خیلی جای تعجب است این تصویر بیشترین بازدید کننده از طریق
جستجو در گوگل در وبلاگم داشته دلیلش را نمی دانم . شاید این تصویر
یک شاهکار است و من نمیدانم شما چه فکر می کنید؟
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

صحبتهاي احمدي نژاد در مورد بدحجابي... (حتما ببينيد)
فيلم فوق كاملا گوياي همه چيزه...
اين فيلم براي برنامه گفتگوي خبريه شبكه 2 است كه در زمان تبليغات رياست جمهوري پخش شده بود!
از حرف تا عمل
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
كانون زنان ايراني :تذكر ماموران نيروي انتظامي به دختران جوان در مورد بدحجابي باعث درگيري در ميدان هفت تير تهران شد.
امروز(يكشنبه) صبح و عصر در پي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي تعدادي از ماموران ويژه اين طرح با دختران جوان درگير شدند. به گفته شاهدان عيني، ماموران سعي در دستگيري و بازداشت اين زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در ميدان هفت تير نيز با ماموران به بحث پرداختند.
يكي از مغازه داران ميدان هفت تير در اين باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندي انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد.
يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند."
يكي از رانندگان تاكسي خطي نيز در باره درگيري صبح در ميدان هفت تير گفت: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض هاي مردم را نيز برانگيخت."
به گفته او در درگيري بعد از ظهرميان مردم و پليس مادر و دختري كه از سوي ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالي كه صورت خونيشان را به ماموران پليس نشان مي دادند در اعتراض به اين نوع برخورد روسري خود را از سر برداشتند."
توجه :عكسي كه همراه با اين خبر مي بينيد توسط يكي از شهروندان تهراني و با گوشي موبايل از واقعه عصر امروز گرفته شده است .براي ديدن عكس در اندازه اصلي روي آن كليك كنيد
غیرتی ها فیلم زیر را دانلود کنید
صحبتهاي احمدي نژاد در مورد بدحجابي... (حتما ببينيد)
فيلم فوق كاملا گوياي همه چيزه...
اين فيلم براي برنامه گفتگوي خبريه شبكه 2 است كه در زمان تبليغات رياست جمهوري پخش شده بود!
اظهار نظر یک غیرتی
فکرش رو بکن اگه با خواهر خودت این کار رو می کردن باز هم می گفتی که نحوه برخورد با استاد زشت بوده؟
خواهشی که ازت دارم اینه که اولا کمی فکر کن و سپس واقع بینانه انتقاد کن. ثانیا اگه یه وقتی یه شخص منتقد شدی راه چاره هم رو بنویس یا بالاخره بگو یا هر کار دیگری که یک طرفه و بی مصرف نباشه چون اگه در مقابل انتقاد پیشنهاد هم بدی اون وقته که نظرت مهم تلقی می شه
حا لا تو چه می کردی؟
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
يکي از کلاسهاي درس دانشکده هنر دانشگاه تهران، نورالدين زرين کلک، استاد مدعو دانشکده هنرهاي زيبا هنگام بررسي مجسمه فرشته بدون مويي که توسط يکي از دانشجويان دختر ساخته شده بود، به او گفت: "چرا اين فرشته مو ندارد؟" دانشجو، که سابقه درگيري با زرين کلک را از ترم گذشته داشت، گفت: "شايد نمي خواهد موهايش را ببينند." زرين کلک به طرف اين دختر دانشجو رفت، کمي از موهاي او را از زير چادرش بيرون کشيد و گفت: "فکر مي کردم تو کچلي، ولي نه، تو مو داري." به دنبال اين موضوع دختر چادري، هاجر سليمي نمين، که پدرش عباس سليمي نمين يکي از سران نيروهاي مذهبي تندرو محسوب مي شود، و خودش شاگرد اول امسال است، از دست استاد ناراحت شد. ترم قبل نيز استاد زرين کلک به او گفته بود: "سر کلاس من نيا" و وقتي او درس را گرفته بود، به او گفته بود: "کارهاي تو را براي امتحان تحويل نخواهم گرفت." متعاقب برخورد اخير استاد گرافيک با دانشجوي خود، نيروهاي بسيج دانشجويي که اين روزها آماده اند تا مانند رييس جمورشان محمود احمدي نژاد، يک انقلاب فرهنگي ديگر را در دانشگاهها راه بيندازند، دانشگاه را به هم ريختند. زاهدي وزير علوم، تحقيقات و فنآوري گفت: "استاد توهين کننده به حجاب اسلامي در دانشگاه تهران اخراج شده و حق هيچ گونه تدريسي ندارد." به همين دليل زرين کلک، پدر انيميشن ايران، رسما اخراج شد
از نظر نویسنده وبلاگ کار استاد بسیار زشت بوده و برخورد با ان نیز همین طور
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

وقتی پلیس از ترس ارازل نقاب می زند بیچاره مردم چه کنند؟
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

نمایندهگان محترم مجلس شورای اسلامی
با توجه به گذشت بیش از یک سوم از فعالیت دولت نهم و با توجه به سوگندی که در صیانت از حقوق مردم و حفظ منافع ملی خوردهاید و وظیفهای که در این باره به عهده گرفتهاید٬ خواهانایم مطابق قانون اساسی٬ پرسشهای زیر را مصرانه٬ پگیرانه و به طور علنی با ریاست دولت نهم٬ آقای احمدینژاد٬ مطرح نموده از ایشان پاسخهای صریح٬ دقیق٬ مستند و به دور از فرافکنی بخواهید:
۱ـ آقای احمدینژاد در سخنرانیهای تبلیغاتی خود٬ در موارد متعددی از حرکت در راستای سند چشمانداز بیست سالهی توسعهی کشور سخن گفتهاند. تاکنون به چه میزان در اجرای این سند موفق بودهاند؟
۲ـ دولت موظف به اجرای قوانین و مقررات مصوب کشور است. دولت نهم تا چه اندازه در رسیدن به اهداف برنامهی پنج ساله مصوب مجلس شورای اسلامی موفق بوده است؟
۳ـ اصلیترین شعار آقای احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم٬ اجرای عدالت و کاهش فاصلهی طبقاتی بوده است. با توجه به گرانیهای اخیر ـ خصوصآ در بخشهای غذا و مسکن ـ آیا میتوان دولت را در اجرای شعار عدالت محوری موفق دانست؟ آیا امروز٬ وضعیت معیشتی اقشار کم درآمد بهتر از دو سال قبل است؟
۴ـ اعطای وامهای ده میلیون تومانی مسکن ـ که با سر و صدا و تبلیغات فراوان همراه بود ـ در چه مرحلهای است؟ تاکنون چه تعداد از اقشار کمدرآمد کشور موفق به اخذ این وام شدهاند و با توجه به تورم بسیار شدید در بخش مسکن٬ آیا چنین وامی توانسته است گرهای از کار این قشر باز کند؟
۵ـ یکی از ایراداتی که به دولتهای گذشته وارد شده است٬ سفرهای خارجی اعضای دولت بوده است. لطفآ تعداد سفرهای خارجی آقای احمدینژاد را در این یک سال و اند با کل سفرهای خارجی آقای خاتمی در مدت هشت سالهی ریاست جمهوریشان مقایسه کنید. همچنین میزان تأثیر گذاری هر یک از این سفرها را در بهبود موقعیت جهانی کشور با دورههای قبل مقایسه نمایید و اعلام کنید که کدامها موفقتر بوده اند؟
۶ـ از مهمترین وظایف دولت٬ حفظ منافع ملی است. سؤال این است: ایراد سخنرانیهای حساسیتبرانگیز٬ خواستار حذف یک کشور شدن٬ اصرار بر انکار واقعهی هولوکاست و برگزاری همایشهای مختلف در این مورد و ... تا چه حد برای ما منفعتآور بوده و تا چه حد برای ملت ما هزینه داشته است؟ این همه آیای باعث ارتقاء موقعیت جهانی ما شده است یا ما را بیش از پیش منزوی ساخته است و شرایطی به وجود آورده که حتا کشورهایی که دوست میپندارشتیم٬ در مجامع مختلف جهانی بر علیه ما رأی میدهند؟
۷ـ همهی ما معتقدیم که استفادهی صلحآمیز از انرژی هستهای حق همهی ملتهای دنیاست. اما آیا این تنها حقی است که مردم ایران دارند؟ آیا داشتن برق هستهای و تکنولوژی ایجاد آن ارزش تحمل تبعات تحریم و فشار اقتصادی و حملهی احتمالی نظامی را خواهد داشت؟ و آیا این در راستای حفظ منافع ملی کشور است؟ اگر فرض کنیم که هست٬ آیا توقع داریم با وجود تهدید دیگر کشورها به حذف از نقشهی جهانی و ـ خواسته یا نا خواسته ـ نشان دادن چهرهای ستیزهجو از ایران در جهان٬ ملتهای دیگر نگران قدرت هستهای ایران نباشند؟ آیا سیاست دشمنسازانهی دولت در رسیدن به این حق مسلم ملت٬ موفق بوده است؟